سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۲۶ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: امام رضا علیه السلام» ثبت شده است

دانلود صوت شعر با نوای حاج محمد رستمی

ای باده ی طهور، از این باده سر نکش

آتش به حالِ درهم ماه صفر نکش


عالم بدون روی تو تاریک و تیره است

خورشید مشرقین، عبا روی سر نکش


پنجاه بار، در وسط این گذر نیفت

پنجاه بار، بر دل عالم شرر نکش


اینقدر پیش چشم همه، یاد مادرت

در پشت درب خانه ی خود دردسر نکش


بال و پر هزار مَلک فرش راه توست

شمسُ الشموس، روی زمین بال و پر نکش


دیگر شبیه مارگزیده به خود مپیچ

دامن به خاک حجره بیا و دگر نکش


خواهر که نیست محضر تو، لااقل غریب

وقت وداع، دردِ فراق پسر نکش


با قطره قطره بارش چشم بهاری ات

تصویر روضه ی پسر و یک پدر نکش


هرکار هم کنی پسرت پا نمی شود

بس کن حسین، این همه آه از جگر نکش


بس کن حسین، زینبت از هوش می رود

پنجه به خاک در برِ او اینقدر نکش

محمدجواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۹:۵۲
محمد جواد شیرازی

دانلود بخشی از فیلم خوانده شدن این شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی در صحن جمهوری حرم امام رضا علیه السلام

هر کسی آمده از شاه و غلام و برده

وسط صحن و سرای حرمت بی پرده

سر تعظیم به سوی قدمت خم کرده

به امیدی به خدا عرض سلام آورده...


...زائری که همه ی دار و ندارش هستی

همه جا و همه ی عمر کنارش هستی


مرده ام، آمده ام تا که تو جانم بدهی

مثل فرش حرمت خوب تکانم بدهی

راه گم کرده ام و راه نشانم بدهی

به پناه آمده ام تا که امانم بدهی


اشتباهات مرا حُسن عمل می گیری

مهربانی و مرا زود بغل می گیری


عالم آل محمد شدنت را عشق است

در شفاخانه زبانزد شدنت را عشق است

این همه رحمت ممتد شدنت را عشق است

شمس تابنده ی مشهد شدنت را عشق است


آمده سائل درمانده ز هر سو آقا

خواستی تا نشوی ضامن آهو آقا


عرشیان خاک تو را نقش به رخساره زدند

خادمان گوش به فرمان تو نقاره زدند

حوض های حرمت یکسره فواره زدند

شعله ی عشق به جان من بیچاره زدند


برسان بر لب خشکیده ی ما پیمانه

بده پیمانه ای از کوثر سقاخانه


هر که بر پای تو افتاد بها می گیرد 

"یا رضا خانه ات آباد" نوا می گیرد

با نخ پنجره فولاد شفا می گیرد

وسط صحن گوهر شاد دعا می گیرد


وا شده هر گره کور به نامت آقا

ای فدای تو و این لطف و مرامت آقا


مست گیسوی تو هستم به جوادت سوگند

همه جا سوی تو هستم به جوادت سوگند

نه که آهوی تو هستم... به جوادت سوگند

من سگ کوی تو هستم به جوادت سوگند


تا که شد سفره ی تو پهن، وفادار شدم

بی بها بودم و در صحن، بهادار شدم


نور رحمانی حق هستی و تابان هستی

تو برای من قحطی زده باران هستی

تا ابد شاه رئوفی و رضاجان هستی

تو مرا جانی و جانانی و سلطان هستی


بی تو من دلهره ی کرب و بلا را دارم

با تو من تذکره ی کرب و بلا را دارم


جهت گریه ی ما تا به ابد معلوم است

بین ما گریه برای دگران مذموم است

بیشتر آن چه که در روضه ی ما مرسوم است

روضه ی یابن شبیب تو بر آن مظلوم است


با تمسک به شما اهل مصیبت هستیم

همگی گریه کن جد غریبت هستیم


قدرت بر روی پا، پا شدنش را بردند

وقت غارت شد و کل بدنش را بردند

ته گودال عقیق یمنش را بردند

نیزه داران ز تنش پیرهنش را بردند


خون او با جگر بادیه آمیخته شد

آیه های بدنش سخت به هم ریخته شد


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۷
محمد جواد شیرازی

گره کور مرا خیر توسل وا کرد

مادرم گفت رضا، در دل من غوغا کرد


گفته بودم که فقط کرب و بلا می خواهم

آمد و تذکره را زود خودش امضا کرد


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۸
محمد جواد شیرازی

نقاره می زنند غمی بازگو شود

اشکی بریزد و جگری شست و شو شود


هر صبح و هر غروب به فرمان شاه طوس

نقاره می زنند دلی زیر و رو شود

محمد جواد شیرازی 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۳۴
محمد جواد شیرازی

دلم شکسته چگونه سفر کنم بی تو؟!

چگونه شام غمم را سحر کنم بی تو؟!


بگو چگونه روم از حریم دلبازت؟!

چگونه در وطن خویش سر کنم بی تو؟!


صدای سوت قطار و غروب و دلتنگی

به عکس های حریمت نظر کنم بی تو


دوباره ساعت هشت و پرِ شکسته ی من

چه خاک بر سر این بال و پر کنم بی تو؟!


نشسته ام سر سجاده ام که با گریه

شکایت از جگر شعله ور کنم بی تو


تو ضامنم شدی و از سخاوت و کرمت

تمام اهل جهان را خبر کنم بی تو


کنار قبر من بی نوا بیا آقا

رئوفِ آل عبا، بد ضرر کنم بی تو


فائزه سادات معززی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۶
محمد جواد شیرازی

خوشم از رعایای شمس الشموسم
گرفتار عشق انیس النفوسم

کجا بی پناهم در این وادی عشق
پناهنده ی لطف سلطان طوسم

اگر بدترین بنده باشم که هستم
میان حریمش سراپا خلوصم

شفا می دهد خاک روی لبانم
اگر خاک صحن رضا را ببوسم

ز بس با شراب محبت عجینم
بدون محبت خمارم، عبوسم

دهان وا نکردم به مدح بزرگی
فقط حرف سلطان شود، چاپلوسم

امیر عطوفم سلامٌ علیکم
امام رئوفم سلامٌ علیکم


چه خوب است پشت و پناهم تو هستی
همیشه فقط تکیه گاهم تو هستی

اگر رو سپیدم غلام تو هستم
امیدم اگر رو سیاهم تو هستی

چه پیوند خوبی است بین من و تو
منم رعیت و پادشاهم تو هستی

کسی که برایم نموده همیشه
بساط دعا را فراهم، تو هستی

نمی خواهم از تو به غیر از خودت را
تمنای اشک نگاهم تو هستی

جنون من از حد گذشت و پس از این
تمام ثواب و گناهم تو هستی

خودت تا به مشهد دلم را کشاندی
غبار دلم را به لطفت تکاندی


به این دل که پر زد سویت عاشقانه
بده گوشه ای از حرم آشیانه

رضاجان، رضاجان، رضاجان، رضاجان
شده ذکر تسبیح مان دانه دانه

رسیده به ما عشق، سینه به سینه
کشیدیم این بار، شانه به شانه

نوای مرا می خری از کرامت
میان نواهای نقاره خانه

ز بس جامعه خوانده ام، هر فرازش
شده بین آب و گلم جاودانه

رئوفی و طاقت نداری ببینی
شود اشک چشم گدایی روانه

به من دل بریدن نمی آید اصلا
به تو راندن من نمی آید اصلا


دلت را شکسته گناه زیادم
ولی آمدم، پشت باب الجوادم

زمین خورده ام من، ولی با نگاهت
به شوق طواف حرم ایستادم

همیشه زدم بوسه بر آستانت
سرم را به خاک سرایت نهادم

بزرگانِ خدامِ صحنِ شمایند
خلیل و سلیمان و یعقوب و آدم

تو عیسی دمی؟! نه... به قرآن قسم که
مسیح است در معجزاتش رضا دم

زمانی که جان می رسد بر دهانم
بیا و برس آن دقیقه به دادم

چه کم می شود از تو من را بخوانی؟
مرا مثل سلمانی خود بدانی؟


امان از دمی که مصیبت چشیدی
زمین خوردی اما زمین را ندیدی

اباصلت بر صورتش زد همین که
عبا را به روی سر خود کشیدی

چه تکرار سختی است در بین کوچه
نشستی... دویدی... نشستی... دویدی...

الا ای امیری که شمس الشموسی
چه خاکی شدی تا به حجره رسیدی

لبت تشنه بود و چنان اشک شمعی
به یاد غریبی جدت چکیدی

خودت روضه خواندی که ای شمر ملعون
لبِ تشنه جد مرا سر بریدی

چه خوب است در لحظه ی احتضارت
جواد الائمه رسیده کنارت

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۵۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
دانلود صوت شعر با نوای حاج مهدی رسولی


تسلیمم ای کریم که زندانی ام کنید
فکری برای بی سر و سامانی ام کنید

بخشش بس است، عمر من بی نوا گذشت
من را مؤاخذه به هوسرانی ام کنید

 باشد... به رو سیاه، نگاهی نمی کنید
حداقل نظر به پشیمانی ام کنید

بال مرا تعلق نفسم شکسته است
از خود تهی کنید مرا، فانی ام کنید

آتش زدم به بال و پرم پیش چشم تان
تا که توجهی به  پریشانی ام کنید

من حاضرم قسم بخورم خوب می شوم
ای مهربان اگر که خراسانی ام کنید

تاریکم و به جلوه ی شمس الشموسی اش
با هر فرازِ جامعه نورانی ام کنید

تنها خوشم به بابِ جوادالائمه اش
آن دور و بر مرا سگ دربانی ام کنید

گریان شدن برای حسین است آبرو
با سوز و آه و زمزمه بارانی ام کنید

تشنه، هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد
یاد عزیز فاطمه قربانی ام کنید

من را ببخش اگر که از این غم نمرده ام
من را حلال، بهر گران جانی ام کنید

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۴۳
محمد جواد شیرازی



دل شکسته  ی ما تا که ظرف عاشقی است
هر آن چه نکته بگوییم، حرف عاشقی است

دلم هوای حرم کرد و صحن جمهوری
کنون که صحن پر از شور و برف عاشقی است

محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۵ ، ۱۱:۳۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی حمیدرضا علیمی


روسیاه آمدم فقیر توام

تشنه ی جامی از غدیر توام


در دو عالم شریف و محترمم

تازمانی که من حقیر توام


بین این زائران ز فرط گناه

زائر پست و سربه زیر توام


این همه راه آمدم آقا

که بگویم فقط اسیر توام


جامعه خوانده ام میان حرم

تا ببینی که مستجیر توام


مستم و دائم از تو میخوانم

مبتلای توام رضا جانم


سایه ات بر سرم خدا را شکر

شده ام محترم خدا را شکر


من گدای قدیمی حرمم

شده ای سرورم خدا را شکر


همه ی خانواده ام شده اند

نوکر این حرم خدا راشکر


کفتر جلد گنبدت هستم

دور تو می پرم خدا را شکر


مستمندم اسیر خوان توام

سائلم...نوکرم...خدا را شکر


هرچه دارم فقط برای شماست

صدفم دُرّ من ولای شماست


جان به قربان روی جانان است

وطن اصلی ام خراسان است


آمدی روی عرش حک کردند

که رضا پادشاه ایران است


بی شما من کویری و پستم

با شما این دلم گلستان است


گر بد و عاصی ام کنار توام

چون سگی که کنار سلطان است


بر گدایت بیا نگاهی کن

که کرم عادت کریمان است


آمدی آبروی ذی القعده

نان ما دست توست هر وعده


خوش به حالم چه دلبری دارم

در دل خود چه گوهری دارم


نوکرت هستم و به گردن خود

طوق زیبای نوکری دارم


بنده ی عاصی و بدی داری

چه امامی چه سروری دارم


چشم خیس مرا نگاهی کن

کربلایم نمی بری؟ دارم...


...از فراقش عجیب می سوزم

از غمش دیده ی تری دارم


به جوادت قسم بیا آقا 

نوکرت را ببر به کرببلا


شاعر:

مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۱
مهدی علی قاسمی

هر کس رسید پای ضریحت شفا گرفت

راه عروج تا ملکوت سما گرفت


بیگانه کن مرا زخودم غرق خود نما

تا آن که جار زنند مریضی شفا گرفت


صحن عتیق تو شده دارالشفای خلق

هر کس شفا گرفت ز دست شما گرفت


حاجت گرفته سائلت اما نمی رود

از بس که از کنار تو ماندن بها گرفت


از درگه شما به خداوند می رسیم

بی تو نمی شود که سراغ از خدا گرفت


حج و منا و سعی و صفایم فقط تویی

 قلبم مقابل حرم تو صفا گرفت


هر کس رسید کرب و بلا، سامرا، نجف

برگ براتش از علی موسی الرضا گرفت


هر مستمند در حرمت جزو اغنیاست

هر بی نوا کنار ضریحت نوا گرفت:


"عبد ذلیل را تو مران ایها الرئوف

از غم بیا مرا برهان ایها الرئوف"


حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۵ ، ۲۲:۲۳
مجتبی قاسمی