سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۴۱ مطلب با موضوع «تقسیم بندی بر اساس نام شعرا :: 1- حاج مجتبی قاسمی» ثبت شده است

عالم بدون روی تو سامان ندارد

افسوس، گویا هجرتان پایان ندارد


من فاش می گویم ، از این باکی ندارم

بی حب تو هرگز کسی ایمان ندارد


دنیا به قحطی عدالت خو گرفته

برگرد بی رویت عدالت جان ندارد


" این الستقرت " صبح و شب ذکر لب ماست

دور از تو این دل میل بر رضوان ندارد


هر مومنه، هر مومنی که عشق اویی

دیگر توان دوری و هجران ندارد


"وانظر الینا "ما همه محتاج هستیم

جز با نگاهت درد ما درمان ندارد


جدت صدا زد نامتان در بین مقتل

مظلوم چون او عالم امکان ندارد


شاهی که تنها مانده بین نیزه داران

راسش بریدن از قفا عطشان ، ندارد

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۰۶
مجتبی قاسمی

امشب از سوی خدا رحمت به ما نازل شده

غیر روی یار این دل از همه غافل شده

قلب ما بر طفل بیت عسکری مایل شده

بر محبان علی لطف خدا شامل شده


نیمه ی شعبان رسید و عید مستان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


جبرئیل از سوی حق با عشق آوردت سلام

آرزوی هر ولی این که شود بر تو غلام

نامتان برده نبی با منزلت با احترام

ای برای اوصیا نامت شده حسن ختام


فاش می گویم امیر می پرستان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


نیمه ی ماه نبی ماه علی گشته عیان 

مست او از قبل میلادش همه مستضعفان

با قدومش فخر دارد این زمین بر آسمان

کرد جاری آیه ی قران به ناگه بر زبان


ساقی میخانه ی قران نمایان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


آمده تا که بگیرد در دو دستش ذوالفقار

آیه ی قران به بازویش نوشته کردگار

عدل تنها با وجود اوست گردد ماندگار

باغ پاییز جهان با مقدمش گشته بهار


بر تمامی دو عالم روح و ریحان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


آمده با یا علی دین نبی احیا کند

آمده تا دشمنان مرتضی رسوا کند

آمده تا عدل را حاکم بر این دنیا کند

قامت مستکبرین را با نگاهش تا کند


بهر اجرای تمام حکم قرآن آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


ای بهار زندگی ام نیست جز میلادتان

یک کویر مرده بودم گشته ام آبادتان

عشق بازی می کنم هر صبح و شب با یادتان

زنده ماندم تا ببینم لحظه ی میعادتان


بر تمام دردها دارو و درمان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


ای نسیم رحمت حق بر تمام عالمین

آمدی تا که شوی بر مرتضی نور دو عین

نام تو برده امام عسکری با شور و شین

بارها خوانده تو را در قتلگه جدت حسین


منتقم از دشمنان شاه عطشان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۱
مجتبی قاسمی

ای که در سینه ی خود داغ فراوان داری

چقدر غم به دل از محنت دوران داری


‌همه رنجور ز یلدای فراقت هستند

پیرو مست میان همه ادیان داری


قصه ی غربت تو غصه شده در دل ما

چقدر غصه خور از قصه ی هجران داری


آرزویم شده تا سائل کویت بشوم

تو کریمی، به گدای رهت احسان داری


نوکرانت همه دیوانه ی رخسار تواند

بس که در چهره نشان از رخ یزدان داری


یوسف فاطمه برگرد به جان زهرا

که فدای قدمت یار هزاران داری


وای بر ما که تو را راهی صحرا کردیم

بی سبب نیست که اینقدر پشیمان داری


آخر سال رسید و نرسیدی آقا

چقدر منتظر پاره گریبان داری


سر سال است فقط روی تو را می طلبم

چون که در چهره ی خود باغ بهاران داری


نکند مرگ بیاید تو نیایی آقا

همه دردیم و شما نسخه ی درمان داری

حاج مجتبی قاسمی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۶
مجتبی قاسمی

خدا به کوثر خود کوثری عطا کرده

برای مَظهر حق مُظهری عطا کرده


علی است مَظهر حق مُظهرش شده زینب

برای شیر عرب گوهری عطا کرده


مقربان الهی گدای درگاهش

خدا به خیل ملک دلبری عطا کرده


به خنده، باز شده غنچه ی لبان حسن 

که حق به شاه کرم خواهری عطا کرده


حسین آمده قنداقه را بغل گیرد

خدا به خون خدا لشگری عطا کرده


دخیل یک نخی از معجرش پیمبرها

فقیر یک نظرش می شوند اکبرها 


چه دختری که سرا پا جمال فاطمه است

علیمه است و فهیمه، مثال فاطمه است


دوباره دختر خیرالبشر دلش شاد است

به یمن مقدم او خوب، حال فاطمه است


حقیقتی است که دختر به مادرش برود

چقدر چهره ی او چون جمال فاطمه است


که هست؟ سبط نبی زینت دل حیدر

که هست؟ دختر نیکو خصال فاطمه است


به شام و کرب و بلا طرز خطبه خوانی او

نشان دهنده ی اوج جلال فاطمه است


بیان کننده ی قرآن، مُفسر آیات

بگیر دست مرا ای عقیله ی سادات


نبی است زینت هستی و زینتش کوثر

علی است زینت عرش و تو زینت حیدر


تمام علت خلقت اگر چه فاطمه است

تویی به حضرت ریحانه برترین دختر


تو آمدی که تجلی کند صبوری حق

به بحر عصمت و بحر حیا شدی گوهر


رسیده ای که ببخشد خدا به "العفوت"

حسینیان گنه کار را دم محشر


حسین فلک نجات است و کشتی ایمان

برای کشتی حق ناخدایی و لنگر


بدون هیچ معلم تو عالمه هستی

پناهگاه ولایت چو فاطمه هستی

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۱۷
مجتبی قاسمی

در عمق غصه ها، فرّ الی الحسین

در اوج هر بلا، فرّ الی الحسین


خسته اگر شدی از دست این و آن

رو کن به کربلا فرّ الی الحسین


از سوی آسمان بر ما زمینیان

هر دم رسد ندا فرّ الی الحسین


از دست معصیت خونین دل و حزین

تا که شوی رها فرّ الی الحسین


موسی اگر شدی از ترس اژدها

هر چند بی عصا فرّ الی الحسین


وقتی دلت گرفت از شهر و کوچه ها

از قوم بی حیا فرّ الی الحسین


گر آخر الزمان بیمار گشته ای 

با نیت شفا فرّ الی الحسین


ایمان فقط حسین قرآن فقط حسین

از کفر و از خطا فرّ الی الحسین


فریاد می زند فطرس علی الدوام 

فی الارضِ و السَّما فرّ الی الحسین


بگرفته دست ما با دست غرق خون

در بین بوریا... فرّ الی الحسین

حاج مجتبی قاسمی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۹
مجتبی قاسمی

در تحیر از عطایای تو حاتم می شود

سائل درگاه تان آزاد از غم می شود


تا که می بینم سرای خاکی ات را در بقیع

روزی ام تا روز محشر اشک نم نم می شود


من احب الله آغازش محبت بر شماست

دین ما اصلا به عشق توست محکم می شود


ای بساط نوکری ام درکنارت پهن پهن

قد و بالایم به پیش نام تان خم می شود


تا حسن گفتم تمام درد هایم محو شد

نام تو بر دردهای کهنه مرهم می شود


تربت خاکی تو چشم و چراغ فاطمه

ای به قربان غریبی تو جان ما همه


در دل این شهر، نامردی مکرر دیده ای

اجتماع نانجیبان ضد حیدر دیده ای


دیدن قنفذ میان کوچه ها درد آور است

قاتلان مادرت را روی منبر دیده ای


گفتن این حرف دشوار است اما ای غریب

بارها بر روی منبر سب حیدر دیده ای


این همه اصحاب بی غیرت تعجب آور است

غارت اموال خود را بین لشگر دیده ای!!!


از زمان کودکی تا روز دفنت در بقیع

بی نهایت ظلم از، این قوم کافر دیده ای


تربت خاکی تو چشم و چراغ فاطمه

ای به قربان غریبی تو جان ما همه


دشمنان تو حرامی، دوستانت پاک پاک

در مدینه ذکر لب شد یا حسن روحی فداک


هر که از نام تو ابراز تنفر می کند

نامسلمان است، کافر سر گذارد روی خاک


گفت من از مجتبی بیزار هستم، روز دفن

ناگهان با تیرها شد پیکر تو چاک چاک


دید با چشمان خود ارباب ما جسم تو را

چشم تر را بست بر این ماجرای دردناک  


فاش می گویم که عالم این سخن را بشنود

با حسن هر کس که در افتاد می گردد هلاک


تربت خاکی تو چشم و چراغ فاطمه

ای به قربان غریبی تو جان ما همه


حاج مجتبی قاسمی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۷
مجتبی قاسمی

بهترین لحظات عمرم با علی سر می شود

دیده ام از حب حیدر روز و شب تر می شود


هر سحر نامش شده تسکین قلب خسته ام

اوست تنها آن که در این سینه دلبر می شود


هر که را آقا نظر انداخت با یک گوشه چشم

نوکری از نوکرانش مثل قنبر می شود


گر کشد دست نوازش بر سر این عبد خود

هم حیات و هم مماتم طور دیگر می شود


هر  که خود را کرد سائل بر در این بارگاه

روز و حالش از تمام خلق بهتر می شود

 

فاش می گویم تمام آفرینش خلق اوست

ذکر خالق وقت خلقت نام حیدر می شود


یا مبدل در حقیقت یاعلی، یا حیدر است

با نگاه او پلیدی ها مطهر  می شود


نفرت و بغض عدویش یک نشان از شیعه گی است

شیعه یعنی بی امامش زار و مضطر می شود


شرط مقبولیت اعمال  حب حیدر است

عاشق او از تمام دهر برتر می شود


معجزات او نگنجد در تمام این جهان

قابل رویت کنار حوض کوثرمی شود


دست حیرت بر دهان بگرفته جبریل ملک

کنده از روی زمین تا درب خیبر می شود


نام پاکش هست سوگند خدای لم یزل

یاعلی ذکر تمام خلق محشر می شود


شرط پیغمبر شدن حب و ولای مرتضی است

مصطفی با حب او بر انبیا سر  می شود


کیست استاد تمام انبیا ، غیر از علی

حکمتش این است با احمد برادر می شود


فالق الاصباح یعنی خط شمشیر علی

هر کسی را که نشان بگرفت بی سر می شود


در تمام سختی و در اوج محنت های دهر

یاور ما  همسر زهرای اطهر می شود


قدر حیدر در جهان نشناخت الا فاطمه

پس برای یاری اش در کوچه پرپر می شود


حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۷
مجتبی قاسمی

#سرود


سبک سرود

دلم از شور و شعف باز شده آگاه

نیمه ی شعبان رسید و اومد از راه

میریزن ملائکه گلای نرگس

رسیده از آسمون بقیة الله


آقاجون برگرد دلامون پر غمه

آقاجون برگرد بی تو مردیم همه

خیلی محتاجیم به نگاه شما

آقاجون برگرد پسر فاطمه


با ذکر یا مهدی، قلبم پر شعف شد

مرغ سینه ی من، راهی نجف شد


ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته

علم علمدار، روی شونه هاته


آقای من بیا، یابن الحسن بیا

__________


سامرا ستاره بارون شده امشب

غصه از سینه ها بیرون شده امشب

حضرت عسکری و حضرت نرجس

لباشون با شادی خندون شده امشب


آقاجون برگرد نوه ی مرتضی

آقاجون برگرد سوره ی هل اتی

ندیدیم آخر، تربت مادرت

آقاجون برگرد تا بشه بر ملا


ایشالا به زودی، میلرزه سعودی

می گیری تقاص از، بت های یهودی


ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته

علم علمدار، روی شونه هاته


آقای من بیا، یابن الحسن بیا

______


تو که قبله ی تموم عالمینی

بدجوری اسیر تربت حسینی

تو شب زیارت مخصوص ارباب

من یقین دارم تو بین الحرمینی


یا اباصالح، ذکر جد شما

یا اباصالح، خوانده زینب تو را

وا شده حتی، با همین نغمه ی

یا اباصالح، گره انبیا




ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته

علم علمدار، روی شونه هاته


آقای من بیا، یابن الحسن بیا


حاج مجتبی قاسمی

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۵۹
محمد جواد شیرازی

تضمینی بر غزل استاد لطیفیان


غفلت از راه تو بی یار  شدن هم دارد

 غرق در درهم و دینار شدن هم دارد

خواب شهوانی ما عار شدن هم دارد

"غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن زار شدن هم دارد"


هر که از غیر خبر داد محلش ندهند

هر که از عشق شد آزاد محلش ندهند

نزند بنده چو فریاد محلش ندهند

"هر که از چشم بیافتاد محلش ندهند

عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد"


درد اینجاست که هر صبح نمی بینیمت

غم عظماست که هر صبح نمی بینیمت

سینه غوغاست که هر صبح نمی بینیمت

"عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

چشم بیمار شده تار شدن هم دارد"


ما ز هجران تو در اوج غریبی هستیم

ما گرفتار بلایای عجیبی هستیم

در به در، بی سر و سامان نهیبی هستیم

"همه با درد به دنبال طبیبی هستیم 

دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد"


دینمان گم شده ای یار دلت با ما نیست؟

نشده موعد دیدار؟ دلت با ما نیست؟

نوه ی حیدر کرار دلت با ما نیست؟

"ای طبیب همه انگار دلت باما نیست

بدشدن حس دل آزار شدن هم دارد"


اشک ها در اثر هجر شما جمع شده

خون دل در دل مردان خدا جمع شده

سوز و تاثیر ز الحان دعا جمع شده

"آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده

این همه عقده تلمبار شدن هم دارد"


همه ی ندبه کنان سائل این درگاهند

از عطش سوخته افتاده میان راهند

منتظر در صف دیدار رخت ای شاهند

"از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد"


خسته ایم از غم هجران و جدایی آقا

ذکر ما صبح وشب این است کجایی آقا

کی رسد بر سر ما دست شفایی آقا

"نکند منتظر مردن مایی آقا

این بدی مانع دیدار شدن هم دارد"


ما فقیریم فقیر غم دنیا هستیم

در جوانی همه گیر غم دنیا هستیم

بی سبب نیست شهیر غم دنیا هستیم

"ما اسیریم، اسیر غم دنیا هستیم

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد"


حاج مجتبی قاسمی

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۰۸
محمد جواد شیرازی

"مسمط تضمینی"

تضمینی بر غزل آقای علی کاوند


ساقی رسید و حب می تبلیغ می کرد
بر ما فقیران شرب می  تشویق می کرد
معشوق گشت و قلب ما تحریق می کرد
"باید که شرب خمر را تصدیق می کرد
یا حکم این تحریم را تعلیق می کرد"


ما و گدایی علی شکی نداریم
بر پیشوایی علی شکی نداریم
بر کبریایی علی شکی نداریم
"ما در خدایی علی شکی نداریم
ای کاش شیخ شهر هم تحقیق می کرد
"


عالم سراسر غرق خوی مادری بود
 لبریز از جام سبوی کوثری بود
توحید جن و انس تنها حیدری بود
" ایمان اهل شهر طور دیگری بود
قرآن اگر رسماً از او تبلیغ می کرد
"


هر کس که آمد روبروی او لعین است
جنگیدنش والله تحسین آفرین است
با ذوالفقارش باعث تحکیم دین است
"این «لا فتی الا علی» معنیش این است
در جنگ ها او را خدا تشویق می کرد
"


حیدر رسید و کعبه کرده باز آغوش
افلاکیان از نور او هستند مدهوش
عمار مسلم شد به عشق تیغ ابروش
"سلمان فقط روزی سه بار از روی گیسوش
تمرین رسم الخط نستعلیق می کرد
"



با غیر حیدر  تا قیامت کی شوم دوست؟
قلبم اسیر ذکر یا زهرا و یا هوست
لشگر همه مبهوت از آن ضرب بازوست
"ابزار رزمش بیشتر اخم دو ابروست
یک درصد از پیکار را با تیغ می کرد
"


هو یا علی، لاسیف الا ذوالفقارش
کرده قیامت مرتضی یا ذوالفقارش؟
زهره ترک شد دشمنش با ذوالفقارش
"جمع سپاه متحد را ذوالفقارش
در کمتر از یک ثانیه تفریق می کرد
"


حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۱۵
مجتبی قاسمی