سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۲۸ مطلب با موضوع «تقسیم بندی بر اساس نام شعرا :: 3- علی سپهری» ثبت شده است

یا صاحب العصر و الزمان

درمانده ام...چیزی ندارم غیر آهم
این قحطی اشک دو چشمانم گواهم

اصلا حواسم به تو و تنهایی ات نیست
شرمنده آقای غریبم...رو سیاهم

هنگام معصیت به یاد تو نبودم
تو گریه کردی جای من بر اشتباهم

ای آبرودار ! آبرویم را نبردی
طوری که اصلا فکر کردم بی گناهم

می ترسم آخر سر ز چشمانت بیفتم
بر این گدایت رحم کن ای تکیه گاهم

دیگر برایم طاقت و صبری نمانده
می افتد آخر سر به روی تو نگاهم ؟

اصلا مرا چه به وصال و شِکوه از هجر ؟!
وقتی که انقدر از شما دور است راهم

گیرم که بین معصیت بال و پرم سوخت
گیرم حقیری بی نوا در قعر چاهم

با این همه وضع بدم مثل تو آقا
گریان شاه بی کفن هر صبحگاهم

جان ها فدای خواهری که ناله می زد:
ای کشته ی افتاده قعر قتلگاهم ...

آخر تو را با قتل صبر از من گرفتند
حالا ببین بی یار و بی پشت و پناهم

کل حرم غارت شده، چشم تو روشن
همراه دخترهات در بند سپاهم

دور از وطن، ای جان من، تکه حصیری
جای کفن آخر برایت شد فراهم

علی سپهری

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۶ ، ۲۱:۰۱
علی سپهری

بی سر و سامانم و خیلی پریشانم حسین

غرق در عصیانم و خیلی پشیمانم حسین


سفره ی دل را همیشه پیش تو وا میکنم

مونس تنهایی ام... گرمی مژگانم حسین


با همه آلودگی ام دوستت دارم حسین

دوست داری نوکرت را، خوب می دانم حسین


جان من این چند قطره اشک را از من نگیر

چون که با این اشک ها لبریز ایمانم حسین


کشته ی اشکی و من پاره گریبان تو ام

ای تمام حاجت چشمان گریانم حسین


خوش به حال نوکری که پیر این درگاه شد

در حرم یا بین روضه ها بمیرانم حسین


هر شب جمعه که دلتنگ حریمت می شوم

از سر شب تا سحر هر لحظه می خوانم: حسین


"نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم"

کربلایم را بده... دیگر مرنجانم حسین


وقت هر درد و غمی فرمود: "فابک للحسین"

روضه ی روز و شب شاه خراسانم حسین


دست و پا کمتر بزن، خواهر فدای پیکرت

ای غریب مادرم...گیسو پریشانم...حسین


پنجه ی گرگی به جان زلف تو افتاده است

تو ته گودال و من پاره گریبانم حسین


یک طرف آتش گرفته روسری دختران

یک طرف آتش گرفته صحن دامانم حسین


علی سپهری

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۱
محمد جواد شیرازی

بی تابم و شعله ورم، اصلا خبر داری؟

از دوری ات در به درم، اصلا خبر داری؟


محبوب من! تو شمعی و من در وصال تو

پروانه نه...خاکسترم، اصلا خبر داری؟


از این لباس پاره و موی پریشان و...

...وضع خجالت آورم اصلا خبر داری؟


از زخم های صورتت بابا خبر دارم

از دردهای پیکرم اصلا خبر داری؟


من هم شبیه تو به زیر دست و پا ماندم

زخمی شده بال و پرم، اصلا خبر داری؟


دارم شبیه پیرِ زن ها می شوم بابا

از لرز دست لاغرم اصلا خبر داری؟


بابا بگو از جانب من به عمو عباس :

از روسری و معجرم اصلا خبر داری؟


انگشترت را من به دست ساربان دیدم

از گوشوار و و زیورم اصلا خبر داری؟


افتاد جای آن گلوبندم که غارت شد

زنجیر دور حنجرم، اصلا خبر داری؟


سنگی به چشمت خورد و پیش پای من افتاد

خون شد دو چشمان ترم، اصلا خبر داری؟


چشمان هیز شامیان و طبل و سوت و کف

جنجال شد دور و برم، اصلا خبر داری؟


همراه ده ها مرد شامی بزم مِی رفتم

دیدی چه آمد بر سرم؟ اصلا خبر داری؟


مرد پلیدی یک کنیز از ما طلب می کرد

اصلا نمی شد باورم... اصلا خبر داری؟


علی سپهری

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۵ ، ۲۱:۱۵
علی سپهری

عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است

هجران زده به حال پریشان دلش خوش است


عشق است هر چه را بپسندی برای من

دلداده ات به غربت و هجران دلش خوش است


" گفتی بسوز در غم من ... اِی به روی چشم "

دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است


با فقر محض آمدنم عیب و نقص نیست

وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است


محتاج یک نگاه کریمانه ی تو ام

قحطی زده به قطره ی باران دلش خوش است


در پشت در نشستن من بی دلیل نیست

سائل فقط به لطف کریمان دلش خوش است


با دست مهربان خودت لقمه ای بگیر

خیلی گدا به لقمه ای از نان دلش خوش است


اینجا بساط شاه و گدا فرق می کند

اینجا خود کریم به مهمان دلش خوش است


گیرم که خشک هم بشود چشم نوکرت

بر ابر رحمت تو کماکان دلش خوش است


می گفت عاشقی که زیارت نرفته بود

تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است


وقتی دلت گرفت فقط فابک للحسین

نوکر به روضه ی شه عطشان دلش خوش است


ای شهریار نیزه نشین آیه ای بخوان

دردانه ات به آیه ی قرآن دلش خوش است

علی سپهری


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۳
علی سپهری

مست از سبوی دلبرم، از این چه بهتر!

سرخوش ز جام کوثرم، از این چه بهتر!


چیزی ندارم محضر حیدر بیارم

غیر از دو چشمان ترم، از این چه بهتر!


از اول عمرم عبای وصله دارش

سایه کشیده بر سرم، از این چه بهتر!


مِهر علی شد مُهر تأییدی برای 

دامان پاک مادرم، از این چه بهتر!


قنبر غلام حضرت پروردگار و...

...من هم غلام قنبرم، از این چه بهتر!


پوزه کشیدن بر درش چیز کمی نیست

کلب سرای حیدرم، از این چه بهتر!


من را نگاه فاطمه عبد علی کرد

با لطف زهرا نوکرم، از این چه بهتر!


وقت سحر با "یا علی" در سجده هایم

از رب خود دل می برم، از این چه بهتر!


او فاتح قلب من است و من اسیرِ

زلف امیر خیبرم، از این چه بهتر!


وقتی قسیم النار و الجنة علی شد

مشتاق روز کیفرم، از این چه بهتر!


هجر نجف خاک غریبی بر سرم کرد

در به درم...غم می خرم، از این چه بهتر!


مرد است و قولش، او خودش گفته می آید...

...در لحظه های آخرم، از این چه بهتر!


علی سپهری 

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۳:۱۶
علی سپهری

دانلود صوت شعر با نوای حاج احمد سلطانی


از بس که تلخی غم هجران چشیده ام

جانی نمانده است برایم...بریده ام


عیب وصال چیست نصیبم نمی شود؟

خیری که از فراق و جدایی ندیده ام


گاهی هم از گدای خودت یک خبر بگیر

رحمی کن ای عزیز بر این اشک دیده ام


نفرین به معصیت که مرا از تو دور کرد

بر باد داده هر چه که زحمت کشیده ام


خیلی دلم شکسته...گرفتار و خسته ام

از بس که در پی هوس خود دویده ام


دارم به راه عاشقی ات پیر می شوم

ناز تو را ببین به چه قیمت خریده ام


بحر العلوم...حلی و فرزند مهزیار

توصیف روی تو ز بزرگان شنیده ام


با این همه گناه به روضه کشاندی ام

با لطف توست که به نوایی رسیده ام


گریان زینبی و پریشان زینبم

من غصه دار عمه ی قامت خمیده ام

.


در پیش چشم فاطمه کم دست و پا بزن

ای یادگار مادرم...ای سر بریده ام

علی سپهری


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۵ ، ۰۱:۳۵
محمد جواد شیرازی

یا حسین

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی جواد مقدم


دیدید اگر که یکسره در کنج خلوتیم
غرق محبتیم...به دنبال وصلتیم

هجران کشیده ایم...گناهی نکرده ایم
از دوری نگار پر از درد غربتیم

گیسوی یار بود که ما را اسیر کرد
لطفش مدام باد ! که خود بی لیاقتیم

سینه زنیم و یکسره معراج می رویم
سرمست،بین میکده گرم عبادتیم

ما بی حسین معنی دیگر نمی دهیم
بی عشق یار تیره و تاریم...ظلمتیم

لطف حسین بوده که درهم خریده است
لطف حسین بوده که مشمول رحمتیم

با "یا حسین" مرده ی مان زنده می شود
چون عاشقیم...عارف و صاحب کرامتیم!

ما را علی برای حسینش بزرگ کرد
از کودکی بزرگ شده بین هیأتیم

زهرا اجازه داده که ما گریه می کنیم
در بین روضه ها همه تحت عنایتیم

منصب چه منصبی!همگی عبد زینبیم
ما نوکریم و تا به قیامت رعیتیم

در روز حشر که همه از هم فراری اند
ذیل نگاه عمه ی سادات راحتیم
.
.
.
بزم شراب و می به خدا جایمان نبود
مایی که کوه و مظهر ایمان و عفتیم

دیدی حسین مردک شامی به ما چه گفت؟
نفرین به حرف هاش...گمان کرده کلفتیم

علی سپهری


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۳:۱۹
علی سپهری

دانلود صوت شعر با نوای حاج مجتبی قاسمی


دائما از بعد پیغمبر اذیت می شوم

خیلی از تنهایی حیدر اذیت می شوم


تا که می بینم کسی جای علی این روزها

بین مردم می رود منبر اذیت می شوم


من که می افتم زمین فضه بلندم می کند

چون ندارم غیر دردسر...اذیت می شوم


دست من که نیست می افتد سرم از هر طرف

سر که می افتد روی پیکر اذیت می شوم


درد سینه خواب را از چشم تارم برده است

هر نفس از زخم میخ در اذیت می شوم


لاله لاله،لاله لاله... پر شده دور و برم

دشت لاله می شود بستر اذیت می شوم


در نمازم درد بازویم قنوتم را شکست

وقت سجده رفتنم بدتر اذیت می شوم


جای پنج انگشت گرچه مانده روی گونه ام

بیشتر از جای انگشتر اذیت می شوم


قدر کوثر را ندانستند،اما از غمِ...

... فجر قرآن،شاه بی لشکر اذیت می شوم


روضه ی گودال و بوسه بر گلویش جای خود

بیشتر از کندی خنجر اذیت می شوم


قتلگاه از غارت پیکر مصیبت می کشم

در حرم از غارت معجر اذیت می شوم


علی سپهری

۹۴/۱۲

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۵۶
علی سپهری

السلام علیک یا صاحب الزمان


دانلود صوت این شعر با نوای حاج محمد طاهری


یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست

خوابمان برده ست…در اینجا کسی هشیار نیست


تو دعامان می کنی،ما بی محلی می کنیم

هیچ کس انگار مشتاق تو ای دلدار نیست


بی قراری از غم هجر تو کار عاشق است

من که عاشق نیستم،وقتی که حالم زار نیست


آخرش می میرم و رویت ندیده می روم

ظاهرا این نوکر تو لایق دیدار نیست


زحمتت دادم،برایت درد سر بودم ببخش

در میان نوکرانت مثل من سربار نیست


باز هم بار گناهانم مرا زد بر زمین

توبه و بد قولی من که همین یکبار نیست


من فقیر و رو سیاهم،بی نوایم…بی کسم

هم نشینی کریمان با فقیران عار نیست


این دل ویرانه را آباد کن یابن الحسن

بهر این ویرانه دل غیر از شما معمار نیست


دست من در محضرت خالی است می دانم ولی

مطمئنم با کریمان کارها دشوار نیست


من که سر تا پا گناهم….غیر گریه بر حسین

مرهمی بر زخم های این دل بیمار نیست


زینب و دروازه ی ساعات و یک شهر شلوغ

یک مسلمان در میان این همه اغیار نیست


بین بازار از روی ناقه صدا زد یا أخا

جای خواهرهای تو در بین این بازار نیست


مثل اینکه باز از زوار او جا مانده ام

قسمتم کرب و بلا در اربعین انگار نیست


علی سپهری

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۴ ، ۲۲:۲۴
علی سپهری

السلام علیک یا سکینه بنت الحسین


امشبم را سحر نمی آید

خواب، در چشمِ تر نمی آید

مدحش از من که بر نمی آید

چون سکینه دگر نمی آید


دختر شاه...گوهر نایاب

بی قرینه... درست مثل رباب


روضه می خواند، روضه با احساس

روضه اش داشت عطر و بوی یاس

شرم یک مرد... روضه ای حساس

وای از مشک پاره ی عباس


روضه ی دست و چشم و مشک عمو

روضه قطره قطره اشک عمو


روضه خوان چشم های خود را بست

مادرش دست می زند بر دست

رأس اصغر به روی نیزه نشست

پای نیزه قد سکینه شکست


خواهر اصغر است حق دارد

به خدا خواهر است حق دارد


به روی ناقه خواند نافله را

دور ناقه شنید هلهله را

چه کند خنده های حرمله را

چشم دشمن به سوی قافله را


مثل یک مرد... مثل عمه ی خود

صبر می کرد... مثل عمه ی خود


قلبش از غصه ها کباب شده

بعد سقا فقط عذاب شده

مثل او از خجالت آب شده

وارد مجلس شراب شده


خیزرانِ یزید پیرش کرد

حرف مردی پلید پیرش کرد


دختر بی قرینه ی پدرش

روضه خوان مدینه ی پدرش

همه جا شد سکینه ی پدرش

یادش افتاده سینه ی پدرش


زیر پای سوارها افتاد

روی گل، ردِ خارها افتاد


یادش افتاد آه آهِ حسین

غرق در خون همه سپاه حسین

بود یک نیزه تکیه گاه حسین

داد می زد که قتلگاهِ حسین...


...پر شد از خونِ زخم های تنش

پر شد از تیر و نیزه ها بدنش


وسط حجره ی محقر خود

چشم گریان... میان بستر خود

باز در لحظه های آخر خود

یادش افتاد داغِ خواهر خود


کنج ویرانه خواهرش جان داد

سر بابا برابرش... جان داد


علی سپهری

محمد جواد شیرازی


۹۴/۹/۲۵

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۴:۴۵
محمد جواد شیرازی