سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۳۰۴ مطلب با موضوع «تقسیم بندی بر اساس نام شعرا :: ۵- محمد جواد شیرازی» ثبت شده است

مثل احسان سلیمان که نصیبِ مور است

بخششت بر فقرا نزد همه مشهور است


قلب هر عاشق آواره پیِ قبله گهی است

ملجأ و قبله ی ما وادی نیشابور است


گریه و جامعه و رحمت و بخشیده شدن

جنس ما در حرمت خوب خدایی جور است


آمدم در حرمی که به شعف روح الامین...

بر نگهبانی و جاروکشی اش مأمور است


اجر زائر شدن این جا به هزاران حج است

از خودم نیست، روایت شده و مأثور است


حرمت نور، رواق و در و دیوارش نور

چشم تا کار کند نور و سراسر نور است


دل ما پیشِ خودت، تنگِ خودت مانده هنوز

این چه عشقی است که در وصل و فراقش شور است


نیمه شب آمده ام تا که تماشام کنی

نیمه شب آمدنم را، نظری منظور است


مهربان بودنتان اهل طمع کرده مرا

کربلایی بنویسید... اگر مقدور است


تو بگو یابن شبیب و بسپارش بر ما

گریه بر جد شما بر دل ما دستور است


چه کسی گفته حسین است که عریان مانده؟!

زیر شمشیر و سنان کل تنش مستور است


***

سوره ی مریم و شرح طبقش را خواندم

سرِ در بین طَبق جزء کدامین سوره است؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۳۰
محمد جواد شیرازی

أینَ لِیَ النَّجاة؟! که حیران رسیده ام

از راه دور سوی خراسان رسیده ام

جانم به لب رسید و به جانان رسیده ام

شکر خدا که محضر سلطان رسیده ام


گریان شدن دلیل سبک بالی ام شده

باب الجواد رافعِ بد حالی ام شده


پاسخ به اشکِ دیده و آهم نمی دهی؟!

از دست خود پناه بخواهم، نمی دهی؟!

یاذالکرم مجالِ نگاهم نمی دهی؟!

راهم کسی نداد... شما هم نمی دهی؟!


افتاده ام زمین سرِ زانو نگاه کن

من را شبیه بچه ی آهو نگاه کن


هم شادم از رسیدن و هم ضعف کرده ام

پای شکستگیِ پرم ضعف کرده ام

گفتی بیا، قدم به قدم ضعف کرده ام

در گوشه ی رواق حرم ضعف کرده ام


الطاف تو دوباره قوی می کند مرا

نقاره خانه ات علوی می کند مرا


گفتم رضا و رحمت و رأفت به من رسید

صدها هزار لطف و عنایت به من رسید

زحمت به تو رسید، شفاعت به من رسید

مثل قدیم ها برکاتت به من رسید


ای منتهای حاجت و بغض صدای من

روحی فداک حضرت موسی الرضای من


جان را به جز برای تو آقا نمی دهم

صحن و سرات را به دو دنیا نمی دهم

اصلا به رفتن به جنان پا نمی دهم

در سینه ام به غیرِ تو را جا نمی دهم


حیف از دل است تا که شود خرج این و آن

آقا همیشه در دلِ تنهای من بمان


گوشه نشین صحن گوهرشاد می شوم

بیمارِ پشت پنجره فولاد می شوم

از دل نرو که طعمه ی صیاد می شوم

باشد دخیل روضه ی اولاد می شوم


تا که مرا به یک نفست زیر و رو کنی

فکری به حال نوکر بی آبرو کنی


جان تمام شیعه نثار جوادتان

رنگ خزان گرفت بهار جوادتان

آه از غریبی و دل زار جوادتان

خیلی شلوغ بود کنار جوادتان


روضه تمام... هلهله شد، خاک بر سرم

دورِ امام هلهله شد، خاک بر سرم


ای وای از حسین و علی اکبر حسین

پُر گشته بود هلهله دور و بر حسین

آتش گرفته بود دل مضطر حسین

گریه کنید بر دل شعله ور حسین


سر را به روی صورت پیغمبرش گذاشت

دیگر حسین آرزوی زندگی نداشت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۲۶
محمد جواد شیرازی

دل را نما مهیا از راه دور و نزدیک

جاری شو سوی دریا از راه دور و نزدیک


چه شاه... چه گدایی...، باید فقط بیایی

با دست های بالا از راه دور و نزدیک


گیرم شکسته پایت، بال محبتت هست

بال صعود بگشا از راه دور و نزدیک


مثل همند، حقاً زائر شدی خدا را

زائر شوی رضا را از راه دور و نزدیک


گویم رضاست شاهم، آقا و تکیه گاهم

شادیِ قلب زهرا از راه دور و نزدیک


شوق زیارت ما، اشک ارادت ماست

پنهان و آشکارا، از راه دور و نزدیک


بر دل دهید وعده، بیست و سه ی ذی القعده

شد موعد تولّی از راه دور و نزدیک


از فرش می توان رفت، تا عرش می توان رفت

با یک سلام... تنها، از راه دور و نزدیک


گفتم به قلب محزون، لعنِ خدا به مأمون

لعنت به خصم مولا، از راه دور و نزدیک

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۴۵
محمد جواد شیرازی

پای جانان، نثارِ جان عشق است

طعنه خوردن از این و آن عشق است


نیمه شب فرصت تقرّب ماست

یادِ معشوق، در نهان عشق است


هر که ظرفش شکست بالا رفت

چون که همراهِ امتحان عشق است


همه دنبال سود و منفعتند

ضرر و نفعِ عاشقان عشق است


هرچه جز عشق بی گمان فانی است

آنچه باقی است بی گمان عشق است


اول صبح با تمام وجود

ذکر یا صاحب الزمان عشق است


خیر من وصل یا که هجران است؟

هرچه او خواسته همان عشق است


بگذارید در به در بشوم...

وسط صحن جمکران، عشق است


اربعین، رفتنِ به سوی حسین

بی قرار و جَزع کنان عشق است


پابرهنه به شارع العباس

برسم لحظه ی اذان عشق است

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۱
محمد جواد شیرازی

لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم


روح من سخت زمینگیر شده، کاری کن

از هوس بسته به زنجیر شده، کاری کن


پای طولِ اَملم توبه نکردم عمری

دل من از گنهم پیر شده، کاری کن


بس که دستم جلوی غیر دراز است، دلم

غافل از منشأ تأثیر شده، کاری کن


فکر تنهایی قبرم به سرم افتاده

مهربانا چه کنم؟! دیر شده، کاری کن


سال ها دوری از یوسف زهرا سخت است

دوری اش بغض گلوگیر شده، کاری کن


دل، گرفتار علی هست و خمار نجفش

زود با این دلِ تسخیر شده کاری کن


شب جمعه است، اجازه بده با گریه دلم

بشود طیب و تطهیر شده، کاری کن


ناله زد زینب کبری چه کنم یا جداه؟!

روضه هایت همه تفسیر شده، کاری کن


یاعلی... رفته ام از حال، ببین که پسرت

دفن در نیزه و شمشیر شده، کاری کن


آه، یا فاطمه... با خنجر کُندش قاتل

سوی گودال سرازیر شده، کاری کن


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۳:۵۶
محمد جواد شیرازی

بر دور کمر شال بهم ریخته دارد

اندام کهنسال بهم ریخته دارد


آتش نکشانید بر این خانه که این مرد

از فاطمیه حال بهم ریخته دارد


مانند علی رد طناب است به دستش

در بند، پر و بال بهم ریخته دارد


آرام برو... پشت سرت از نفس افتاد

آقا قد چون دالِ بهم ریخته دارد


حالا سر پیری به روی خاک نشسته

پیراهن پامال بهم ریخته دارد


افتاده زمین پشت فرس، یاد رقیه

چشم تر و احوال بهم ریخته دارد


خون از کف پایش به زمین ریخت و فریاد

از آن همه خلخال بهم ریخته دارد


مثل همه ی عمر فقط گریه و زاری

بر روضه ی گودال بهم ریخته دارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۳:۴۵
محمد جواد شیرازی

زیبایی گل از دل مجروح خار است

شعله به زیر قلب خار و خس نگیرید


در باطن هر ذره ای دلبر هویداست

اینقدر بیخود عیب از کرکس نگیرید


باید که درس عشق را از عاشق آموخت

این درس را از هر کس و ناکس نگیرید


سگ پیر که شد زود عذرش را نخواهید

قلاده را از کلبِ دلواپس نگیرید


چیزی نمانده... هرچه هم مانده بگیرید

عبدالرقیه بودنم را پس نگیرید

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۷ ، ۰۶:۲۲
محمد جواد شیرازی

بر اهل دنیا رو زدن ارزش ندارد

درخواست جز از ذوالمِنن ارزش ندارد


عاشق نگاهش بر سکونتگاه عشق است

نزد اُویس اصلا قَرَن ارزش ندارد


پیراهن، ارزش یافته از بوی یوسف

بی عطر یوسف پیرهن ارزش ندارد


گفتم فدایت می کنم جان را، نشد حیف

شاید که دیدی جان من ارزش ندارد...


سر می کنم همچون زلیخا با فراقت

باشد... دلِ یک پیرزن ارزش ندارد


بی ارزشم اما نخواه از تو نخوانم

از تو نخوانم که سخن ارزش ندارد


وَانظُر إلَیَّ یا أباصالِح أغِثنی

لطفت نباشد سینه زن ارزش ندارد


در خون تپیدند و شهیدان یاد دادند

در عاشقی جان و بدن ارزش ندارد


ما به توسل بر کریمان خو گرفتیم

عالَم بدون پنج تن ارزش ندارد


با این همه کاخ و زرش این ظرف دنیا

یک ذره، بی صحن حسن ارزش ندارد


وقتی که گنبد نیست بالای مزارش

بالم بسوزان، پر زدن ارزش ندارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۰
محمد جواد شیرازی

بر نهالی که شکسته، ثمری نیست، نگرد

بین بارم عملی که بخری نیست، نگرد


سر به زیر آمده ام تا که بدانی از من

بنده ی عاصی و شرمنده تری نیست، نگرد


تو پیِ اشکی و من چشمه ی خشکیده شدم

در بساطم خبر از چشم تری نیست، نگرد


اهل بیتند خدایان کرم، طبع مرا

جز سرودن ز کریمان هنری نیست، نگرد


ای که بی حبّ علی، دور حرم می گردی

طوفِ بی حبّ علی را اثری نیست، نگرد


اگر امروز پی ضامن فردا هستی

جز به دربار خراسان خبری نیست، نگرد


دوست دارم بشوم زائر مشهد، یا رب

در دلم حاجت و میل دگری نیست، نگرد


کار هربار رسیده است به کوچه، دیدیم

آخر روضه به جز خون جگری نیست، نگرد


ای اباصلت... ازین کوچه خیالت راحت

خوب شد بین گذر، رهگذری نیست، نگرد


دور این خانه اگرچه پُر خاک است ولی

هیزمِ شعله ور و میخ دری نیست، نگرد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۰۸
محمد جواد شیرازی


زوار نجف... دعا بر این سنگ کنید

با اشک، وصال خود هماهنگ کنید


انگور ضریح مرتضی را دیدید

یاد از منِ جامانده و دلتنگ کنید

محمد جواد شیرازی

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۳۹
محمد جواد شیرازی