سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیخ الائمه» ثبت شده است

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب شهادت امام صادق علیه السلام ۱۴۰۲

گرچه از خانه ی ما چوبه ی در سوزاندند 
جگر خون مرا هم به شرر سوزاندند 

ما ازین سوختن در چه مصائب دیدیم
چه بگویم که چه از مردم یثرب دیدیم 

بر لبم ذکر خدا بود که فریاد زدند
سر سجاده رسیدند و سرم داد زدند 

روضه ی غربت و مظلومیتم را خوانده
جای این چکمه که بر روی عبایم مانده 

مست ها نیمه ی شب بین حرم ریخته اند
خانه ام را سر پیری چه بهم ریخته اند 

فرصتی را به من آن دشمن خودکامه نداد
فرصتی قدر به سر کردن عمامه نداد 

نه فقط بر روی مرکب ننشاندند مرا
پابرهنه به سوی کوچه کشاندند مرا 

با تمسخر قد چون دال مرا می دیدند
پشت مرکب به زمین خوردم و می خندیدند 

اهل این شهر اگرچه همه شاگرد منند
جای یاری به تماشا همه بر گرد منند 

گرچه خوردم به زمین، هیچ کسی سنگ نزد
به لباسی که تنم بود کسی چنگ نزد 

هیچ کس با نوک نیزه به سویم حمله نکرد
خنجری کُند به قصد گلویم حمله نکرد 

پابرهنه شدم اما بدنم عریان نیست
در دل سوخته ام دلهره ی طفلان نیست 

در سرم شور حسین و حرمش افتاده
جان فدایش که به مقتل، نگران جان داده

محمد جواد شیرازی 

https://eitaa.com/abdorroghaye/168

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۰۲ ، ۰۰:۰۲
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

به نام خالق عالم، به حق حضرت سرمد

بیا که سینه ی ما پُر شد از مصیبت بی حد

 

اگرچه قسمت این دل، همیشه بوده جدایی

زبان به شکوه ندارم، هر آنچه یار بخواهد

 

رسیده ام به ته خط، ولی برای رضایت

نشد دلم به خلاصیِ از گناه، مقید

 

همیشه نامه ام آزرد قلب فاطمی ات را

ولی دوباره نکردی مرا ز خانه ی خود، رد

 

نشسته ام به دو چشم پُر آب تا که بمیرم

به پای روضه ی جانسوز جعفر بن محمد

 

رئیسِ مکتب حق باشی و غریب؟! بمیرم

نه زائری، نه رواقی، نه گنبدی و نه مرقد

 

خیال کن سرِ پیری میان سجده که هستی

کسی به چکمه به روی عبات پا بگذارد

 

دوباره واژه ی چکمه مرا رساند به گودال

به روی عرش برین شمر... وای فاطمه آمد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۸ ، ۰۰:۳۶
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

از غربتت، چشمان ما را اختیاری نیست

بر روی قبرِ خاکی ات، سنگ مزاری نیست

 

کاشانه ام آباد باشد، قبر تو خاکی؟!

جانم به قربانت مرا دیگر قراری نیست

 

با این همه شاگرد، ماندم از چه در کوچه...

در شام فتنه، عاشقی و جان نثاری نیست

 

اشرار یثرب، ناسزا و هیزم و آتش

این رسم، رسم بردنِ پرهیزکاری نیست

 

در هست، آتش هست اما میخِ بر در نه

ضرب لگد نه، هول دادن نه، فشاری نیست

 

غصه نخور، این دود می خوابد، خدا را شکر...

پشت در این خانه یار بارداری نیست

 

شیخ و بزرگ شهر را وقتی که می افتد

ضربه زدن با تازیانه افتخاری نیست

 

روی سفیدت از چه رو اینقدر سرخ است؟!

برخیر ما را طاقت این داغِ کاری نیست

 

افتاده ای بر خاک کوچه، بهتر از صحراست

حداقل در معبرت، تیزیِ خاری نیست

 

خاکی شده پیشانی ات اما به رخسارت

از ضربِ سنگی تیز، خونِ تازه جاری نیست

 

عمامه ات افتاده از روی سرت اما

دورت برای غارتت، داد و هواری نیست

 

روی زمین آرام و راحت حمدِ حق را گو

بالاسرت، در انتظارت نیزه داری نیست

محمد جواد شیرازی

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۸ ، ۲۱:۲۰
عبدالرقیه

ما عاشق و دلبسته و حیران شماییم

تا روز ابد ریزه خور خوان شماییم

عشق است غلامی ز غلامان شماییم

در هر دو جهان دست به دامان شماییم

ای آیت حق ، گوش به فرمان شماییم

 

ای خاک مزارت شده آرامش دل ها

احیای بقیع و حرمت خواهش دل ها

حبت سبب مستی و آسایش دل ها

اشک غمتان علت بخشایش دل ها

ما تا به ابد مضطر و گریان شمائیم

 

در نیمه ی شب قلب شریفت که شکستند

سجاده کشیدند و ره میکده بستند

این بد دهنان جملگی از نطفه ی پستند

رفتید پیاده همه بر اسب نشستند

زین غم همگی پاره گریبان شماییم

 

آتش به در خانه یتان تا که رسیده

اشک بصرت از غم ناموس چکیده

یاد علی و کوچه و آن قد خمیده

رنگ از رُختان با غم مسمار پریده

ما نیز خراب غم پنهان شماییم 

 

با بغض پدر حرمت فرزند دریدند

پشت سر مرکب نفست را که بریدند

با بد دهنی خدمتتان تا که رسیدند

از محضرتان غیر ادب هیچ ندیدند

ما ریزه خور این همه احسان شمائیم

 

ناموس شما شکر که آواره نگردید

با خنجرشان حنجرتان پاره نگردید

طفلت ز عطش واله و بیچاره نگردید

حتی سخن از غارت گهواره نگردید

ما سینه زن جد پریشان شماییم

 

ای بر غمتان گشته ملائک همه گریان

با زهر شدی کشته و عالم همه نالان

تا لحظه ی آخر دو لبت گفت حسین جان

قربان تو گردم که شدی تشنه وعریان

ما هیاتی از خیل محبان شماییم

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۸ ، ۰۰:۲۵
مجتبی قاسمی

داناود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

بر دور کمر شال بهم ریخته دارد

اندام کهنسال بهم ریخته دارد

 

آتش نکشانید بر این خانه که این مرد

از فاطمیه حال بهم ریخته دارد

 

مانند علی رد طناب است به دستش

در بند، پر و بال بهم ریخته دارد

 

در پشت فرس از نفس افتاده، بمیرم

آخر قدِ چون دالِ بهم ریخته دارد

 

حالا سر پیری به روی خاک نشسته

پیراهن پامال بهم ریخته دارد

 

افتاده زمین پشت فرس، یاد رقیه

چشم تر و احوال بهم ریخته دارد

 

خون از کف پایش به زمین ریخت و فریاد

از آن همه خلخال بهم ریخته دارد

 

مثل همه ی عمر فقط گریه و زاری

بر روضه ی گودال بهم ریخته دارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۳:۴۵
عبدالرقیه

دانلود فیلم شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

نیمه شب بود و عاشقی بیدار

مست حق بود و راحت از اغیار

 

نیمه شب بود و وقت راز و نیاز

بین سجاده بود، بین نماز

 

با تأسی به مادرش زهرا

دست خود برده بود سوی خدا

 

داشت همسایه را دعا می کرد

گره ها را دوباره وا می کرد

 

ذکرِ ارباب عالمین گرفت

بوسه از تربت حسین گرفت

 

ناگهان صحبت از تهاجم شد

خلوتش بین نعره ها گم شد

 

داد و فریاد، بی دلیل زدند

شعله بر خانه ی خلیل زدند

 

حرمت این حرم شکسته شد و

دست او بین خانه بسته شد و

 

پا شد از جای خود ولی افتاد

یاد مظلومی علی افتاد

 

از غریب مدینه دم می زد

وسط شعله ها قدم می زد

 

خاک و خاکستر از عباش تکاند

اشک بر مادرش دوباره فشاند

 

حرف داغِ گران زهرا بود

میخ در روضه خوان زهرا بود

 

پیر مردی وحید را بردند

آن محاسن سپید را بردند

 

باز هم روضه ها به کوچه کشید

آه... آقای ما بگو چه کشید؟!

 

پیر را طاقت دویدن نیست

می رود..‌. حاجت کشیدن نیست

 

فلک از غصه شرمگین شده بود

شیخ ما نقش بر زمین شده بود

 

پیکرش را چقدر آزردند

تا که شیخ الائمه را بردند

 

خوب شد بر سرش جدال نشد

غارت پیکرش حلال نشد

 

تشنگی تاب و قدرتش نگرفت

تیر و نیزه به قامتش نگرفت

 

رخش از خون تازه رنگ نشد

صورتش آشنا به سنگ نشد

 

خوب شد قاتلی سویش نرسید

پنجه ای بین گیسویش نرسید

 

خواهری با شکستنش نشکست

بر روی سینه اش کسی ننشست

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۶:۲۳
عبدالرقیه

جانم به فدای قبر خاکی شما

ماییم گدای قبر خاکی شما

ای کاش که یک بارگهی می دیدیم

از دور به جای قبر خاکی شم

 

در کوچه تو را مثل علی می بردند

افتاده عبا مثل علی می بردند

دستان شما بسته و بی عمامه

از روی جفا مثل علی می بردند 

 

خوردی تو زمین صدا زدی یا زهرا

با قلب حزین صدا زدی یا زهرا

با پای پیاده چون زمین افتادی

با صوت غمین صدا زدی یا زهرا

 

تا شعله ی  درب خانه ات را دیدی

از درد غم سینه به خود پیچیدی

با یاد غم محسن و روی نیلی 

با چشم پر آب، پشت در نالیدی

 

تا آن که به پشت مرکبش افتادی

باناله به یاد کربلا افتادی

با یاد غم سه ساله پشت مرکب

خوردی تو زمین و ناله سر می دادی

 

حاج مجتبی قاسمی 

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۱۵
مجتبی قاسمی

السلام علیک یا اباعبدالله یا جعفر بن محمد

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
دانلو صوت شعر با نوای حاج محمود کریمی

دانلود صوت شعر با نوای حاج محمود کریمی

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی نریمان پناهی

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی محمد حسین پویانفر

دانلود صوت شعر با نوای حاج مجتبی رمضانی

 

بر هم نزن نماز مرا، بی هوا نزن

حالا که می زنی، جلوی آشنا نزن

 

سجاده و عبای مرا می کِشی، بکش

اما لگد به تربت کرب و بلا نزن

 

آتش زدی به زندگی ام بس کن و برو

دیگر نمک به زخم دل من، بیا نزن

 

در خانه بس نبود غرورم شکسته شد؟

حداقل مقابل همسایه ها نزن

 

با تازیانه ات به سر و صورتم بزن

حرفی فقط به حضرت خیرالنساء نزن

 

بالای مرکبی و خجالت نمی کشی

پیچیده پای من... چه کنم؟! بی حیا نزن

 

موی سپید دارم و شیخ الائمه ام

هر طور می زنی بزنم، با عصا نزن

 

وقت گریز من شده "نوحوا علی الحسین"

زینب دوید و گفت: غریب مرا نزن

 

ای شمر بس کن و به روی سینه اش نرو

با چکمه ات قدم روی عرش خدا نزن

 

با دست و پا زدن گره ای وا نمی شود

تشنه لبم... عزیز دلم... دست و پا نزن

 

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۵۹
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی محمد حسین پویانفر

دارم هوای تربت شیخ الائمه

چشمم به دست رحمت شیخ الائمه

 

منت خدایی را که ما را خلق کرده

از خاک پای حضرت شیخ الائمه

 

اسلام ناب جعفری سرمایه ی ماست

جانم فدای نهضت شیخ الائمه

 

شاگردهای مکتبش روزی گرفتند

از بحث و علم و حکمت شیخ الائمه

 

هرکس نمازش را سبک دارد بداند

بی بهره است از رحمت شیخ الائمه

 

"کونوا لنا زینا..." ولی ای وای بر من

یک عمر گشتم زحمت شیخ الائمه

 

با اینکه سربارش شدم دیدم کریم است

آقا شدم با عزت شیخ الائمه

 

می چسبد آخر یک جهادی در مدینه

خادم شدن با دعوت شیخ الائمه

 

یک روز "دسته" می برم در کوچه هایش

تحت لوای "هیئت شیخ الائمه"

 

وقتش رسیده باز هم روضه بخوانم

از دردها و غربت شیخ الائمه

 

دیروز حیدر دست بسته... بی عمامه...‌

امروز آمد نوبت شیخ الائمه

 

پای برهنه پشت مرکب ها دویدن...‌

...برده توان و طاقت شیخ الائمه

 

بر مو سفیدان ناسزا گفتن روا نیست

کردند هتک حرمت شیخ الائمه

 

صاحب عزای روضه های کربلا بود

در روضه خم شد قامت شیخ الائمه

 

شکر خدا که دخترش اینجا ندیده

در بین مقتل غارت شیخ الائمه

 

شکر خدا که اهل بیتش را نبردند

بازی نشد با غیرت شیخ الائمه...‌

 

محمد جواد شیرازی

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۰۵:۴۴
عبدالرقیه