سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۴۲۴ مطلب با موضوع «تقسیم بندی بر اساس نام شعرا» ثبت شده است

بر دور کمر شال بهم ریخته دارد

اندام کهنسال بهم ریخته دارد


آتش نکشانید بر این خانه که این مرد

از فاطمیه حال بهم ریخته دارد


مانند علی رد طناب است به دستش

در بند، پر و بال بهم ریخته دارد


آرام برو... پشت سرت از نفس افتاد

آقا قد چون دالِ بهم ریخته دارد


حالا سر پیری به روی خاک نشسته

پیراهن پامال بهم ریخته دارد


افتاده زمین پشت فرس، یاد رقیه

چشم تر و احوال بهم ریخته دارد


خون از کف پایش به زمین ریخت و فریاد

از آن همه خلخال بهم ریخته دارد


مثل همه ی عمر فقط گریه و زاری

بر روضه ی گودال بهم ریخته دارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۳:۴۵
محمد جواد شیرازی

زیبایی گل از دل مجروح خار است

شعله به زیر قلب خار و خس نگیرید


در باطن هر ذره ای دلبر هویداست

اینقدر بیخود عیب از کرکس نگیرید


باید که درس عشق را از عاشق آموخت

این درس را از هر کس و ناکس نگیرید


سگ پیر که شد زود عذرش را نخواهید

قلاده را از کلبِ دلواپس نگیرید


چیزی نمانده... هرچه هم مانده بگیرید

عبدالرقیه بودنم را پس نگیرید

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۷ ، ۰۶:۲۲
محمد جواد شیرازی

بر اهل دنیا رو زدن ارزش ندارد

درخواست جز از ذوالمِنن ارزش ندارد


عاشق نگاهش بر سکونتگاه عشق است

نزد اُویس اصلا قَرَن ارزش ندارد


پیراهن، ارزش یافته از بوی یوسف

بی عطر یوسف پیرهن ارزش ندارد


گفتم فدایت می کنم جان را، نشد حیف

شاید که دیدی جان من ارزش ندارد...


سر می کنم همچون زلیخا با فراقت

باشد... دلِ یک پیرزن ارزش ندارد


بی ارزشم اما نخواه از تو نخوانم

از تو نخوانم که سخن ارزش ندارد


وَانظُر إلَیَّ یا أباصالِح أغِثنی

لطفت نباشد سینه زن ارزش ندارد


در خون تپیدند و شهیدان یاد دادند

در عاشقی جان و بدن ارزش ندارد


ما به توسل بر کریمان خو گرفتیم

عالَم بدون پنج تن ارزش ندارد


با این همه کاخ و زرش این ظرف دنیا

یک ذره، بی صحن حسن ارزش ندارد


وقتی که گنبد نیست بالای مزارش

بالم بسوزان، پر زدن ارزش ندارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۰
محمد جواد شیرازی

بر نهالی که شکسته، ثمری نیست، نگرد

بین بارم عملی که بخری نیست، نگرد


سر به زیر آمده ام تا که بدانی از من

بنده ی عاصی و شرمنده تری نیست، نگرد


تو پیِ اشکی و من چشمه ی خشکیده شدم

در بساطم خبر از چشم تری نیست، نگرد


اهل بیتند خدایان کرم، طبع مرا

جز سرودن ز کریمان هنری نیست، نگرد


ای که بی حبّ علی، دور حرم می گردی

طوفِ بی حبّ علی را اثری نیست، نگرد


اگر امروز پی ضامن فردا هستی

جز به دربار خراسان خبری نیست، نگرد


دوست دارم بشوم زائر مشهد، یا رب

در دلم حاجت و میل دگری نیست، نگرد


کار هربار رسیده است به کوچه، دیدیم

آخر روضه به جز خون جگری نیست، نگرد


ای اباصلت... ازین کوچه خیالت راحت

خوب شد بین گذر، رهگذری نیست، نگرد


دور این خانه اگرچه پُر خاک است ولی

هیزمِ شعله ور و میخ دری نیست، نگرد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۰۸
محمد جواد شیرازی


زوار نجف... دعا بر این سنگ کنید

با اشک، وصال خود هماهنگ کنید


انگور ضریح مرتضی را دیدید

یاد از منِ جامانده و دلتنگ کنید

محمد جواد شیرازی

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۳۹
محمد جواد شیرازی

به کوی رحمتِ حیدر مقیم یعنی ما

گدای شاه نجف از قدیم یعنی ما


فقیر محض شدن اوج لذت دل ماست

کریم... اوست، فقیر کریم یعنی ما


تمام خاک نجف نعمت است سرتاسر

همیشه سائلِ دارُالنّعیم یعنی ما


نوای یاعلی و یا عظیم یعنی او

دخیلِ یا علی و یا عظیم یعنی ما


دل شکسته ی ما تا که ظرف مِهر علی است

خطاب آیه ی "قلبٍ سَلیم" یعنی ما (۱)


علی است شاه عظیمی که مانده در بستر

سیاه پوشِ به پشت حریم یعنی ما


از آن زمان که شکستند فرقِ حیدر را

دل شکسته و قلب دو نیم یعنی ما


ازین به بعد نجویید خنده ی ما را

شبیه کودک کوفه یتیم یعنی ما


۱. یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (۸۸ و ۸۹ شعراء)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۶
محمد جواد شیرازی

ساقی بریز باده که تازه گلو کنی

شرمنده آمدم که مرا زیر و رو کنی


پیمان شکن شدم سرِ این نفس، حق توست

من را مؤاخذه سرِ این خُلق و خو کنی


هر بار جای من، تو حیا کرده ای ولی

دستِ مرا نشد که تو یک بار رو کنی


هر شب به این بهانه صدایت زدم فقط

تا با دلِ شکسته ی من گفت و گو کنی


امشب نمی شود به نماز شب علی

فکری به حال سائل بی آبرو کنی؟


مثل عبای کهنه ی حیدر، دل مرا

آیا شود به دست کریمش رفو کنی؟


با روسیاهی آمده ام محضرت که تو

با اشک روضه باز مرا شست و شو کنی


ای روزگار... رحم به زینب نمی کنی؟!

هر چه مصیبت است فقط سهم او کنی


دیروز داغ مادر و امروز هم پدر

بر این صبورِ غمزده، بغضِ گلو کنی


فرقِ علی شکافته، حالا عقیله را

نامردی است با پدرش رو به رو کنی


****


بوسه بزن به رأس پدر چون که کربلا

باید وصال رأس حسین آرزو کنی


جز حنجر بریده که پیدا نمی کنی

هرچه میان خونِ تنش جست و جو کنی

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۹
محمد جواد شیرازی

جنس انگور اگر عسگری اش قیمتی است

دلِ خالص شده هم دلبری اش قیمتی است


عبدِ رسوا شده ای که همه جا را گشته

زار برگشتن و جامه دری اش قیمتی است


دل رسوای مرا لطف خدا بالا بُرد

از بس این ظرف دلم، مشتری اش قیمتی است


تا سحر نام تو را می برم، ای رب کریم

سینه ی سوخته، نوحه گری اش قیمتی است


از همان روز ازل فاطمه ما را خوانده

مادر ما به خدا مادری اش قیمتی است


دل نبستیم به هر دل که فقط در دل ها

در تمامی جهان حیدری اش قیمتی است


کل اعمال گره خورده به حب حیدر

مژده بر دل که علی باوری اش قیمتی است


هر کسی ذوب در انوار حسینی باشد

نزد زهرا و علی نوکری اش قیمتی است


چشم ما گریه نکرده است به جز بر ارباب

باده ی ناب فقط کوثری اش قیمتی است


ساربان با عجله رفت سوی جسم حسین

زیر لب گفت که انگشتری اش قیمتی است


حامل راس شریفش کمی آرام برو

این سری که سرِ نی می بَری اش قیمتی است


****


دست بردار از آن طفل یتیم ای ظالم

مگر اصلا چقدر روسری اش قیمتی است؟

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۶:۰۴
محمد جواد شیرازی

خرابه ای است دلی که ز عشق دم نزند

خدا برای دلی اینچنین رقم نزند


خدا کند که پس از روزه داری ام، نَفْسم

شبانه روز فقط حرف از شکم نزند


رسیده ام به سرایی که صاحبش عمری است

نَزَد ز معصیتم حرف، باز هم نزند


کجا رود؟! چه کند؟! با که درد خود گوید

اگر که بنده ی عاصی درِ حرم نزند؟!


من آمدم که ازین پس، گناه و معصیتم

بساط بندگی ام را دگر بهم نزند


به روز حشر بگویم که دوستش دارم

چنانچه لطف کند مُهر بر لبم نزند


دخیل اهل کسایم، چه بی پناه شده است

کسی که رو به خدایان ذوالکرم نزند


ز عشق بازی و دلدادگی چه می فهمد؟!

میان صحن نجف هر کسی قدم نزند


حسین خون خدا هست و من گدای حسین

گدا چگونه دم از خونِ محترم نزند؟!


بگو به صاحب آن خیزران به پیش رباب

به کام شاه، دگر ضربه از ستم نزند


بگو که حرفِ کنیزیِ آل عصمت را

به اشکِ دیده ی صاحب علم قسم، نزند

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی


یا رب از این فعل کمم، اخلاص و قربت را نگیر

هر چیز می گیری بگیر اما حلاوت را نگیر


چیزی ندارم آورم بر محضرت جز چشم تر

از آسمان دیده ام باران رحمت را نگیر


مشغول دنیا شد دلم با غفلت از "یَومُ النّشور"

از خاطرِ آشفته ام یاد قیامت را نگیر


یک عمر با سرپیچی ام بیچاره و رسوا شدم

شرمنده ام یا سیدی از من اطاعت را نگیر


خیلی سرِ این بی حیا بودن تو را آزرده ام

جان علی دیگر بیا از من نجابت را نگیر


تازه به این ماه علی خو کرده ام ای ذوالکرم

دارد به پایان می رسد، ماه ضیافت را نگیر


من هر چه بد باشم، علی دارم، نجف دارم، خوشم

جانم بگیر و در عوض حب ولایت را نگیر


دیدی نشد هم آخرش بوسه به شش گوشه زنم؟!

باشد... از این هجران زده بوسه به تربت نگیر


نان شب این سفره هم شد گریه بر داغ "حسین"

لطفی کن و از سفره ام این نان هیئت را نگیر


مست مناجات است او، ای نیزه دار بی حیا

از حنجر خشکیده اش صوت و فصاحت را نگیر


زهرا مکرر با وضو شانه به مویش میزده

ناپاک زاده شرم کن، گیسوی حضرت را نگیر


چیزی نمانده از تن و عمامه و خود و زره

ای ساربان، بس کن برو، دنبال غارت را نگیر

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۰۶
محمد جواد شیرازی