سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: حضرت محسن بن علی علیه السلام» ثبت شده است

مظلوم ترین یار ولی را کشتند

سبط نبی لم یزلی را کشتند

غافل نشوید اول ماه ربیع

با ضرب لگد طفل علی را کشتند


در چاه به حبل بی سوادی نرویم

دنبال ره مردم عادی نرویم

تا هشت ربیع ما سیه میپوشیم

در محسنیه سراغ شادی نرویم


این سینه زداغ فاطمه غمگین است

انکار عزای محسنش توهین است

تبریک نگویید عزیزان الحق

 این روضه که مستوره شده سنگین است


شاعر:

مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۵ ، ۱۹:۳۸
مهدی علی قاسمی

ماه صفر تمام شد اما عزا بپاست

این هفته هفته ی غم اولاد مصطفاست


جایِ غدیر را سخن دشمنان گرفت

این بدعتی که شد خودش آغاز ماجراست


راه سخیفِ اهل سقیفه شروع شد

پایانِ کار، خانه نشینیِ مرتضاست


با مهرِ حیدر است که عالم بنا شده

دنیای بی ولای علی پوچ و بی بهاست


بیعت نکرد بیتِ علی با خلیفه ای

راه غدیر و راه سقیفه ز هم جداست


دشمن سه بار حمله بر این خانه کرده است

بیتی که داغدار غم ختم الانبیاست


یا صاحب الزمان نظری کن به پشت در

این مادر شماست که در بین شعله هاست


محسن به پشت در به چه جرمی شهید شد؟!

قلب امام عصر  بر این غصه مبتلاست


ای وای از غلاف... مرا می کشد همین...

...ردی که روی بازوی ریحانه ی خداست


کوچه مقدّم است به گودال قتلگاه

زیرا مدینه نقطه ی آغاز کربلا است


محمد جواد شیرازی

۹۴/۹/۲۲


۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۴ ، ۰۰:۳۷
محمد جواد شیرازی

 صل الله علیک یا فاطمه الزهرا

دانلود صوت شعر با نوای حاج مجتبی قاسمی

غزلی از زبان بی بی خطاب به رسول الله صل الله علیه و آله و سلم

اصلا نفوذ خطبه ی من بی اثر شده است...
...یا اینکه گوش مردم این شهر کر شده است؟

دیگر نمانده قدرت در جبهه ماندنم
بابا ببین که دختر تو خون جگر شده است

آنقدر بعد تو بدنم ضرب دیده است
دستم...سرم....تمامِ تنم مختصر شده است

مرهم اثر نمی کند و دردسر شده
این زخم روی دست، سرش بازتر شده است

دیگر توانِ بازویم از دست رفته است
گویا کبودی و ورمش بیشتر شده است

اجرِ رسالتت ثمرش تار گشتنِ...
...چشمانِ من ز ضربه ی آن خیره سر شده است

باعث شده است دور و برم تیره تر شود
دردی که روی گونه ی من مستقر شده است

هرشب برای محسن خود گریه می کنم
از آن زمان که قتلگهش پشت در شده است

یادم نمی رود که بدون مقدمه
دیدم که چادرِ سر من شعله ور شده است

باز استخوان سینه ی من درد می کند
حتی نفس کشیدن من دردسر شده است

فضه بیا که وقت نماز است چاره کن
از خونِ دست، پیرهنم باز، تر شده است

مهدی علی قاسمی
محمد جواد شیرازی 

93/12/8

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۳۰
محمد جواد شیرازی