سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

به اذن فاطمه رام ابوتراب شدم

به حکم عشق غلام ابوتراب شدم

دوباره تشنه ی جام ابوتراب شدم

منی که مست به نام ابوتراب شدم


دلم خوش است به این که دو چشم تر دارم

عجیب حال و هوای نجف به سر دارم


چگونه پست از آن کوه آبرو گوید؟!

چگونه تشنه از آن صاحب سبو گوید؟!

کجاست طبع بلندی که مدح او گوید؟!

همیشه شاعر او جای شعر "هو" گوید


علی است عالی اعلی، علی است حق و یقین

علی است باطن قرآن، علی است باطن دین


خریده روز ازل، حق به شوق نازش را

به دست، بافته مرضیه جانمازش را

نبی شنیده رجزهای چاره سازش را

کمیل بود و علی بود و هر فرازش را


شبیه شمع در این ظلمت جهان افروخت

مرام بنده شدن را به شیعیان آموخت


علی است آن که حقیقت برای ایمان شد

برای یافتن راه راست، میزان شد

به عرش، صوتِ خداوندی اش نمایان شد

نشست روی زمین، مرکب یتیمان شد


اسیر کرده دلم را طلوعِ احسانش

خوشا به حال گدای رکوعِ احسانش


یگانه حامی احمد علی است بی تردید

برای حفظ نبی با وقار می جنگید

به دور مرکب او مثل شیر می چرخید

میان بستر خیرالبشر، علی خوابید


وفای آن که پُر از زخمِ تیر شد پیداست

تمام حرف از آن غزوه ی اُحد پیداست


علی است آن که ندیده کسی فرارش را

چشیده است درِ قلعه اقتدارش را

خدا ستوده خودش تیغ ذوالفقارش را

نخواست ذره ای از مال روزگارش را


میان چاه غریبانه سر فرو کرده

عبای کهنه و نعلین خود رفو کرده


نوای حضرت حق در دم و خروش علی است

همیشه کعبه ی رحمن سیاهپوش علی است

صدای فاطمه اش تا ابد به گوش علی است

شبانه کیسه ی خرما به روی دوش علی است


برای او به خدا این جهان پشیزی نیست

کنار شأن علی، ردّ شمس چیزی نیست


همان که در همه ی جنگ هاش غالب شد

همان که مِهر و ولایش به خلق واجب شد

همان که در همه جا مظهر العجائب شد

کنار فاطمه خانه نشین یثرب شد


به قتل فاطمه حق نبی ادا کردند

چقدر خون به دل پاک مرتضی کردند


به جز علی به کسی دل نبسته ام اصلا

به نور او دل ظلمانی ام شده روشن

خدا... محبت او را دمی نگیر از من

کنار من برسانش به لحظه ی مردن


کنار خوان کریمان پُر التماسم کن

به لعن دشمن زهرا، علی شناسم کن

محمد جواد شیرازی

۱۰ فروردین ۹۷

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۷ ، ۰۵:۴۷
محمد جواد شیرازی

#امام_هادی علیه السلام

سین مثل "سحر" و "سردی عفوی نایاب"

سین "سجاده ی زوار" میانِ "سرداب"

سین "سائل" شدن حاتم و لطف ارباب

"سامرا"، "سینه زدن" تحت شعاع مهتاب


برکت سال نو امسال امام هادی است

بانی گردش احوال امام هادی است


باز هم آیه بخوان راه به ما یاد بده

راه نزدیک به درگاه به ما یاد بده

عشق بازیِ سحرگاه به ما یاد بده

وَ بِکُم عَلَّمَنَا الله به ما یاد بده


بهترین نسخه ی هر غصه و هر دردی تو

جامعه خواندی و ما را علوی کردی تو


کاش نوری سوی قلبم برسد، محتاجم

اول سال، گره باز شود... محتاجم

نظری کن به منِ خسته که بد محتاجم

من به الطاف شما تا به ابد محتاجم


تا که چرخید زبانم همه اش مدح تو شد

خواستم روضه بخوانم همه اش مدح تو شد


راه این روضه ی غمناک، مسیری سخت است

دور از خانه غریبانه اسیری سخت است

این همه جام بلا را بپذیری سخت است

یادِ تخریب حرم روضه بگیری سخت است


آب بستند به صحن و حرم جدت آه

سال ها سوختی از داغ اباعبدالله


رتبه ی فاطمی ات قابل تشکیک نبود

این همه اذیت معصوم خدا، نیک نبود

حق تو دیدن ویرانه ی تاریک نبود

جایگاهت به خدا "خان صعالیک" نبود


کنج ویرانه دلت سوخت و در تب بودی

مطمئنم که به یاد دل زینب بودی


حمله بر حصن حصین؟! بر متوکل لعنت

طعنه بر هادی دین؟! بر متوکل لعنت

خوردی آقا به زمین؟! بر متوکل لعنت

آه از کوچه، همین... بر متوکل لعنت


این زنا زاده چرا حمله به یوسف کرده؟!

به چه رویی به شما باده تعارف کرده؟!


خوب شد پاره، گریبان کسی این جا نیست

خوب شد دختر حیران کسی این جا نیست

خوب شد چوب به دستان کسی این جا نیست

خواهری بی سر و سامان کسی این جا نیست


تا ز حلقوم حسین آیه به لب هاش نشست

خیزران زود به دندان ثنایاش نشست


محمد جواد شیرازی

اسفند ۹۶

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۸
محمد جواد شیرازی

ای که در سینه ی خود داغ فراوان داری

چقدر غم به دل از محنت دوران داری


‌همه رنجور ز یلدای فراقت هستند

پیرو مست میان همه ادیان داری


قصه ی غربت تو غصه شده در دل ما

چقدر غصه خور از قصه ی هجران داری


آرزویم شده تا سائل کویت بشوم

تو کریمی، به گدای رهت احسان داری


نوکرانت همه دیوانه ی رخسار تواند

بس که در چهره نشان از رخ یزدان داری


یوسف فاطمه برگرد به جان زهرا

که فدای قدمت یار هزاران داری


وای بر ما که تو را راهی صحرا کردیم

بی سبب نیست که اینقدر پشیمان داری


آخر سال رسید و نرسیدی آقا

چقدر منتظر پاره گریبان داری


سر سال است فقط روی تو را می طلبم

چون که در چهره ی خود باغ بهاران داری


نکند مرگ بیاید تو نیایی آقا

همه دردیم و شما نسخه ی درمان داری

حاج مجتبی قاسمی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۶
مجتبی قاسمی


می نویسم به اذن ثارالله

از زنی با وقار همچون ماه


راوی صادق بنی هاشم

از علوم خفی حق آگاه


مهد علم و مفسر قرآن

کوه عصمت، مقرب درگاه


چون حسین و حسن سخاوتمند

مثل زینب صبور آل الله


مثل زینب بلا چشیدن را

ام کلثوم بوده خاطرخواه


با صلابت مبارزه می کرد

با سلاح دعا و اشک و آه


خطبه مانند مرتضی می خواند 

خطبه هایی پر از غم جانکاه


مدح او را بس است چون بوده

دختر فاطمه، سخن کوتاه


دختر دوم ولی خدا

ام کلثومِ حضرت زهرا



آن قدر داغ و دردسر دیده

قد کمان و نحیف گردیده


بعد داغ غم رسول الله

یاس را در دل شرر دیده


وسط کوچه ی بنی هاشم

یک نفر به چهل نفر دیده


خاک غم روی چادرش مانده

چون شکاف سر پدر دیده


جگرش پاره شد کنار حسن

طشت لبریز از جگر دیده


چادر خواهر بزرگش را

وسط خیمه شعله ور دیده


لب گودال بر زمین خورده

غارت جسم محتضر دیده


کوفه و شام پر بلا رفته

بر سر نیزه ها قمر دیده


نیزه ها را ببر از این جا شمر

دور کن چشم بی حیا را شمر



با دلی پر شراره و گریان

لقمه ها را گرفت از طفلان


خطبه اش شام و کوفه را لرزاند

دشمنش شد از این بیان حیران


داغ بازار شام را حس کرد

وسط چشم های بی ایمان


با دو چشم خودش تماشا کرد

خیزران خورد بر لب و دندان


رفت ویرانه ای که شامش بود

سرد و روزش جهنمی سوزان


گریه می کرد پا به پای رباب

تا دهد بر دلش سر و سامان


چه فراقی کشید این خواهر

اربعین بود آخر هجران


درد، این است قدر این بانو

مانده حتی میان ما پنهان


ما بدهکار ام کلثومیم

عبد دربار ام کلثومیم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۱۷
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دردهایم شده تکرار، بهم ریخته ام

غم شده بر سرم آوار، بهم ریخته ام


بعد از عمری، سر پیری به خودم می نگرم

من کی ام؟ عبد گنهکار، بهم ریخته ام


آخر سال شد و دردِ فراقت آقا

شده در سینه تلمبار، بهم ریخته ام


قدرِ یک سال خجالت زده ام از رویت

حقم این است که بسیار بهم ریخته ام


خبری نیست دگر از من و اشک سحرم

چشم هایم شده بیمار، بهم ریخته ام


منم و این دل رسوا شده و دست نیاز

نظری حضرت دلدار، بهم ریخته ام


پسر حضرت زهرا، به رقیه العفو

التفاتی بکن ای یار، بهم ریخته ام


جان فدای دل آن دخترکی که می گفت:

به زمین خوردم و ناچار بهم ریخته ام


روسری سوخت، سرم سوخت، حجابم افتاد

وسط کوچه و بازار بهم ریخته ام


خبری از پدرم نیست، مرا برده ز یاد!!!

اصلا انگار نه انگار بهم ریخته ام

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۵۵
محمد جواد شیرازی

"انا عند منکسرة قلوبهم"

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

از این زمانه جدا می شویم با گریه

ز دام نفس، رها می شویم با گریه


به روی خاک می افتیم از سرِ غفلت

ولی دو مرتبه پا می شویم با گریه


دل شکسته حریم مقدس یار است

مُقربین خدا می شویم با گریه


به عشق شاه نجف ما کمیل می خوانیم

غریقِ نور دعا می شویم با گریه


همین که بوی شب جمعه می رسد از راه

اسیر کرب و بلا می شویم با گریه


حسین کشته ی اشک است، پس به عشق حسین

فدای شاهِ وفا می شویم با گریه


به زخم های تن کشته ی میان دو نهر

شبانه روز، دوا می شویم با گریه


برای روضه ی سقا به لطف اُمّ بنین 

به روز حشر سوا می شویم با گریه

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۵۰
محمد جواد شیرازی

سلام بر بدن زخمی ات پرستویم

توان نمانده دگر در میان زانویم

خودم تمام تنت را به اشک می شویم

ازین به بعد غمم را به چاه می گویم


هنوز باور من نیست می روی زهرا

پس از تو حامی من کیست؟ می روی زهرا؟


دوباره فاطمه پلکی بزن، نگاهی کن

به زینبین پریشان من، نگاهی کن

بلند شو، به حسین و حسن، نگاهی کن

به ناتوانی خیبر شکن، نگاهی کن


سکوت می کنم و داد می زند جگرم

از این مصیبت دشوار خم شده کمرم


چه لاله زار عجیبی شده است پیکر تو

خدا به خیر کند حال و روز حیدر تو

هزار بار می افتد ز گردنت، سر تو

هزار بار می افتم زمین برابر تو


به روی سینه ات از چه شکاف افتاده؟!

به بازویت، ردِ ضرب غلاف افتاده


امان ز رد شدن از درب خانه و درگاه

چقدر مانده هنوز از مصیبت جانکاه

رسید لحظه ی تشییع جسم زهرا... آه

" به عزت و شرف لااله الا الله..."


هنوز بود دلم بی قرار و مبهوتت

زمانه بُرد مرا زیر چوب تابوتت


دعای خیر بر آشفتگیِ حالم کن

نگاهِ گرم به شاه غریب عالم کن

هلالِ من نظری بر قد هلالم کن

نشد برای تو کاری کنم، حلالم کن


به حکم امر نبی صبر کرده ام زهرا

روانه ات به سوی قبر کرده ام زهرا


رسید موعد دیدار یا رسول الله

در این هجوم شب تار یا رسول الله

امان ز غربت بسیار یا رسول الله

شدم بدون هوادار یا رسول الله


از این مصیبت عُظمی بپرس از زهرا

به من نگفت غمش را، بپرس از زهرا

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

از غم دوری ات ای یوسف دل، محزونم

چه کنم با غم و با غصه ی روز افزونم؟!


بسته شد روزنه ی نور به رویم کم کم

زیر بار گنه و معصیتم، مدفونم


حق من بی سر و پایی است ولی لطف کن و

از سرِ سفره ات ای یار نکن بیرونم


ضعف کردم سرِ بخشیده شدن تا که خدا

به مناجات تو بخشید مرا، ممنونم


خونشان ریخت ولی پرچم یا فاطمه ماند

همه ی عمر به خون شهدا مدیونم


گفت زهرا به علی خوب شدم، گریه نکن

من فقط از غم تنها شدنت دلخونم


نگذارم ز سرت تار مویی کم بشود

با همین پیکر درهم شده و گلگونم


نگرانم بروم خشک شود کام حسین

سالیانی است که از غربت او محزونم

محمد جواد شیرازی


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۷
محمد جواد شیرازی

محدثه، به فدای سکوت پر حرفت

سخن بگو به علی، این همه نخور حرفت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۵:۵۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

امام عصر نظر می کند، حواست هست؟!

به هر محله گذر می کند، حواست هست؟!


بدون یار و غریبانه در دل صحرا

عزیز فاطمه سر می کند، حواست هست؟!


شبیه مادر خود، خانه خانه مردم را

از انتظار خبر می کند، حواست هست؟!


در انتظار من و تو نشسته، با گریه...

شبِ بلند سحر می کند، حواست هست؟!


هر آن که گریه نکرد از مصیبت زهرا

به روز حشر ضرر می کند، حواست هست؟!


شنیده ایم غم کوچه را ولی آقا

نظر به کوچه و در می کند، حواست هست؟!


به روی حوریه حتی سقوط برگ درخت

یقین که زود اثر می کند، حواست هست؟!


****


آهای شمر لعین مادری سرِ گودال

نظر به ذبح پسر می کند، حواست هست؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۱۰
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

سه ماه...

 آب شدی، آبروی این خانه

سه ماه...

 سوختی از درد مثل پروانه


سه ماه... 

با غم خون های تازه درگیری

سه ماه...

 دست به دیوار خانه می گیری


سه ماه...

پا شدی از بستر و زمین خوردی

سه ماه...

خیره شدی بر در و زمین خوردی


سه ماه...

لاله دمیده به روی پهلویت

سه ماه...

می شود اصلا ندیده ام رویت


سه ماه...

نیمه شب و اشک های پنهانی

سه ماه...

نافله ات را نشسته می خوانی


سه ماه...

آرزوی مرگ می کنی هر شب

سه ماه...

شانه نخورده به گیسوی زینب


سه ماه...

هق هق روز و شب حسن بودی

سه ماه...

بغض گلوی حسین من بودی


سه ماه...

در قفس گریه هام محبوسم

سه ماه...

رفتنت از خانه گشته کابوسم


سه ماه...

گرد و غبار دلم نخوابیده

سه ماه...

نور طلوعت به من نتابیده


سه ماه...

پشت در خانه سخت می سوزم

سه ماه...

فکر غم ماجرای آن روزم


سه ماه...

دیدن وضع تو بی قرارم کرد

سه ماه...

میخ در خانه شرمسارم کرد


سه ماه...

غیرت من سوخت دم به دم زهرا

سه ماه...

منتظر خنده ی توام زهرا


سه ماه...

روضه ی این خانه هم نشد کافی

سه ماه...

هست لباسی به گریه می بافی


سه ماه...

فکر حسین غریب و عطشانی

سه ماه...

می شود از داغ او پریشانی


سه ماه...

از سر شب تا به صبح می نالی

سه ماه...

گریه کن ماجرای گودالی


سه ماه...

روضه ی ما ختم شد به عاشورا

سه ماه...

گریه ی ما نذر سیدالشهدا

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۰۳
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

(حدیث نفس)

ای نفس، یا به خاطر آقا خطا نکن

یا بعد از این برای ظهورش دعا نکن


او از خدا به جای تو شرمنده می شود

باشد... تو از امام زمانت حیا نکن!!!


خیلی فریب خورده ی دنیا شدی، بس است

بر این دو روز قدرت خود اتّکا نکن


امروز را به وعده ی فردا هدر نده 

توبه کن از جهالت و چون و چرا نکن


در اوج بی پناه شدن، نان غیر را

هرگز نگیر و پشت به آل عبا نکن


مانند فاطمه همه جا با ولی بمان

بین مسیر دامن او را رها نکن


*******

پایه گذار قتل نبی، از حرم برو

این جا نمان، مصیبت ما را دوتا نکن


با احتیاط رد شو و با پای نحس خود

بی حرمتی به چادر خیرالنسا نکن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۵۹
محمد جواد شیرازی

بهار بندگی ام را خودم خزان کردم

گناه کردم و از کرده ام زیان کردم


چقدر دل، سرِ آمال خویش آزردم

چه کارها که برای دو لقمه نان کردم


رضای صاحب خود را نکرده ام منظور

نگاه بر سخن و حرف این و آن کردم


به جای خیر فقط دردسر شدم عمری

همیشه خون به دل صاحب الزمان کردم


مرا گرفت به آغوش و زیر و رویم کرد

همین که وضع بدم را کمی بیان کردم


هزار بار زمین خوردم و خدا را شکر

هزار بار توسل بر آسمان کردم


مرا همیشه دعا کرد و مهربان تر بود...

از آن چه در همه ی زندگی گمان کردم


همین که فاطمه گفتم مرا خرید آقا

قسم به فاطمه صد بار امتحان کردم


دم غروب غریبانه گریه و زاری

برای غربت آن قبر بی نشان کردم


پرش شکسته پرستو و در قنوتش خواند:

هوای پر زدن از بین آشیان کردم


برای آن که نبیند علی چه شد دستم

سه ماه بازوی خود را از او نهان کردم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۷
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

هزار شعله ی خون بر روی جگر دارم
دلم گرفته و خوب است چشم تر دارم

بده نشانی من را به حضرت موسی
گناه، از همه ی خلق بیشتر دارم

نشد برای تو قید گناه را بزنم
مرا ببخش که این قدر دردسر دارم

فدای تو شوم، اصلا بیا بزن من را
ولی نخواه از این عشق دست بردارم

همیشه منتظر لطف یک نفر بودم
همیشه چشم بر احسان یک نفر دارم

"زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی"
دوباره حال و هوای نجف به سر دارم

علی علیِ مرا زود می خرد زهرا
من از مرام دل فاطمه خبر دارم

فدای حضرت زهرا که گفت: فضه بیا
مرا کمک بده که درد در کمر دارم

نمرده ام که کسی حیدر مرا بزند
سرم شکسته ولی از پرم سپر دارم

ز قتلگاه خودم، کوچه ی بنی هاشم
به سوی قتلگه کربلا نظر دارم

آهای خنجر و شمشیرهای در گودال
نگفته اید به خود، مادرم... پسر دارم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۴۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

این اشک که خود گوشه ای از رحمت زهراست

عرض ادب کوچک ما ساحت زهراست


آن کس که پیمبر به دو دستش زده بوسه

او اُم ابیهای نبی حضرت زهراست


فضه که خودش محرم اسرار الهی است

فخرش شده این رتبه که در خدمت زهراست


پاهای ورم کرده و چشمان پر از اشک

در وقت عبادات و دعا خصلت زهراست


نان پختن زهرا دل ما را علوی کرد

بنده شدن ما اثر برکت زهراست


فردا که خلایق همه در حال فرارند

امید دل ما، نظر رحمت زهراست


نگذاشت علی بی کس و بی یار بماند

آرامش حیدر، نفس راحت زهراست


بستند درِ خانه به رویش همه ی شهر

این گوشه ای از درد و غم غربت زهراست


خورشید پُر از نور علی از چه گرفته؟!

این سایه دگر چیست که بر صورت زهراست؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۵۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

به رسم فرقه ی عشاق ساده باید مُرد

به احترام علی ایستاده باید مُرد

چه بی اراده و چه با اراده باید مُرد

برای غربت این خانواده باید مُرد


چه خوب حق رسول خدا ادا کردند

کنار درب حرم کوه هیزم آوردند


میان مسلک کفار این عمل بد بود

هنوز فاطمه مشغول داغ احمد بود

اگرچه بعد نبی غصه هاش بی حد بود

ولی به حرمت حفظ علی مُقید بود


به داد و نعره علی را حرامیان خواندند

درِ حریم نبی را به شعله سوزاندند


رسید این طرف در زبانه ی آتش

و بود فاطمه شانه به شانه ی آتش

امان ز حوریه و تازیانه ی آتش

نشست بر سر و رویش نشانه ی آتش


کسی که بر همه ی خلق نان عطا می کرد

به پای حیدر کرار جان فدا می کرد


لگد زدند، در افتاد بی هوا این سو

زدند فاطمه را تازیانه رو در رو

میان حجره زمین خورد آه با پهلو

قسم به حرمت کعبه که بار دارد او


آهای مردم نامرد حرف بد نزنید

زنی که خورده زمین را دگر لگد نزنید


هجوم لشگر اشرار ماند آثارش

به خانه و در و دیوار ماند آثارش

به جسم فاطمه انگار ماند آثارش

فشار و تیزی مسمار ماند آثارش


برای غصب خلافت زدند زهرا را

بدون جرم و جنایت زدند زهرا را

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۱۹
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

خسته ام از مکر دنیا، چاره چیست؟
مانده ام تنهای تنها، چاره چیست؟

نفس بد، انداخت از چشمت مرا
حبس گشتم در خود آقا چاره چیست؟

غیر چشم خیس و داغ دوری ات
قسمت ما نیست اما چاره چیست؟

قطره ی ناچیز و بی مقدار را
جز نظر بر لطف دریا چاره چیست؟

تو مرا بیرون کنی دق می کنم
بنده را جز لطف مولا چاره چیست؟

من غلط کردم، پشیمانم، بگو...
جان زینب، جان زهرا چاره چیست؟
.
.
.

پهلوی زهرا گرفت و زینبش
گریه کرد و گفت اسما چاره چیست؟
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۰۸
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

راندن درماندگان اصلا نمی آید به تو

جز عطا، ای آسمان اصلا نمی آید به تو


دلشکسته آمدم سویت، پناه آورده ام

دل شکستن بی گمان اصلا نمی آید به تو


من سرم خورده به سنگ و ناتوان برگشته ام

قهر با این ناتوان اصلا نمی آید به تو


حق من این است رسوایم کنی با این وجود

حضرت صاحب زمان اصلا نمی آید به تو...


ما عزاداران زهراییم، پس با این حساب

بستن در رویمان اصلا نمی آید به تو


دید، حیدر همسرش را مو پریشان، ناله زد:

ای بهار من، خزان اصلا نمی آید به تو


تو ستون لشکر مرد غریب یثربی

فاطمه، قدِ کمان اصلا نمی آید به تو

.
.

.

"دید زینب چوب را روی لبان یار گفت:

ای برادر خیزران اصلا نمی آید به تو"

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۳۱
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
وزن شعر: (مُفتَعِلُن فاعِلُن مُفتَعِلُن فَع)

مصحف حق سایه بر کوثرش افتاد
کل جهان لرزه بر پیکرش افتاد

مادر خود را حسن تا که نهان کرد
ولوله ای در دل مضطرش افتاد

دست کسی شد بلند از سر کینه
سایه ی نحسی سرِ معبرش افتاد

از سر او رد شد آن سیلی و ناگه
پیش نگاه حسن مادرش افتاد

تا که بفهمد چه شد، برگ قباله
پاره شد و ناگهان در برش افتاد

خورد به یک گونه اش ضربه، چه شد پس...
سایه روی گونه ی دیگرش افتاد؟!

هرچه تلاشِ حسن بود نیفتد
تا به حرم روی خاک، آخرش افتاد

فاصله ای نیست از کوچه به خانه
آه چرا این همه معجرش افتاد؟!

یک تن بیمار داشت رحم نکردند
مادر ما بار داشت رحم نکردند

محمد جواد شیرازی


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۲۸
محمد جواد شیرازی

تا این که بر این نفس بمانم مُتکبر

واقع نشود توبه ام اینگونه مؤثر


ای وای به تاریکی قبرم چه بسازم

فردا که شوم سوی تو بی توشه مسافر


بالم به هوای نظرت "عَظمِ کَسیر" است

افتاده ام از پا، نظری حضرت "جابر"


من پیر زمین گیر گناهان بزرگم

العفو الهی بِحبیب بن مظاهر


نازل نشده جز کرم و خیر ز سویت

هر قدر بدی از من رسوا شده صادر


بی کرب و بلا حاجت فردوس ندارد

هر کس که شب جمعه، حرم را شده زائر


بر گریه کنش روز جزا، نار حرام است

این اشک، برایم شده آرامش خاطر


پیراهن او رفت ولی رمل بیابان...

شد بر تن پاک پسر فاطمه ساتر


ای وای تنش جمع شده بین حصیری

بی یار و غریبانه به دستان عشائر

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۱۲
محمد جواد شیرازی

از نحسی گناه بهایم عوض شده

حال دعا و سوز و نوایم عوض شده


خیلی دعا برای ظهورت نکرده ام

یادت نبوده ام که دعایم عوض شده


یک روز غرق شهوت و یک روز مست جاه

معلوم می شود که خدایم عوض شده


چشمی که خشک شد به امامش نمی رسد

حالات چشمِ عقده گشایم عوض شده


دیشب دعام کردی و بی خود نبوده که

از صبح زود، حال و هوایم عوض شده


تو رحمتی و با نظرت سوی نامه ام

با فعل خیر، جرم و خطایم عوض شده


آلوده ام قبول ولی بی پناه نه

اصلا مگر امام رضایم عوض شده؟!


خیبر شکن مقابل زهرا نشست و گفت:

در بستری و حال سرایم‌ عوض شده


زهرا تمام قوّت جان منی، بخند

با گریه ات زمانه برایم عوض شده


دیشب عبام را رویت انداختم ولی

دیدم سحر که رنگ عبایم عوض شده

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۴۸
محمد جواد شیرازی

خدا به کوثر خود کوثری عطا کرده

برای مَظهر حق مُظهری عطا کرده


علی است مَظهر حق مُظهرش شده زینب

برای شیر عرب گوهری عطا کرده


مقربان الهی گدای درگاهش

خدا به خیل ملک دلبری عطا کرده


به خنده، باز شده غنچه ی لبان حسن 

که حق به شاه کرم خواهری عطا کرده


حسین آمده قنداقه را بغل گیرد

خدا به خون خدا لشگری عطا کرده


دخیل یک نخی از معجرش پیمبرها

فقیر یک نظرش می شوند اکبرها 


چه دختری که سرا پا جمال فاطمه است

علیمه است و فهیمه، مثال فاطمه است


دوباره دختر خیرالبشر دلش شاد است

به یمن مقدم او خوب، حال فاطمه است


حقیقتی است که دختر به مادرش برود

چقدر چهره ی او چون جمال فاطمه است


که هست؟ سبط نبی زینت دل حیدر

که هست؟ دختر نیکو خصال فاطمه است


به شام و کرب و بلا طرز خطبه خوانی او

نشان دهنده ی اوج جلال فاطمه است


بیان کننده ی قرآن، مُفسر آیات

بگیر دست مرا ای عقیله ی سادات


نبی است زینت هستی و زینتش کوثر

علی است زینت عرش و تو زینت حیدر


تمام علت خلقت اگر چه فاطمه است

تویی به حضرت ریحانه برترین دختر


تو آمدی که تجلی کند صبوری حق

به بحر عصمت و بحر حیا شدی گوهر


رسیده ای که ببخشد خدا به "العفوت"

حسینیان گنه کار را دم محشر


حسین فلک نجات است و کشتی ایمان

برای کشتی حق ناخدایی و لنگر


بدون هیچ معلم تو عالمه هستی

پناهگاه ولایت چو فاطمه هستی

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۱۷
مجتبی قاسمی

خاک زمانه بر سر سینه زن حسین

خون مثل چشمه بود روان از تن حسین


لب تشنه ماند و آه که سیراب گشته بود

حتی در آن زمان فرس دشمن حسین


نفرین به پست بودن دنیا و قصرهاش

چون غیر ریگ داغ نشد مسکن حسین


از بس که نیزه ها به تنش گیر داده بود

چون گل ورق ورق شده پیراهن حسین


تا که سرش نشست نوک نی، همان زمان

افتاد خواهرش به روی دامن حسین


خورشید رنگ خون شد و دنیا به خود دگر

یک روز خوش ندید پس از کشتن حسین

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۲۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دانلود صوت شعر با نوای حاج حیدر خمسه

پرونده ام شده است پر از اشتباه، آه

شرمنده ام از این سر و روی سیاه، آه


حمد شفا برام بخوانید نیمه شب

دل مرده ام ازین همه کوه گناه، آه


آهی نمانده بین بساطم! مرا ببین

وضعیت خراب دلم را نگاه! آه


عمرم گذشت و دیر به خود آمدم، دریغ

فهمیده ام که رفت سرِ من کلاه، آه


بگذار تا که گریه کنم باز، زار زار

بگذار تا که ناله زنم باز، آه... آه...


لا یمکن الفرار...، شدم خسته سَیّدی

بیرون مکن مرا ز حرم یا اِله، آه


من را ببخش تا که علی شادمان شود

دور از نجف شدم چقدر زابراه، آه


از غربت علی و غم حضرت بتول

باید کشید از دل پر غُصه گاه، آه


نامردها به پهلوی زهرا لگد زدند

وقتی که بود مادر ما پا به ماه، آه


طوری زدند که همه دیدند فاطمه

پهلو شکسته رفت سوی قتلگاه، آه


با چکمه هایشان چقدر این حرامیان

رفتند روی سینه ی ارباب راه، آه

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۶ ، ۱۹:۱۱
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

ازین همه فراق، دل کباب شد بیا دگر

زمانه بی تو بر سرم خراب شد بیا دگر


سکینه ی زمین و آسمان، امام مهربان

زمانه، سینه اش پُر اضطراب شد بیا دگر


مرا زیاد در گناه دیدی و دلت شکست

دلم شکست و از خجالت آب شد بیا دگر


خجالت آور است گفته ام، نمایِ شهرمان

چقدر بی حیا و بد حجاب شد بیا دگر


فقیرها به زیر پای اغنیا فدا شدند

دوباره از حقیقت اجتناب شد بیا دگر


هوا بدون بودنت، جهنم است بی گمان

نفس زدن برای ما عذاب شد بیا دگر


هزار و یک طریق خواندمت بیا، نیامدی

به هر دری زدم دلم جواب شد بیا دگر


هنوز می رسد نوا، حسین زیر دست و پا...

میان خون محاسنش خضاب شد بیا دگر

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۶ ، ۰۱:۰۰
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

چه رأس ها که نرفته به دار هجرانش

ولی به وصل نشد ختم، کار هجرانش


پر از غم است دلم با وجود این اصلا

غمی نمانده برایم کنار هجرانش


به جز بهشتِ وصالش مرا مداوا نیست

چنان زده است به جانم شراره هجرانش


در این زمان که همه بی خیال آقایند

خوشا کسی که بماند دچار هجرانش


رسید صبحِ وصالش به شیخ انصاری

به ما رسید فقط شام تار هجرانش


کجاست سید بحر العلوم تا باشد

در این زمانه ی دشوار یار هجرانش


" کجاست هم نفسی تا به شرح، عَرضه‌ دهم

که دل چه می ‌کشد از روزگار هجـرانش"*


کجاست چشم پر آبی که یار من باشد

به اشکِ دیده شود داغدار هجرانش


ز بس که دوریِ کرب و بلا نصیبم شد

نشسته بر سر و رویم غبار هجرانش


حسین رفت و عقیله به دردسر افتاد

شکست خواهر او در فشار هجرانش

محمد جواد شیرازی

*بیت ستاره دار از جناب حافظ

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۶ ، ۱۲:۲۷
محمد جواد شیرازی

غافل شدم از خود، سخن از مرگ نگفتم

در بستر خود راحت و بی واهمه خفتم


یک زلزله ای کاش میان دلم آید

تا فکر مقاوم شدنِ نفس بیافتم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۶ ، ۰۰:۵۳
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی


لال و مبهوت شدم، ناله ی شبگیرم کن

شده ام خوابِ پر از واهمه، تعبیرم کن


ای نم اشک که از چشم ترم می افتدی

نزد الله، پشیمان شده تصویرم کن


راه درمان شدنم دست خودم نیست، طبیب

 شده ام دردِ معما شده، تدبیرم کن


یا مرا زود بغل کن جلوی چشم همه

یا بیا پیش نگاه همه تحقیرم کن


ننگ بر من به کسی غیر علی رو بزنم

از همه جز اسد الله، خدا سیرم کن


سر و پا معصیتم، باز به دستان علی

به مناجاتِ شب فاطمه تطهیرم کن


از همان کودکی ام نذر حسینیه شدم

بین دربار حسین بن علی پیرم کن


گر دلم نیّت طوفِ حرمی دیگر کرد

پای من را بشکن، در غل و زنجیرم کن


پا برهنه ببرم کرب و بلا، بعد از آن

وسط صحن ابالفضل زمینگیرم کن


***

مَشک من را زده اند آبرویم ریخته است

دست تقدیر بیا زود پُر از تیرم کن


من قمر بودم و مُنشَق شدم از ضرب عمود

آسمان، روی سنان سوره ی تکویرم کن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۰۷:۱۳
محمد جواد شیرازی

#حدیث_نفس

لحظات مناجات فقط مشغله دارم

خیلی سرِ نفسم عوضش حوصله دارم


یک بار نشد تا که شکایت کنم از خود

تنها فقط از دست بقیه گله دارم


بهر منِ دنیا زده پرواز محال است

این گونه که بر بال و پرم سلسله دارم


من را چه شده یاد قیامت نمی افتم؟

با این همه ترسی که ز یک زلزله دارم


در خوابم و یک لحظه نشد تا که بفهمم

با یوسف زهرا چقدر فاصله دارم

محمد جواد شیرازی 

پ ن:

✅ امام صادق علیه السلام:

زلزله و مانند آن پند و هشدارهایی است که مردم را تهدید میکند تا رعایت کنند و از گناهان دست بردارند.

📚 میزان الحکمه ج۱ص۵۹

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۶ ، ۰۱:۲۳
محمد جواد شیرازی

گندم ری ثمنت شد، بابی انت و امی
غرق خون کل تنت شد، بابی انت وامی

تو نفس می زدی اما، بین دشمن چه جدالی
بر سر پیرهنت شد، بابی انت وامی

وای از آن واعطشا گفتن تو، قاتلِ جانم...
ناله ی دلشکنت شد، بابی انت و امی

بر لبت ذکر مناجات و دعا بود ولی حیف
نیمه کاره سخنت شد، بابی انت وامی

جلوی چشم همان خواهر دلداده ات آقا
قطعه قطعه بدنت شد، بابی انت و امی

مادرت آمد و با قامت خم در دل صحرا
اولین سینه زنت شد، بابی انت و امی

پیکرت ماند غریبانه روی خاک و در آخر
بوریایی کفنت شد، بابی انت و امی

محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۹
محمد جواد شیرازی