سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: طفلان حضرت زینب علیهم السلام» ثبت شده است

زینب شده ام چون گوهری فاضله دارم

از سیرت زهرا و علی شاکله دارم


من دختر کرارترین مرد جهانم

شیران جگر دار در این قافله دارم


قربانی من را نپذیرفتی و حالا

خیلی سر این غصه ز دستت گله دارم


این دو بروند از حرمم مسئله ای نیست

من با غم تنهایی تو مسئله دارم


دایی شده ای تا که بیفتند به پایت

بگذار بیفتند به خون حوصله دارم


نگذار بمانند و ببینند که در شام

بر دست ورم کرده ی خود سلسله دارم


بهتر که نباشند ببینند دو طفلم

تنها شدم و پای پر از آبله دارم


جان می دهم ای یار سر افکنده نباشی

در خیمه روم تا که تو شرمنده نباشی


من با خبرم از جگرِ عُون و محمد

بنشین و نظر کن هنر عون و محمد


جز فکر تو یک لحظه میان سرشان نیست

عشق است فقط در نظر عون و محمد


سردار حریم دل خواهر به سلامت

نذرِ سرت ای عشق، سرِ عون و محمد


حاشا که بگیرد به پرت تیزی سنگی

تا هست به تن بال و پر عون و محمد


داغ تو نبیند دل و صد بار ببیند

در خون بدن غوطه ور عون و محمد


آنقدر دلم سوخته از داغ جوانت

سهل است برایم خبر عون و محمد


این بار سپردم که ابالفضل بیاید

جای منِ دلخون به بر عون و محمد


هر قدر در این جا سرشان سنگ بریزند

در شام سر مادرشان سنگ بریزند


ای وای از آن دم که در انظار می افتند

در دام پُر از حیله ی اشرار می افتند


تشنه شده اند و همه جا تار شد اما

یادِ عطش قافله سالار می افتند


گفتند علی، ضربه به فرق سرشان خورد

با فرق شکسته، صد و ده بار می افتند


هر دانه ی تسبیح من افتاد، دلم ریخت

با دانه ی تسبیح من انگار می افتند


نیزه که میان بدن و سینه شان رفت

یاد دلِ سنگِ نوک مسمار می افتند


وقتی که چشیدند فشار سم مرکب

یک مرتبه یاد در و دیوار می افتند


آن قدر بهم ریخته شد پیکر این دو

بین گذر از دوش علمدار می افتند


من مهر برادر به جهانی نفروشم

رخصت بده من هم زره رزم بپوشم

محمد جواد شیرازی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۰۲
محمد جواد شیرازی

زینبم، عاشق دیرینه و سرگردانت
جان خواهر به فدای دل بی سامانت

آه ای خون خدا، شاه رشید علوی
من نمردم که در این معرکه بی یار شوی

بگذارم برَوی جام بلا نوش کنی؟!
نکند زینب خود را تو فراموش کنی!!!

یاد تو بوده ام و ذکر تو شد هر نفسم
جان زینب شده روزی به کنارت نرسم؟

چهره ات قبله گه راز و نیازم بوده
دیدن روی تو آغاز نمازم بوده (۱)

خاطرت مانده کنارت چه سکوتی کردم؟
سر عقدم به خدا شرط و شروطی کردم

تو فقط اذن بده، از تو فقط دل بردن
پیشکش کردنشان... عون و محمد با من

چه کنم تا بگذاری که به میدان بروند؟
بگذار این دو علی زاده شهیدت بشوند

نگذار این که پناهنده به قرآن بشوم
بروم در حرم و موی پریشان بشوم

قدشان را منگر، غیرت شان حیدری است
رسم جنگیدن شان، رسم علی اکبری است

لحظه ی جنگ کمی واهمه هم نشناسند
هر دو شاگرد علمدار حرم، عباسند

مادری اند و دوتایی به دو دایی رفتند
هم به تو، هم به حسن، هر دو خدایی رفتند

مثل خون در رگ عباس به خود می جوشم
می روم خیمه، تنِ هر دو زره می پوشم

خواهرت را به دل محترم خویش ببخش
کمیِ وسع مرا بر کرم خویش ببخش

این دو پروانه که بر شمع تقرب دارند
بر نخ چادر من هر دو تعصب دارند

بهتر این است دوتایی به شهادت برسند
بهتر این است همین جا به سعادت برسند

نگذار این دو اسیری مرا درک کنند
وسط سلسله، پیری مرا درک کنند

نگذار این دو بمانند، عزادار شوند
شرمسار از رخ من، راهی بازار شوند

نگذار این دو به آن بزم حرامی برسند
یا به چشم بد و ویرانه ی شامی برسند

جان ناقابل شان نذر علی اصغر تو
سرشان رفت روی نیزه فدای سر تو

سنگ باران بشوند و به تو سنگی نخورد
به رخ فاطمی ات ضربه و چنگی نخورد

کاش بهر تن شان این همه زحمت نکشی
می نشینم وسط خیمه خجالت نکشی

۱_ حضرت زینب سلام الله علیها قبل از خواندن نماز، اول به چهره امام حسین(علیه السلام) نظر می‌انداختند و بعد به انجام فرایض می‌پرداختند.
خصائص الزینبیة
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۶ ، ۰۱:۰۶
محمد جواد شیرازی