سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۸۴ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: امام زمان عج» ثبت شده است

سلام بر تو امامی که نفسِ تطهیری

سلام بر تو که چون رحمتی، فراگیری


سلام بر تو زمانی که غرق طاعاتی

سلام بر تو زمانی که روزه می گیری


بدون شمسِ پر از خیر و برکت رویت

به ما رسید عجب روزگار دلگیری


گذشت و چشم به راهت جوانی ام طی شد

نیامدی و رسیده است موسم پیری


نشد مقدمه سازِ ظهورتان باشم

منِ خراب دعایم نداشت تأثیری


چقدر گریه و توبه به جای من کردی

حلال کن که نکردم هنوز تغییری


من از زمان ورودم به قبر می ترسم

بیا و ناجی من شو در آن سرازیری


اجازه هست کمی از زبان عمه یتان

بخوانم از غم ویرانه و زمینگیری؟!

***


پدر شبی که رسیدی برای من قدر است

رقم زده است برایم خدا چه تقدیری


ببخش این همه امشب به لکنت افتادم

ببخش از رخ سابق نمانده تصویری


به تابِ زلف تو دستم نمی رسد دیگر

شکسته بازوی من در میان درگیری


بدون هیچ دلیلی مرا کتک زده اند

بدون هیچ دلیلی و هیچ تقصیری

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۵:۱۵
محمد جواد شیرازی

عشاق دلخوشند به دنیا نداشتن

پرواز می کنند فقط با نداشتن


وقت نزول درد و محن شکر می کنند

هستند شُهره بر اگر اما نداشتن


باید برای غفلت خود چاره ای کنیم

رسوایی است آخرِ تقوا نداشتن


رنجیده شد امام زمان بارها ز ما

بس نیست فکر یوسف زهرا نداشتن؟!


مثل یتیم گم شده ای زار می زنیم

باید چه کرد با غم مولا نداشتن؟!


بیمارهای دردِ جدایی دلبریم

خسته شدیم ما ز مداوا نداشتن


بر زائران کرب و بلا غبطه می خوریم

خسران واقعی است حرم را نداشتن


تنها دلیل خجلت باران شده همین

بهر حسین، آبِ گوارا نداشتن


از تشنگی زمین و سما می شود دخان

این است ختم ماتم سقا نداشتن


آنقدر نیزه خورد که روضه رسید به

دیگر برای بوسه زدن جا نداشتن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۹
محمد جواد شیرازی

امشب از سوی خدا رحمت به ما نازل شده

غیر روی یار این دل از همه غافل شده

قلب ما بر طفل بیت عسکری مایل شده

بر محبان علی لطف خدا شامل شده


نیمه ی شعبان رسید و عید مستان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


جبرئیل از سوی حق با عشق آوردت سلام

آرزوی هر ولی این که شود بر تو غلام

نامتان برده نبی با منزلت با احترام

ای برای اوصیا نامت شده حسن ختام


فاش می گویم امیر می پرستان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


نیمه ی ماه نبی ماه علی گشته عیان 

مست او از قبل میلادش همه مستضعفان

با قدومش فخر دارد این زمین بر آسمان

کرد جاری آیه ی قران به ناگه بر زبان


ساقی میخانه ی قران نمایان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


آمده تا که بگیرد در دو دستش ذوالفقار

آیه ی قران به بازویش نوشته کردگار

عدل تنها با وجود اوست گردد ماندگار

باغ پاییز جهان با مقدمش گشته بهار


بر تمامی دو عالم روح و ریحان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


آمده با یا علی دین نبی احیا کند

آمده تا دشمنان مرتضی رسوا کند

آمده تا عدل را حاکم بر این دنیا کند

قامت مستکبرین را با نگاهش تا کند


بهر اجرای تمام حکم قرآن آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


ای بهار زندگی ام نیست جز میلادتان

یک کویر مرده بودم گشته ام آبادتان

عشق بازی می کنم هر صبح و شب با یادتان

زنده ماندم تا ببینم لحظه ی میعادتان


بر تمام دردها دارو و درمان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده


ای نسیم رحمت حق بر تمام عالمین

آمدی تا که شوی بر مرتضی نور دو عین

نام تو برده امام عسکری با شور و شین

بارها خوانده تو را در قتلگه جدت حسین


منتقم از دشمنان شاه عطشان آمده

انتظار فاطمه دیگر به پایان آمده

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۱
مجتبی قاسمی

برای دوری ات آهِ جگر بهانه گرفت
شکست بغض نهان، چشمِ تر بهانه گرفت

خوشا به حال دلم، از فراق و هجرانت
خودش به جای هزاران نفر بهانه گرفت

همین زمان که دعا می کنی برای دلم
همین دقیقه دلم بیشتر بهانه گرفت

دمی ز ماه رخت پرده را کنار بزن
برای دیدن رویت قمر بهانه گرفت

همیشه هر که دلش سوخت از غم هجران
به اشتیاق نگارش سحر بهانه گرفت

فدای اشک رقیه تمام هجران ها
چقدر زیر کتک، در گذر بهانه گرفت

همین که صوت پدر شد بلند از نیزه
دوید و خورد زمین پشت سر، بهانه گرفت

بگیر درس وصال از سه ساله ی ارباب
رسید دلبر او آن قدر بهانه گرفت

محمد جواد شیرازی
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۲۴
محمد جواد شیرازی

ای که در سینه ی خود داغ فراوان داری

چقدر غم به دل از محنت دوران داری


‌همه رنجور ز یلدای فراقت هستند

پیرو مست میان همه ادیان داری


قصه ی غربت تو غصه شده در دل ما

چقدر غصه خور از قصه ی هجران داری


آرزویم شده تا سائل کویت بشوم

تو کریمی، به گدای رهت احسان داری


نوکرانت همه دیوانه ی رخسار تواند

بس که در چهره نشان از رخ یزدان داری


یوسف فاطمه برگرد به جان زهرا

که فدای قدمت یار هزاران داری


وای بر ما که تو را راهی صحرا کردیم

بی سبب نیست که اینقدر پشیمان داری


آخر سال رسید و نرسیدی آقا

چقدر منتظر پاره گریبان داری


سر سال است فقط روی تو را می طلبم

چون که در چهره ی خود باغ بهاران داری


نکند مرگ بیاید تو نیایی آقا

همه دردیم و شما نسخه ی درمان داری

حاج مجتبی قاسمی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۶
مجتبی قاسمی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دردهایم شده تکرار، بهم ریخته ام

غم شده بر سرم آوار، بهم ریخته ام


بعد از عمری، سر پیری به خودم می نگرم

من کی ام؟ عبد گنهکار، بهم ریخته ام


آخر سال شد و دردِ فراقت آقا

شده در سینه تلمبار، بهم ریخته ام


قدرِ یک سال خجالت زده ام از رویت

حقم این است که بسیار بهم ریخته ام


خبری نیست دگر از من و اشک سحرم

چشم هایم شده بیمار، بهم ریخته ام


منم و این دل رسوا شده و دست نیاز

نظری حضرت دلدار، بهم ریخته ام


پسر حضرت زهرا، به رقیه العفو

التفاتی بکن ای یار، بهم ریخته ام


جان فدای دل آن دخترکی که می گفت:

به زمین خوردم و ناچار بهم ریخته ام


روسری سوخت، سرم سوخت، حجابم افتاد

وسط کوچه و بازار بهم ریخته ام


خبری از پدرم نیست، مرا برده ز یاد!!!

اصلا انگار نه انگار بهم ریخته ام

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۵۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

از غم دوری ات ای یوسف دل، محزونم

چه کنم با غم و با غصه ی روز افزونم؟!


بسته شد روزنه ی نور به رویم کم کم

زیر بار گنه و معصیتم، مدفونم


حق من بی سر و پایی است ولی لطف کن و

از سرِ سفره ات ای یار نکن بیرونم


ضعف کردم سرِ بخشیده شدن تا که خدا

به مناجات تو بخشید مرا، ممنونم


خونشان ریخت ولی پرچم یا فاطمه ماند

همه ی عمر به خون شهدا مدیونم


گفت زهرا به علی خوب شدم، گریه نکن

من فقط از غم تنها شدنت دلخونم


نگذارم ز سرت تار مویی کم بشود

با همین پیکر درهم شده و گلگونم


نگرانم بروم خشک شود کام حسین

سالیانی است که از غربت او محزونم

محمد جواد شیرازی


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۷
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

امام عصر نظر می کند، حواست هست؟!

به هر محله گذر می کند، حواست هست؟!


بدون یار و غریبانه در دل صحرا

عزیز فاطمه سر می کند، حواست هست؟!


شبیه مادر خود، خانه خانه مردم را

از انتظار خبر می کند، حواست هست؟!


در انتظار من و تو نشسته، با گریه...

شبِ بلند سحر می کند، حواست هست؟!


هر آن که گریه نکرد از مصیبت زهرا

به روز حشر ضرر می کند، حواست هست؟!


شنیده ایم غم کوچه را ولی آقا

نظر به کوچه و در می کند، حواست هست؟!


به روی حوریه حتی سقوط برگ درخت

یقین که زود اثر می کند، حواست هست؟!


****


آهای شمر لعین مادری سرِ گودال

نظر به ذبح پسر می کند، حواست هست؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۱۰
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

(حدیث نفس)

ای نفس، یا به خاطر آقا خطا نکن

یا بعد از این برای ظهورش دعا نکن


او از خدا به جای تو شرمنده می شود

باشد... تو از امام زمانت حیا نکن!!!


خیلی فریب خورده ی دنیا شدی، بس است

بر این دو روز قدرت خود اتّکا نکن


امروز را به وعده ی فردا هدر نده 

توبه کن از جهالت و چون و چرا نکن


در اوج بی پناه شدن، نان غیر را

هرگز نگیر و پشت به آل عبا نکن


مانند فاطمه همه جا با ولی بمان

بین مسیر دامن او را رها نکن


*******

پایه گذار قتل نبی، از حرم برو

این جا نمان، مصیبت ما را دوتا نکن


با احتیاط رد شو و با پای نحس خود

بی حرمتی به چادر خیرالنسا نکن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۵۹
محمد جواد شیرازی

بهار بندگی ام را خودم خزان کردم

گناه کردم و از کرده ام زیان کردم


چقدر دل، سرِ آمال خویش آزردم

چه کارها که برای دو لقمه نان کردم


رضای صاحب خود را نکرده ام منظور

نگاه بر سخن و حرف این و آن کردم


به جای خیر فقط دردسر شدم عمری

همیشه خون به دل صاحب الزمان کردم


مرا گرفت به آغوش و زیر و رویم کرد

همین که وضع بدم را کمی بیان کردم


هزار بار زمین خوردم و خدا را شکر

هزار بار توسل بر آسمان کردم


مرا همیشه دعا کرد و مهربان تر بود...

از آن چه در همه ی زندگی گمان کردم


همین که فاطمه گفتم مرا خرید آقا

قسم به فاطمه صد بار امتحان کردم


دم غروب غریبانه گریه و زاری

برای غربت آن قبر بی نشان کردم


پرش شکسته پرستو و در قنوتش خواند:

هوای پر زدن از بین آشیان کردم


برای آن که نبیند علی چه شد دستم

سه ماه بازوی خود را از او نهان کردم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۷
محمد جواد شیرازی