سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۶۵ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: امام حسین علیه السلام» ثبت شده است

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

هزار شعله ی خون بر روی جگر دارم
دلم گرفته و خوب است چشم تر دارم

بده نشانی من را به حضرت موسی
گناه، از همه ی خلق بیشتر دارم

نشد برای تو قید گناه را بزنم
مرا ببخش که این قدر دردسر دارم

فدای تو شوم، اصلا بیا بزن من را
ولی نخواه از این عشق دست بردارم

همیشه منتظر لطف یک نفر بودم
همیشه چشم بر احسان یک نفر دارم

"زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی"
دوباره حال و هوای نجف به سر دارم

علی علیِ مرا زود می خرد زهرا
من از مرام دل فاطمه خبر دارم

فدای حضرت زهرا که گفت: فضه بیا
مرا کمک بده که درد در کمر دارم

نمرده ام که کسی حیدر مرا بزند
سرم شکسته ولی از پرم سپر دارم

ز قتلگاه خودم، کوچه ی بنی هاشم
به سوی قتلگه کربلا نظر دارم

آهای خنجر و شمشیرهای در گودال
نگفته اید به خود، مادرم... پسر دارم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۴۴
محمد جواد شیرازی

تا این که بر این نفس بمانم مُتکبر

واقع نشود توبه ام اینگونه مؤثر


ای وای به تاریکی قبرم چه بسازم

فردا که شوم سوی تو بی توشه مسافر


بالم به هوای نظرت "عَظمِ کَسیر" است

افتاده ام از پا، نظری حضرت "جابر"


من پیر زمین گیر گناهان بزرگم

العفو الهی بِحبیب بن مظاهر


نازل نشده جز کرم و خیر ز سویت

هر قدر بدی از من رسوا شده صادر


بی کرب و بلا حاجت فردوس ندارد

هر کس که شب جمعه، حرم را شده زائر


بر گریه کنش روز جزا، نار حرام است

این اشک، برایم شده آرامش خاطر


پیراهن او رفت ولی رمل بیابان...

شد بر تن پاک پسر فاطمه ساتر


ای وای تنش جمع شده بین حصیری

بی یار و غریبانه به دستان عشائر

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۱۲
محمد جواد شیرازی

خاک زمانه بر سر سینه زن حسین

خون مثل چشمه بود روان از تن حسین


لب تشنه ماند و آه که سیراب گشته بود

حتی در آن زمان فرس دشمن حسین


نفرین به پست بودن دنیا و قصرهاش

چون غیر ریگ داغ نشد مسکن حسین


از بس که نیزه ها به تنش گیر داده بود

چون گل ورق ورق شده پیراهن حسین


تا که سرش نشست نوک نی، همان زمان

افتاد خواهرش به روی دامن حسین


خورشید رنگ خون شد و دنیا به خود دگر

یک روز خوش ندید پس از کشتن حسین

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۲۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دانلود صوت شعر با نوای حاج حیدر خمسه

پرونده ام شده است پر از اشتباه، آه

شرمنده ام از این سر و روی سیاه، آه


حمد شفا برام بخوانید نیمه شب

دل مرده ام ازین همه کوه گناه، آه


آهی نمانده بین بساطم! مرا ببین

وضعیت خراب دلم را نگاه! آه


عمرم گذشت و دیر به خود آمدم، دریغ

فهمیده ام که رفت سرِ من کلاه، آه


بگذار تا که گریه کنم باز، زار زار

بگذار تا که ناله زنم باز، آه... آه...


لا یمکن الفرار...، شدم خسته سَیّدی

بیرون مکن مرا ز حرم یا اِله، آه


من را ببخش تا که علی شادمان شود

دور از نجف شدم چقدر زابراه، آه


از غربت علی و غم حضرت بتول

باید کشید از دل پر غُصه گاه، آه


نامردها به پهلوی زهرا لگد زدند

وقتی که بود مادر ما پا به ماه، آه


طوری زدند که همه دیدند فاطمه

پهلو شکسته رفت سوی قتلگاه، آه


با چکمه هایشان چقدر این حرامیان

رفتند روی سینه ی ارباب راه، آه

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۶ ، ۱۹:۱۱
محمد جواد شیرازی

گندم ری ثمنت شد، بابی انت و امی
غرق خون کل تنت شد، بابی انت وامی

تو نفس می زدی اما، بین دشمن چه جدالی
بر سر پیرهنت شد، بابی انت وامی

وای از آن واعطشا گفتن تو، قاتلِ جانم...
ناله ی دلشکنت شد، بابی انت و امی

بر لبت ذکر مناجات و دعا بود ولی حیف
نیمه کاره سخنت شد، بابی انت وامی

جلوی چشم همان خواهر دلداده ات آقا
قطعه قطعه بدنت شد، بابی انت و امی

مادرت آمد و با قامت خم در دل صحرا
اولین سینه زنت شد، بابی انت و امی

پیکرت ماند غریبانه روی خاک و در آخر
بوریایی کفنت شد، بابی انت و امی

محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۹
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی


منی که غرق گناهم، شکسته بال و پرم

چگونه نام بلند تو را به لب ببرم؟!


اگر که دوست نداری "خدا خدای" مرا

اجازه هست صدایت کنم به چشم ترم؟!


خودم نیامده ام نیمه شب به درگاهت

تو خواستی که بیافتد به این حرم گذرم


بیا مرا جلوی دیگران خراب مکن

بگیر دست مرا که به سنگ خورده سرم


مرا ببخش و دوباره بگیر در آغوش

قسم به حرمت خون مدافعان حرم


بنا نبود فقط خوب ها حرم بروند

شبی بیا و مرا هم به کربلا ببرم


تمام هستی من هست مادر و پدرم

فدای حضرت ارباب مادر و پدرم


اگر حسین نشد عاقبت کفن بشود

چگونه نوکرم و بهر خود کفن بخرم؟!


هنوز نیمه ی شب های جمعه می آید

نوای مادر او: تشنه ذبح شد پسرم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۹
محمد جواد شیرازی

معراج من یعنی که غمخوار تو باشم

آواره ی کوی علمدار تو ‌باشم


گفتم سگ کوی تو هستم تا کمی هم

در زندگانی ام وفادار تو باشم


در این دو ماهه زیر و رو کردی دلم را

آوردی ام در روضه تا یار تو باشم


آقا اگر سربار تو بودم ببخشید

می خواستم من هم عزادار تو باشم


من را چه کار اصلا به مزدِ این دو ماهه

کاری نکردم که طلبکار تو باشم


یک خواهشی دارم فقط، جان رقیه

بگذار تا آخر گرفتار تو باشم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۱۸:۵۷
محمد جواد شیرازی

یک اربعین آتش گرفتم از فراقت

آتش گرفتم از غم و رنج و مصیبت


تا که دوباره زائرت باشم برادر

چله گرفتم، چله در رخت اسارت


یادم نرفته تشنه بودی بین گودال

هَل مِن مُعینت ماند آخر بی اجابت


یک لقمه نان هم بعد تو راحت نخوردم

حتی ننوشیدم پس از تو آب، راحت


یادم نرفته لحظه ای که نیزه خوردی

تکیه زدی بر نیزه ای غرق جراحت


در خاطرم مانده سرت را می بریدند

در خاطرم مانده زمان سخت غارت


با گریه افتادم به روی پیکر تو

با کعبِ نی بُردند من را از کنارت


دور از نگاه ساقی لشکر ابالفضل

خیلی به ما شد شام عاشورا جسارت


دیدی مرا بر ناقه ی عریان نشاندند؟!

دیدی چگونه شد ادا اجر رسالت؟!


در آسمان کردی طلوع و سر شکستم

وقتِ غروبت جان سپردم در حقیقت


هر جا که رفتم مثل حیدر خطبه خواندم

نام تو را بردم برادر با جسارت


من دشمنت را بر سر جایش نشاندم

با ذوالفقار صبر و تیغ استقامت


اما دلم خیلی پر است از دشمنانت

بر حرمله، بر ابن سعد و شمر لعنت


هر کس که می افتاد ما را می کشیدند

حتی به ما یک دم نمی دادند مهلت


قبل از ورود شام با صوت حزینم

گفتم به نیزه دار تا از یک راه خلوت...


... این دختران را وارد این کوچه ها کن

لج کرد با ما آن خبیث بی مروت


دروازه ی ساعات ما را دوره کردند

خیلی در آن ساعات افتادم به زحمت


از صبح دَم تا عصر مابین اراذل...

باشد نمی گویم بماند تا قیامت


تا سنگ خوردی سنگ خوردم، بین عشاق

گونه به گونه می رود صورت به صورت


یک خواهشی دارم بیا و جان زینب

چیزی نپرس از دخترت از آن امانت


داغ رقیه مثل داغ مادرم بود

نگذار تا این که بمیرم از خجالت


خیلی برایت درد و دل کردم ببخشید

آخر رسیده بر دلم غم بی نهایت


غم گر غم یار است شیرین است این غم

باشد برادر جان دگر خوردم شکایت


من می روم باور مکن زنده بمانم

من می روم دیگر از این وادی غربت


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۶ ، ۱۳:۵۶
محمد جواد شیرازی

در عمق غصه ها، فرّ الی الحسین

در اوج هر بلا، فرّ الی الحسین


خسته اگر شدی از دست این و آن

رو کن به کربلا فرّ الی الحسین


از سوی آسمان بر ما زمینیان

هر دم رسد ندا فرّ الی الحسین


از دست معصیت خونین دل و حزین

تا که شوی رها فرّ الی الحسین


موسی اگر شدی از ترس اژدها

هر چند بی عصا فرّ الی الحسین


وقتی دلت گرفت از شهر و کوچه ها

از قوم بی حیا فرّ الی الحسین


گر آخر الزمان بیمار گشته ای 

با نیت شفا فرّ الی الحسین


ایمان فقط حسین قرآن فقط حسین

از کفر و از خطا فرّ الی الحسین


فریاد می زند فطرس علی الدوام 

فی الارضِ و السَّما فرّ الی الحسین


بگرفته دست ما با دست غرق خون

در بین بوریا... فرّ الی الحسین

حاج مجتبی قاسمی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۹
مجتبی قاسمی

برای خیر من همیشه فتح باب می کنی

به رسم بنده پروری مرا خطاب می کنی


بساط خانه ی کرم همیشه فرق می کند

دعا نکرده هم مرا تو مستجاب می کنی


خداشناسی من از محرمت شروع شد

زمان گریه در وجودم انقلاب می کنی


به ارضیان و عرشیان چقدر فخر می کنم

برای نوکری مرا که انتخاب می کنی


همین که دور می شوم مرا به روضه می کِشی

زمین که می خورم به سوی من شتاب می کنی


به گردش دو دیده ات شفاعت قیامت است

در این جهان به ما کرم علی الحساب می کنی


چه خوبم و چه بد، مرا به دست دیگران مده

خودت مرا عذاب کن، اگر عذاب می کنی


دوباره خواب دیده ام پیاده سوی کربلا

روانه ام ز مرقد ابوتراب می کنی


بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی خالی ام اگر پر از شراب می کنی


به زیر دشنه هم دعا برام می کنی، ولی

بگو چرا محاسنت به خون خضاب می کنی؟!

محمد جواد شیرازی 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۶ ، ۱۱:۱۳
محمد جواد شیرازی