سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۱۴ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: امام حسن علیه السلام» ثبت شده است

جانم فدای آن امامی که غریب است

از سنگ قبر کوچکی هم بی نصیب است


یک روضه خوان یا شاعری پیشش نمانده

خاکی است قبر و زائری پیشش نمانده


نان کریمی حسن را خورد تاریخ

روز وداعش را ز خاطر بُرد تاریخ


هفتِ صفر روز غم و حزنی عظیم است

مَردم... زمان داغ آقایی کریم است


بی مهریِ این قوم، تنها ساخت او را

حتی امیر لشگرش نشناخت او را


سردارهایش غیر زر چیزی ندیدند

سجاده را از زیر پاهایش کشیدند


گرچه میان خیمه اش تنهای تنهاست

درد حسن تنها همان جریان زهراست


دیوار سنگی... تو بگو او چه کشیده؟!

درد عظیمی بین آن کوچه کشیده


یک روز خوش دیگر ندید از آن دوشنبه

موی سرش هم شد سپید از آن دوشنبه


مردی که روزی فاتح جنگ جمل شد

ایام سخت غربتش ضرب المثل شد


وای از هوای خانه ای که سرد باشد

مظلوم یعنی همسرت نامرد باشد


مظلوم یعنی هی بیافتی برنخیزی

خونِ جگر را روی دامانت بریزی


مظلوم یعنی تشنه باشی آب خواهی

بر خود بپیچی در کنار روسیاهی


وقتش شده تا که حسینش را بجوید

با کام خشک و خونی اش لا یوم گوید


مانند آن تشییعِ سختِ مادرانه

ای کاش تشییع تنش می شد شبانه


وقت نمازش یک سواره فتنه کرده

فتنه گر یثرب دوباره فتنه کرده


آن زن که نفرین خدا دائم بر او باد

دستور بر قوم کمان داران خود داد


آورده شیخ عباس آن شیخِ مقید

تیر نخستین را خودِ ملعونه اش زد


جسمی که روزی روی دوش مصطفی بود

حالا اسیر مردمانی بی حیا بود


از تیرها یکباره شد یاقوت، خونی

دیوارهای کوچه و تابوت، خونی


دیگر حسینش جز دو چشم تر ندارد

غارت زده یعنی حسن دیگر ندارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۷ ، ۱۹:۲۸
محمد جواد شیرازی

همیشه باب رحمت حسین می شود حسن

حقیقتِ کرامت حسین می شود حسن


حسین جنت نبی و مرتضی و فاطمه است

چه حکمتی است، جنت حسین می شود حسن


علامت ارادتم به مجتباست یاحسین

ارادتم به ساحت حسین می شود حسن


فنون رزم کربلا همان جمل نوشته شد

زمان جنگ، هیبت حسین می شود حسن


حسین شاه عالم است و قبله ی جهان ولی

ولی امر حضرت حسین می شود حسن


زرنگ باش و کربلای خود بگیر از حسن

که بانی زیارت حسین می شود حسن


وجود قاسمش به دشت کربلاست حجتم

فدای راه و نهضت حسین می شود حسن


غریبی حسن هم از کرامت است منشأش

فدای روز غربت حسین می شود حسن


جگر رسیده بر لبش ولی به فکر کربلاست

بیانگر مصیبت حسین می شود حسن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۷ ، ۱۹:۲۶
محمد جواد شیرازی

بر اهل دنیا رو زدن ارزش ندارد

درخواست جز از ذوالمِنن ارزش ندارد


عاشق نگاهش بر سکونتگاه عشق است

نزد اُویس اصلا قَرَن ارزش ندارد


پیراهن، ارزش یافته از بوی یوسف

بی عطر یوسف پیرهن ارزش ندارد


گفتم فدایت می کنم جان را، نشد حیف

شاید که دیدی جان من ارزش ندارد...


سر می کنم همچون زلیخا با فراقت

باشد... دلِ یک پیرزن ارزش ندارد


بی ارزشم اما نخواه از تو نخوانم

از تو نخوانم که سخن ارزش ندارد


وَانظُر إلَیَّ یا أباصالِح أغِثنی

لطفت نباشد سینه زن ارزش ندارد


در خون تپیدند و شهیدان یاد دادند

در عاشقی جان و بدن ارزش ندارد


ما به توسل بر کریمان خو گرفتیم

عالَم بدون پنج تن ارزش ندارد


با این همه کاخ و زرش این ظرف دنیا

یک ذره، بی صحن حسن ارزش ندارد


وقتی که گنبد نیست بالای مزارش

بالم بسوزان، پر زدن ارزش ندارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۰
محمد جواد شیرازی

در تحیر از عطایای تو حاتم می شود

سائل درگاه تان آزاد از غم می شود


تا که می بینم سرای خاکی ات را در بقیع

روزی ام تا روز محشر اشک نم نم می شود


من احب الله آغازش محبت بر شماست

دین ما اصلا به عشق توست محکم می شود


ای بساط نوکری ام درکنارت پهن پهن

قد و بالایم به پیش نام تان خم می شود


تا حسن گفتم تمام درد هایم محو شد

نام تو بر دردهای کهنه مرهم می شود


تربت خاکی تو چشم و چراغ فاطمه

ای به قربان غریبی تو جان ما همه


در دل این شهر، نامردی مکرر دیده ای

اجتماع نانجیبان ضد حیدر دیده ای


دیدن قنفذ میان کوچه ها درد آور است

قاتلان مادرت را روی منبر دیده ای


گفتن این حرف دشوار است اما ای غریب

بارها بر روی منبر سب حیدر دیده ای


این همه اصحاب بی غیرت تعجب آور است

غارت اموال خود را بین لشگر دیده ای!!!


از زمان کودکی تا روز دفنت در بقیع

بی نهایت ظلم از، این قوم کافر دیده ای


تربت خاکی تو چشم و چراغ فاطمه

ای به قربان غریبی تو جان ما همه


دشمنان تو حرامی، دوستانت پاک پاک

در مدینه ذکر لب شد یا حسن روحی فداک


هر که از نام تو ابراز تنفر می کند

نامسلمان است، کافر سر گذارد روی خاک


گفت من از مجتبی بیزار هستم، روز دفن

ناگهان با تیرها شد پیکر تو چاک چاک


دید با چشمان خود ارباب ما جسم تو را

چشم تر را بست بر این ماجرای دردناک  


فاش می گویم که عالم این سخن را بشنود

با حسن هر کس که در افتاد می گردد هلاک


تربت خاکی تو چشم و چراغ فاطمه

ای به قربان غریبی تو جان ما همه


حاج مجتبی قاسمی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۷
مجتبی قاسمی

بر ماه شب نیمه ی این میکده سوگند

مثل تو ندیده است کسی کودک دلبند


خورده دلم از صبح همان روز نخستین

با مهر تو ای دست گل فاطمه پیوند


در لطف و عطا و کرم و بخشش و رحمت

گشتیم و ندیدیم کسی را به تو مانند


هر گوشه ای از نام تو حاجات گرفتند

از کوفه بگو تا به بخارا و سمرقند


حاتم که زبانزد شده در جود و سخاوت

یک عمر، بساطش به در خانه ات افکند


در بند توام، عبد توام، نام تو بردم

کوه گنهم را به تو بخشید خداوند


حکاک ازل شیر اُحد، نام حسن را

با خط خوشش سر در تالار دلم کند


تو زندگی ات خرج فقیران شده عمری

هر سائل محزون به کنارت شده خرسند


آن شامی بد خُلق هم از سوی تو حتی

چیزی نشنیده است به جز رحمت و لبخند


در آرزوی وصف تو مردند هزاران

تمثال گر و شاعر و نقاش و هنرمند


هر بار نقاب از رخت افتاد خدا گفت

جبریلِ امین دود کند بهر تو اسپند


جنگیدن قاسم همه اش از جمل توست

مردانگی ات خوب رسیده است به فرزند


"یا فاطمه" را یاد غمت، خیل شهیدان

با غصه نوشتند به هر پرچم و سربند


آن روز دوشنبه، وسط کوچه و مادر

گریان شده ایم از غم این واقعه هر چند...


هرگز کسی از راز تو آگاه نگشته

آن را که تو دیدی همه در پرده شنیدند

 محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۰۳:۵۴
محمد جواد شیرازی

زمینه امام حسن مجتبی علیه السلام

دانلود سبک

۱
همیشه پای تو می مونم
از عشقت آقاجون می خونم
نوکر توام و می دونم
نوکریم و به تو مدیونم

آب و گل من
نور لم یزلی
عشق دل من
حسن بن علی

حسن بن علی حسن بن علی

-_-_-_-_-_-_-_-_
۲
فریضه هام و مستحب هام
ترانه ی قشنگه شب هام
حسن حسن حسن می خونم
أنا سائلکم رو لب هام

توی بحث کرم
ضرب المثلی
بی پرده بگم
که بی بدلی

حسن بن علی حسن بن علی

-_-_-_-_-_-_-_-_
۳
دلداده ام و تو دلبری
شمشیر که می زنی محشری
شتر سوار ملعون فهمید
تو معرکه خودِ حیدری

از شجاعت تو
چی بگم که یلی
این جمله بسه
فاتح جملی

حسن بن علی حسن بن علی

-_-_-_-_-_-_-_-_
۴
کنار تو باشم تضمینم
حرم داری میون سینه ام
ایشالا یه روزی میاد که
حسن حسن بشه تلقینم

یه عمره برام
خیر العملی
حتی تو بهشت
بهترین غزلی

حسن بن علی حسن بن علی


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۹:۵۷
محمد جواد شیرازی

بر لب هر عاشقی گل کرده امشب یا حسن

می شوم عبد خدا ماه مبارک با حسن


ما اگر عبد حسینیم و گدای زینبیم

بر خود زینب قسم کرده جدا ما را حسن


رزق آب و نان من دائم ازین خانه رسید

نیستم مدیون دربار کسی الا حسن


سود با ما می شود گر کلب او گردیم ، چون...

...لقمه بر سگ می دهد ،  دردانه ی زهرا ، حسن


تا که جان دارم میان تن دم از او می زنم

شافع عقبی حسن ...مولا حسن... آقا حسن


ذکر یاسبّوح و قدوسم شده یا مجتبی

می روم سجده به عشق اینکه گویم یا حسن


کوری چشم زنی که قاتل پیغمبر است

می نویسم روی قلبم "سیدی مولا حسن"


ای که در شهر مدینه شهره گشتی بر کرم

یک نظر بر این گدا کن ماه دل آرا حسن


نیمه ی ماه است و دستم خالی و رویم سیاه

حقّ زهرا مادرت اُنظُر الیّ یاحسن


مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۲
محمد جواد شیرازی

فاطمه جان اگر به تاب و تبم

یا اگر مست و غرق در طربم


شادی ات شاد و سرخوشم کرده

نه که دیوانه، نه که بی ادبم


مطربانه قبول کن از من

"حق مبارک کند" به روی لبم


تا سحر یا حسن حسن گفتم

جای ذکر و نمازِ نیمه شبم


دور گهواره جای سائل نیست؟

تشنه ی یک طواف مستحبم


جلو انداخت کار من را عشق

گرچه در راه بندگی عقبم


همه اش از بزرگی خودت است

من اگر کلب سَیدُالعربم


سروری کردن است در نَسبت

نوکری کردن است در نسبم


سر من هدیه ای است ناقابل

از مریدان مکتب وهبم


من نگفتم به من عطا بکنی!

تو همیشه... همیشه در عجبم!


محمد جواد شیرازی


پ ن: سَیدُالعرب از القاب مولا امیرالمومنین علی علیه السلام است.

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۵ ، ۱۱:۵۱
محمد جواد شیرازی

آن که سائل از عطایایش تحیر می کند

غربت و غم سینه اش را روز و شب پر می کند


می رود مسجد به منبر سب حیدر می کنند

بین کوچه می رسد با خود تفکر می کند


دیدن هربارِ قنفذ یا مغیره... بگذریم

در خودش می ریزد و یادی ز چادر می کند


می شود آیا کریمی را به دِرهم ها فروخت؟

آدم از این حرف، احساس تحیر می کند


می کِشد از زیر پا سجاده اش را آشنا

اینچنین سرباز از رهبر تشکر می کند؟!


صلحِ آقا جنگ با تزویر بود و جاهل است...

...هر کسی این صلح را سازش تصور می کند


بین سرداران غریب و بین منزل هم غریب

تا که می گویم "حسن" "غربت" تبادر می کند


آب می خواهد لب روزه امام از همسرش

همسرش با زهر دارد جام را پر می کند


پاره های این جگر در تشت بی علت که نیست

سنگِ سخت از سوز این جرعه تغیّر می کند


مطمئنم در دو عالم جزء قوم اشقیاست

هرکه از آقام احساس تنفر می کند


وقت تشییع تنش آمد زنی استر سوار

با کمانداران خود حسِ "تکاثر" می کند


می رسد آخر زمان انتقام منتقم

می رسد خواری آن کس که تکبر می کند

**********


سنگ دل هستم... بدرد گِل شدن که می خورم

این دلِ سنگم برایش کار آجر می کند


محمد جواد شیرازی

۹۴/۹/۱۸




۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۴ ، ۰۶:۳۷
محمد جواد شیرازی

یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ اَیُّهَا المُجتَبی یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه


قبل از سلام کردن سائل سلام کرد

این بار هم کرامت خود را تمام کرد


در حیرت است واژه ایثار از حسن

نان شبش دوباره نثار غلام کرد


تا دید فاطمه که گره خورده کار من

ذکر مرا "کریم علیه السلام" کرد


زنجیر عقل مانع عشقش نمی شود

هر کس که پای درس حسن ثبت نام کرد


رحمت به آن کریم که از لطف بی حدش

با جبرئیل، شاعر خود هم کلام کرد


ابیات مِدحتش همه بیت المقدس اند

ترویج مدح، صاحب بیت الحرام کرد


از قدرتش نپرس...جمل را نظاره کن

کاری که با سپاه سواره نظام کرد


چشمم به احترام قدومش به سجده رفت

کامم برای بوسه به دستش قیام کرد


نامرد آمدم به در خانه اش ولی

آقا نظاره کرد و مرا با مرام کرد


در خاطرم نمانده که شغلم گدایی است

از بس گدای فاطمه را احترام کرد


آواره آمدم که مرا بندِ خود کند

حالا غلام یا سگ خود هر کدام کرد


محمد جواد شیرازی

۹۴/۵


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۳۹
محمد جواد شیرازی