سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

قَالَ الرِّضَا عَلَیه السَّلام:
...إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ أَقْرَحَ‏ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا بِأَرْضِ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ...

از نفاق بی فضیلت ها، فضیلت کشته شد
خاک عالم بر سرم دریای رحمت کشته شد

بی بصیرت ها به قصد قُرب سنگش می زدند
زینت دوش نبی از جهل امت کشته شد

چند عضو حضرتش از تشنگی حسی نداشت
عاقبت هم با لبان تشنه حضرت کشته شد

هرچه تیر و نیزه مانده بود رویش ریختند
با هزار و نهصد و چندین جراحت کشته شد

آه از آن حرفی که فرموده است مولانا الرضا
روز عاشورا عزیز ما به ذلت کشته شد

گفته مقتل خنجری کُند از قفا با ضربه ها...
نصّ مقتل گفته آقا با مشقت کشته شد

دختری که معجرش آتش گرفته ناگهان
زیر سم اسب، در هنگام غارت کشته شد

خواهری با دست بسته در کناره ناقه گفت:
ساقی لشگر کجایی، شرم و غیرت کشته شد

قاسم و عباس و جعفر، اکبر و عون و حسین
هرچه مَحرم داشتم، در چند ساعت کشته شد
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۴۷
محمد جواد شیرازی

آخر ذبیح وحشت این رخش شد تنت

نامت علی است یکصد و ده بخش شد تنت


باید چگونه جمع کنم پیکر تو را؟!

مثل انار دانه شده پخش شد تنت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۹
محمد جواد شیرازی

غافلم، باز خبردارم کن

یوسف فاطمه، بیدارم کن


بار سنگین گناه آوردم

از سر لطف، سبک بارم کن


ای طبیبی که پی بیماری

نظری بر دل بیمارم کن


آمدم توبه کنم، پاک شوم

مهربان... خالی از اغیارم کن


کمکم کن نروم سمت گناه

با کتک هم شده وادارم کن


بین عشاق حسین بن علی

بی بهایم، تو بهادارم کن


آمدم بین عزا جان بدهم

کشته ی قافله سالارم کن


وسط گریه، میان روضه

لحظه ای لایق دیدارم کن


بر غم ذبح عظیم اصغر

تا خود حشر گرفتارم کن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۵۷
محمد جواد شیرازی

تشنه شدی و ساقه ی شعله ورت شکست

چون چوبِ خشک هر دو لب لاغرت شکست


هر سو دوید مادر تو زمزمی نبود

طفل ذبیح خیمه، دل هاجرت شکست


با گریه ی تو هر دویمان آب می شویم

با گریه ات غرور پدر مادرت شکست


نامت علی است، محترمی مثل مرتضی

این احترام، ارثیه ی حیدرت شکست


می خواستم برای تو کاری کنم، نشد

خیلی دلم برای دو پلک ترت شکست


تا باد تیر حرمله از چله اش گذشت

مانند یاس خشک شده حنجرت شکست


تیزی یک پر از سه پر تیر، ذره ای

بر بازویت کشید، عزیزم پرت شکست


این حجم تیر کل تنت را گرفته است

مانند مادرم همه ی پیکرت شکست


خون گلوی تو به روی صورت من است

از بس که بی هوا قدح کوثرت شکست


با فکر پاسخی که بگویم به مادرت

بُهتم کنار جسم و تن بی سرت شکست


حالا که می روی ز چه لبخند می زنی؟!

قد مرا همین نظر آخرت شکست

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۰۶:۵۲
محمد جواد شیرازی

تقدیم به دوستان خوبم در هیئت منتظران حضرت مهدی عج که دیشب به لطف حضرت قاسم علیه السلام مهمان شهید گمنام بودند.


قاسم است و به قسمت نظرش

سر به راه و مریدمان کرده


جز عنایات اهل بیت کرم

از همه ناامیدمان کرده


از گناهان خرابه ای بودیم

یک بنای جدیدمان کرده


رو سیاه آمدیم نزد حسین

از کرم رو سپیدمان کرده


دو سه شب نام او به لب بردیم

میهمان شهیدمان کرده

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۱۷
محمد جواد شیرازی

روحِ سالم به ما عنایت کرد
عشقِ دائم به ما عنایت کرد

رزق یک سال را امام حسن
شب قاسم به ما عنایت کرد
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۰۸
محمد جواد شیرازی

حرام زادگی خویش بر ملا نکنید

نگاه شوم به داماد کربلا نکنید


آهای لشگریانِ سواره ی کوفه

طمع به کشتن فرزند مجتبی نکنید


همیشه و همه جا حق، مسیرِ آل علی است

دوباره فتنه، شبیه جمل به پا نکنید


همین که گفت أنا بن الحسن فرار کنید

به راه ازرق بیچاره اقتدا نکنید


شبیه مرد بجنگید یا به خانه روید

مسیر حیله و نیرنگ دست و پا نکنید


همین که شد پدر او دچار کوچه بس است

برای کشتن او باز کوچه وا نکنید


به جای نُقلِ شب اول عروسیِ او

به قصد قُرب سویش سنگ را رها نکنید


سنان به پهلوی زهرا نشان او نزنید

ز زین اسب تن زخمی اش جدا نکنید


پُر از کبودی سنگ است جسم بی جانش

به سُم اسب دگر جسمش آشنا نکنید


زمان بردن نام حسین، با مرکب

به روی صحن دهانش برو بیا نکنید


تمام دشت، عسل شد بس است نامردان

به کندوی عسلش باز نیزه جا نکنید


به دور دست، سر گیسویش نپیچانید

برای غارت رأسش خدا خدا نکنید


کریم زاده عطایش به پست هم برسد

بزن بزن سر عمامه و عبا نکنید


حسین از نفس افتاد هلهله کافی است

به پیش چشم عمویش سر و صدا نکنید

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۵:۴۷
محمد جواد شیرازی

زینب شده ام چون گوهری فاضله دارم

از سیرت زهرا و علی شاکله دارم


من دختر کرارترین مرد جهانم

شیران جگر دار در این قافله دارم


قربانی من را نپذیرفتی و حالا

خیلی سر این غصه ز دستت گله دارم


این دو بروند از حرمم مسئله ای نیست

من با غم تنهایی تو مسئله دارم


دایی شده ای تا که بیفتند به پایت

بگذار بیفتند به خون حوصله دارم


نگذار بمانند و ببینند که در شام

بر دست ورم کرده ی خود سلسله دارم


بهتر که نباشند ببینند دو طفلم

تنها شدم و پای پر از آبله دارم


جان می دهم ای یار سر افکنده نباشی

در خیمه روم تا که تو شرمنده نباشی


من با خبرم از جگرِ عُون و محمد

بنشین و نظر کن هنر عون و محمد


جز فکر تو یک لحظه میان سرشان نیست

عشق است فقط در نظر عون و محمد


سردار حریم دل خواهر به سلامت

نذرِ سرت ای عشق، سرِ عون و محمد


حاشا که بگیرد به پرت تیزی سنگی

تا هست به تن بال و پر عون و محمد


داغ تو نبیند دل و صد بار ببیند

در خون بدن غوطه ور عون و محمد


آنقدر دلم سوخته از داغ جوانت

سهل است برایم خبر عون و محمد


این بار سپردم که ابالفضل بیاید

جای منِ دلخون به بر عون و محمد


هر قدر در این جا سرشان سنگ بریزند

در شام سر مادرشان سنگ بریزند


ای وای از آن دم که در انظار می افتند

در دام پُر از حیله ی اشرار می افتند


تشنه شده اند و همه جا تار شد اما

یادِ عطش قافله سالار می افتند


گفتند علی، ضربه به فرق سرشان خورد

با فرق شکسته، صد و ده بار می افتند


هر دانه ی تسبیح من افتاد، دلم ریخت

با دانه ی تسبیح من انگار می افتند


نیزه که میان بدن و سینه شان رفت

یاد دلِ سنگِ نوک مسمار می افتند


وقتی که چشیدند فشار سم مرکب

یک مرتبه یاد در و دیوار می افتند


آن قدر بهم ریخته شد پیکر این دو

بین گذر از دوش علمدار می افتند


من مهر برادر به جهانی نفروشم

رخصت بده من هم زره رزم بپوشم

محمد جواد شیرازی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۰۲
محمد جواد شیرازی

#حضرت_رقیه سلام الله علیها

#زمینه

دانلود زمینه صوت شعر زیر

بابایی

عجب... سری به ما زدی

بابایی

به دیدنم خوش اومدی

بابایی مشکل غربتم رو حل کن


بابایی

یه دست بکش روی سرم

بابایی

موهام رو شونه کن یکم

بابایی یه بار دیگه منو بغل کن


خبر داری

دلم گرفته این شبا شدیدا

به زخم من همه نمک پاشیدن

چادرمو تو ازدحام کشیدن


چیزی دیگه

به انتهای ماجرام نمونده

مرهمی غیر گریه هام نمونده

یه جای سالمم برام نمونده


آه من از دست بسته

ز بال شکسته

شدم دیگه خسته


وای بابا دیر رسیدی ۳


می دونی

چرا دلم گرفت زیاد

می دونی

کسی منو بازی نداد

من میرم بیا یکم دنبال من کن


میدونی

به قامتم میخندیدن

میدونی

به لکنتم میخندیدن

بابا جون یه فکری ام به حال من کن


به روم نیار 

درسته کل صورتم کبوده

این همه سیلی حق من نبوده

روسریمو یه بی حیا ربوده


چی کار کنم

تا که لبت رو بدی یه تکونی

بوسم کنی با این لبای خونی

دیگه پیش خودم باید بمونی


وای تو انظار نبودی

تو بازار نبودی

گرفتار نبودی


وای بابا دیر رسیدی ۳


جون من

رو پام نمیتونم پاشم

جون من

نذار دوباره تنهاشم

جون من ببین که دست و پام خضابه


جون من

نمونده طاقتی برام

جون من

سه سال بسه بذار بیام

جون من ببر منو از این خرابه


خسته شدم

آروم نمیشه چرا درد زانوم؟!

بسته نمیشه چرا زخم پهلوم؟!

بهتر نمیشه بابا دیگه بازوم؟!


گریه کنم؟!

که پیکرم دوباره رعشه دار شه

دوباره قلب عمه بی قرار شه

دوباره زجر لعنتی بیدار شه


وای

قدم زود کمون شد

بهارم خزون شد

تنم رنگ خون شد


وای بابا دیر رسیدی ۳

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۴۸
محمد جواد شیرازی

به غارت برده دشمن دودمانم، دیده ای یا نه؟!

غروب عمر را در آسمانم دیده ای یا نه؟!


همان دُ دختر شیرین زبا بان تُ تو هستم

گرفته آبرویم را زبانم دیده ای یا نه؟!


پدر موی سرم شانه زدن دیگر نمی خواهد

شرر را در میان گیسوانم دیده ای یا نه؟!


شدم سرگرمی خندیدن طفلان این کوچه

دلیل خنده های این و آنم، دیده ای یا نه؟!


هر آن که رد شد از ویرانه با حیرت نشانم داد

ورم کرده سر و چشم و دهانم دیده ای یا نه؟!


دوتایی سنگ ها خوردیم، بابا من تو را دیدم

تو هم من را، بگو تا که بدانم دیده ای یا نه؟!


بیا تا زجر خوابیده بگیرم بین آغوشت

به لب آمد ز هجران تو جانم، دیده ای یا نه؟!


اگر من را پذیرفتی، شهادت را نصیبم کن

صلاحم را به ترکِ آشیانم دیده ای یا نه؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۵:۴۴
محمد جواد شیرازی

سلام ای نازنین شاه و حبیبم

بیابان گرد تنهای غریبم


نوشتم که بیا، شرمنده هستم

من از این نامه ها شرمنده هستم


تمام قول ها از دم دروغ است

سرِ آهنگران خیلی شلوغ است


نوشتند و تو را ای یار خواندند

ولیکن پای این پیمان نماندند


ولایت در وجودم منجلی بود

گناهم بردن نام علی بود


هر آنچه کوشش و همت نمودند

شنیدی که حریف من نبودند


تمام دشمنان را خوار کردم

شبیه مرتضی پیکار کردم


امان دادند، عهد خود گسستند

به کعب نیزه دندانم شکستند


از اولاد زنا نیرنگ خوردم

من از زن های کوفه سنگ خوردم


صدای العطش آمد به گوشم

خبر داری نشد آبی بنوشم


خدا را شاکرم آبی نخوردم

فدای کام خشکت، کام خشکم


سر دارالعماره گریه کردم

به یاد شیرخواره گریه کردم


عجب جشنی به پا شد عید قربان

سرم از تن جدا شد نذر جانان


تنم را بین هر کوچه کشیدند

به روی سینه ام طفلان دویدند


همه دارایی ام را غصب کردند

سرم را روی نیزه نصب کردند


در این شهر جفا و نا امیدی

کنار مزبله ماندم، شنیدی؟!


نگویم مابقی ماجرا را

نگویم کوچه ی قصاب ها را


به زیر نور مهتاب و ستاره

تنم آویخته شد بر قناره (۱)


نیا کوفه که کوفه قحط آب است

نفاق و خدعه هاشان بی حساب است


نیا تا دخترت در تب نیفتد

نظر بر سایه ی زینب نیفتد


نظر بر قامت اکبر بیانداز

به دور گردنش حرزی بیانداز


رقیه طاقت دوری ندارد

توان درد مهجوری ندارد


نیا تا شمر شمشیری نسازد

نیا تا حرمله تیری نسازد


برای دیدنت در انتظارند

برای کشتنت برنامه دارند


نیا تا پیکرت عریان نماند

سنان در پهلوی قرآن نماند


تو آقا زاده ی بنتُ الرسولی

نده گیسوی خود را دست خولی


خلاصه ای امیر هر دو عالم

حلالم کن، حلالم کن، حلالم

محمد جواد شیرازی

۱. چنگک قصابی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۰۶:۳۹
محمد جواد شیرازی

حی علی الحسینیه ماتم شروع شد

بغضم شکست و بارش نم نم شروع شد


فصل رسیدن به خدا در حسینیه

در سایه سار بیرق و پرچم شروع شد


مثل همیشه فاطمه بانی روضه هاست

از آه و ناله ی جگرش، دم شروع شد


پیراهن حسین پُر از خون میان عرش

آویخته شده، غم عالم شروع شد


پیراهن سیاه بپوشید نوکران

عرض ادب کنید، محرم شروع شد


توبه بهانه بود حسینی شود دلش

با یا حسین گریه ی آدم شروع شد


با یا حسین سوره ی والفجر شد تمام

با یا حسین سوره ی مریم شروع شد


تا قطره اشک کوچکی از دیده ام چکید

لطف خدا و خیر دمادم شروع شد


هر دفعه که حسین زمین خورد بعد از آن

در قلب خواهرش تپش غم شروع شد


از کودکی شنیده قضایای کربلا

ای وای، شرح روضه ی مبهم شروع شد


این رو سیاه کیست به گوال می رود؟!

لعنت به شمر، ماتم اعظم شروع شد

محمد جواد شیرازی


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۰۶:۳۰
محمد جواد شیرازی

مثنوی مباهله

مسیحیان برای ادعا به یثرب آمدند

به اتفاق جمعشان و چند راهب آمدند


نماز را به سمت شرق خوانده اند یک صدا

چه بوده حرف حقشان مقابل نبی ما؟!


از آن زمان که نبض این زمین و آسمان زده

کسی بزرگ تر ز زاده ی خدا نیامده


مسیح هست و خلقتش ز دیگران جداست او

پدر نداشته یقین که زاده ی خداست او


تبر به دوش خود گرفت آن نواده ی خلیل

رسید وحی و خواند آیه از نزول جبرئیل


چه خصلتی مگر که در مسیح ابن مریم است؟!

همین قضیه ماجرای خلق جسم آدم است؟!


مسیح اگر که زاده ی خداست پس بگو مگر...

نداشت نه پدر، نه مادر آدم ابوالبشر؟!


نداشتند حرف حق ولی غرور داشتند

مقابل کلام حق دلی شرور داشتند


مسیحیان که بی جواب طاقتی نبودشان

بجز تعصب غلط طریقتی نبودشان


کلام حق رسید و راه چاره ای نداشتند

به حکم حق قرار بر مباهله گذاشتند


قرار شد نبی بیاورد هر آن که جان اوست

و آن قبیله هم بیاورند هر چه آبروست


رسید روز این مصاف و اهل بیت آمدند

بزرگ زاده های آن قبیله زود جا زدند


نبی رسید و حیدر و بتول و دو سلاله اش

رسید کار راهب بزرگشان به حد غش


یقین بدان که جرأت مباهله نمی کنند

ازین به بعد با نبی مقابله نمی کنند


چه آیه ایست آیه ی مباهله برای ما

چه هدیه ایست این سخن ز جانب خدای ما


چه بوده غیر از این مگر مراد از "أنفُسَنا"

علی است جان مصطفی، نبی است جان مرتضی

محمد جواد شیرازی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۱۶
محمد جواد شیرازی

آقا سلام امام رضا، أیها الرئوف

برگشته ام به سوی تو یا أیّها الرئوف


زانو زدن، زمان رسیدن سعادت است

سجده به سوی گنبدت اوج لیاقت است


بر صورتم همینکه غبار حرم نشست

بغضم میان هق هق طفلانه ام شکست


مانده اگرچه بر رخ زردم نشانِ شرم

آرام شد دلم، دمِ باب الجواد گرم


شرمنده ی تو مانده ام و گریه می کنم

اذن دخول خوانده ام و گریه می کنم


وقتی دلم شکست، چه مرغوب می شود

آشفتگی و حال بدم خوب می شود


خالی است دست من کرمت را نشان بده

یک کنجِ دنج، از حرمت را نشان بده


من آمدم نگاه رئوفانه ام کنی

عقل از سرم بگیری و دیوانه ام کنی


بیمار نفسم و به تو رو کردم ای طبیب

مثل غریبه ها به تو رو کردم، ای غریب


گفتم غریب و سوخت دلم یاد غربتت

لعنت به مردمی که شکستند حرمتت


آزار دادنِ تو فقط بود ذکرشان

لعنت به واقفیه و آن طرز فکرشان


اصلا نبود این همه طعنه سزای تو

خیلی دلت شکست، بمیرم برای تو


از دست خشک مغزی آن ناسپاس ها

آخر شدی اسیر قیافه شناس ها


لعنت به هر کسی که نفهمید کوثری

از نسل مادری و ز اولاد حیدری


مأمون کجاست تا که ببیند امیر کیست؟!

شاهی که هست وارث یومُ الغدیر کیست


مأمون کجاست تا که ببیند شبانه روز

طوف حرم کنند مریدان تو هنوز


ما کیف می کنیم، بیا احتجاج کن

اهل کتاب را به سخن هاج و واج کن


بر هر کلام و هر سخنت فخر می کنیم

پیش همه به داشتنت فخر می کنیم


ما بی خیال جنت و پاداش آخرت

شادیم... چون شدیم دو روزی مجاورت


این گریه های باهم ما را قبول کن

دل، پهن کرده ایم به پایت، نزول کن


تو قول داده ای که سه جا یاری ام کنی

در لحظه های سخت هواداری ام کنی


روضه بخوان که پای نفس هات دق کنم

یابن الشبیب را به خودم منطبق کنم


گفتی عزیز فاطمه شد دور از وطن

گفتی که جد بی کس من ماند بی کفن


گفتی گرفت روضه اش از دیده هام خواب

با کام تشنه ماند میانِ دو نهر آب


وقت نبرد، خدعه و نیرنگ می زدند

از هر طرف به سوی تنش سنگ می زند


در دست های خولی و شمر و سنان چه بود؟!

گفتی زدند جد مرا با هر آنچه بود

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۰۴:۳۹
محمد جواد شیرازی

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

#عرفه

عرفه آمد و مهمان حسینیم همه

خیره بر رحمت دستان حسینیم همه


عرفه آمد و ما کرب و بلایی نشدیم

بازهم پاره گریبان حسینیم همه


وسط روز رسیدیم و همه می بینند

عاشق و بی سر و سامان حسینیم همه


دردمندانه به دنبال طبیبی هستیم

در پی نسخه ی درمان حسینیم همه


حرفِ جود است بیا ذکر کریم آوردم

عاشق ذکرِ حسن جان حسینیم همه


ذکرِ العفو نگفتیم ولی بخشیدند

ما بدهکار به احسان حسینیم همه


او مناجات کند کار همه می گیرد

تشنه ی وادی عرفان حسینیم همه


عید قربان شده نزدیک، بگو با اصحاب

در ره عشق به قربان حسینیم همه


اشک ما خرج برای غم اغیار نشد

روزگاری است که گریان حسینیم همه


آتش سینه ی ما از غم یک بی کفن است

داغدارِ تن عریان حسینیم همه


چشم هایش سرِ تشنه شدن از کار افتاد

کشتگانِ لب عطشان حسینیم همه


ساربان هم نشد از رحمت دستش محروم

مات از جود فراوان حسینیم همه


خیزران... سنگ... نوک نیزه... مراعات کنید

ما اسیر لب و دندان حسینیم همه


#محمد_جواد_شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۹
محمد جواد شیرازی

من گم شدم، مانند بغض در گلویم

یا نور و یا برهان، بیا در جست و جویم


خیلی دلت را با گناهانم شکستم

خسته شدم دیگر من از این خلق و خویم


تو آبروی آبرودارن عرشی

من بنده ای رسوایم و بی آبرویم


عمری برایت وصله ای ناجور بودم

یک لحظه هم حتی نیاوردی به رویم


می خواستم با گریه برگردم به سویت

دست کریمت زودتر آمد به سویم


من بی ادب بودم برایت شعر گفتم

تو برتر از آنی که من از تو بگویم


هربار کارم سخت برهم ریخت، فورا

گفتم حسین و زود کردی زیر و رویم


ای کاش زنده باشم و ماه محرم

دیگ غذای روضه هایش را بشویم


ای کاش زنده باشم و از قول قاسم

گویم به شور و هروله "ای وای عمویم..."

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۳
محمد جواد شیرازی



هرکه را با نجفت وعده و پیمانی نیست

آخر و عاقبتش غیر پشیمانی نیست


اصلا از کِی گذرت بر دل من افتاده؟

اصلا این عشقِ مرا اول و پایانی نیست


عاشقی شیوه ی مردان بلاکش باشد

عاشقی بر در میخانه به ارزانی نیست


ما بر آنیم که دیوانه ی ایین عشق شویم

چه کسی گفته که این عاشقی عقلانی نیست


درد این عاشق غمدیده فراق نجف است

بهر عشاق به جز یار که درمانی نیست


چند وقتیست که رزق نجفم قطع شده

چند وقتیست در این مصر فراوانی نیست


من فقط بر سر ایوان تو سر خم کردم

همه جا جار زدم غیر تو سلطانی نیست


هر چه کنکاش نمودند در این دل دیدند

جز تولای تو و نفرتِ از ثانی نیست


دوستانت همگی در دل من جا دارند

دل بریدن ز محب تو به آسانی نیست


فیلسوفی که نفهمید تو واجب هستی

اهل علم است ولی عالم ربانی نیست


غیر آن ها که مریدان ولایت هستند

فرق، ما بین هزار عابد و یک زانی نیست


مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۱۲
مهدی علی قاسمی

مثل احسان سلیمان که نصیبِ مور است

بخششت بر فقرا نزد همه مشهور است


قلب هر عاشق آواره پیِ قبله گهی است

ملجأ و قبله ی ما وادی نیشابور است


گریه و جامعه و رحمت و بخشیده شدن

جنس ما در حرمت خوب خدایی جور است


آمدم در حرمی که به شعف روح الامین...

بر نگهبانی و جاروکشی اش مأمور است


اجر زائر شدن این جا به هزاران حج است

از خودم نیست، روایت شده و مأثور است


حرمت نور، رواق و در و دیوارش نور

چشم تا کار کند نور و سراسر نور است


دل ما پیشِ خودت، تنگِ خودت مانده هنوز

این چه عشقی است که در وصل و فراقش شور است


نیمه شب آمده ام تا که تماشام کنی

نیمه شب آمدنم را، نظری منظور است


مهربان بودنتان اهل طمع کرده مرا

کربلایی بنویسید... اگر مقدور است


تو بگو یابن شبیب و بسپارش بر ما

گریه بر جد شما بر دل ما دستور است


چه کسی گفته حسین است که عریان مانده؟!

زیر شمشیر و سنان کل تنش مستور است


***

سوره ی مریم و شرح طبقش را خواندم

سرِ در بین طَبق جزء کدامین سوره است؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۳۰
محمد جواد شیرازی

أینَ لِیَ النَّجاة؟! که حیران رسیده ام

از راه دور سوی خراسان رسیده ام

جانم به لب رسید و به جانان رسیده ام

شکر خدا که محضر سلطان رسیده ام


گریان شدن دلیل سبک بالی ام شده

باب الجواد رافعِ بد حالی ام شده


پاسخ به اشکِ دیده و آهم نمی دهی؟!

از دست خود پناه بخواهم، نمی دهی؟!

یاذالکرم مجالِ نگاهم نمی دهی؟!

راهم کسی نداد... شما هم نمی دهی؟!


افتاده ام زمین سرِ زانو نگاه کن

من را شبیه بچه ی آهو نگاه کن


هم شادم از رسیدن و هم ضعف کرده ام

پای شکستگیِ پرم ضعف کرده ام

گفتی بیا، قدم به قدم ضعف کرده ام

در گوشه ی رواق حرم ضعف کرده ام


الطاف تو دوباره قوی می کند مرا

نقاره خانه ات علوی می کند مرا


گفتم رضا و رحمت و رأفت به من رسید

صدها هزار لطف و عنایت به من رسید

زحمت به تو رسید، شفاعت به من رسید

مثل قدیم ها برکاتت به من رسید


ای منتهای حاجت و بغض صدای من

روحی فداک حضرت موسی الرضای من


جان را به جز برای تو آقا نمی دهم

صحن و سرات را به دو دنیا نمی دهم

اصلا به رفتن به جنان پا نمی دهم

در سینه ام به غیرِ تو را جا نمی دهم


حیف از دل است تا که شود خرج این و آن

آقا همیشه در دلِ تنهای من بمان


گوشه نشین صحن گوهرشاد می شوم

بیمارِ پشت پنجره فولاد می شوم

از دل نرو که طعمه ی صیاد می شوم

باشد دخیل روضه ی اولاد می شوم


تا که مرا به یک نفست زیر و رو کنی

فکری به حال نوکر بی آبرو کنی


جان تمام شیعه نثار جوادتان

رنگ خزان گرفت بهار جوادتان

آه از غریبی و دل زار جوادتان

خیلی شلوغ بود کنار جوادتان


روضه تمام... هلهله شد، خاک بر سرم

دورِ امام هلهله شد، خاک بر سرم


ای وای از حسین و علی اکبر حسین

پُر گشته بود هلهله دور و بر حسین

آتش گرفته بود دل مضطر حسین

گریه کنید بر دل شعله ور حسین


سر را به روی صورت پیغمبرش گذاشت

دیگر حسین آرزوی زندگی نداشت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۲۶
محمد جواد شیرازی

دل را نما مهیا از راه دور و نزدیک

جاری شو سوی دریا از راه دور و نزدیک


چه شاه... چه گدایی...، باید فقط بیایی

با دست های بالا از راه دور و نزدیک


گیرم شکسته پایت، بال محبتت هست

بال صعود بگشا از راه دور و نزدیک


مثل همند، حقاً زائر شدی خدا را

زائر شوی رضا را از راه دور و نزدیک


گویم رضاست شاهم، آقا و تکیه گاهم

شادیِ قلب زهرا از راه دور و نزدیک


شوق زیارت ما، اشک ارادت ماست

پنهان و آشکارا، از راه دور و نزدیک


بر دل دهید وعده، بیست و سه ی ذی القعده

شد موعد تولّی از راه دور و نزدیک


از فرش می توان رفت، تا عرش می توان رفت

با یک سلام... تنها، از راه دور و نزدیک


گفتم به قلب محزون، لعنِ خدا به مأمون

لعنت به خصم مولا، از راه دور و نزدیک

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۴۵
محمد جواد شیرازی


هرچه گویم همه اش بوی تو دارد سخنم

آنکه دارد به سرش حال و هوای تو منم


"اشهد ان علیا ولی الله" ام را

گفته ام تا بنویسند به روی کفنم


هر کجا غیر سرای تو نمازم قصر است 

غیر دربار نجف نیست سرایی وطنم


چند وقتی است فقط خواب نجف می بینم

بده رخصت به خدا طول کشید آمدنم


پسرم هست غلامی زغلامان شما

گر دم از غیر تو زد ریشه ی او را بکنم


نام دادند مرا خادم دربار حسن

من غدیری شده ی دست امام حسنم


بس که شیرینی نام تو به من ساخته است

غیر نام تو دگر ذکر نگفته دهنم


از خدا خواسته ام تا که به من اذن دهد

پیر راه تو شوم، وقف تو باشد بدنم


نذر کردم که به پای تو سرم را بدهم 

نذر کردم که نباشد به رهت سر به تنم


هر طرف می نگرم نام تو را می بینم

کنده ام نام تو را روی عقیق یمنم


همه جا جار زده، سینه سپر می گویم:

اهل عالم بشناسید سگ پنج تنم


دست من را تو بیا تا به محرم برسان

دائما فکر دم و روضه و سینه زدنم


مهدی علی قاسمی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۰۳
مهدی علی قاسمی

پای جانان، نثارِ جان عشق است

طعنه خوردن از این و آن عشق است


نیمه شب فرصت تقرّب ماست

یادِ معشوق، در نهان عشق است


هر که ظرفش شکست بالا رفت

چون که همراهِ امتحان عشق است


همه دنبال سود و منفعتند

ضرر و نفعِ عاشقان عشق است


هرچه جز عشق بی گمان فانی است

آنچه باقی است بی گمان عشق است


اول صبح با تمام وجود

ذکر یا صاحب الزمان عشق است


خیر من وصل یا که هجران است؟

هرچه او خواسته همان عشق است


بگذارید در به در بشوم...

وسط صحن جمکران، عشق است


اربعین، رفتنِ به سوی حسین

بی قرار و جَزع کنان عشق است


پابرهنه به شارع العباس

برسم لحظه ی اذان عشق است

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۱
محمد جواد شیرازی

عالم بدون روی تو سامان ندارد

افسوس، گویا هجرتان پایان ندارد


من فاش می گویم ، از این باکی ندارم

بی حب تو هرگز کسی ایمان ندارد


دنیا به قحطی عدالت خو گرفته

برگرد بی رویت عدالت جان ندارد


" این الستقرت " صبح و شب ذکر لب ماست

دور از تو این دل میل بر رضوان ندارد


هر مومنه، هر مومنی که عشق اویی

دیگر توان دوری و هجران ندارد


"وانظر الینا "ما همه محتاج هستیم

جز با نگاهت درد ما درمان ندارد


جدت صدا زد نامتان در بین مقتل

مظلوم چون او عالم امکان ندارد


شاهی که تنها مانده بین نیزه داران

راسش بریدن از قفا عطشان ، ندارد

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۰۶
مجتبی قاسمی

اوج اهداف نبوت بی علی بی فایده است

بندگی جز با توسل بر ولی بی فایده است


روز و شب در سجده گویی: "یا اله العالمین"

در کنار آن نگویی یا علی بی فایده است


"اشهد ان علی..." را بر سر هر ماذنه

گر نمی گویی به آوای جلی بی فایده است


منقبت های علی را بر همه باید رساند

بهر تبلیغ ولایت تنبلی بی فایده است


سنت احمد تماما دست اولاد علی است

اجتهاد شافعی و حنبلی بی فایده است


بی ولای مرتضی اصلا سراغ حج نرو

چون به جا آری هزاران حج، ولی بی فایده است


باطن بی مرتضی بوی تعفن می دهد

گرچه باشد ظاهر آن صیقلی بی فایده است


من یقین دارم که حبّ اهل بیت مصطفی

جز به لعن دومی و اولی بی فایده است


بر سر اصل تبرّی با کسی صحبت نکن

گفت و گو با مرد جاهل، کَل کَلی بی فایده است


مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۸
مهدی علی قاسمی

به قلب من محبت قاب گردید

علی گفتن برایم باب گردید


غدیرت چشمه ای صاف و زلال است

از آن هر تشنه ای سیراب گردید


به دست پاک علامه امینی

"امامت" صاف و عالمتاب گردید


قضاوت کردی و دیدند مردم

خلیفه از خجالت آب گردید


برای شیعیانت جای جنّت

فقط شهر نجف جذاب گردید


پس از تو ای عدالت پرور محض

عدالت در جهان نایاب گردد


فزون تر از عبادات خلایق

فقط یک ضربه ی احزاب گردید



خداوندا به حق شاه مردان

مرا دور سر قنبر بگردان



نباشد هیچکس بالاتر از تو

ندیدم رحمتی گیراتر از تو


نداری نوکری رسواتر از من

ندارم سروری آقاتر از تو


به مسجد دومی فریاد می زد:

ندیدم عالمی داناتر از تو


خلایق غیر تو پنهانِ محض اند

خدا باشد کمی پیداتر از تو


بشر که نیستی، حتما خدایی

تو یکتایی خدا یکتاتر از تو


ندیده آسمان مجنون تر از من

ندیده کهکشان لیلاتر از تو


کسی را تاب نور جلوه ات نیست

به جز زهرا که شد زهراتر از تو



امیرالمومنین در کائناتی

برای سائلان کهف نجاتی



چه شد ابلیس را خوشحال کردند؟

چرا حق تو را پامال کردند؟


چرا با سامری همراه گشتند؟

از آن گوساله استقبال کردند


همه مرتد شدند و عده ای کم

فقط راه تو را دنبال کردند


وصایای نبی را هم شنیدند 

ولی در آخرش اهمال کردند


پشیمانند مثل سگ قیامت

کسانی که به من اشکال کردند:


چرا لعن فلانی را گرفتی؟

برای لعن، قیل و قال کردند


به غیر از بغضِ او پیدا نکردند

دلم را هر زمان غربال کردند



تمام دین تولی و تبری است

مرا آیین تولی و تبری است


مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۲۵
مهدی علی قاسمی

اسیر دام غدیرم دلم اسیر علی است 

غنی است آن که دو عالم فقط فقیر علی است


به نصّ اَنفُسَنا... روی ماذنه گویم۱

علی نظیر نبی و نبی نظیر علی است


غلام حضرت زهراست آنکه در دنیا

به فکر پرورش خطبه ی  غدیر علی است


غدیر هست تجلی وال من والاه 

محمدی است دلش هرکه در مسیر علی است


غدیر هست تجلی عاد من عاداه 

برائت نبی از دشمن حقیر علی است


چقدر جامعه در صحن او صفا دارد

تمام زیر و بم جامعه کبیره علی است


نشسته اند سر خوان او گنهکاران

که این مرام، مرامِ خطا پذیر علی است


رسد صدای مناجات مسجد کوفه...

...به گوش دل که مناجات دل پذیر علی است


زیان نمی کند اصلا به وقت جان دادن

کسی که در همه ی عمر مستجیر علی است


مهدی علی قاسمی


۱) سوره ی آل عمران آیه ۶۱

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۰۳
مهدی علی قاسمی

نشسته ام بنویسم به هر دل آگاه

علی است زوج بتول و علی ولی الله

نشسته ام بنویسم فقط امیر یکی است

علی است ماه دو عالم علی است شاهنشاه

نشسته ام بنویسم مخالف حیدر

اگر زچاله در آید به سر رود در چاه

کسی که منکر لعن مخالف مولاست

کنار او ننشینم مگر که با اکراه

علی امام مبین است در کتاب خدا

که گفته است در او "کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ"۱

مدال حب علی آبروی سلمان شد

سپس به اذن علی شد مقرب درگاه

فقط عنایت و لطف و اجازه ی زهراست 

اگر به سمت نجف می رود دلم گهگاه

غمی که در دل من مانده دوری نجف است

من از فراق نجف دائما کشیدم آه

کسی که خوشه ی انگور، بر ضریح تو دید

خمار وصل عنب گشته خواه یا ناخواه

مرا که ساکن آن جا نکرده ای آقا

بده به من خبری از حرم که واشوقاه

مهدی علی قاسمی


۱)وَ کُلَّ شَیْء اَحْصَیْناهُ فِی اِمام مُبِین (سوره یس:۱۲)

از امام باقر(علیه السلام) از پدرش از جدش(علیهم السلام) نقل شده است که فرمود:

هنگامى که این آیه نازل شد «ابوبکر» و «عمر» برخاستند و عرض کردند: 
اى پیامبر! آیا منظور از آن «تورات» است؟ 
فرمود: نه. 
عرض کردند: «انجیل» است؟ 
فرمود: نه. 
عرض کردند: منظور «قرآن» است؟ 
فرمود: نه. 
در این حال امیر مومنان على(علیه السلام) به سوى پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد، هنگامى که چشم رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بر او افتاد، فرمود: «هُوَ هذا! اِنَّهُ الاِمامُ الَّذِى اَحْصَى اللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى فَیْهِ عِلْمَ کُلِّ شَىء»؛ 
امام مبین این مرد است! او است امامى که خداوند متعال علم همه چیز را در او احصا فرموده.(معانى الاخبار صدوق صفحه 95)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۵
مهدی علی قاسمی



با خط داور نوشته اول دفتر علی

ظاهر و باطن علی و اول و آخر علی


انبیا دست توسل بر عبای او زدند

انبیا گویند در هنگامه ی محشر علی


ما کجا و خاک پای کلب کوی مرتضی

ما کجا و شیعه ی داماد پیغمبر علی


روز و شب خوردیم نان از سفره ی شاه نجف

آب خوردیم از غدیر ساقی کوثر علی


با علی و احمد و زهرا یقینا دشمن است

آن سه ظالم را مقدم کرده هرکس بر علی


گفت پیغمبر علی ممسوس در ذات خداست

پس علی را در خدا بنگر خدا را در علی


مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۲۵
مهدی علی قاسمی

لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم


روح من سخت زمینگیر شده، کاری کن

از هوس بسته به زنجیر شده، کاری کن


پای طولِ اَملم توبه نکردم عمری

دل من از گنهم پیر شده، کاری کن


بس که دستم جلوی غیر دراز است، دلم

غافل از منشأ تأثیر شده، کاری کن


فکر تنهایی قبرم به سرم افتاده

مهربانا چه کنم؟! دیر شده، کاری کن


سال ها دوری از یوسف زهرا سخت است

دوری اش بغض گلوگیر شده، کاری کن


دل، گرفتار علی هست و خمار نجفش

زود با این دلِ تسخیر شده کاری کن


شب جمعه است، اجازه بده با گریه دلم

بشود طیب و تطهیر شده، کاری کن


ناله زد زینب کبری چه کنم یا جداه؟!

روضه هایت همه تفسیر شده، کاری کن


یاعلی... رفته ام از حال، ببین که پسرت

دفن در نیزه و شمشیر شده، کاری کن


آه، یا فاطمه... با خنجر کُندش قاتل

سوی گودال سرازیر شده، کاری کن


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۳:۵۶
محمد جواد شیرازی

بر دور کمر شال بهم ریخته دارد

اندام کهنسال بهم ریخته دارد


آتش نکشانید بر این خانه که این مرد

از فاطمیه حال بهم ریخته دارد


مانند علی رد طناب است به دستش

در بند، پر و بال بهم ریخته دارد


آرام برو... پشت سرت از نفس افتاد

آقا قد چون دالِ بهم ریخته دارد


حالا سر پیری به روی خاک نشسته

پیراهن پامال بهم ریخته دارد


افتاده زمین پشت فرس، یاد رقیه

چشم تر و احوال بهم ریخته دارد


خون از کف پایش به زمین ریخت و فریاد

از آن همه خلخال بهم ریخته دارد


مثل همه ی عمر فقط گریه و زاری

بر روضه ی گودال بهم ریخته دارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۳:۴۵
محمد جواد شیرازی