سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۷۰ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: حضرت زهرا سلام الله علیها» ثبت شده است

فدک ارث شماست مادرجان

شاهدِ ما خداست مادرجان


خطبه ات شهر را بهم زده است

همه ی دهر را بهم زده است


دشمنت مانده ساکت و تسلیم

سندت را بگیر تا برویم


دل شده بی قرار لبخندت

خسته ای؟! تکیه کن به فرزندت


با تو باشد اگر حسن... عشق است

در کنارت قدم زدن عشق است


نیست راهی دگر به کاشانه

کوچه ای مانده تا درِ خانه


چقدر کوچه سرد و تاریک است

چقدر راه تنگ و باریک است


چقدر آسمان سیاه شده

کوچه مانند قتلگاه شده


مردکِ بی حیا چه می خواهد؟!

بین کوچه ز ما چه می خواهد؟!


دست من را رها نما مادر

پشت من باش و کن دعا مادر


اذن میدان بده جهاد کنم

ارض را خالی از فساد کنم


به دلت اضطراب راه مده

سندت را به رو سیاه مده


وای دستور صبر داده پدر

چه کنم در میان این معبر


کاش دستم به صبر بسته نبود

کاش مادر دلت شکسته نبود


سوختم ذره ذره در دل خود

کاش قدم بلندتر می شد


چه غباری! دو چشم من تار است

رد خون چیست روی دیوار است؟!


چه به روز دو چشمت آورده؟!

چشم هایت چرا ورم کرده


بر غریبی ما اماره شده

این قباله که پاره پاره شده


بند آمد دگر زبان حسن

پا شو از روی خاک، جان حسن


حسنت هست اگر کنیزی نیست

گوشوارت شکسته؟! چیزی نیست


چه کنم از زمین بلند شوی؟!

روی پایت دوباره بند شوی


بین این کوچه سخت جان دادم

چادر خاکی ات تکان دادم


هر قدم را به گریه بردارم

شرم از دیدن پدر دارم


مثل مردی که مملو از دردم

با چه رویی به خانه برگردم؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۷ ، ۲۳:۱۹
محمد جواد شیرازی

چشمم به رخت، ذوالکرم افتاد؟ نیفتاد

از چشم تو چشم ترم افتاد؟ نیفتاد


انگار نه انگار دلت خون شده از من

عاداتِ گناه از سرم افتاد؟ نیفتاد


یک بار به عشقت شده تا بگذرم از خواب؟

اشک سحرم در برم افتاد؟ نیفتاد


دلشوره ی این فکر که عبد تو نباشم

یک دم ز دل مضطرم افتاد؟ نیفتاد


هرجا که رسیدم ز مرامت زده ام دم

نامت دمی از حنجرم افتاد؟ نیفتاد


زهراست فقط محور نورانی خلقت

یک خدشه بر این باورم افتاد؟ نیفتاد


ساکت ننشینید، بمیرید از این درد

صدیقه به راهِ حرم افتاد، نیفتاد؟


با بُهت حسن گفت: به حیدر چه بگویم؟!

کوچه تو بگو مادرم افتاد؟! نیفتاد؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۷ ، ۱۹:۳۰
محمد جواد شیرازی

زمان، زمانِ بلا شد، پدر بیا و ببین

چه ظلم ها که به ما شد، پدر بیا و ببین


هر آن چه غربت و بی مِهری و مصیبت بود

نصیب آل کسا شد پدر بیا و ببین


هنوز تربت قبر تو تازه است، ولی

چه فتنه ها که به پا شد پدر بیا و ببین


برای مردم بی معرفت، بُتِ امت

رسید و قبله نما شد، پدر بیا و ببین


شبانه بر روی استر به خانه ها رفتم

چه گویم این که چه ها شد پدر بیا و ببین


به حرف و حجت صدیقه بی محلی شد

امامِ شهر رها شد، پدر بیا و ببین


شنیده ای وسط کوچه ی بنی هاشم...

به ما چقدر جفا شد؟! پدر بیا و ببین


سر قباله ی باغ فدک، کتک خوردم

چه خوب حقم ادا شد پدر بیا و ببین


سراغ محسنِ مظلوم را مگیر از من

ثمر ز شاخه جدا شد، پدر بیا و ببین


چقدر پای علی ماندم و زمین خوردم

قدم ز غصه دو تا شد، پدر بیا و ببین


نشسته ام سر قبرت که جان دهم این جا

ببین زمان لقا شد، پدر بیا و ببین

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۷ ، ۱۹:۰۰
محمد جواد شیرازی

گم شدی بنده ی گمراه؟ بگو یا زهرا

با ولی باش، سحرگاه بگو یا زهرا


هر زمان از نظرِ حجت حق افتادی

زود هنگامِ بزنگاه بگو یا زهرا


چاه دنیا چقدر شأن تو را پایین بُرد

در دل ظلمت این چاه بگو یا زهرا


گر دلت خواست دعاگوی تو باشد مهدی

با دل زخمی و با آه بگو یا زهرا


صاحب العصر دلش سوخته از فاطمیه

بهرِ قلب ولی الله بگو یا زهرا


هر زمان مادری آمد برود از گذری

گر زمین خورد سرِ راه، بگو یا زهرا


دیده ات خورد به مسمار بگو یا حیدر

دیده ات خورد به درگاه بگو یا زهرا

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۷ ، ۱۸:۵۶
محمد جواد شیرازی

در دیده ام غایب شدی، در جان من نه

خالی شد از یادت جهان، کنعانِ من نه


مؤمن شدم بر کعبه ی رویت ندیده

عمرم به سر آمد ولی ایمان من نه


دیشب که خوابیدم به یادم گریه کردی

چشمان تو گریان شد و چشمان من نه


احسان و لطفت هر دقیقه شاملم شد

یک لحظه دیدی خوبی و احسان من؟ نه


جز در غم زهرا شده قدری گذارم...

رؤیت کند اشک مرا مژگان من؟ نه


ای دل بسوز از غربت حیدر که می گفت:

رو بر مگردان فاطمه جان، جانِ من نه


باور ندارم... یارِ هجده ساله زود است

پر می کشی از کلبه ی احزان من؟! نه...


باید به چاه کوفه گویم درد خود را

دامان تو گلگون شده دامان من نه

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۷ ، ۱۴:۴۶
محمد جواد شیرازی

از امام باقر علیه السلام و همچنین از امام صادق علیه السلام روایت کرده اند که فرموده اند:

«اذا ضللت فی الطریق فناد «یا صالح » أو «یا ابا صالح » اُرشدنا الی الطریق رحمکم الله »


شکر خدا... گفتیم: "اُرشدنا اباصالح"

رو بر کسی ننداختیم الا اباصالح


هر بار گم کردیم راه هل أتایی را

گفتیم با گریه مدد کن یا اباصالح


ای مُصلح عالَم، نظر کن صالحم فرما

سویت رسیده قطره، ای دریا اباصالح


بنده شدن اوج تمنای بزرگان است

وقتی که باشد سرور و مولا اباصالح


امروز هر کس نوکر زهرای اطهر شد

دستش بگیرد از کرم فردا اباصالح


ای راه گم کرده بیا، وقت توسل شد

همدرد شو در این مصیبت با اباصالح


گریان زهرا که شدی دیگر بدان قطعا

راهی نمانده تا خدا یا تا اباصالح


من عذر خواهی می کنم از ساحتت آقا

آتش به پشت در شده برپا اباصالح


این در که می سوزد میان شعله ی آتش

ای وای اگر افتد روی زهرا، اباصالح

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۷ ، ۲۲:۵۰
محمد جواد شیرازی

سلام بر بدن زخمی ات پرستویم

توان نمانده دگر در میان زانویم

خودم تمام تنت را به اشک می شویم

ازین به بعد غمم را به چاه می گویم


هنوز باور من نیست می روی زهرا

پس از تو حامی من کیست؟ می روی زهرا؟


دوباره فاطمه پلکی بزن، نگاهی کن

به زینبین پریشان من، نگاهی کن

بلند شو، به حسین و حسن، نگاهی کن

به ناتوانی خیبر شکن، نگاهی کن


سکوت می کنم و داد می زند جگرم

از این مصیبت دشوار خم شده کمرم


چه لاله زار عجیبی شده است پیکر تو

خدا به خیر کند حال و روز حیدر تو

هزار بار می افتد ز گردنت، سر تو

هزار بار می افتم زمین برابر تو


به روی سینه ات از چه شکاف افتاده؟!

به بازویت، ردِ ضرب غلاف افتاده


امان ز رد شدن از درب خانه و درگاه

چقدر مانده هنوز از مصیبت جانکاه

رسید لحظه ی تشییع جسم زهرا... آه

" به عزت و شرف لااله الا الله..."


هنوز بود دلم بی قرار و مبهوتت

زمانه بُرد مرا زیر چوب تابوتت


دعای خیر بر آشفتگیِ حالم کن

نگاهِ گرم به شاه غریب عالم کن

هلالِ من نظری بر قد هلالم کن

نشد برای تو کاری کنم، حلالم کن


به حکم امر نبی صبر کرده ام زهرا

روانه ات به سوی قبر کرده ام زهرا


رسید موعد دیدار یا رسول الله

در این هجوم شب تار یا رسول الله

امان ز غربت بسیار یا رسول الله

شدم بدون هوادار یا رسول الله


از این مصیبت عُظمی بپرس از زهرا

به من نگفت غمش را، بپرس از زهرا

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

از غم دوری ات ای یوسف دل، محزونم

چه کنم با غم و با غصه ی روز افزونم؟!


بسته شد روزنه ی نور به رویم کم کم

زیر بار گنه و معصیتم، مدفونم


حق من بی سر و پایی است ولی لطف کن و

از سرِ سفره ات ای یار نکن بیرونم


ضعف کردم سرِ بخشیده شدن تا که خدا

به مناجات تو بخشید مرا، ممنونم


خونشان ریخت ولی پرچم یا فاطمه ماند

همه ی عمر به خون شهدا مدیونم


گفت زهرا به علی خوب شدم، گریه نکن

من فقط از غم تنها شدنت دلخونم


نگذارم ز سرت تار مویی کم بشود

با همین پیکر درهم شده و گلگونم


نگرانم بروم خشک شود کام حسین

سالیانی است که از غربت او محزونم

محمد جواد شیرازی


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۷
محمد جواد شیرازی

محدثه، به فدای سکوت پر حرفت

سخن بگو به علی، این همه نخور حرفت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۵:۵۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

سه ماه...

 آب شدی، آبروی این خانه

سه ماه...

 سوختی از درد مثل پروانه


سه ماه... 

با غم خون های تازه درگیری

سه ماه...

 دست به دیوار خانه می گیری


سه ماه...

پا شدی از بستر و زمین خوردی

سه ماه...

خیره شدی بر در و زمین خوردی


سه ماه...

لاله دمیده به روی پهلویت

سه ماه...

می شود اصلا ندیده ام رویت


سه ماه...

نیمه شب و اشک های پنهانی

سه ماه...

نافله ات را نشسته می خوانی


سه ماه...

آرزوی مرگ می کنی هر شب

سه ماه...

شانه نخورده به گیسوی زینب


سه ماه...

هق هق روز و شب حسن بودی

سه ماه...

بغض گلوی حسین من بودی


سه ماه...

در قفس گریه هام محبوسم

سه ماه...

رفتنت از خانه گشته کابوسم


سه ماه...

گرد و غبار دلم نخوابیده

سه ماه...

نور طلوعت به من نتابیده


سه ماه...

پشت در خانه سخت می سوزم

سه ماه...

فکر غم ماجرای آن روزم


سه ماه...

دیدن وضع تو بی قرارم کرد

سه ماه...

میخ در خانه شرمسارم کرد


سه ماه...

غیرت من سوخت دم به دم زهرا

سه ماه...

منتظر خنده ی توام زهرا


سه ماه...

روضه ی این خانه هم نشد کافی

سه ماه...

هست لباسی به گریه می بافی


سه ماه...

فکر حسین غریب و عطشانی

سه ماه...

می شود از داغ او پریشانی


سه ماه...

از سر شب تا به صبح می نالی

سه ماه...

گریه کن ماجرای گودالی


سه ماه...

روضه ی ما ختم شد به عاشورا

سه ماه...

گریه ی ما نذر سیدالشهدا

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۰۳
محمد جواد شیرازی