سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۴۱۳ مطلب با موضوع «تقسیم بندی بر اساس نام شعرا» ثبت شده است

با سلام و احترام

پیرو درخواست مخاطبان محترم در دو برنامه ایرانی سروش و ایتا کانال اشعار حقیر ایجاد شد.


✅ آدرس کانال در ایتا:

https://eitaa.com/abdorroghaye


✅ لینک آدرس کانال در سروش:

https://sapp.ir/abdorroghaye


در ضمن آدرس صفحه ی حقیر در  اینستاگرام و آدرس وبلاگ هم همان آدرس های قبلی می باشد.


✅ آدرس وبلاگ سبوی معرفت:

Www.sabuo.blog.ir


✅ آدرس صفحه اینستاگرام:

https://www.instagram.com/abdorroghaye/


👌 در صورت صلاحدید می توانید این پیام را برای علاقه مندان ارسال فرمایید. 

باتشکر_ محمد جواد شیرازی❤️

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۲۸
محمد جواد شیرازی

سلام بر تو امامی که نفسِ تطهیری

سلام بر تو که چون رحمتی، فراگیری


سلام بر تو زمانی که غرق طاعاتی

سلام بر تو زمانی که روزه می گیری


بدون شمسِ پر از خیر و برکت رویت

به ما رسید عجب روزگار دلگیری


گذشت و چشم به راهت جوانی ام طی شد

نیامدی و رسیده است موسم پیری


نشد مقدمه سازِ ظهورتان باشم

منِ خراب دعایم نداشت تأثیری


چقدر گریه و توبه به جای من کردی

حلال کن که نکردم هنوز تغییری


من از زمان ورودم به قبر می ترسم

بیا و ناجی من شو در آن سرازیری


اجازه هست کمی از زبان عمه یتان

بخوانم از غم ویرانه و زمینگیری؟!

***


پدر شبی که رسیدی برای من قدر است

رقم زده است برایم خدا چه تقدیری


ببخش این همه امشب به لکنت افتادم

ببخش از رخ سابق نمانده تصویری


به تابِ زلف تو دستم نمی رسد دیگر

شکسته بازوی من در میان درگیری


بدون هیچ دلیلی مرا کتک زده اند

بدون هیچ دلیلی و هیچ تقصیری

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۵:۱۵
محمد جواد شیرازی

عشاق دلخوشند به دنیا نداشتن

پرواز می کنند فقط با نداشتن


وقت نزول درد و محن شکر می کنند

هستند شُهره بر اگر اما نداشتن


باید برای غفلت خود چاره ای کنیم

رسوایی است آخرِ تقوا نداشتن


رنجیده شد امام زمان بارها ز ما

بس نیست فکر یوسف زهرا نداشتن؟!


مثل یتیم گم شده ای زار می زنیم

باید چه کرد با غم مولا نداشتن؟!


بیمارهای دردِ جدایی دلبریم

خسته شدیم ما ز مداوا نداشتن


بر زائران کرب و بلا غبطه می خوریم

خسران واقعی است حرم را نداشتن


تنها دلیل خجلت باران شده همین

بهر حسین، آبِ گوارا نداشتن


از تشنگی زمین و سما می شود دخان

این است ختم ماتم سقا نداشتن


آنقدر نیزه خورد که روضه رسید به

دیگر برای بوسه زدن جا نداشتن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۹
محمد جواد شیرازی

امشب از سوی خدا رحمت به ما نازل شده

غیر روی یار این دل از همه غافل شده

قلب ما بر طفل بیت عسکری مایل شده

بر محبان علی لطف خدا شامل شده


نیمه ی شعبان رسید و عید مستان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


جبرئیل از سوی حق با عشق آوردت سلام

آرزوی هر ولی این که شود بر تو غلام

نامتان برده نبی با منزلت با احترام

ای برای اوصیا نامت شده حسن ختام


فاش می گویم امیر می پرستان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


نیمه ی ماه نبی ماه علی گشته عیان 

مست او از قبل میلادش همه مستضعفان

با قدومش فخر دارد این زمین بر آسمان

کرد جاری آیه ی قران به ناگه بر زبان


ساقی میخانه ی قران نمایان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


آمده تا که بگیرد در دو دستش ذوالفقار

آیه ی قران به بازویش نوشته کردگار

عدل تنها با وجود اوست گردد ماندگار

باغ پاییز جهان با مقدمش گشته بهار


بر تمامی دو عالم روح و ریحان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


آمده با یا علی دین نبی احیا کند

آمده تا دشمنان مرتضی رسوا کند

آمده تا عدل را حاکم بر این دنیا کند

قامت مستکبرین را با نگاهش تا کند


بهر اجرای تمام حکم قرآن آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


ای بهار زندگی ام نیست جز میلادتان

یک کویر مرده بودم گشته ام آبادتان

عشق بازی می کنم هر صبح و شب با یادتان

زنده ماندم تا ببینم لحظه ی میعادتان


بر تمام دردها دارو و درمان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


ای نسیم رحمت حق بر تمام عالمین

آمدی تا که شوی بر مرتضی نور دو عین

نام تو برده امام عسکری با شور و شین

بارها خوانده تو را در قتلگه جدت حسین


منتقم از دشمنان شاه عطشان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۱
مجتبی قاسمی

برای دوری ات آهِ جگر بهانه گرفت
شکست بغض نهان، چشمِ تر بهانه گرفت

خوشا به حال دلم، از فراق و هجرانت
خودش به جای هزاران نفر بهانه گرفت

همین زمان که دعا می کنی برای دلم
همین دقیقه دلم بیشتر بهانه گرفت

دمی ز ماه رخت پرده را کنار بزن
برای دیدن رویت قمر بهانه گرفت

همیشه هر که دلش سوخت از غم هجران
به اشتیاق نگارش سحر بهانه گرفت

فدای اشک رقیه تمام هجران ها
چقدر زیر کتک، در گذر بهانه گرفت

همین که صوت پدر شد بلند از نیزه
دوید و خورد زمین پشت سر، بهانه گرفت

بگیر درس وصال از سه ساله ی ارباب
رسید دلبر او آن قدر بهانه گرفت

محمد جواد شیرازی
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۲۴
محمد جواد شیرازی

به اذن فاطمه رام ابوتراب شدم

به حکم عشق غلام ابوتراب شدم

دوباره تشنه ی جام ابوتراب شدم

منی که مست به نام ابوتراب شدم


دلم خوش است به این که دو چشم تر دارم

عجیب حال و هوای نجف به سر دارم


چگونه پست از آن کوه آبرو گوید؟!

چگونه تشنه از آن صاحب سبو گوید؟!

کجاست طبع بلندی که مدح او گوید؟!

همیشه شاعر او جای شعر "هو" گوید


علی است عالی اعلی، علی است حق و یقین

علی است باطن قرآن، علی است باطن دین


خریده روز ازل، حق به شوق نازش را

به دست، بافته مرضیه جانمازش را

نبی شنیده رجزهای چاره سازش را

کمیل بود و علی بود و هر فرازش را


شبیه شمع در این ظلمت جهان افروخت

مرام بنده شدن را به شیعیان آموخت


علی است آن که حقیقت برای ایمان شد

برای یافتن راه راست، میزان شد

به عرش، صوتِ خداوندی اش نمایان شد

نشست روی زمین، مرکب یتیمان شد


اسیر کرده دلم را طلوعِ احسانش

خوشا به حال گدای رکوعِ احسانش


یگانه حامی احمد علی است بی تردید

برای حفظ نبی با وقار می جنگید

به دور مرکب او مثل شیر می چرخید

میان بستر خیرالبشر، علی خوابید


وفای آن که پُر از زخمِ تیر شد پیداست

تمام حرف از آن غزوه ی اُحد پیداست


علی است آن که ندیده کسی فرارش را

چشیده است درِ قلعه اقتدارش را

خدا ستوده خودش تیغ ذوالفقارش را

نخواست ذره ای از مال روزگارش را


میان چاه غریبانه سر فرو کرده

عبای کهنه و نعلین خود رفو کرده


نوای حضرت حق در دم و خروش علی است

همیشه کعبه ی رحمن سیاهپوش علی است

صدای فاطمه اش تا ابد به گوش علی است

شبانه کیسه ی خرما به روی دوش علی است


برای او به خدا این جهان پشیزی نیست

کنار شأن علی، ردّ شمس چیزی نیست


همان که در همه ی جنگ هاش غالب شد

همان که مِهر و ولایش به خلق واجب شد

همان که در همه جا مظهر العجائب شد

کنار فاطمه خانه نشین یثرب شد


به قتل فاطمه حق نبی ادا کردند

چقدر خون به دل پاک مرتضی کردند


به جز علی به کسی دل نبسته ام اصلا

به نور او دل ظلمانی ام شده روشن

خدا... محبت او را دمی نگیر از من

کنار من برسانش به لحظه ی مردن


کنار خوان کریمان پُر التماسم کن

به لعن دشمن زهرا، علی شناسم کن

محمد جواد شیرازی

۱۰ فروردین ۹۷

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۷ ، ۰۵:۴۷
محمد جواد شیرازی

#امام_هادی علیه السلام

سین مثل "سحر" و "سردی عفوی نایاب"

سین "سجاده ی زوار" میانِ "سرداب"

سین "سائل" شدن حاتم و لطف ارباب

"سامرا"، "سینه زدن" تحت شعاع مهتاب


برکت سال نو امسال امام هادی است

بانی گردش احوال امام هادی است


باز هم آیه بخوان راه به ما یاد بده

راه نزدیک به درگاه به ما یاد بده

عشق بازیِ سحرگاه به ما یاد بده

وَ بِکُم عَلَّمَنَا الله به ما یاد بده


بهترین نسخه ی هر غصه و هر دردی تو

جامعه خواندی و ما را علوی کردی تو


کاش نوری سوی قلبم برسد، محتاجم

اول سال، گره باز شود... محتاجم

نظری کن به منِ خسته که بد محتاجم

من به الطاف شما تا به ابد محتاجم


تا که چرخید زبانم همه اش مدح تو شد

خواستم روضه بخوانم همه اش مدح تو شد


راه این روضه ی غمناک، مسیری سخت است

دور از خانه غریبانه اسیری سخت است

این همه جام بلا را بپذیری سخت است

یادِ تخریب حرم روضه بگیری سخت است


آب بستند به صحن و حرم جدت آه

سال ها سوختی از داغ اباعبدالله


رتبه ی فاطمی ات قابل تشکیک نبود

این همه اذیت معصوم خدا، نیک نبود

حق تو دیدن ویرانه ی تاریک نبود

جایگاهت به خدا "خان صعالیک" نبود


کنج ویرانه دلت سوخت و در تب بودی

مطمئنم که به یاد دل زینب بودی


حمله بر حصن حصین؟! بر متوکل لعنت

طعنه بر هادی دین؟! بر متوکل لعنت

خوردی آقا به زمین؟! بر متوکل لعنت

آه از کوچه، همین... بر متوکل لعنت


این زنا زاده چرا حمله به یوسف کرده؟!

به چه رویی به شما باده تعارف کرده؟!


خوب شد پاره، گریبان کسی این جا نیست

خوب شد دختر حیران کسی این جا نیست

خوب شد چوب به دستان کسی این جا نیست

خواهری بی سر و سامان کسی این جا نیست


تا ز حلقوم حسین آیه به لب هاش نشست

خیزران زود به دندان ثنایاش نشست


محمد جواد شیرازی

اسفند ۹۶

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۸
محمد جواد شیرازی

ای که در سینه ی خود داغ فراوان داری

چقدر غم به دل از محنت دوران داری


‌همه رنجور ز یلدای فراقت هستند

پیرو مست میان همه ادیان داری


قصه ی غربت تو غصه شده در دل ما

چقدر غصه خور از قصه ی هجران داری


آرزویم شده تا سائل کویت بشوم

تو کریمی، به گدای رهت احسان داری


نوکرانت همه دیوانه ی رخسار تواند

بس که در چهره نشان از رخ یزدان داری


یوسف فاطمه برگرد به جان زهرا

که فدای قدمت یار هزاران داری


وای بر ما که تو را راهی صحرا کردیم

بی سبب نیست که اینقدر پشیمان داری


آخر سال رسید و نرسیدی آقا

چقدر منتظر پاره گریبان داری


سر سال است فقط روی تو را می طلبم

چون که در چهره ی خود باغ بهاران داری


نکند مرگ بیاید تو نیایی آقا

همه دردیم و شما نسخه ی درمان داری

حاج مجتبی قاسمی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۶
مجتبی قاسمی


می نویسم به اذن ثارالله

از زنی با وقار همچون ماه


راوی صادق بنی هاشم

از علوم خفی حق آگاه


مهد علم و مفسر قرآن

کوه عصمت، مقرب درگاه


چون حسین و حسن سخاوتمند

مثل زینب صبور آل الله


مثل زینب بلا چشیدن را

ام کلثوم بوده خاطرخواه


با صلابت مبارزه می کرد

با سلاح دعا و اشک و آه


خطبه مانند مرتضی می خواند 

خطبه هایی پر از غم جانکاه


مدح او را بس است چون بوده

دختر فاطمه، سخن کوتاه


دختر دوم ولی خدا

ام کلثومِ حضرت زهرا



آن قدر داغ و دردسر دیده

قد کمان و نحیف گردیده


بعد داغ غم رسول الله

یاس را در دل شرر دیده


وسط کوچه ی بنی هاشم

یک نفر به چهل نفر دیده


خاک غم روی چادرش مانده

چون شکاف سر پدر دیده


جگرش پاره شد کنار حسن

طشت لبریز از جگر دیده


چادر خواهر بزرگش را

وسط خیمه شعله ور دیده


لب گودال بر زمین خورده

غارت جسم محتضر دیده


کوفه و شام پر بلا رفته

بر سر نیزه ها قمر دیده


نیزه ها را ببر از این جا شمر

دور کن چشم بی حیا را شمر



با دلی پر شراره و گریان

لقمه ها را گرفت از طفلان


خطبه اش شام و کوفه را لرزاند

دشمنش شد از این بیان حیران


داغ بازار شام را حس کرد

وسط چشم های بی ایمان


با دو چشم خودش تماشا کرد

خیزران خورد بر لب و دندان


رفت ویرانه ای که شامش بود

سرد و روزش جهنمی سوزان


گریه می کرد پا به پای رباب

تا دهد بر دلش سر و سامان


چه فراقی کشید این خواهر

اربعین بود آخر هجران


درد، این است قدر این بانو

مانده حتی میان ما پنهان


ما بدهکار ام کلثومیم

عبد دربار ام کلثومیم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۱۷
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دردهایم شده تکرار، بهم ریخته ام

غم شده بر سرم آوار، بهم ریخته ام


بعد از عمری، سر پیری به خودم می نگرم

من کی ام؟ عبد گنهکار، بهم ریخته ام


آخر سال شد و دردِ فراقت آقا

شده در سینه تلمبار، بهم ریخته ام


قدرِ یک سال خجالت زده ام از رویت

حقم این است که بسیار بهم ریخته ام


خبری نیست دگر از من و اشک سحرم

چشم هایم شده بیمار، بهم ریخته ام


منم و این دل رسوا شده و دست نیاز

نظری حضرت دلدار، بهم ریخته ام


پسر حضرت زهرا، به رقیه العفو

التفاتی بکن ای یار، بهم ریخته ام


جان فدای دل آن دخترکی که می گفت:

به زمین خوردم و ناچار بهم ریخته ام


روسری سوخت، سرم سوخت، حجابم افتاد

وسط کوچه و بازار بهم ریخته ام


خبری از پدرم نیست، مرا برده ز یاد!!!

اصلا انگار نه انگار بهم ریخته ام

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۵۵
محمد جواد شیرازی