سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۴۵۲ مطلب با موضوع «تقسیم بندی بر اساس نام شعرا» ثبت شده است

قَالَ الرِّضَا عَلَیه السَّلام:
...إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ أَقْرَحَ‏ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا بِأَرْضِ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ...

از نفاق بی فضیلت ها، فضیلت کشته شد
خاک عالم بر سرم دریای رحمت کشته شد

بی بصیرت ها به قصد قُرب سنگش می زدند
زینت دوش نبی از جهل امت کشته شد

چند عضو حضرتش از تشنگی حسی نداشت
عاقبت هم با لبان تشنه حضرت کشته شد

هرچه تیر و نیزه مانده بود رویش ریختند
با هزار و نهصد و چندین جراحت کشته شد

آه از آن حرفی که فرموده است مولانا الرضا
روز عاشورا عزیز ما به ذلت کشته شد

گفته مقتل خنجری کُند از قفا با ضربه ها...
نصّ مقتل گفته آقا با مشقت کشته شد

دختری که معجرش آتش گرفته ناگهان
زیر سم اسب، در هنگام غارت کشته شد

خواهری با دست بسته در کناره ناقه گفت:
ساقی لشگر کجایی، شرم و غیرت کشته شد

قاسم و عباس و جعفر، اکبر و عون و حسین
هرچه مَحرم داشتم، در چند ساعت کشته شد
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۴۷
محمد جواد شیرازی

آخر ذبیح وحشت این رخش شد تنت

نامت علی است یکصد و ده بخش شد تنت


باید چگونه جمع کنم پیکر تو را؟!

مثل انار دانه شده پخش شد تنت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۹
محمد جواد شیرازی

غافلم، باز خبردارم کن

یوسف فاطمه، بیدارم کن


بار سنگین گناه آوردم

از سر لطف، سبک بارم کن


ای طبیبی که پی بیماری

نظری بر دل بیمارم کن


آمدم توبه کنم، پاک شوم

مهربان... خالی از اغیارم کن


کمکم کن نروم سمت گناه

با کتک هم شده وادارم کن


بین عشاق حسین بن علی

بی بهایم، تو بهادارم کن


آمدم بین عزا جان بدهم

کشته ی قافله سالارم کن


وسط گریه، میان روضه

لحظه ای لایق دیدارم کن


بر غم ذبح عظیم اصغر

تا خود حشر گرفتارم کن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۵۷
محمد جواد شیرازی

تشنه شدی و ساقه ی شعله ورت شکست

چون چوبِ خشک هر دو لب لاغرت شکست


هر سو دوید مادر تو زمزمی نبود

طفل ذبیح خیمه، دل هاجرت شکست


با گریه ی تو هر دویمان آب می شویم

با گریه ات غرور پدر مادرت شکست


نامت علی است، محترمی مثل مرتضی

این احترام، ارثیه ی حیدرت شکست


می خواستم برای تو کاری کنم، نشد

خیلی دلم برای دو پلک ترت شکست


تا باد تیر حرمله از چله اش گذشت

مانند یاس خشک شده حنجرت شکست


تیزی یک پر از سه پر تیر، ذره ای

بر بازویت کشید، عزیزم پرت شکست


این حجم تیر کل تنت را گرفته است

مانند مادرم همه ی پیکرت شکست


خون گلوی تو به روی صورت من است

از بس که بی هوا قدح کوثرت شکست


با فکر پاسخی که بگویم به مادرت

بُهتم کنار جسم و تن بی سرت شکست


حالا که می روی ز چه لبخند می زنی؟!

قد مرا همین نظر آخرت شکست

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۰۶:۵۲
محمد جواد شیرازی

تقدیم به دوستان خوبم در هیئت منتظران حضرت مهدی عج که دیشب به لطف حضرت قاسم علیه السلام مهمان شهید گمنام بودند.


قاسم است و به قسمت نظرش

سر به راه و مریدمان کرده


جز عنایات اهل بیت کرم

از همه ناامیدمان کرده


از گناهان خرابه ای بودیم

یک بنای جدیدمان کرده


رو سیاه آمدیم نزد حسین

از کرم رو سپیدمان کرده


دو سه شب نام او به لب بردیم

میهمان شهیدمان کرده

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۱۷
محمد جواد شیرازی

روحِ سالم به ما عنایت کرد
عشقِ دائم به ما عنایت کرد

رزق یک سال را امام حسن
شب قاسم به ما عنایت کرد
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۰۸
محمد جواد شیرازی

حرام زادگی خویش بر ملا نکنید

نگاه شوم به داماد کربلا نکنید


آهای لشگریانِ سواره ی کوفه

طمع به کشتن فرزند مجتبی نکنید


همیشه و همه جا حق، مسیرِ آل علی است

دوباره فتنه، شبیه جمل به پا نکنید


همین که گفت أنا بن الحسن فرار کنید

به راه ازرق بیچاره اقتدا نکنید


شبیه مرد بجنگید یا به خانه روید

مسیر حیله و نیرنگ دست و پا نکنید


همین که شد پدر او دچار کوچه بس است

برای کشتن او باز کوچه وا نکنید


به جای نُقلِ شب اول عروسیِ او

به قصد قُرب سویش سنگ را رها نکنید


سنان به پهلوی زهرا نشان او نزنید

ز زین اسب تن زخمی اش جدا نکنید


پُر از کبودی سنگ است جسم بی جانش

به سُم اسب دگر جسمش آشنا نکنید


زمان بردن نام حسین، با مرکب

به روی صحن دهانش برو بیا نکنید


تمام دشت، عسل شد بس است نامردان

به کندوی عسلش باز نیزه جا نکنید


به دور دست، سر گیسویش نپیچانید

برای غارت رأسش خدا خدا نکنید


کریم زاده عطایش به پست هم برسد

بزن بزن سر عمامه و عبا نکنید


حسین از نفس افتاد هلهله کافی است

به پیش چشم عمویش سر و صدا نکنید

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۵:۴۷
محمد جواد شیرازی

زینب شده ام چون گوهری فاضله دارم

از سیرت زهرا و علی شاکله دارم


من دختر کرارترین مرد جهانم

شیران جگر دار در این قافله دارم


قربانی من را نپذیرفتی و حالا

خیلی سر این غصه ز دستت گله دارم


این دو بروند از حرمم مسئله ای نیست

من با غم تنهایی تو مسئله دارم


دایی شده ای تا که بیفتند به پایت

بگذار بیفتند به خون حوصله دارم


نگذار بمانند و ببینند که در شام

بر دست ورم کرده ی خود سلسله دارم


بهتر که نباشند ببینند دو طفلم

تنها شدم و پای پر از آبله دارم


جان می دهم ای یار سر افکنده نباشی

در خیمه روم تا که تو شرمنده نباشی


من با خبرم از جگرِ عُون و محمد

بنشین و نظر کن هنر عون و محمد


جز فکر تو یک لحظه میان سرشان نیست

عشق است فقط در نظر عون و محمد


سردار حریم دل خواهر به سلامت

نذرِ سرت ای عشق، سرِ عون و محمد


حاشا که بگیرد به پرت تیزی سنگی

تا هست به تن بال و پر عون و محمد


داغ تو نبیند دل و صد بار ببیند

در خون بدن غوطه ور عون و محمد


آنقدر دلم سوخته از داغ جوانت

سهل است برایم خبر عون و محمد


این بار سپردم که ابالفضل بیاید

جای منِ دلخون به بر عون و محمد


هر قدر در این جا سرشان سنگ بریزند

در شام سر مادرشان سنگ بریزند


ای وای از آن دم که در انظار می افتند

در دام پُر از حیله ی اشرار می افتند


تشنه شده اند و همه جا تار شد اما

یادِ عطش قافله سالار می افتند


گفتند علی، ضربه به فرق سرشان خورد

با فرق شکسته، صد و ده بار می افتند


هر دانه ی تسبیح من افتاد، دلم ریخت

با دانه ی تسبیح من انگار می افتند


نیزه که میان بدن و سینه شان رفت

یاد دلِ سنگِ نوک مسمار می افتند


وقتی که چشیدند فشار سم مرکب

یک مرتبه یاد در و دیوار می افتند


آن قدر بهم ریخته شد پیکر این دو

بین گذر از دوش علمدار می افتند


من مهر برادر به جهانی نفروشم

رخصت بده من هم زره رزم بپوشم

محمد جواد شیرازی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۰۲
محمد جواد شیرازی

#حضرت_رقیه سلام الله علیها

#زمینه

دانلود زمینه صوت شعر زیر

بابایی

عجب... سری به ما زدی

بابایی

به دیدنم خوش اومدی

بابایی مشکل غربتم رو حل کن


بابایی

یه دست بکش روی سرم

بابایی

موهام رو شونه کن یکم

بابایی یه بار دیگه منو بغل کن


خبر داری

دلم گرفته این شبا شدیدا

به زخم من همه نمک پاشیدن

چادرمو تو ازدحام کشیدن


چیزی دیگه

به انتهای ماجرام نمونده

مرهمی غیر گریه هام نمونده

یه جای سالمم برام نمونده


آه من از دست بسته

ز بال شکسته

شدم دیگه خسته


وای بابا دیر رسیدی ۳


می دونی

چرا دلم گرفت زیاد

می دونی

کسی منو بازی نداد

من میرم بیا یکم دنبال من کن


میدونی

به قامتم میخندیدن

میدونی

به لکنتم میخندیدن

بابا جون یه فکری ام به حال من کن


به روم نیار 

درسته کل صورتم کبوده

این همه سیلی حق من نبوده

روسریمو یه بی حیا ربوده


چی کار کنم

تا که لبت رو بدی یه تکونی

بوسم کنی با این لبای خونی

دیگه پیش خودم باید بمونی


وای تو انظار نبودی

تو بازار نبودی

گرفتار نبودی


وای بابا دیر رسیدی ۳


جون من

رو پام نمیتونم پاشم

جون من

نذار دوباره تنهاشم

جون من ببین که دست و پام خضابه


جون من

نمونده طاقتی برام

جون من

سه سال بسه بذار بیام

جون من ببر منو از این خرابه


خسته شدم

آروم نمیشه چرا درد زانوم؟!

بسته نمیشه چرا زخم پهلوم؟!

بهتر نمیشه بابا دیگه بازوم؟!


گریه کنم؟!

که پیکرم دوباره رعشه دار شه

دوباره قلب عمه بی قرار شه

دوباره زجر لعنتی بیدار شه


وای

قدم زود کمون شد

بهارم خزون شد

تنم رنگ خون شد


وای بابا دیر رسیدی ۳

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۴۸
محمد جواد شیرازی

به غارت برده دشمن دودمانم، دیده ای یا نه؟!

غروب عمر را در آسمانم دیده ای یا نه؟!


همان دُ دختر شیرین زبا بان تُ تو هستم

گرفته آبرویم را زبانم دیده ای یا نه؟!


پدر موی سرم شانه زدن دیگر نمی خواهد

شرر را در میان گیسوانم دیده ای یا نه؟!


شدم سرگرمی خندیدن طفلان این کوچه

دلیل خنده های این و آنم، دیده ای یا نه؟!


هر آن که رد شد از ویرانه با حیرت نشانم داد

ورم کرده سر و چشم و دهانم دیده ای یا نه؟!


دوتایی سنگ ها خوردیم، بابا من تو را دیدم

تو هم من را، بگو تا که بدانم دیده ای یا نه؟!


بیا تا زجر خوابیده بگیرم بین آغوشت

به لب آمد ز هجران تو جانم، دیده ای یا نه؟!


اگر من را پذیرفتی، شهادت را نصیبم کن

صلاحم را به ترکِ آشیانم دیده ای یا نه؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۵:۴۴
محمد جواد شیرازی