سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۷۴ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: امام حسین علیه السلام» ثبت شده است

فرار می کنم آقا فقط به سوی شما

چقدر خسته ام از دوری سبوی شما


بریده از همه، جز تو مگر کسی دارد؟

به انتها شده عمرم به عشق روی شما


منم که شهره به آنم که بد زمین خوردم

شده است چاره ی من یک کلام، کوی شما


حسین ذکر لبم هستی و نماز شبم

جوانیم همه طی شد به جست وجوی شما 


فراق کرببلایت ببین چه پیرم کرد

مرا بخر که نمیرم در آرزوی شما


چه قدر زحمت ما را کشیده ای تو حسین

که زنده مانده ام آقا فقط به هوی شما


نشست وخنجر خود را کشید آن ملعون

شمیم سیب وزیده است از گلوی شما

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۷ ، ۲۱:۱۹
مجتبی قاسمی

به خاک تربتت هر بار بگذارم جبینم را

درونم حس کنم انوار رب العالمینم را


معاد و عدل و توحید و نبوت را تو معیاری

نخواهم داد بر شک بقیه این یقینم را


منِ گمراه و حیران را به راه راست آوردی

ز گیسویت گرفتم رشته ی حبل المتینم را


همیشه روح من حس امانت کرد با مهرت

نگیر از من به جان مادرت روح الامینم را


شکسته دل شدن را از سخای مادرت دارم

گدایی کرده ام از فاطمه قلب حزینم را


اگرچه دست خالی آمدم، چشم پُری دارم

بخر چشم ترم را، این متاع کمترینم را


گره افتاده در کارم، گرفتارِ گرفتارم

پذیرا باش نذرِ سفره ی اُم البنینم را


همه آماده ی رفتن شدند و باز جا ماندم

بیا امضا کن از لطفت برات اربعینم را


نگیر از عمر من اوقات خیر و برکتم، یعنی

همین که در میان روضه هایت می نشینم را


سرش را دید و با گریه سکینه گفت با بابا

تماشا کن میان شام حال شرمگینم را


همین که معجرم در آن شلوغی سوخت با شعله

به روی سر گرفتم تکه های آستینم را

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۰:۲۰
محمد جواد شیرازی

قَالَ الرِّضَا عَلَیه السَّلام:
...إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ أَقْرَحَ‏ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا بِأَرْضِ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ...

از نفاق بی فضیلت ها، فضیلت کشته شد
خاک عالم بر سرم دریای رحمت کشته شد

بی بصیرت ها به قصد قُرب سنگش می زدند
زینت دوش نبی از جهل امت کشته شد

چند عضو حضرتش از تشنگی حسی نداشت
عاقبت هم با لبان تشنه حضرت کشته شد

هرچه تیر و نیزه مانده بود رویش ریختند
با هزار و نهصد و چندین جراحت کشته شد

آه از آن حرفی که فرموده است مولانا الرضا
روز عاشورا عزیز ما به ذلت کشته شد

گفته مقتل خنجری کُند از قفا با ضربه ها...
نصّ مقتل گفته آقا با مشقت کشته شد

دختری که معجرش آتش گرفته ناگهان
زیر سم اسب، در هنگام غارت کشته شد

خواهری با دست بسته در کناره ناقه گفت:
ساقی لشگر کجایی، شرم و غیرت کشته شد

قاسم و عباس و جعفر، اکبر و عون و حسین
هرچه مَحرم داشتم، در چند ساعت کشته شد
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۴۷
محمد جواد شیرازی

حی علی الحسینیه ماتم شروع شد

بغضم شکست و بارش نم نم شروع شد


فصل رسیدن به خدا در حسینیه

در سایه سار بیرق و پرچم شروع شد


مثل همیشه فاطمه بانی روضه هاست

از آه و ناله ی جگرش، دم شروع شد


پیراهن حسین پُر از خون میان عرش

آویخته شده، غم عالم شروع شد


پیراهن سیاه بپوشید نوکران

عرض ادب کنید، محرم شروع شد


توبه بهانه بود حسینی شود دلش

با یا حسین گریه ی آدم شروع شد


با یا حسین سوره ی والفجر شد تمام

با یا حسین سوره ی مریم شروع شد


تا قطره اشک کوچکی از دیده ام چکید

لطف خدا و خیر دمادم شروع شد


هر دفعه که حسین زمین خورد بعد از آن

در قلب خواهرش تپش غم شروع شد


از کودکی شنیده قضایای کربلا

ای وای، شرح روضه ی مبهم شروع شد


این رو سیاه کیست به گوال می رود؟!

لعنت به شمر، ماتم اعظم شروع شد

محمد جواد شیرازی


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۰۶:۳۰
محمد جواد شیرازی

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

#عرفه

عرفه آمد و مهمان حسینیم همه

خیره بر رحمت دستان حسینیم همه


عرفه آمد و ما کرب و بلایی نشدیم

بازهم پاره گریبان حسینیم همه


وسط روز رسیدیم و همه می بینند

عاشق و بی سر و سامان حسینیم همه


دردمندانه به دنبال طبیبی هستیم

در پی نسخه ی درمان حسینیم همه


حرفِ جود است بیا ذکر کریم آوردم

عاشق ذکرِ حسن جان حسینیم همه


ذکرِ العفو نگفتیم ولی بخشیدند

ما بدهکار به احسان حسینیم همه


او مناجات کند کار همه می گیرد

تشنه ی وادی عرفان حسینیم همه


عید قربان شده نزدیک، بگو با اصحاب

در ره عشق به قربان حسینیم همه


اشک ما خرج برای غم اغیار نشد

روزگاری است که گریان حسینیم همه


آتش سینه ی ما از غم یک بی کفن است

داغدارِ تن عریان حسینیم همه


چشم هایش سرِ تشنه شدن از کار افتاد

کشتگانِ لب عطشان حسینیم همه


ساربان هم نشد از رحمت دستش محروم

مات از جود فراوان حسینیم همه


خیزران... سنگ... نوک نیزه... مراعات کنید

ما اسیر لب و دندان حسینیم همه


#محمد_جواد_شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۹
محمد جواد شیرازی

لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم


روح من سخت زمینگیر شده، کاری کن

از هوس بسته به زنجیر شده، کاری کن


پای طولِ اَملم توبه نکردم عمری

دل من از گنهم پیر شده، کاری کن


بس که دستم جلوی غیر دراز است، دلم

غافل از منشأ تأثیر شده، کاری کن


فکر تنهایی قبرم به سرم افتاده

مهربانا چه کنم؟! دیر شده، کاری کن


سال ها دوری از یوسف زهرا سخت است

دوری اش بغض گلوگیر شده، کاری کن


دل، گرفتار علی هست و خمار نجفش

زود با این دلِ تسخیر شده کاری کن


شب جمعه است، اجازه بده با گریه دلم

بشود طیب و تطهیر شده، کاری کن


ناله زد زینب کبری چه کنم یا جداه؟!

روضه هایت همه تفسیر شده، کاری کن


یاعلی... رفته ام از حال، ببین که پسرت

دفن در نیزه و شمشیر شده، کاری کن


آه، یا فاطمه... با خنجر کُندش قاتل

سوی گودال سرازیر شده، کاری کن


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۳:۵۶
محمد جواد شیرازی

جنس انگور اگر عسگری اش قیمتی است

دلِ خالص شده هم دلبری اش قیمتی است


عبدِ رسوا شده ای که همه جا را گشته

زار برگشتن و جامه دری اش قیمتی است


دل رسوای مرا لطف خدا بالا بُرد

از بس این ظرف دلم، مشتری اش قیمتی است


تا سحر نام تو را می برم، ای رب کریم

سینه ی سوخته، نوحه گری اش قیمتی است


از همان روز ازل فاطمه ما را خوانده

مادر ما به خدا مادری اش قیمتی است


دل نبستیم به هر دل که فقط در دل ها

در تمامی جهان حیدری اش قیمتی است


کل اعمال گره خورده به حب حیدر

مژده بر دل که علی باوری اش قیمتی است


هر کسی ذوب در انوار حسینی باشد

نزد زهرا و علی نوکری اش قیمتی است


چشم ما گریه نکرده است به جز بر ارباب

باده ی ناب فقط کوثری اش قیمتی است


ساربان با عجله رفت سوی جسم حسین

زیر لب گفت که انگشتری اش قیمتی است


حامل راس شریفش کمی آرام برو

این سری که سرِ نی می بَری اش قیمتی است


****


دست بردار از آن طفل یتیم ای ظالم

مگر اصلا چقدر روسری اش قیمتی است؟

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۶:۰۴
محمد جواد شیرازی

خرابه ای است دلی که ز عشق دم نزند

خدا برای دلی اینچنین رقم نزند


خدا کند که پس از روزه داری ام، نَفْسم

شبانه روز فقط حرف از شکم نزند


رسیده ام به سرایی که صاحبش عمری است

نَزَد ز معصیتم حرف، باز هم نزند


کجا رود؟! چه کند؟! با که درد خود گوید

اگر که بنده ی عاصی درِ حرم نزند؟!


من آمدم که ازین پس، گناه و معصیتم

بساط بندگی ام را دگر بهم نزند


به روز حشر بگویم که دوستش دارم

چنانچه لطف کند مُهر بر لبم نزند


دخیل اهل کسایم، چه بی پناه شده است

کسی که رو به خدایان ذوالکرم نزند


ز عشق بازی و دلدادگی چه می فهمد؟!

میان صحن نجف هر کسی قدم نزند


حسین خون خدا هست و من گدای حسین

گدا چگونه دم از خونِ محترم نزند؟!


بگو به صاحب آن خیزران به پیش رباب

به کام شاه، دگر ضربه از ستم نزند


بگو که حرفِ کنیزیِ آل عصمت را

به اشکِ دیده ی صاحب علم قسم، نزند

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی


یا رب از این فعل کمم، اخلاص و قربت را نگیر

هر چیز می گیری بگیر اما حلاوت را نگیر


چیزی ندارم آورم بر محضرت جز چشم تر

از آسمان دیده ام باران رحمت را نگیر


مشغول دنیا شد دلم با غفلت از "یَومُ النّشور"

از خاطرِ آشفته ام یاد قیامت را نگیر


یک عمر با سرپیچی ام بیچاره و رسوا شدم

شرمنده ام یا سیدی از من اطاعت را نگیر


خیلی سرِ این بی حیا بودن تو را آزرده ام

جان علی دیگر بیا از من نجابت را نگیر


تازه به این ماه علی خو کرده ام ای ذوالکرم

دارد به پایان می رسد، ماه ضیافت را نگیر


من هر چه بد باشم، علی دارم، نجف دارم، خوشم

جانم بگیر و در عوض حب ولایت را نگیر


دیدی نشد هم آخرش بوسه به شش گوشه زنم؟!

باشد... از این هجران زده بوسه به تربت نگیر


نان شب این سفره هم شد گریه بر داغ "حسین"

لطفی کن و از سفره ام این نان هیئت را نگیر


مست مناجات است او، ای نیزه دار بی حیا

از حنجر خشکیده اش صوت و فصاحت را نگیر


زهرا مکرر با وضو شانه به مویش میزده

ناپاک زاده شرم کن، گیسوی حضرت را نگیر


چیزی نمانده از تن و عمامه و خود و زره

ای ساربان، بس کن برو، دنبال غارت را نگیر

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۰۶
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

هزار شعله ی خون بر روی جگر دارم
دلم گرفته و خوب است چشم تر دارم

بده نشانی من را به حضرت موسی
گناه، از همه ی خلق بیشتر دارم

نشد برای تو قید گناه را بزنم
مرا ببخش که این قدر دردسر دارم

فدای تو شوم، اصلا بیا بزن من را
ولی نخواه از این عشق دست بردارم

همیشه منتظر لطف یک نفر بودم
همیشه چشم بر احسان یک نفر دارم

"زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی"
دوباره حال و هوای نجف به سر دارم

علی علیِ مرا زود می خرد زهرا
من از مرام دل فاطمه خبر دارم

فدای حضرت زهرا که گفت: فضه بیا
مرا کمک بده که درد در کمر دارم

نمرده ام که کسی حیدر مرا بزند
سرم شکسته ولی از پرم سپر دارم

ز قتلگاه خودم، کوچه ی بنی هاشم
به سوی قتلگه کربلا نظر دارم

آهای خنجر و شمشیرهای در گودال
نگفته اید به خود، مادرم... پسر دارم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۴۴
محمد جواد شیرازی