سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۵۳ مطلب با موضوع «تقسیم بندی موضوعی :: مناجات» ثبت شده است

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

#عرفه

عرفه آمد و مهمان حسینیم همه

خیره بر رحمت دستان حسینیم همه


عرفه آمد و ما کرب و بلایی نشدیم

بازهم پاره گریبان حسینیم همه


وسط روز رسیدیم و همه می بینند

عاشق و بی سر و سامان حسینیم همه


دردمندانه به دنبال طبیبی هستیم

در پی نسخه ی درمان حسینیم همه


حرفِ جود است بیا ذکر کریم آوردم

عاشق ذکرِ حسن جان حسینیم همه


ذکرِ العفو نگفتیم ولی بخشیدند

ما بدهکار به احسان حسینیم همه


او مناجات کند کار همه می گیرد

تشنه ی وادی عرفان حسینیم همه


عید قربان شده نزدیک، بگو با اصحاب

در ره عشق به قربان حسینیم همه


اشک ما خرج برای غم اغیار نشد

روزگاری است که گریان حسینیم همه


آتش سینه ی ما از غم یک بی کفن است

داغدارِ تن عریان حسینیم همه


چشم هایش سرِ تشنه شدن از کار افتاد

کشتگانِ لب عطشان حسینیم همه


ساربان هم نشد از رحمت دستش محروم

مات از جود فراوان حسینیم همه


خیزران... سنگ... نوک نیزه... مراعات کنید

ما اسیر لب و دندان حسینیم همه


#محمد_جواد_شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۹
محمد جواد شیرازی

لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم


روح من سخت زمینگیر شده، کاری کن

از هوس بسته به زنجیر شده، کاری کن


پای طولِ اَملم توبه نکردم عمری

دل من از گنهم پیر شده، کاری کن


بس که دستم جلوی غیر دراز است، دلم

غافل از منشأ تأثیر شده، کاری کن


فکر تنهایی قبرم به سرم افتاده

مهربانا چه کنم؟! دیر شده، کاری کن


سال ها دوری از یوسف زهرا سخت است

دوری اش بغض گلوگیر شده، کاری کن


دل، گرفتار علی هست و خمار نجفش

زود با این دلِ تسخیر شده کاری کن


شب جمعه است، اجازه بده با گریه دلم

بشود طیب و تطهیر شده، کاری کن


ناله زد زینب کبری چه کنم یا جداه؟!

روضه هایت همه تفسیر شده، کاری کن


یاعلی... رفته ام از حال، ببین که پسرت

دفن در نیزه و شمشیر شده، کاری کن


آه، یا فاطمه... با خنجر کُندش قاتل

سوی گودال سرازیر شده، کاری کن


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۳:۵۶
محمد جواد شیرازی

بر نهالی که شکسته، ثمری نیست، نگرد

بین بارم عملی که بخری نیست، نگرد


سر به زیر آمده ام تا که بدانی از من

بنده ی عاصی و شرمنده تری نیست، نگرد


تو پیِ اشکی و من چشمه ی خشکیده شدم

در بساطم خبر از چشم تری نیست، نگرد


اهل بیتند خدایان کرم، طبع مرا

جز سرودن ز کریمان هنری نیست، نگرد


ای که بی حبّ علی، دور حرم می گردی

طوفِ بی حبّ علی را اثری نیست، نگرد


اگر امروز پی ضامن فردا هستی

جز به دربار خراسان خبری نیست، نگرد


دوست دارم بشوم زائر مشهد، یا رب

در دلم حاجت و میل دگری نیست، نگرد


کار هربار رسیده است به کوچه، دیدیم

آخر روضه به جز خون جگری نیست، نگرد


ای اباصلت... ازین کوچه خیالت راحت

خوب شد بین گذر، رهگذری نیست، نگرد


دور این خانه اگرچه پُر خاک است ولی

هیزمِ شعله ور و میخ دری نیست، نگرد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۰۸
محمد جواد شیرازی

ساقی بریز باده که تازه گلو کنی

شرمنده آمدم که مرا زیر و رو کنی


پیمان شکن شدم سرِ این نفس، حق توست

من را مؤاخذه سرِ این خُلق و خو کنی


هر بار جای من، تو حیا کرده ای ولی

دستِ مرا نشد که تو یک بار رو کنی


هر شب به این بهانه صدایت زدم فقط

تا با دلِ شکسته ی من گفت و گو کنی


امشب نمی شود به نماز شب علی

فکری به حال سائل بی آبرو کنی؟


مثل عبای کهنه ی حیدر، دل مرا

آیا شود به دست کریمش رفو کنی؟


با روسیاهی آمده ام محضرت که تو

با اشک روضه باز مرا شست و شو کنی


ای روزگار... رحم به زینب نمی کنی؟!

هر چه مصیبت است فقط سهم او کنی


دیروز داغ مادر و امروز هم پدر

بر این صبورِ غمزده، بغضِ گلو کنی


فرقِ علی شکافته، حالا عقیله را

نامردی است با پدرش رو به رو کنی


****


بوسه بزن به رأس پدر چون که کربلا

باید وصال رأس حسین آرزو کنی


جز حنجر بریده که پیدا نمی کنی

هرچه میان خونِ تنش جست و جو کنی

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۹
محمد جواد شیرازی

جنس انگور اگر عسگری اش قیمتی است

دلِ خالص شده هم دلبری اش قیمتی است


عبدِ رسوا شده ای که همه جا را گشته

زار برگشتن و جامه دری اش قیمتی است


دل رسوای مرا لطف خدا بالا بُرد

از بس این ظرف دلم، مشتری اش قیمتی است


تا سحر نام تو را می برم، ای رب کریم

سینه ی سوخته، نوحه گری اش قیمتی است


از همان روز ازل فاطمه ما را خوانده

مادر ما به خدا مادری اش قیمتی است


دل نبستیم به هر دل که فقط در دل ها

در تمامی جهان حیدری اش قیمتی است


کل اعمال گره خورده به حب حیدر

مژده بر دل که علی باوری اش قیمتی است


هر کسی ذوب در انوار حسینی باشد

نزد زهرا و علی نوکری اش قیمتی است


چشم ما گریه نکرده است به جز بر ارباب

باده ی ناب فقط کوثری اش قیمتی است


ساربان با عجله رفت سوی جسم حسین

زیر لب گفت که انگشتری اش قیمتی است


حامل راس شریفش کمی آرام برو

این سری که سرِ نی می بَری اش قیمتی است


****


دست بردار از آن طفل یتیم ای ظالم

مگر اصلا چقدر روسری اش قیمتی است؟

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۶:۰۴
محمد جواد شیرازی

خرابه ای است دلی که ز عشق دم نزند

خدا برای دلی اینچنین رقم نزند


خدا کند که پس از روزه داری ام، نَفْسم

شبانه روز فقط حرف از شکم نزند


رسیده ام به سرایی که صاحبش عمری است

نَزَد ز معصیتم حرف، باز هم نزند


کجا رود؟! چه کند؟! با که درد خود گوید

اگر که بنده ی عاصی درِ حرم نزند؟!


من آمدم که ازین پس، گناه و معصیتم

بساط بندگی ام را دگر بهم نزند


به روز حشر بگویم که دوستش دارم

چنانچه لطف کند مُهر بر لبم نزند


دخیل اهل کسایم، چه بی پناه شده است

کسی که رو به خدایان ذوالکرم نزند


ز عشق بازی و دلدادگی چه می فهمد؟!

میان صحن نجف هر کسی قدم نزند


حسین خون خدا هست و من گدای حسین

گدا چگونه دم از خونِ محترم نزند؟!


بگو به صاحب آن خیزران به پیش رباب

به کام شاه، دگر ضربه از ستم نزند


بگو که حرفِ کنیزیِ آل عصمت را

به اشکِ دیده ی صاحب علم قسم، نزند

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی


یا رب از این فعل کمم، اخلاص و قربت را نگیر

هر چیز می گیری بگیر اما حلاوت را نگیر


چیزی ندارم آورم بر محضرت جز چشم تر

از آسمان دیده ام باران رحمت را نگیر


مشغول دنیا شد دلم با غفلت از "یَومُ النّشور"

از خاطرِ آشفته ام یاد قیامت را نگیر


یک عمر با سرپیچی ام بیچاره و رسوا شدم

شرمنده ام یا سیدی از من اطاعت را نگیر


خیلی سرِ این بی حیا بودن تو را آزرده ام

جان علی دیگر بیا از من نجابت را نگیر


تازه به این ماه علی خو کرده ام ای ذوالکرم

دارد به پایان می رسد، ماه ضیافت را نگیر


من هر چه بد باشم، علی دارم، نجف دارم، خوشم

جانم بگیر و در عوض حب ولایت را نگیر


دیدی نشد هم آخرش بوسه به شش گوشه زنم؟!

باشد... از این هجران زده بوسه به تربت نگیر


نان شب این سفره هم شد گریه بر داغ "حسین"

لطفی کن و از سفره ام این نان هیئت را نگیر


مست مناجات است او، ای نیزه دار بی حیا

از حنجر خشکیده اش صوت و فصاحت را نگیر


زهرا مکرر با وضو شانه به مویش میزده

ناپاک زاده شرم کن، گیسوی حضرت را نگیر


چیزی نمانده از تن و عمامه و خود و زره

ای ساربان، بس کن برو، دنبال غارت را نگیر

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۰۶
محمد جواد شیرازی

عشاق دلخوشند به دنیا نداشتن

پرواز می کنند فقط با نداشتن


وقت نزول درد و محن شکر می کنند

هستند شُهره بر اگر اما نداشتن


باید برای غفلت خود چاره ای کنیم

رسوایی است آخرِ تقوا نداشتن


رنجیده شد امام زمان بارها ز ما

بس نیست فکر یوسف زهرا نداشتن؟!


مثل یتیم گم شده ای زار می زنیم

باید چه کرد با غم مولا نداشتن؟!


بیمارهای دردِ جدایی دلبریم

خسته شدیم ما ز مداوا نداشتن


بر زائران کرب و بلا غبطه می خوریم

خسران واقعی است حرم را نداشتن


تنها دلیل خجلت باران شده همین

بهر حسین، آبِ گوارا نداشتن


از تشنگی زمین و سما می شود دخان

این است ختم ماتم سقا نداشتن


آنقدر نیزه خورد که روضه رسید به

دیگر برای بوسه زدن جا نداشتن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۹
محمد جواد شیرازی

"انا عند منکسرة قلوبهم"

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

از این زمانه جدا می شویم با گریه

ز دام نفس، رها می شویم با گریه


به روی خاک می افتیم از سرِ غفلت

ولی دو مرتبه پا می شویم با گریه


دل شکسته حریم مقدس یار است

مُقربین خدا می شویم با گریه


به عشق شاه نجف ما کمیل می خوانیم

غریقِ نور دعا می شویم با گریه


همین که بوی شب جمعه می رسد از راه

اسیر کرب و بلا می شویم با گریه


حسین کشته ی اشک است، پس به عشق حسین

فدای شاهِ وفا می شویم با گریه


به زخم های تن کشته ی میان دو نهر

شبانه روز، دوا می شویم با گریه


برای روضه ی سقا به لطف اُمّ بنین 

به روز حشر سوا می شویم با گریه

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۵۰
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

هزار شعله ی خون بر روی جگر دارم
دلم گرفته و خوب است چشم تر دارم

بده نشانی من را به حضرت موسی
گناه، از همه ی خلق بیشتر دارم

نشد برای تو قید گناه را بزنم
مرا ببخش که این قدر دردسر دارم

فدای تو شوم، اصلا بیا بزن من را
ولی نخواه از این عشق دست بردارم

همیشه منتظر لطف یک نفر بودم
همیشه چشم بر احسان یک نفر دارم

"زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی"
دوباره حال و هوای نجف به سر دارم

علی علیِ مرا زود می خرد زهرا
من از مرام دل فاطمه خبر دارم

فدای حضرت زهرا که گفت: فضه بیا
مرا کمک بده که درد در کمر دارم

نمرده ام که کسی حیدر مرا بزند
سرم شکسته ولی از پرم سپر دارم

ز قتلگاه خودم، کوچه ی بنی هاشم
به سوی قتلگه کربلا نظر دارم

آهای خنجر و شمشیرهای در گودال
نگفته اید به خود، مادرم... پسر دارم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۴۴
محمد جواد شیرازی