سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۳۰ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: امام رضا علیه السلام» ثبت شده است

مثل احسان سلیمان که نصیبِ مور است

بخششت بر فقرا نزد همه مشهور است


قلب هر عاشق آواره پیِ قبله گهی است

ملجأ و قبله ی ما وادی نیشابور است


گریه و جامعه و رحمت و بخشیده شدن

جنس ما در حرمت خوب خدایی جور است


آمدم در حرمی که به شعف روح الامین...

بر نگهبانی و جاروکشی اش مأمور است


اجر زائر شدن این جا به هزاران حج است

از خودم نیست، روایت شده و مأثور است


حرمت نور، رواق و در و دیوارش نور

چشم تا کار کند نور و سراسر نور است


دل ما پیشِ خودت، تنگِ خودت مانده هنوز

این چه عشقی است که در وصل و فراقش شور است


نیمه شب آمده ام تا که تماشام کنی

نیمه شب آمدنم را، نظری منظور است


مهربان بودنتان اهل طمع کرده مرا

کربلایی بنویسید... اگر مقدور است


تو بگو یابن شبیب و بسپارش بر ما

گریه بر جد شما بر دل ما دستور است


چه کسی گفته حسین است که عریان مانده؟!

زیر شمشیر و سنان کل تنش مستور است


***

سوره ی مریم و شرح طبقش را خواندم

سرِ در بین طَبق جزء کدامین سوره است؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۳۰
محمد جواد شیرازی

أینَ لِیَ النَّجاة؟! که حیران رسیده ام

از راه دور سوی خراسان رسیده ام

جانم به لب رسید و به جانان رسیده ام

شکر خدا که محضر سلطان رسیده ام


گریان شدن دلیل سبک بالی ام شده

باب الجواد رافعِ بد حالی ام شده


پاسخ به اشکِ دیده و آهم نمی دهی؟!

از دست خود پناه بخواهم، نمی دهی؟!

یاذالکرم مجالِ نگاهم نمی دهی؟!

راهم کسی نداد... شما هم نمی دهی؟!


افتاده ام زمین سرِ زانو نگاه کن

من را شبیه بچه ی آهو نگاه کن


هم شادم از رسیدن و هم ضعف کرده ام

پای شکستگیِ پرم ضعف کرده ام

گفتی بیا، قدم به قدم ضعف کرده ام

در گوشه ی رواق حرم ضعف کرده ام


الطاف تو دوباره قوی می کند مرا

نقاره خانه ات علوی می کند مرا


گفتم رضا و رحمت و رأفت به من رسید

صدها هزار لطف و عنایت به من رسید

زحمت به تو رسید، شفاعت به من رسید

مثل قدیم ها برکاتت به من رسید


ای منتهای حاجت و بغض صدای من

روحی فداک حضرت موسی الرضای من


جان را به جز برای تو آقا نمی دهم

صحن و سرات را به دو دنیا نمی دهم

اصلا به رفتن به جنان پا نمی دهم

در سینه ام به غیرِ تو را جا نمی دهم


حیف از دل است تا که شود خرج این و آن

آقا همیشه در دلِ تنهای من بمان


گوشه نشین صحن گوهرشاد می شوم

بیمارِ پشت پنجره فولاد می شوم

از دل نرو که طعمه ی صیاد می شوم

باشد دخیل روضه ی اولاد می شوم


تا که مرا به یک نفست زیر و رو کنی

فکری به حال نوکر بی آبرو کنی


جان تمام شیعه نثار جوادتان

رنگ خزان گرفت بهار جوادتان

آه از غریبی و دل زار جوادتان

خیلی شلوغ بود کنار جوادتان


روضه تمام... هلهله شد، خاک بر سرم

دورِ امام هلهله شد، خاک بر سرم


ای وای از حسین و علی اکبر حسین

پُر گشته بود هلهله دور و بر حسین

آتش گرفته بود دل مضطر حسین

گریه کنید بر دل شعله ور حسین


سر را به روی صورت پیغمبرش گذاشت

دیگر حسین آرزوی زندگی نداشت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۲۶
محمد جواد شیرازی

دل را نما مهیا از راه دور و نزدیک

جاری شو سوی دریا از راه دور و نزدیک


چه شاه... چه گدایی...، باید فقط بیایی

با دست های بالا از راه دور و نزدیک


گیرم شکسته پایت، بال محبتت هست

بال صعود بگشا از راه دور و نزدیک


مثل همند، حقاً زائر شدی خدا را

زائر شوی رضا را از راه دور و نزدیک


گویم رضاست شاهم، آقا و تکیه گاهم

شادیِ قلب زهرا از راه دور و نزدیک


شوق زیارت ما، اشک ارادت ماست

پنهان و آشکارا، از راه دور و نزدیک


بر دل دهید وعده، بیست و سه ی ذی القعده

شد موعد تولّی از راه دور و نزدیک


از فرش می توان رفت، تا عرش می توان رفت

با یک سلام... تنها، از راه دور و نزدیک


گفتم به قلب محزون، لعنِ خدا به مأمون

لعنت به خصم مولا، از راه دور و نزدیک

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۴۵
محمد جواد شیرازی

بر نهالی که شکسته، ثمری نیست، نگرد

بین بارم عملی که بخری نیست، نگرد


سر به زیر آمده ام تا که بدانی از من

بنده ی عاصی و شرمنده تری نیست، نگرد


تو پیِ اشکی و من چشمه ی خشکیده شدم

در بساطم خبر از چشم تری نیست، نگرد


اهل بیتند خدایان کرم، طبع مرا

جز سرودن ز کریمان هنری نیست، نگرد


ای که بی حبّ علی، دور حرم می گردی

طوفِ بی حبّ علی را اثری نیست، نگرد


اگر امروز پی ضامن فردا هستی

جز به دربار خراسان خبری نیست، نگرد


دوست دارم بشوم زائر مشهد، یا رب

در دلم حاجت و میل دگری نیست، نگرد


کار هربار رسیده است به کوچه، دیدیم

آخر روضه به جز خون جگری نیست، نگرد


ای اباصلت... ازین کوچه خیالت راحت

خوب شد بین گذر، رهگذری نیست، نگرد


دور این خانه اگرچه پُر خاک است ولی

هیزمِ شعله ور و میخ دری نیست، نگرد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۰۸
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج محمد رستمی

ای باده ی طهور، از این باده سر نکش

آتش به حالِ درهم ماه صفر نکش


عالم بدون روی تو تاریک و تیره است

خورشید مشرقین، عبا روی سر نکش


پنجاه بار، در وسط این گذر نیفت

پنجاه بار، بر دل عالم شرر نکش


اینقدر پیش چشم همه، یاد مادرت

در پشت درب خانه ی خود دردسر نکش


بال و پر هزار مَلک فرش راه توست

شمسُ الشموس، روی زمین بال و پر نکش


دیگر شبیه مارگزیده به خود مپیچ

دامن به خاک حجره بیا و دگر نکش


خواهر که نیست محضر تو، لااقل غریب

وقت وداع، دردِ فراق پسر نکش


با قطره قطره بارش چشم بهاری ات

تصویر روضه ی پسر و یک پدر نکش


هرکار هم کنی پسرت پا نمی شود

بس کن حسین، این همه آه از جگر نکش


بس کن حسین، زینبت از هوش می رود

پنجه به خاک در برِ او اینقدر نکش

محمدجواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۹:۵۲
محمد جواد شیرازی

دانلود بخشی از فیلم خوانده شدن این شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی در صحن جمهوری حرم امام رضا علیه السلام

هر کسی آمده از شاه و غلام و برده

وسط صحن و سرای حرمت بی پرده

سر تعظیم به سوی قدمت خم کرده

به امیدی به خدا عرض سلام آورده...


...زائری که همه ی دار و ندارش هستی

همه جا و همه ی عمر کنارش هستی


مرده ام، آمده ام تا که تو جانم بدهی

مثل فرش حرمت خوب تکانم بدهی

راه گم کرده ام و راه نشانم بدهی

به پناه آمده ام تا که امانم بدهی


اشتباهات مرا حُسن عمل می گیری

مهربانی و مرا زود بغل می گیری


عالم آل محمد شدنت را عشق است

در شفاخانه زبانزد شدنت را عشق است

این همه رحمت ممتد شدنت را عشق است

شمس تابنده ی مشهد شدنت را عشق است


آمده سائل درمانده ز هر سو آقا

خواستی تا نشوی ضامن آهو آقا


عرشیان خاک تو را نقش به رخساره زدند

خادمان گوش به فرمان تو نقاره زدند

حوض های حرمت یکسره فواره زدند

شعله ی عشق به جان من بیچاره زدند


برسان بر لب خشکیده ی ما پیمانه

بده پیمانه ای از کوثر سقاخانه


هر که بر پای تو افتاد بها می گیرد 

"یا رضا خانه ات آباد" نوا می گیرد

با نخ پنجره فولاد شفا می گیرد

وسط صحن گوهر شاد دعا می گیرد


وا شده هر گره کور به نامت آقا

ای فدای تو و این لطف و مرامت آقا


مست گیسوی تو هستم به جوادت سوگند

همه جا سوی تو هستم به جوادت سوگند

نه که آهوی تو هستم... به جوادت سوگند

من سگ کوی تو هستم به جوادت سوگند


تا که شد سفره ی تو پهن، وفادار شدم

بی بها بودم و در صحن، بهادار شدم


نور رحمانی حق هستی و تابان هستی

تو برای من قحطی زده باران هستی

تا ابد شاه رئوفی و رضاجان هستی

تو مرا جانی و جانانی و سلطان هستی


بی تو من دلهره ی کرب و بلا را دارم

با تو من تذکره ی کرب و بلا را دارم


جهت گریه ی ما تا به ابد معلوم است

بین ما گریه برای دگران مذموم است

بیشتر آن چه که در روضه ی ما مرسوم است

روضه ی یابن شبیب تو بر آن مظلوم است


با تمسک به شما اهل مصیبت هستیم

همگی گریه کن جد غریبت هستیم


قدرت بر روی پا، پا شدنش را بردند

وقت غارت شد و کل بدنش را بردند

ته گودال عقیق یمنش را بردند

نیزه داران ز تنش پیرهنش را بردند


خون او با جگر بادیه آمیخته شد

آیه های بدنش سخت به هم ریخته شد


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۷
محمد جواد شیرازی

گره کور مرا خیر توسل وا کرد

مادرم گفت رضا، در دل من غوغا کرد


گفته بودم که فقط کرب و بلا می خواهم

آمد و تذکره را زود خودش امضا کرد


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۸
محمد جواد شیرازی

نقاره می زنند غمی بازگو شود

اشکی بریزد و جگری شست و شو شود


هر صبح و هر غروب به فرمان شاه طوس

نقاره می زنند دلی زیر و رو شود

محمد جواد شیرازی 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۳۴
محمد جواد شیرازی

دلم شکسته چگونه سفر کنم بی تو؟!

چگونه شام غمم را سحر کنم بی تو؟!


بگو چگونه روم از حریم دلبازت؟!

چگونه در وطن خویش سر کنم بی تو؟!


صدای سوت قطار و غروب و دلتنگی

به عکس های حریمت نظر کنم بی تو


دوباره ساعت هشت و پرِ شکسته ی من

چه خاک بر سر این بال و پر کنم بی تو؟!


نشسته ام سر سجاده ام که با گریه

شکایت از جگر شعله ور کنم بی تو


تو ضامنم شدی و از سخاوت و کرمت

تمام اهل جهان را خبر کنم بی تو


کنار قبر من بی نوا بیا آقا

رئوفِ آل عبا، بد ضرر کنم بی تو


فائزه سادات معززی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۶
محمد جواد شیرازی

خوشم از رعایای شمس الشموسم
گرفتار عشق انیس النفوسم

کجا بی پناهم در این وادی عشق
پناهنده ی لطف سلطان طوسم

اگر بدترین بنده باشم که هستم
میان حریمش سراپا خلوصم

شفا می دهد خاک روی لبانم
اگر خاک صحن رضا را ببوسم

ز بس با شراب محبت عجینم
بدون محبت خمارم، عبوسم

دهان وا نکردم به مدح بزرگی
فقط حرف سلطان شود، چاپلوسم

امیر عطوفم سلامٌ علیکم
امام رئوفم سلامٌ علیکم


چه خوب است پشت و پناهم تو هستی
همیشه فقط تکیه گاهم تو هستی

اگر رو سپیدم غلام تو هستم
امیدم اگر رو سیاهم تو هستی

چه پیوند خوبی است بین من و تو
منم رعیت و پادشاهم تو هستی

کسی که برایم نموده همیشه
بساط دعا را فراهم، تو هستی

نمی خواهم از تو به غیر از خودت را
تمنای اشک نگاهم تو هستی

جنون من از حد گذشت و پس از این
تمام ثواب و گناهم تو هستی

خودت تا به مشهد دلم را کشاندی
غبار دلم را به لطفت تکاندی


به این دل که پر زد سویت عاشقانه
بده گوشه ای از حرم آشیانه

رضاجان، رضاجان، رضاجان، رضاجان
شده ذکر تسبیح مان دانه دانه

رسیده به ما عشق، سینه به سینه
کشیدیم این بار، شانه به شانه

نوای مرا می خری از کرامت
میان نواهای نقاره خانه

ز بس جامعه خوانده ام، هر فرازش
شده بین آب و گلم جاودانه

رئوفی و طاقت نداری ببینی
شود اشک چشم گدایی روانه

به من دل بریدن نمی آید اصلا
به تو راندن من نمی آید اصلا


دلت را شکسته گناه زیادم
ولی آمدم، پشت باب الجوادم

زمین خورده ام من، ولی با نگاهت
به شوق طواف حرم ایستادم

همیشه زدم بوسه بر آستانت
سرم را به خاک سرایت نهادم

بزرگانِ خدامِ صحنِ شمایند
خلیل و سلیمان و یعقوب و آدم

تو عیسی دمی؟! نه... به قرآن قسم که
مسیح است در معجزاتش رضا دم

زمانی که جان می رسد بر دهانم
بیا و برس آن دقیقه به دادم

چه کم می شود از تو من را بخوانی؟
مرا مثل سلمانی خود بدانی؟


امان از دمی که مصیبت چشیدی
زمین خوردی اما زمین را ندیدی

اباصلت بر صورتش زد همین که
عبا را به روی سر خود کشیدی

چه تکرار سختی است در بین کوچه
نشستی... دویدی... نشستی... دویدی...

الا ای امیری که شمس الشموسی
چه خاکی شدی تا به حجره رسیدی

لبت تشنه بود و چنان اشک شمعی
به یاد غریبی جدت چکیدی

خودت روضه خواندی که ای شمر ملعون
لبِ تشنه جد مرا سر بریدی

چه خوب است در لحظه ی احتضارت
جواد الائمه رسیده کنارت

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۵۴
محمد جواد شیرازی