سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۵۰ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: امیرالمومنین علیه السلام» ثبت شده است


زوار نجف... دعا بر این سنگ کنید

با اشک، وصال خود هماهنگ کنید


انگور ضریح مرتضی را دیدید

یاد از منِ جامانده و دلتنگ کنید

محمد جواد شیرازی

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۳۹
محمد جواد شیرازی

به کوی رحمتِ حیدر مقیم یعنی ما

گدای شاه نجف از قدیم یعنی ما


فقیر محض شدن اوج لذت دل ماست

کریم... اوست، فقیر کریم یعنی ما


تمام خاک نجف نعمت است سرتاسر

همیشه سائلِ دارُالنّعیم یعنی ما


نوای یاعلی و یا عظیم یعنی او

دخیلِ یا علی و یا عظیم یعنی ما


دل شکسته ی ما تا که ظرف مِهر علی است

خطاب آیه ی "قلبٍ سَلیم" یعنی ما (۱)


علی است شاه عظیمی که مانده در بستر

سیاه پوشِ به پشت حریم یعنی ما


از آن زمان که شکستند فرقِ حیدر را

دل شکسته و قلب دو نیم یعنی ما


ازین به بعد نجویید خنده ی ما را

شبیه کودک کوفه یتیم یعنی ما


۱. یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (۸۸ و ۸۹ شعراء)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۶
محمد جواد شیرازی

ساقی بریز باده که تازه گلو کنی

شرمنده آمدم که مرا زیر و رو کنی


پیمان شکن شدم سرِ این نفس، حق توست

من را مؤاخذه سرِ این خُلق و خو کنی


هر بار جای من، تو حیا کرده ای ولی

دستِ مرا نشد که تو یک بار رو کنی


هر شب به این بهانه صدایت زدم فقط

تا با دلِ شکسته ی من گفت و گو کنی


امشب نمی شود به نماز شب علی

فکری به حال سائل بی آبرو کنی؟


مثل عبای کهنه ی حیدر، دل مرا

آیا شود به دست کریمش رفو کنی؟


با روسیاهی آمده ام محضرت که تو

با اشک روضه باز مرا شست و شو کنی


ای روزگار... رحم به زینب نمی کنی؟!

هر چه مصیبت است فقط سهم او کنی


دیروز داغ مادر و امروز هم پدر

بر این صبورِ غمزده، بغضِ گلو کنی


فرقِ علی شکافته، حالا عقیله را

نامردی است با پدرش رو به رو کنی


****


بوسه بزن به رأس پدر چون که کربلا

باید وصال رأس حسین آرزو کنی


جز حنجر بریده که پیدا نمی کنی

هرچه میان خونِ تنش جست و جو کنی

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۹
محمد جواد شیرازی

می برم نام علی را با وضو
تا شود دل با ولایش زیر و رو

حق علی هست و علی حق پس یقین
"کُلُّ شَیْ‌ءٍ هالِک... إِلَّا وَجْهَهُ"
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۴۹
محمد جواد شیرازی

به اذن فاطمه رام ابوتراب شدم

به حکم عشق غلام ابوتراب شدم

دوباره تشنه ی جام ابوتراب شدم

منی که مست به نام ابوتراب شدم


دلم خوش است به این که دو چشم تر دارم

عجیب حال و هوای نجف به سر دارم


چگونه پست از آن کوه آبرو گوید؟!

چگونه تشنه از آن صاحب سبو گوید؟!

کجاست طبع بلندی که مدح او گوید؟!

همیشه شاعر او جای شعر "هو" گوید


علی است عالی اعلی، علی است حق و یقین

علی است باطن قرآن، علی است باطن دین


خریده روز ازل، حق به شوق نازش را

به دست، بافته مرضیه جانمازش را

نبی شنیده رجزهای چاره سازش را

کمیل بود و علی بود و هر فرازش را


شبیه شمع در این ظلمت جهان افروخت

مرام بنده شدن را به شیعیان آموخت


علی است آن که حقیقت برای ایمان شد

برای یافتن راه راست، میزان شد

به عرش، صوتِ خداوندی اش نمایان شد

نشست روی زمین، مرکب یتیمان شد


اسیر کرده دلم را طلوعِ احسانش

خوشا به حال گدای رکوعِ احسانش


یگانه حامی احمد علی است بی تردید

برای حفظ نبی با وقار می جنگید

به دور مرکب او مثل شیر می چرخید

میان بستر خیرالبشر، علی خوابید


وفای آن که پُر از زخمِ تیر شد پیداست

تمام حرف از آن غزوه ی اُحد پیداست


علی است آن که ندیده کسی فرارش را

چشیده است درِ قلعه اقتدارش را

خدا ستوده خودش تیغ ذوالفقارش را

نخواست ذره ای از مال روزگارش را


میان چاه غریبانه سر فرو کرده

عبای کهنه و نعلین خود رفو کرده


نوای حضرت حق در دم و خروش علی است

همیشه کعبه ی رحمن سیاهپوش علی است

صدای فاطمه اش تا ابد به گوش علی است

شبانه کیسه ی خرما به روی دوش علی است


برای او به خدا این جهان پشیزی نیست

کنار شأن علی، ردّ شمس چیزی نیست


همان که در همه ی جنگ هاش غالب شد

همان که مِهر و ولایش به خلق واجب شد

همان که در همه جا مظهر العجائب شد

کنار فاطمه خانه نشین یثرب شد


به قتل فاطمه حق نبی ادا کردند

چقدر خون به دل پاک مرتضی کردند


به جز علی به کسی دل نبسته ام اصلا

به نور او دل ظلمانی ام شده روشن

خدا... محبت او را دمی نگیر از من

کنار من برسانش به لحظه ی مردن


کنار خوان کریمان پُر التماسم کن

به لعن دشمن زهرا، علی شناسم کن

محمد جواد شیرازی

۱۰ فروردین ۹۷

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۷ ، ۰۵:۴۷
محمد جواد شیرازی

عرش برین شاهدِ شأن رفیع علی است

ارض و سما گوشه ی ملک وسیع علی است


یاد گرفتم من از محضر ابن الجواد

عبد و مطیع خداست، هر که مطیع علی است


چشم بصیر علی، چشم بصیر خداست

گوش سمیع خدا، گوش سمیع علی است


هیچ زمانی زره بر کمر خود نبست

راوی این ماجرا، تیغ سریع علی است


رهبر هر مکتبی عزت آن مکتب است

سینه سپر کن بگو، عزت شیعه علی است


منکر او تا ابد مُلحد و سردرگم است

شاهد این حرف ها، عید غدیر خم است


***


حضرت ختمی مآب، دست علی را گرفت

ولوله ای در میانِ همگان پا گرفت


بعد به امر خدا، پیش نگاه همه

دست علی را خودش یک تنه بالا گرفت


با همه ی قوتش، خطبه ای از عشق خواند

از نفس و خطبه اش مکتب حق پا گرفت


گفت علی بعد من، رهبر این امت است

در دل هر شیعه ای حب علی جا گرفت


امر مهمی است که، ختم رسل یک به یک

از همه ی جمعیت، بیعت و امضا گرفت


 باید از این ماجرا گفت به هر بی خبر

باید از این راه گفت بیشتر و بیشتر


***


ریخت به هم نهضتش جهل فراگیر را

کرد عیان صولتش کفر اساطیر را


غیر علی هیچ کس حضرت فاروق نیست

خطبه به خطبه شکست پایه ی تزویر را


تیر ندانست او مست خدا بود و بس

برد ز هوش و حواس، معرفتش تیر را


وای از آن لحظه که در وسط کارزار

سر بدهد مرتضی نعره ی تکبیر را


غرق به خون در اُحد، پای نبی ایستاد

در کف خود می فشرد، قبضه ی شمشیر را


فوق ایادیِ خلق هست یَدُالله اوست

نیست حریفش کسی، چون أسَدُ الله اوست


***


باده به کف حیدر است، حق علی و هو علی

عِرض و شرف حیدر است، حق علی و هو علی


فاتح خیبر علی است، جلوه ی داور علی است

شاه نجف حیدر است، حق علی و هو علی


چون دم پیکار شد، خیبر و بدر و اُحد

اول صف حیدر است، حق علی و هو علی


این سر میدان علی است، آخر میدان علی است

چهار طرف حیدر است، حق علی و هو علی


سوره ی توحید حق، خالق خورشید حق

دُر صدف حیدر است، حق علی و هو علی


کیست پس از مصطفی لایق این منزلت

جایگزین نبی، شد علی از هر جهت


***


راه نجات خدا، سلسله ی موی اوست

حلقه ی وصل دعا، حلقه ی گیسوی اوست


پور ابیطالب است، سجده بر او واجب است

قبله ی اهل یقین، در دو جهان روی اوست


مرده به پا می شود، شمس عقب می رود

کل جهان واله از یک خم ابروی اوست


مدح علی را بس است، این که میان زنان

حضرت خیرالنساء، همدم و بانوی اوست


جوشن حیدر فقط، نفس بتول است و بس

ذکر لب فاطمه، قدرت بازوی اوست


او که خودش پایه ی اصلی اسلام بود

همدم هر سائل و مونس ایتام بود


***


یثرب احمد چه شد این همه خاموش شد؟!

بیت ولی خدا از چه سیه پوش شد؟


جهل سقیفه گرفت جای اولوالامر را

بیعت روز غدیر، زود فراموش شد


یک نفر این جا فقط پای علی سوخته

همدم این عاشقی، نقشِ به بازوش شد


آه از این فاجعه، زیر در خانه اش

در وسط شعله ها فاطمه بیهوش شد


سوخت و پیروز شد، در دل تاریخ ها

تا به ابد عزت فاطمه منقوش شد


صبر کنید اهل دل، می رسد آقایمان

منتقم فاطمه، حضرت صاحب زمان

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۴۵
محمد جواد شیرازی

از دل مپرس، چون دل زارم شکار توست

از جان مگو که تشنه لب ذوالفقار توست


مستان درگهت دم یاهو گرفته اند

من ماندم و دو چشم تری که خمار توست


باشد همیشه تو پدر خوب ها بمان

اما بدان که طفل بدت شرمسار توست


باید تو را قسم بدهم؟! جان فاطمه...

این آخرین تلاش گدای ندار توست


خیلی دلم پر است از این خلق بی وفا

خیلی دلم هواییِ شهر و دیار توست

***

اصلا نجف نرفته مرا زیر خاک کن

در زیر خاک هم دل من بی قرار توست

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۲۶
محمد جواد شیرازی

السلام علیک یا امیرالمومنین

الله گویم و پس از آن بی معطلی
دارم همیشه نام تو را بر لبم علی

ترسی ز طعنه ها به دلش نیست شیعه ات
همواره برده نام تو بر ماذنه، جلی
 
زنگار غم به سینه ی ما هر زمان نشست
این سینه شد به نام شما پاک و صیقلی

راه ابوحنیفه کجا راه شیعیان
یا مالکی و شافعی و راه حنبلی

ما رهرو غدیر و جدا از سقیفه ایم
ما گفته ایم پای ولای شما "بلی"

قرآن پُر است از جلوات فضائلت
کوری چشم دومی و چشم اولی

راه ورود قرب خدا هست از حرم
غیر از نجف به پیش خدا نیست مدخلی

امشب که اولیاء خدا زائر تو اند
قسمت نشد دوباره بیایم نجف ولی...

...خود را رسانده ام به صف شیعه در غدیر
بیعت کند غلام ، شب عید با ولی

باشد قبول غصه ی هجران چِشَم ولی
یک روز ساکن نجفت می شوم علی

مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۲۶
مهدی علی قاسمی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

چه درهم کرده قاتل مصحف قرآن زینب را

به خانه برده اند از سوی مسجد جان زینب را


همه با چشم گریان می روند از خانه ی مولا

چه می فهمد کسی حال دل ویران زینب را


تمام دختران بابایی اند و خوب می فهمند

چگونه این غم عظمی شکست ارکان زینب را


دل بی رحمِ شهر کوفه بنگر خوب، شاهد باش

که این داغ و بلا هم کم نکرد ایمان زینب را


اگر خواهی ببینی روح زهرایی زینب را

ببین پای ولی، قربانیِ طفلان زینب را


الهی بگذرد این غصه و یک لحظه هم دیگر

نبیند شهر کوفه دیده ی گریان زینب را


الهی این برادرها همیشه محضرش باشند

کسی خاکی نبیند لحظه ای دامان زینب را


الهی تا نبیند آسمان کربلا بر نی

سرِ از تن جدای دلبر عطشان زینب را

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۰۲
محمد جواد شیرازی

بهترین لحظات عمرم با علی سر می شود

دیده ام از حب حیدر روز و شب تر می شود


هر سحر نامش شده تسکین قلب خسته ام

اوست تنها آن که در این سینه دلبر می شود


هر که را آقا نظر انداخت با یک گوشه چشم

نوکری از نوکرانش مثل قنبر می شود


گر کشد دست نوازش بر سر این عبد خود

هم حیات و هم مماتم طور دیگر می شود


هر  که خود را کرد سائل بر در این بارگاه

روز و حالش از تمام خلق بهتر می شود

 

فاش می گویم تمام آفرینش خلق اوست

ذکر خالق وقت خلقت نام حیدر می شود


یا مبدل در حقیقت یاعلی، یا حیدر است

با نگاه او پلیدی ها مطهر  می شود


نفرت و بغض عدویش یک نشان از شیعه گی است

شیعه یعنی بی امامش زار و مضطر می شود


شرط مقبولیت اعمال  حب حیدر است

عاشق او از تمام دهر برتر می شود


معجزات او نگنجد در تمام این جهان

قابل رویت کنار حوض کوثرمی شود


دست حیرت بر دهان بگرفته جبریل ملک

کنده از روی زمین تا درب خیبر می شود


نام پاکش هست سوگند خدای لم یزل

یاعلی ذکر تمام خلق محشر می شود


شرط پیغمبر شدن حب و ولای مرتضی است

مصطفی با حب او بر انبیا سر  می شود


کیست استاد تمام انبیا ، غیر از علی

حکمتش این است با احمد برادر می شود


فالق الاصباح یعنی خط شمشیر علی

هر کسی را که نشان بگرفت بی سر می شود


در تمام سختی و در اوج محنت های دهر

یاور ما  همسر زهرای اطهر می شود


قدر حیدر در جهان نشناخت الا فاطمه

پس برای یاری اش در کوچه پرپر می شود


حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۷
مجتبی قاسمی