سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

سلام بر بدن زخمی ات پرستویم

توان نمانده دگر در میان زانویم

خودم تمام تنت را به اشک می شویم

ازین به بعد غمم را به چاه می گویم


هنوز باور من نیست می روی زهرا

پس از تو حامی من کیست؟ می روی زهرا؟


دوباره فاطمه پلکی بزن، نگاهی کن

به زینبین پریشان من، نگاهی کن

بلند شو، به حسین و حسن، نگاهی کن

به ناتوانی خیبر شکن، نگاهی کن


سکوت می کنم و داد می زند جگرم

از این مصیبت دشوار خم شده کمرم


چه لاله زار عجیبی شده است پیکر تو

خدا به خیر کند حال و روز حیدر تو

هزار بار می افتد ز گردنت، سر تو

هزار بار می افتم زمین برابر تو


به روی سینه ات از چه شکاف افتاده؟!

به بازویت، ردِ ضرب غلاف افتاده


امان ز رد شدن از درب خانه و درگاه

چقدر مانده هنوز از مصیبت جانکاه

رسید لحظه ی تشییع جسم زهرا... آه

" به عزت و شرف لااله الا الله..."


هنوز بود دلم بی قرار و مبهوتت

زمانه بُرد مرا زیر چوب تابوتت


دعای خیر بر آشفتگیِ حالم کن

نگاهِ گرم به شاه غریب عالم کن

هلالِ من نظری بر قد هلالم کن

نشد برای تو کاری کنم، حلالم کن


به حکم امر نبی صبر کرده ام زهرا

روانه ات به سوی قبر کرده ام زهرا


رسید موعد دیدار یا رسول الله

در این هجوم شب تار یا رسول الله

امان ز غربت بسیار یا رسول الله

شدم بدون هوادار یا رسول الله


از این مصیبت عُظمی بپرس از زهرا

به من نگفت غمش را، بپرس از زهرا

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

از غم دوری ات ای یوسف دل، محزونم

چه کنم با غم و با غصه ی روز افزونم؟!


بسته شد روزنه ی نور به رویم کم کم

زیر بار گنه و معصیتم، مدفونم


حق من بی سر و پایی است ولی لطف کن و

از سرِ سفره ات ای یار نکن بیرونم


ضعف کردم سرِ بخشیده شدن تا که خدا

به مناجات تو بخشید مرا، ممنونم


خونشان ریخت ولی پرچم یا فاطمه ماند

همه ی عمر به خون شهدا مدیونم


گفت زهرا به علی خوب شدم، گریه نکن

من فقط از غم تنها شدنت دلخونم


نگذارم ز سرت تار مویی کم بشود

با همین پیکر درهم شده و گلگونم


نگرانم بروم خشک شود کام حسین

سالیانی است که از غربت او محزونم

محمد جواد شیرازی


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۷
محمد جواد شیرازی

محدثه، به فدای سکوت پر حرفت

سخن بگو به علی، این همه نخور حرفت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۵:۵۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

امام عصر نظر می کند، حواست هست؟!

به هر محله گذر می کند، حواست هست؟!


بدون یار و غریبانه در دل صحرا

عزیز فاطمه سر می کند، حواست هست؟!


شبیه مادر خود، خانه خانه مردم را

از انتظار خبر می کند، حواست هست؟!


در انتظار من و تو نشسته، با گریه...

شبِ بلند سحر می کند، حواست هست؟!


هر آن که گریه نکرد از مصیبت زهرا

به روز حشر ضرر می کند، حواست هست؟!


شنیده ایم غم کوچه را ولی آقا

نظر به کوچه و در می کند، حواست هست؟!


به روی حوریه حتی سقوط برگ درخت

یقین که زود اثر می کند، حواست هست؟!


****


آهای شمر لعین مادری سرِ گودال

نظر به ذبح پسر می کند، حواست هست؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۱۰
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

سه ماه...

 آب شدی، آبروی این خانه

سه ماه...

 سوختی از درد مثل پروانه


سه ماه... 

با غم خون های تازه درگیری

سه ماه...

 دست به دیوار خانه می گیری


سه ماه...

پا شدی از بستر و زمین خوردی

سه ماه...

خیره شدی بر در و زمین خوردی


سه ماه...

لاله دمیده به روی پهلویت

سه ماه...

می شود اصلا ندیده ام رویت


سه ماه...

نیمه شب و اشک های پنهانی

سه ماه...

نافله ات را نشسته می خوانی


سه ماه...

آرزوی مرگ می کنی هر شب

سه ماه...

شانه نخورده به گیسوی زینب


سه ماه...

هق هق روز و شب حسن بودی

سه ماه...

بغض گلوی حسین من بودی


سه ماه...

در قفس گریه هام محبوسم

سه ماه...

رفتنت از خانه گشته کابوسم


سه ماه...

گرد و غبار دلم نخوابیده

سه ماه...

نور طلوعت به من نتابیده


سه ماه...

پشت در خانه سخت می سوزم

سه ماه...

فکر غم ماجرای آن روزم


سه ماه...

دیدن وضع تو بی قرارم کرد

سه ماه...

میخ در خانه شرمسارم کرد


سه ماه...

غیرت من سوخت دم به دم زهرا

سه ماه...

منتظر خنده ی توام زهرا


سه ماه...

روضه ی این خانه هم نشد کافی

سه ماه...

هست لباسی به گریه می بافی


سه ماه...

فکر حسین غریب و عطشانی

سه ماه...

می شود از داغ او پریشانی


سه ماه...

از سر شب تا به صبح می نالی

سه ماه...

گریه کن ماجرای گودالی


سه ماه...

روضه ی ما ختم شد به عاشورا

سه ماه...

گریه ی ما نذر سیدالشهدا

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۰۳
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

(حدیث نفس)

ای نفس، یا به خاطر آقا خطا نکن

یا بعد از این برای ظهورش دعا نکن


او از خدا به جای تو شرمنده می شود

باشد... تو از امام زمانت حیا نکن!!!


خیلی فریب خورده ی دنیا شدی، بس است

بر این دو روز قدرت خود اتّکا نکن


امروز را به وعده ی فردا هدر نده 

توبه کن از جهالت و چون و چرا نکن


در اوج بی پناه شدن، نان غیر را

هرگز نگیر و پشت به آل عبا نکن


مانند فاطمه همه جا با ولی بمان

بین مسیر دامن او را رها نکن


*******

پایه گذار قتل نبی، از حرم برو

این جا نمان، مصیبت ما را دوتا نکن


با احتیاط رد شو و با پای نحس خود

بی حرمتی به چادر خیرالنسا نکن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۵۹
محمد جواد شیرازی

بهار بندگی ام را خودم خزان کردم

گناه کردم و از کرده ام زیان کردم


چقدر دل، سرِ آمال خویش آزردم

چه کارها که برای دو لقمه نان کردم


رضای صاحب خود را نکرده ام منظور

نگاه بر سخن و حرف این و آن کردم


به جای خیر فقط دردسر شدم عمری

همیشه خون به دل صاحب الزمان کردم


مرا گرفت به آغوش و زیر و رویم کرد

همین که وضع بدم را کمی بیان کردم


هزار بار زمین خوردم و خدا را شکر

هزار بار توسل بر آسمان کردم


مرا همیشه دعا کرد و مهربان تر بود...

از آن چه در همه ی زندگی گمان کردم


همین که فاطمه گفتم مرا خرید آقا

قسم به فاطمه صد بار امتحان کردم


دم غروب غریبانه گریه و زاری

برای غربت آن قبر بی نشان کردم


پرش شکسته پرستو و در قنوتش خواند:

هوای پر زدن از بین آشیان کردم


برای آن که نبیند علی چه شد دستم

سه ماه بازوی خود را از او نهان کردم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۷
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

هزار شعله ی خون بر روی جگر دارم
دلم گرفته و خوب است چشم تر دارم

بده نشانی من را به حضرت موسی
گناه، از همه ی خلق بیشتر دارم

نشد برای تو قید گناه را بزنم
مرا ببخش که این قدر دردسر دارم

فدای تو شوم، اصلا بیا بزن من را
ولی نخواه از این عشق دست بردارم

همیشه منتظر لطف یک نفر بودم
همیشه چشم بر احسان یک نفر دارم

"زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی"
دوباره حال و هوای نجف به سر دارم

علی علیِ مرا زود می خرد زهرا
من از مرام دل فاطمه خبر دارم

فدای حضرت زهرا که گفت: فضه بیا
مرا کمک بده که درد در کمر دارم

نمرده ام که کسی حیدر مرا بزند
سرم شکسته ولی از پرم سپر دارم

ز قتلگاه خودم، کوچه ی بنی هاشم
به سوی قتلگه کربلا نظر دارم

آهای خنجر و شمشیرهای در گودال
نگفته اید به خود، مادرم... پسر دارم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۴۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

این اشک که خود گوشه ای از رحمت زهراست

عرض ادب کوچک ما ساحت زهراست


آن کس که پیمبر به دو دستش زده بوسه

او اُم ابیهای نبی حضرت زهراست


فضه که خودش محرم اسرار الهی است

فخرش شده این رتبه که در خدمت زهراست


پاهای ورم کرده و چشمان پر از اشک

در وقت عبادات و دعا خصلت زهراست


نان پختن زهرا دل ما را علوی کرد

بنده شدن ما اثر برکت زهراست


فردا که خلایق همه در حال فرارند

امید دل ما، نظر رحمت زهراست


نگذاشت علی بی کس و بی یار بماند

آرامش حیدر، نفس راحت زهراست


بستند درِ خانه به رویش همه ی شهر

این گوشه ای از درد و غم غربت زهراست


خورشید پُر از نور علی از چه گرفته؟!

این سایه دگر چیست که بر صورت زهراست؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۵۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

به رسم فرقه ی عشاق ساده باید مُرد

به احترام علی ایستاده باید مُرد

چه بی اراده و چه با اراده باید مُرد

برای غربت این خانواده باید مُرد


چه خوب حق رسول خدا ادا کردند

کنار درب حرم کوه هیزم آوردند


میان مسلک کفار این عمل بد بود

هنوز فاطمه مشغول داغ احمد بود

اگرچه بعد نبی غصه هاش بی حد بود

ولی به حرمت حفظ علی مُقید بود


به داد و نعره علی را حرامیان خواندند

درِ حریم نبی را به شعله سوزاندند


رسید این طرف در زبانه ی آتش

و بود فاطمه شانه به شانه ی آتش

امان ز حوریه و تازیانه ی آتش

نشست بر سر و رویش نشانه ی آتش


کسی که بر همه ی خلق نان عطا می کرد

به پای حیدر کرار جان فدا می کرد


لگد زدند، در افتاد بی هوا این سو

زدند فاطمه را تازیانه رو در رو

میان حجره زمین خورد آه با پهلو

قسم به حرمت کعبه که بار دارد او


آهای مردم نامرد حرف بد نزنید

زنی که خورده زمین را دگر لگد نزنید


هجوم لشگر اشرار ماند آثارش

به خانه و در و دیوار ماند آثارش

به جسم فاطمه انگار ماند آثارش

فشار و تیزی مسمار ماند آثارش


برای غصب خلافت زدند زهرا را

بدون جرم و جنایت زدند زهرا را

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۱۹
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

خسته ام از مکر دنیا، چاره چیست؟
مانده ام تنهای تنها، چاره چیست؟

نفس بد، انداخت از چشمت مرا
حبس گشتم در خود آقا چاره چیست؟

غیر چشم خیس و داغ دوری ات
قسمت ما نیست اما چاره چیست؟

قطره ی ناچیز و بی مقدار را
جز نظر بر لطف دریا چاره چیست؟

تو مرا بیرون کنی دق می کنم
بنده را جز لطف مولا چاره چیست؟

من غلط کردم، پشیمانم، بگو...
جان زینب، جان زهرا چاره چیست؟
.
.
.

پهلوی زهرا گرفت و زینبش
گریه کرد و گفت اسما چاره چیست؟
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۰۸
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

راندن درماندگان اصلا نمی آید به تو

جز عطا، ای آسمان اصلا نمی آید به تو


دلشکسته آمدم سویت، پناه آورده ام

دل شکستن بی گمان اصلا نمی آید به تو


من سرم خورده به سنگ و ناتوان برگشته ام

قهر با این ناتوان اصلا نمی آید به تو


حق من این است رسوایم کنی با این وجود

حضرت صاحب زمان اصلا نمی آید به تو...


ما عزاداران زهراییم، پس با این حساب

بستن در رویمان اصلا نمی آید به تو


دید، حیدر همسرش را مو پریشان، ناله زد:

ای بهار من، خزان اصلا نمی آید به تو


تو ستون لشکر مرد غریب یثربی

فاطمه، قدِ کمان اصلا نمی آید به تو

.
.

.

"دید زینب چوب را روی لبان یار گفت:

ای برادر خیزران اصلا نمی آید به تو"

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۳۱
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
وزن شعر: (مُفتَعِلُن فاعِلُن مُفتَعِلُن فَع)

مصحف حق سایه بر کوثرش افتاد
کل جهان لرزه بر پیکرش افتاد

مادر خود را حسن تا که نهان کرد
ولوله ای در دل مضطرش افتاد

دست کسی شد بلند از سر کینه
سایه ی نحسی سرِ معبرش افتاد

از سر او رد شد آن سیلی و ناگه
پیش نگاه حسن مادرش افتاد

تا که بفهمد چه شد، برگ قباله
پاره شد و ناگهان در برش افتاد

خورد به یک گونه اش ضربه، چه شد پس...
سایه روی گونه ی دیگرش افتاد؟!

هرچه تلاشِ حسن بود نیفتد
تا به حرم روی خاک، آخرش افتاد

فاصله ای نیست از کوچه به خانه
آه چرا این همه معجرش افتاد؟!

یک تن بیمار داشت رحم نکردند
مادر ما بار داشت رحم نکردند

محمد جواد شیرازی


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۲۸
محمد جواد شیرازی

تا این که بر این نفس بمانم مُتکبر

واقع نشود توبه ام اینگونه مؤثر


ای وای به تاریکی قبرم چه بسازم

فردا که شوم سوی تو بی توشه مسافر


بالم به هوای نظرت "عَظمِ کَسیر" است

افتاده ام از پا، نظری حضرت "جابر"


من پیر زمین گیر گناهان بزرگم

العفو الهی بِحبیب بن مظاهر


نازل نشده جز کرم و خیر ز سویت

هر قدر بدی از من رسوا شده صادر


بی کرب و بلا حاجت فردوس ندارد

هر کس که شب جمعه، حرم را شده زائر


بر گریه کنش روز جزا، نار حرام است

این اشک، برایم شده آرامش خاطر


پیراهن او رفت ولی رمل بیابان...

شد بر تن پاک پسر فاطمه ساتر


ای وای تنش جمع شده بین حصیری

بی یار و غریبانه به دستان عشائر

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۱۲
محمد جواد شیرازی

از نحسی گناه بهایم عوض شده

حال دعا و سوز و نوایم عوض شده


خیلی دعا برای ظهورت نکرده ام

یادت نبوده ام که دعایم عوض شده


یک روز غرق شهوت و یک روز مست جاه

معلوم می شود که خدایم عوض شده


چشمی که خشک شد به امامش نمی رسد

حالات چشمِ عقده گشایم عوض شده


دیشب دعام کردی و بی خود نبوده که

از صبح زود، حال و هوایم عوض شده


تو رحمتی و با نظرت سوی نامه ام

با فعل خیر، جرم و خطایم عوض شده


آلوده ام قبول ولی بی پناه نه

اصلا مگر امام رضایم عوض شده؟!


خیبر شکن مقابل زهرا نشست و گفت:

در بستری و حال سرایم‌ عوض شده


زهرا تمام قوّت جان منی، بخند

با گریه ات زمانه برایم عوض شده


دیشب عبام را رویت انداختم ولی

دیدم سحر که رنگ عبایم عوض شده

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۴۸
محمد جواد شیرازی

خدا به کوثر خود کوثری عطا کرده

برای مَظهر حق مُظهری عطا کرده


علی است مَظهر حق مُظهرش شده زینب

برای شیر عرب گوهری عطا کرده


مقربان الهی گدای درگاهش

خدا به خیل ملک دلبری عطا کرده


به خنده، باز شده غنچه ی لبان حسن 

که حق به شاه کرم خواهری عطا کرده


حسین آمده قنداقه را بغل گیرد

خدا به خون خدا لشگری عطا کرده


دخیل یک نخی از معجرش پیمبرها

فقیر یک نظرش می شوند اکبرها 


چه دختری که سرا پا جمال فاطمه است

علیمه است و فهیمه، مثال فاطمه است


دوباره دختر خیرالبشر دلش شاد است

به یمن مقدم او خوب، حال فاطمه است


حقیقتی است که دختر به مادرش برود

چقدر چهره ی او چون جمال فاطمه است


که هست؟ سبط نبی زینت دل حیدر

که هست؟ دختر نیکو خصال فاطمه است


به شام و کرب و بلا طرز خطبه خوانی او

نشان دهنده ی اوج جلال فاطمه است


بیان کننده ی قرآن، مُفسر آیات

بگیر دست مرا ای عقیله ی سادات


نبی است زینت هستی و زینتش کوثر

علی است زینت عرش و تو زینت حیدر


تمام علت خلقت اگر چه فاطمه است

تویی به حضرت ریحانه برترین دختر


تو آمدی که تجلی کند صبوری حق

به بحر عصمت و بحر حیا شدی گوهر


رسیده ای که ببخشد خدا به "العفوت"

حسینیان گنه کار را دم محشر


حسین فلک نجات است و کشتی ایمان

برای کشتی حق ناخدایی و لنگر


بدون هیچ معلم تو عالمه هستی

پناهگاه ولایت چو فاطمه هستی

حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۱۷
مجتبی قاسمی

خاک زمانه بر سر سینه زن حسین

خون مثل چشمه بود روان از تن حسین


لب تشنه ماند و آه که سیراب گشته بود

حتی در آن زمان فرس دشمن حسین


نفرین به پست بودن دنیا و قصرهاش

چون غیر ریگ داغ نشد مسکن حسین


از بس که نیزه ها به تنش گیر داده بود

چون گل ورق ورق شده پیراهن حسین


تا که سرش نشست نوک نی، همان زمان

افتاد خواهرش به روی دامن حسین


خورشید رنگ خون شد و دنیا به خود دگر

یک روز خوش ندید پس از کشتن حسین

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۲۵
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دانلود صوت شعر با نوای حاج حیدر خمسه

پرونده ام شده است پر از اشتباه، آه

شرمنده ام از این سر و روی سیاه، آه


حمد شفا برام بخوانید نیمه شب

دل مرده ام ازین همه کوه گناه، آه


آهی نمانده بین بساطم! مرا ببین

وضعیت خراب دلم را نگاه! آه


عمرم گذشت و دیر به خود آمدم، دریغ

فهمیده ام که رفت سرِ من کلاه، آه


بگذار تا که گریه کنم باز، زار زار

بگذار تا که ناله زنم باز، آه... آه...


لا یمکن الفرار...، شدم خسته سَیّدی

بیرون مکن مرا ز حرم یا اِله، آه


من را ببخش تا که علی شادمان شود

دور از نجف شدم چقدر زابراه، آه


از غربت علی و غم حضرت بتول

باید کشید از دل پر غُصه گاه، آه


نامردها به پهلوی زهرا لگد زدند

وقتی که بود مادر ما پا به ماه، آه


طوری زدند که همه دیدند فاطمه

پهلو شکسته رفت سوی قتلگاه، آه


با چکمه هایشان چقدر این حرامیان

رفتند روی سینه ی ارباب راه، آه

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۶ ، ۱۹:۱۱
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

ازین همه فراق، دل کباب شد بیا دگر

زمانه بی تو بر سرم خراب شد بیا دگر


سکینه ی زمین و آسمان، امام مهربان

زمانه، سینه اش پُر اضطراب شد بیا دگر


مرا زیاد در گناه دیدی و دلت شکست

دلم شکست و از خجالت آب شد بیا دگر


خجالت آور است گفته ام، نمایِ شهرمان

چقدر بی حیا و بد حجاب شد بیا دگر


فقیرها به زیر پای اغنیا فدا شدند

دوباره از حقیقت اجتناب شد بیا دگر


هوا بدون بودنت، جهنم است بی گمان

نفس زدن برای ما عذاب شد بیا دگر


هزار و یک طریق خواندمت بیا، نیامدی

به هر دری زدم دلم جواب شد بیا دگر


هنوز می رسد نوا، حسین زیر دست و پا...

میان خون محاسنش خضاب شد بیا دگر

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۶ ، ۰۱:۰۰
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

چه رأس ها که نرفته به دار هجرانش

ولی به وصل نشد ختم، کار هجرانش


پر از غم است دلم با وجود این اصلا

غمی نمانده برایم کنار هجرانش


به جز بهشتِ وصالش مرا مداوا نیست

چنان زده است به جانم شراره هجرانش


در این زمان که همه بی خیال آقایند

خوشا کسی که بماند دچار هجرانش


رسید صبحِ وصالش به شیخ انصاری

به ما رسید فقط شام تار هجرانش


کجاست سید بحر العلوم تا باشد

در این زمانه ی دشوار یار هجرانش


" کجاست هم نفسی تا به شرح، عَرضه‌ دهم

که دل چه می ‌کشد از روزگار هجـرانش"*


کجاست چشم پر آبی که یار من باشد

به اشکِ دیده شود داغدار هجرانش


ز بس که دوریِ کرب و بلا نصیبم شد

نشسته بر سر و رویم غبار هجرانش


حسین رفت و عقیله به دردسر افتاد

شکست خواهر او در فشار هجرانش

محمد جواد شیرازی

*بیت ستاره دار از جناب حافظ

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۶ ، ۱۲:۲۷
محمد جواد شیرازی

غافل شدم از خود، سخن از مرگ نگفتم

در بستر خود راحت و بی واهمه خفتم


یک زلزله ای کاش میان دلم آید

تا فکر مقاوم شدنِ نفس بیافتم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۶ ، ۰۰:۵۳
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی


لال و مبهوت شدم، ناله ی شبگیرم کن

شده ام خوابِ پر از واهمه، تعبیرم کن


ای نم اشک که از چشم ترم می افتدی

نزد الله، پشیمان شده تصویرم کن


راه درمان شدنم دست خودم نیست، طبیب

 شده ام دردِ معما شده، تدبیرم کن


یا مرا زود بغل کن جلوی چشم همه

یا بیا پیش نگاه همه تحقیرم کن


ننگ بر من به کسی غیر علی رو بزنم

از همه جز اسد الله، خدا سیرم کن


سر و پا معصیتم، باز به دستان علی

به مناجاتِ شب فاطمه تطهیرم کن


از همان کودکی ام نذر حسینیه شدم

بین دربار حسین بن علی پیرم کن


گر دلم نیّت طوفِ حرمی دیگر کرد

پای من را بشکن، در غل و زنجیرم کن


پا برهنه ببرم کرب و بلا، بعد از آن

وسط صحن ابالفضل زمینگیرم کن


***

مَشک من را زده اند آبرویم ریخته است

دست تقدیر بیا زود پُر از تیرم کن


من قمر بودم و مُنشَق شدم از ضرب عمود

آسمان، روی سنان سوره ی تکویرم کن

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۰۷:۱۳
محمد جواد شیرازی

#حدیث_نفس

لحظات مناجات فقط مشغله دارم

خیلی سرِ نفسم عوضش حوصله دارم


یک بار نشد تا که شکایت کنم از خود

تنها فقط از دست بقیه گله دارم


بهر منِ دنیا زده پرواز محال است

این گونه که بر بال و پرم سلسله دارم


من را چه شده یاد قیامت نمی افتم؟

با این همه ترسی که ز یک زلزله دارم


در خوابم و یک لحظه نشد تا که بفهمم

با یوسف زهرا چقدر فاصله دارم

محمد جواد شیرازی 

پ ن:

✅ امام صادق علیه السلام:

زلزله و مانند آن پند و هشدارهایی است که مردم را تهدید میکند تا رعایت کنند و از گناهان دست بردارند.

📚 میزان الحکمه ج۱ص۵۹

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۶ ، ۰۱:۲۳
محمد جواد شیرازی

گندم ری ثمنت شد، بابی انت و امی
غرق خون کل تنت شد، بابی انت وامی

تو نفس می زدی اما، بین دشمن چه جدالی
بر سر پیرهنت شد، بابی انت وامی

وای از آن واعطشا گفتن تو، قاتلِ جانم...
ناله ی دلشکنت شد، بابی انت و امی

بر لبت ذکر مناجات و دعا بود ولی حیف
نیمه کاره سخنت شد، بابی انت وامی

جلوی چشم همان خواهر دلداده ات آقا
قطعه قطعه بدنت شد، بابی انت و امی

مادرت آمد و با قامت خم در دل صحرا
اولین سینه زنت شد، بابی انت و امی

پیکرت ماند غریبانه روی خاک و در آخر
بوریایی کفنت شد، بابی انت و امی

محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۹
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی


منی که غرق گناهم، شکسته بال و پرم

چگونه نام بلند تو را به لب ببرم؟!


اگر که دوست نداری "خدا خدای" مرا

اجازه هست صدایت کنم به چشم ترم؟!


خودم نیامده ام نیمه شب به درگاهت

تو خواستی که بیافتد به این حرم گذرم


بیا مرا جلوی دیگران خراب مکن

بگیر دست مرا که به سنگ خورده سرم


مرا ببخش و دوباره بگیر در آغوش

قسم به حرمت خون مدافعان حرم


بنا نبود فقط خوب ها حرم بروند

شبی بیا و مرا هم به کربلا ببرم


تمام هستی من هست مادر و پدرم

فدای حضرت ارباب مادر و پدرم


اگر حسین نشد عاقبت کفن بشود

چگونه نوکرم و بهر خود کفن بخرم؟!


هنوز نیمه ی شب های جمعه می آید

نوای مادر او: تشنه ذبح شد پسرم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۹
محمد جواد شیرازی
فقری که نخ نما شده اش آستین ماست
گویای عشق بی طمع و راستین ماست

ما شیعیانِ خانه به دوش محبتیم
دنیا فقیر عزت و خانه نشین ماست

از طول سجده نیست اگر قیمتی شدیم
از گرد تربتی است که روی جبین ماست

دار و ندار ما همه اش اشک روضه هاست
گریه، سزای عشق و نشان از یقین ماست

مانند حب احمد و زهرا و مرتضی
حب خدیجه پایه ی اصلی دین ماست

تنها نه نام او به روی دختران ماست
نام خدیجه نقش به روی نگین ماست

چادر نماز مادرمان، بانوی حجاز
هر دو جهان تجلی حِصن حصین ماست

بانوی بی قرینه ی احمد خدیجه است
او اولین مرید رسولِ امین ماست

ما سائلان مادر زهرای اطهریم
بر دست رحمتش نظر خوشه چین ماست

کوثر به او رسیده و ابتر به دیگران
لعنت به دیگران سخن دلنشین ماست

بر شعله می کشیم زمانی سقیفه را
فعلا تقیه بندِ دل آتشین ماست

مولای ما می آید و حق می شود عیان
درک ظهور حاجت قلب حزین ماست
محمد جواد شیرازی

http://tlgrm.me/abdorroghaye
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۱:۲۱
محمد جواد شیرازی

با ذکر علی فاطمه را شاد کنیم

حق را سرِ هر مأذنه فریاد کنیم


امروز که داعش به درک واصل شد

از غیرت صدرزاده ها یاد کنیم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۸
محمد جواد شیرازی

معراج من یعنی که غمخوار تو باشم

آواره ی کوی علمدار تو ‌باشم


گفتم سگ کوی تو هستم تا کمی هم

در زندگانی ام وفادار تو باشم


در این دو ماهه زیر و رو کردی دلم را

آوردی ام در روضه تا یار تو باشم


آقا اگر سربار تو بودم ببخشید

می خواستم من هم عزادار تو باشم


من را چه کار اصلا به مزدِ این دو ماهه

کاری نکردم که طلبکار تو باشم


یک خواهشی دارم فقط، جان رقیه

بگذار تا آخر گرفتار تو باشم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۱۸:۵۷
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج محمد رستمی

ای باده ی طهور، از این باده سر نکش

آتش به حالِ درهم ماه صفر نکش


عالم بدون روی تو تاریک و تیره است

خورشید مشرقین، عبا روی سر نکش


پنجاه بار، در وسط این گذر نیفت

پنجاه بار، بر دل عالم شرر نکش


اینقدر پیش چشم همه، یاد مادرت

در پشت درب خانه ی خود دردسر نکش


بال و پر هزار مَلک فرش راه توست

شمسُ الشموس، روی زمین بال و پر نکش


دیگر شبیه مارگزیده به خود مپیچ

دامن به خاک حجره بیا و دگر نکش


خواهر که نیست محضر تو، لااقل غریب

وقت وداع، دردِ فراق پسر نکش


با قطره قطره بارش چشم بهاری ات

تصویر روضه ی پسر و یک پدر نکش


هرکار هم کنی پسرت پا نمی شود

بس کن حسین، این همه آه از جگر نکش


بس کن حسین، زینبت از هوش می رود

پنجه به خاک در برِ او اینقدر نکش

محمدجواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۹:۵۲
محمد جواد شیرازی

یک اربعین آتش گرفتم از فراقت

آتش گرفتم از غم و رنج و مصیبت


تا که دوباره زائرت باشم برادر

چله گرفتم، چله در رخت اسارت


یادم نرفته تشنه بودی بین گودال

هَل مِن مُعینت ماند آخر بی اجابت


یک لقمه نان هم بعد تو راحت نخوردم

حتی ننوشیدم پس از تو آب، راحت


یادم نرفته لحظه ای که نیزه خوردی

تکیه زدی بر نیزه ای غرق جراحت


در خاطرم مانده سرت را می بریدند

در خاطرم مانده زمان سخت غارت


با گریه افتادم به روی پیکر تو

با کعبِ نی بُردند من را از کنارت


دور از نگاه ساقی لشکر ابالفضل

خیلی به ما شد شام عاشورا جسارت


دیدی مرا بر ناقه ی عریان نشاندند؟!

دیدی چگونه شد ادا اجر رسالت؟!


در آسمان کردی طلوع و سر شکستم

وقتِ غروبت جان سپردم در حقیقت


هر جا که رفتم مثل حیدر خطبه خواندم

نام تو را بردم برادر با جسارت


من دشمنت را بر سر جایش نشاندم

با ذوالفقار صبر و تیغ استقامت


اما دلم خیلی پر است از دشمنانت

بر حرمله، بر ابن سعد و شمر لعنت


هر کس که می افتاد ما را می کشیدند

حتی به ما یک دم نمی دادند مهلت


قبل از ورود شام با صوت حزینم

گفتم به نیزه دار تا از یک راه خلوت...


... این دختران را وارد این کوچه ها کن

لج کرد با ما آن خبیث بی مروت


دروازه ی ساعات ما را دوره کردند

خیلی در آن ساعات افتادم به زحمت


از صبح دَم تا عصر مابین اراذل...

باشد نمی گویم بماند تا قیامت


تا سنگ خوردی سنگ خوردم، بین عشاق

گونه به گونه می رود صورت به صورت


یک خواهشی دارم بیا و جان زینب

چیزی نپرس از دخترت از آن امانت


داغ رقیه مثل داغ مادرم بود

نگذار تا این که بمیرم از خجالت


خیلی برایت درد و دل کردم ببخشید

آخر رسیده بر دلم غم بی نهایت


غم گر غم یار است شیرین است این غم

باشد برادر جان دگر خوردم شکایت


من می روم باور مکن زنده بمانم

من می روم دیگر از این وادی غربت


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۶ ، ۱۳:۵۶
محمد جواد شیرازی