سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

رحمت بی وقفه ای ایجاد شد

آمد و عرش خدا آباد شد

خانه ی موسی بن جعفر شاد شد

غصه و غم از دلم آزاد شد


اشکِ شادی روی مژگان آمده

خواهر شاه خراسان آمده


می چکید آیات توحید از رخش

بوی ناب یاس پیچید از رخش

شاه هشتم بوسه می چید از رخش

می دمید انوار خورشید از رخش


بس که در عصمت مقامش داده حق

حضرت معصومه نامش داده حق


ذکرِ بر روی لبانش یا رب است

بانوی معصومه ی این مکتب است

وصف او مانند وصف زینب است

نزد حق از بس که والا مرتبه است


حجت حق، جان فدایش می شود

عرش حق مست دعایش می شود


در حریم او دعا می آورند

عقده بر عقده گشا می آورند

حاجت کرب و بلا می آورند

ناتوان، بهر شفا می آورند


معجزاتش سهل و رایج هست او

دختر باب الحوائج هست او


از گناه و معصیت طاهر شدم

تا میان صحن او حاضر شدم

روی خاک افتادم و شاکر شدم

چهارده معصوم را زائر شدم


چون مرادم بانوی قم می شود

قبر زهرا هم تجسم می شود


بی نوا آمد مقام از او گرفت

پادشاهی را غلام از او گرفت

اعتبار و احترام از او گرفت

آبرویی مستدام از او گرفت


زائرانش را بهشتی می کند

عاری از هر نوع، زشتی می کند


ما فقیر رحمت معصومه ایم

ریزه خوار و رعیت معصومه ایم

زیر بار منت معصومه ایم

خاک پای حضرت معصومه ایم


روز و شب بر او توسل می کنیم

بر خدای او توکل می کنیم


آمد و قم میزبان عشق شد

بر سرش گل ها نشان عشق شد

آمد و مرثیه خوان عشق شد

روضه خوان قدکمان عشق شد


آسمانش خالی از کوکب نبود

غافل از مرثیه ی زینب نبود


سنگ نه... روی سرش گل ریختند

شعله نه... بر معجرش گل ریختند

ضربه نه... روی پرش گل ریختند

هر کجا دور و برش گل ریختند


خوب شد در قم دلش غمگین نشد

خوب شد بر ساحتش توهین نشد


محمد جواد شیرازی 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۵۹
محمد جواد شیرازی
به سوی یار از ندارها سلام می رسد
خوشیم این سلام ها به آن امام می رسد

شدیم بی نصیب از نظاره ی رخش ولی
نگاه لطف او به ما علی الدوام می رسد

عطای یار و منعِ بخشش اش یکی است باطنا
صلاح ماست هر دوتاش... هر کدام می رسد

بریده می شود نخ توسل اهالی اش
به پای سفره ای که لقمه ی حرام می رسد

از این طرف گناه ما فقط به سوی او رسید
از آن طرف همیشه لطف و احترام می رسد

همین که بر دعا دو دست خود بلند می کند
به قلب ما همان دقیقه التیام می رسد

دل شکسته از غریبی عقیله صبر کن
می آید آن امام و وقت انتقام می رسد

فدای دختر علی که با قد خمیده اش
محله ی یهودیان شهر شام می رسد

چقدر کارِ این بزرگ زاده سخت می شود
در آن زمان که کاروان به ازدحام می رسد

گرسنه اند کودکان و رو به کس نمی زنند
اگرچه بوی نان تازه بر مشام می رسد
محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۱:۳۶
محمد جواد شیرازی

نیمه شب بود و عاشقی بیدار

مست حق بود و راحت از اغیار


نیمه شب بود و وقت راز و نیاز

بین سجاده بود، بین نماز


با تأسی به مادرش زهرا

دست خود برده بود سوی خدا


داشت همسایه را دعا می کرد

گره ها را دوباره وا می کرد


ذکرِ ارباب عالمین گرفت

بوسه از تربت حسین گرفت


ناگهان صحبت از تهاجم شد

خلوتش بین نعره ها گم شد


داد و فریاد، بی دلیل زدند

شعله بر خانه ی خلیل زدند


حرمت این حرم شکسته شد و

دست او بین خانه بسته شد و


پا شد از جای خود ولی افتاد

یاد مظلومی علی افتاد


از غریب مدینه دم می زد

وسط شعله ها قدم می زد


خاک و خاکستر از عباش تکاند

اشک بر مادرش دوباره فشاند


حرف داغِ گران زهرا بود

میخ در روضه خوان زهرا بود


پیر مردی وحید را بردند

آن محاسن سپید را بردند


باز هم روضه ها به کوچه کشید

آه... آقای ما بگو چه کشید؟!


پیر را طاقت دویدن نیست

می رود..‌. حاجت کشیدن نیست


فلک از غصه شرمگین شده بود

شیخ ما نقش بر زمین شده بود


پیکرش را چقدر آزردند

تا که شیخ الائمه را بردند


خوب شد بر سرش جدال نشد

غارت پیکرش حلال نشد


تشنگی تاب و قدرتش نگرفت

تیر و نیزه به قامتش نگرفت


رخش از خون تازه رنگ نشد

صورتش آشنا به سنگ نشد


خوب شد قاتلی سویش نرسید

پنجه ای بین گیسویش نرسید


خواهری با شکستنش نشکست

بر روی سینه اش کسی ننشست

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۶:۲۳
محمد جواد شیرازی

یا صاحب العصر و الزمان

درمانده ام...چیزی ندارم غیر آهم
این قحطی اشک دو چشمانم گواهم

اصلا حواسم به تو و تنهایی ات نیست
شرمنده آقای غریبم...رو سیاهم

هنگام معصیت به یاد تو نبودم
تو گریه کردی جای من بر اشتباهم

ای آبرودار ! آبرویم را نبردی
طوری که اصلا فکر کردم بی گناهم

می ترسم آخر سر ز چشمانت بیفتم
بر این گدایت رحم کن ای تکیه گاهم

دیگر برایم طاقت و صبری نمانده
می افتد آخر سر به روی تو نگاهم ؟

اصلا مرا چه به وصال و شِکوه از هجر ؟!
وقتی که انقدر از شما دور است راهم

گیرم که بین معصیت بال و پرم سوخت
گیرم حقیری بی نوا در قعر چاهم

با این همه وضع بدم مثل تو آقا
گریان شاه بی کفن هر صبحگاهم

جان ها فدای خواهری که ناله می زد:
ای کشته ی افتاده قعر قتلگاهم ...

آخر تو را با قتل صبر از من گرفتند
حالا ببین بی یار و بی پشت و پناهم

کل حرم غارت شده، چشم تو روشن
همراه دخترهات در بند سپاهم

دور از وطن، ای جان من، تکه حصیری
جای کفن آخر برایت شد فراهم

علی سپهری

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۶ ، ۲۱:۰۱
علی سپهری

ای خیر ناله ی سحری صاحب الزمان

از درد ما که باخبری صاحب الزمان


ما ندبه های پشت سر مرکب توایم

پایان راه در به دری صاحب الزمان


دیدی نیامدی و نشد زائرت شوم؟!

شد عمر بی وفا سپری صاحب الزمان


عید آمده به سائل خود سر نمی زنی؟!

ای که امید چشم تری صاحب الزمان


عیدی ما رضایت و بخشیدن شماست

ما را نمی شود بخری صاحب الزمان؟!


حاشا که رد کنی تو کسی را که قانع است

بر یک نگاه مختصری صاحب الزمان


ثابت قدم شدن درِ این خانه با شماست

آقای سامرا نظری صاحب الزمان


امشب دعا به حال دل تنگ ما نما

از کربلا که میگذری صاحب الزمان

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۶ ، ۲۲:۵۵
محمد جواد شیرازی

با یا علی، خدا را با اشک چشم خواندم

با فاطمه دعا را با اشک چشم خواندم


وقت اذان مغرب، چشمم به سفره تا خورد

آیات هل اتی را با اشک چشم خواندم


دل مرده بودم اما زنده شدم دوباره

تا ختم الانبیا را با اشک چشم خواندم


دیدم دلم گرفته، ذکر حسن گرفتم

با دوست ربنا را با اشک چشم خواندم


وقتی در اوج گرما بی تاب و تشنه بودم

سالار کربلا را با اشک چشم خواندم


فورا مرا خریدند، هربار پنج تن را

پنهان و آشکارا با اشک چشم خواندم


وقتی دلم شکست و یاد حسین کردم

با خویش روضه ها را با اشک چشم خواندم


عالم به گریه افتاد، تا شرح غارت آن

مظلوم سر جدا را با اشک چشم خواندم


حتی کفن نکردند آن پیکر رها را

جریان بوریا را با اشک چشم خواندم


از غربتش زبانم وقتی به لکنت افتاد

باقی ماجرا را با اشک چشم خواندم


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۶ ، ۰۰:۰۱
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

ذره ذره معصیت کل وجودم را گرفت
بنده ی دنیا شدن، بال صعودم را گرفت

خواستم وارد شوم بر اهل توبه ناگهان
مشکلی عارض شد و راه ورودم را گرفت

من ضرر از آرزوهای بلندم دیده ام
غافل از محشر شدن یک عمر، سودم را گرفت

وای از بی خیریِ این چشم بی تقوا شده
اشک های روضه ام، بود و نبودم را گرفت

عهد بستم با امام عصر خود آدم شوم
غفلتم، قولی که بر او داده بودم را گرفت

غافل از صاحب زمان سرگرم کار خود شدم
کم کم این غافل شدن حال سجودم را گرفت

من زمین افتاده ام اما به دادم می رسد
آن که مهرش روز اول تار و پودم را گرفت

روزگاری می شود نام حسین بن علی
با دعای فاطمه گفت و شنودم را گرفت

جان فدای خواهری که ناله زد در قتلگاه
خون پاک حنجرت کل وجودم را گرفت

خوب شد زهرا ندید و خوب شد حیدر ندید
سایه ی دست کسی روی کبودم را گرفت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۱۴
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

چه درهم کرده قاتل مصحف قرآن زینب را

به خانه برده اند از سوی مسجد جان زینب را


همه با چشم گریان می روند از خانه ی مولا

چه می فهمد کسی حال دل ویران زینب را


تمام دختران بابایی اند و خوب می فهمند

چگونه این غم عظمی شکست ارکان زینب را


دل بی رحمِ شهر کوفه بنگر خوب، شاهد باش

که این داغ و بلا هم کم نکرد ایمان زینب را


اگر خواهی ببینی روح زهرایی زینب را

ببین پای ولی، قربانیِ طفلان زینب را


الهی بگذرد این غصه و یک لحظه هم دیگر

نبیند شهر کوفه دیده ی گریان زینب را


الهی این برادرها همیشه محضرش باشند

کسی خاکی نبیند لحظه ای دامان زینب را


الهی تا نبیند آسمان کربلا بر نی

سرِ از تن جدای دلبر عطشان زینب را

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۰۲
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج منصور ارضی

عبدی که بود پست و هوسران تر از همه
برگشته سر به زیر، پشیمان تر از همه

از خود فرار کرده غلام فراری ات
سوی تو بازگشته گریزان تر از همه

یا که مرا مقابل این خوب ها بزن
یا که مرا ببخش نمایان تر از همه

از روی جهل، حال خوشی را که داشتم
بر معصیت فروختم ارزان تر از همه

وقتی سلاح اشکِ مرا غفلتم گرفت
ماندم میان معرکه حیران تر از همه

غیر از تو ای کریم کسی می خرد مگر؟!
آن را که بی بها شد و ویران تر از همه

من ناامید نیستم از لطف و رحمتت
هستم اگر چه بی سر و سامان تر از همه

خواهی گرفت روز حساب و کتاب خلق
بر نوکران فاطمه آسان تر از همه

دلبسته ام به لطف کریمان، در این میان
بر رحمت حسین فراوان تر از همه

بالای تل زینبیه آه می کشید
اُخت الحسین پاره گریبان تر از همه

بر نیزه تکیه داد ولی باز نیزه خورد
شاهی که بود زخمی و عطشان تر از همه


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۳
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

از بس گناه بر دل خود بار می کنم

خود را میان نفس گرفتار می کنم


پل های بازگشت خودم را شکسته ام

دارم علیه خویش فقط کار می کنم


قلبی که جایگاه تو و اهل بیت توست

در حیرتم چگونه لجن زار می کنم؟!


تو عاشقانه حاجت من را نمی دهی

من جاهلانه این همه اصرار می کنم


من بنده ی توام، چه کنم؟! "دوست دارمت"

باشد بزن... دومرتبه تکرار می کنم


دنیا نشد ببینمش اما به روز حشر

سجده به پای حیدر کرار می کنم


تشنه شدن بهانه ی ذکر مصیبت است

یاد حسین لحظه ی افطار می کنم


یاد مدافعان حرم آه می کشم

گریه به یاد زینب و بازار می کنم


اصلا کسی به عمه ی ما ناسزا نگفت

سیلی به او زدند؟! نه... انکار می کنم


دست خودم که نیست، فقط داد می زنم

وقتی که یاد مجلس اغیار می کنم


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۵۴
محمد جواد شیرازی

بر ماه شب نیمه ی این میکده سوگند

مثل تو ندیده است کسی کودک دلبند


خورده دلم از صبح همان روز نخستین

با مهر تو ای دست گل فاطمه پیوند


در لطف و عطا و کرم و بخشش و رحمت

گشتیم و ندیدیم کسی را به تو مانند


هر گوشه ای از نام تو حاجات گرفتند

از کوفه بگو تا به بخارا و سمرقند


حاتم که زبانزد شده در جود و سخاوت

یک عمر، بساطش به در خانه ات افکند


در بند توام، عبد توام، نام تو بردم

کوه گنهم را به تو بخشید خداوند


حکاک ازل شیر اُحد، نام حسن را

با خط خوشش سر در تالار دلم کند


تو زندگی ات خرج فقیران شده عمری

هر سائل محزون به کنارت شده خرسند


آن شامی بد خُلق هم از سوی تو حتی

چیزی نشنیده است به جز رحمت و لبخند


در آرزوی وصف تو مردند هزاران

تمثال گر و شاعر و نقاش و هنرمند


هر بار نقاب از رخت افتاد خدا گفت

جبریلِ امین دود کند بهر تو اسپند


جنگیدن قاسم همه اش از جمل توست

مردانگی ات خوب رسیده است به فرزند


"یا فاطمه" را یاد غمت، خیل شهیدان

با غصه نوشتند به هر پرچم و سربند


آن روز دوشنبه، وسط کوچه و مادر

گریان شده ایم از غم این واقعه هر چند...


هرگز کسی از راز تو آگاه نگشته

آن را که تو دیدی همه در پرده شنیدند

 محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۰۳:۵۴
محمد جواد شیرازی

آمدم درمانده و تنها، جوابم را بده

جان بی بی حضرت زهرا، جوابم را بده


من که می دانم چه کردم این همه رسوا شدم

روسیاهم ای خدا اما جوابم را بده


بر نگردان روی خود را از غلام خسته ات

یک نگاهی کن مرا مولا جوابم را بده


تو نخواهی این همه شب زنده داری را چه سود؟!

تا دل من هم شود احیا جوابم را بده


دست خالی رد نکن من را زکویت ای کریم

بی نوایم، سائلم، آقا جوابم را بده


گرچه عمری شد سیه پرونده ی اعمال من

بر سخایت بسته ام دل را، جوابم را بده


رو مگردان این قدر از این زمین خورده، بس است

یا بزن من را و رد کن یا جوابم را بده


"گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد"

ای عموی خیمه ها، سقا جوابم را بده


دختری با گریه در کنج خرابه ناله زد

ای فدایت دخترت، بابا جوابم را بده


فائزه سادات معززی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۰
محمد جواد شیرازی

دلم شکسته چگونه سفر کنم بی تو؟!

چگونه شام غمم را سحر کنم بی تو؟!


بگو چگونه روم از حریم دلبازت؟!

چگونه در وطن خویش سر کنم بی تو؟!


صدای سوت قطار و غروب و دلتنگی

به عکس های حریمت نظر کنم بی تو


دوباره ساعت هشت و پرِ شکسته ی من

چه خاک بر سر این بال و پر کنم بی تو؟!


نشسته ام سر سجاده ام که با گریه

شکایت از جگر شعله ور کنم بی تو


تو ضامنم شدی و از سخاوت و کرمت

تمام اهل جهان را خبر کنم بی تو


کنار قبر من بی نوا بیا آقا

رئوفِ آل عبا، بد ضرر کنم بی تو


فائزه سادات معززی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۶
محمد جواد شیرازی

گرفته داغ هجرانت از این پیکر توانم را

شکسته بی تو بودن بندبند استخوانم را


نمیدانم چه خواهد شد پس از این غصه ی هجران

برایت قصه ها دارم شنیدی داستانم را؟


به هرسویی که می گردم نمی یابم نشانت را

کسی این جا نمی بیند عزیز مهربانم را


من آن عبد سیه رو و گدای درگهت هستم

تو مولایی تو می دانی دعاهای نهانم را


تویی یوسف و من چشم انتظار چشم های تو

منم یعقوب در کنعان نمی یابم جهانم را


شبیه رود جاری نیست یک لحظه نگاهی کن

که رودش می کنی با دیده هایت دیدگانم را

فائزه سادات معززی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۳
محمد جواد شیرازی

السلام علیک یا ام المومنین خدیجه


سرداری دنیا و عقبا با خدیجه است

در روز محشر شافع کبری خدیجه است


کوری چشمان دو فرزند سقیفه

حقا که ام المومنینِ ما خدیجه است


مهدی علی قاسمی



۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۲
مهدی علی قاسمی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی


گرچه بین ما حجاب معصیت حائل شده
لطف عامت باز هم حال مرا شامل شده

لابه لای بندگان خوبت ای رب کریم
بنده ای درمانده در مهمانی ات داخل شده

من همان عبد پشیمانم که عمری می شود
در میان خواب جهل از محضرت غافل شده

شرّ من از این طرف هرچه به سویت شد بلند
خیر تو از آن طرف سویم فقط نازل شده

تو خودت من را به عفوت پر توقع کرده ای
هر زمان که کار من در معصیت مشکل شده

گریه ام خون دل هجرانم از ذکر شماست
این دو قطره آبرو با خون دل حاصل شده

قطره ای ناچیزم و دریا حسابم می کنی
باز هم آقایی ات خرج من سائل شده

عمر من در دوری از صاحب زمان طی گشت و رفت
سالها داغ فراقش عقده ای بر دل شده

آبروی روزه و حج و نماز من علی است
با ولای مرتضی هر طاعتم کامل شده

بر من هجران زده، ای مهربان خرده مگیر
قبله ام سوی نجف امشب اگر مایل شده

مطمئنم فاطمه آن را خریده از ازل
روضه ای که نذر چشمان ابوفاضل شده

حرف از سقای عطشانی است که در علقمه
خاک ها با قطره قطره شرمِ مشکش گِل شده

وای از آن پیکر که غرق تیر با ضرب عمود
از فرس بی دست بر روی زمین نازل شده

پاره های پیکر خونی سقای حرم
قسمت سر نیزه ی برنده ی قاتل شده
***

نه علی اکبر برایش مانده نه سقا دگر
عمه ی سادات تنها خیره بر محمل شده

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۲۸
محمد جواد شیرازی

بی سر و سامانم و خیلی پریشانم حسین

غرق در عصیانم و خیلی پشیمانم حسین


سفره ی دل را همیشه پیش تو وا میکنم

مونس تنهایی ام... گرمی مژگانم حسین


با همه آلودگی ام دوستت دارم حسین

دوست داری نوکرت را، خوب می دانم حسین


جان من این چند قطره اشک را از من نگیر

چون که با این اشک ها لبریز ایمانم حسین


کشته ی اشکی و من پاره گریبان تو ام

ای تمام حاجت چشمان گریانم حسین


خوش به حال نوکری که پیر این درگاه شد

در حرم یا بین روضه ها بمیرانم حسین


هر شب جمعه که دلتنگ حریمت می شوم

از سر شب تا سحر هر لحظه می خوانم: حسین


"نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم"

کربلایم را بده... دیگر مرنجانم حسین


وقت هر درد و غمی فرمود: "فابک للحسین"

روضه ی روز و شب شاه خراسانم حسین


دست و پا کمتر بزن، خواهر فدای پیکرت

ای غریب مادرم...گیسو پریشانم...حسین


پنجه ی گرگی به جان زلف تو افتاده است

تو ته گودال و من پاره گریبانم حسین


یک طرف آتش گرفته روسری دختران

یک طرف آتش گرفته صحن دامانم حسین


علی سپهری

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۱
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دانلود صوت شعر با نوای حاج حمید علیمی


مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده

قرعه ی خون جگری بر جگرم افتاده


معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده

بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده


یک نفر نیست به داد من تنها برسد؟!

آنقدر دام گنه دور و برم افتاده


دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و

وسط معرکه دیدم سپرم افتاده


همه ی دار و ندار دل رسوای من است

این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده


حب زهرا من خسران زده را آدم کرد

بر زبان همه، حالا خبرم افتاده


دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم

روزی ام دست خدایان کرم افتاده


بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم

به سرم شور نجف، شور حرم افتاده


هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که

سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده 


تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد

باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده


روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا

به سوی مجلس روضه گذرم افتاده


مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت:

خنجری کند به جان پسرم افتاده


چقدر چشم طمع بر زره و پیرهنِ

تشنه ی در دلِ خون غوطه ورم افتاده


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۴۹
محمد جواد شیرازی

یا اله العاصین


در خشکسالی ام به گلستان رسیده ام

قحطی زده به رحمت باران رسیده ام


عمری است غرق لذت مستانه بوده ام

امشب ببین که زار و پشیمان رسیده ام


در را به روی بنده ی خود وا نمی کنی؟؟

حالا که سر به زیر و پریشان رسیده ام


مانند طفل گمشده ای هستم ای حبیب

در پشت خانه خسته و گریان رسیده ام


آب از سرم گذشته و خشکیده چشمه ام

دست مرا بگیر به پایان رسیده ام


آغوش باز و گرم تو باعث شده اگر

تا کویت ای کریم شتابان رسیده ام


از بندگی و ذکر و دعا دور بوده ام

با لطف اهل بیت به قرآن رسیده ام


حالم اگر بد است ولی شکر حق که بر

ماه بکاء بر شه عریان رسیده ام


دل مرده ام اگرچه... ولی خوب می شوم

تازه به روضه ی شه عطشان رسیده ام


این تشنگی کجا و لب تشنه ی حسین

آیا به درک روضه ی جانان رسیده ام؟


خواهر دوید سوی برادر به ناله گفت:

تا قتلگاه زخمی و بی جان رسیده ام


ای صید دست و پا زده در خون بلند شو

من را ببین که پاره گریبان رسیده ام


مهدی علی قاسمی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۱۴
مهدی علی قاسمی

بهترین لحظات عمرم با علی سر می شود

دیده ام از حب حیدر روز و شب تر می شود


هر سحر نامش شده تسکین قلب خسته ام

اوست تنها آن که در این سینه دلبر می شود


هر که را آقا نظر انداخت با یک گوشه چشم

نوکری از نوکرانش مثل قنبر می شود


گر کشد دست نوازش بر سر این عبد خود

هم حیات و هم مماتم طور دیگر می شود


هر  که خود را کرد سائل بر در این بارگاه

روز و حالش از تمام خلق بهتر می شود

 

فاش می گویم تمام آفرینش خلق اوست

ذکر خالق وقت خلقت نام حیدر می شود


یا مبدل در حقیقت یاعلی، یا حیدر است

با نگاه او پلیدی ها مطهر  می شود


نفرت و بغض عدویش یک نشان از شیعه گی است

شیعه یعنی بی امامش زار و مضطر می شود


شرط مقبولیت اعمال  حب حیدر است

عاشق او از تمام دهر برتر می شود


معجزات او نگنجد در تمام این جهان

قابل رویت کنار حوض کوثرمی شود


دست حیرت بر دهان بگرفته جبریل ملک

کنده از روی زمین تا درب خیبر می شود


نام پاکش هست سوگند خدای لم یزل

یاعلی ذکر تمام خلق محشر می شود


شرط پیغمبر شدن حب و ولای مرتضی است

مصطفی با حب او بر انبیا سر  می شود


کیست استاد تمام انبیا ، غیر از علی

حکمتش این است با احمد برادر می شود


فالق الاصباح یعنی خط شمشیر علی

هر کسی را که نشان بگرفت بی سر می شود


در تمام سختی و در اوج محنت های دهر

یاور ما  همسر زهرای اطهر می شود


قدر حیدر در جهان نشناخت الا فاطمه

پس برای یاری اش در کوچه پرپر می شود


حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۷
مجتبی قاسمی

#سرود


سبک سرود

دلم از شور و شعف باز شده آگاه

نیمه ی شعبان رسید و اومد از راه

میریزن ملائکه گلای نرگس

رسیده از آسمون بقیة الله


آقاجون برگرد دلامون پر غمه

آقاجون برگرد بی تو مردیم همه

خیلی محتاجیم به نگاه شما

آقاجون برگرد پسر فاطمه


با ذکر یا مهدی، قلبم پر شعف شد

مرغ سینه ی من، راهی نجف شد


ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته

علم علمدار، روی شونه هاته


آقای من بیا، یابن الحسن بیا

__________


سامرا ستاره بارون شده امشب

غصه از سینه ها بیرون شده امشب

حضرت عسکری و حضرت نرجس

لباشون با شادی خندون شده امشب


آقاجون برگرد نوه ی مرتضی

آقاجون برگرد سوره ی هل اتی

ندیدیم آخر، تربت مادرت

آقاجون برگرد تا بشه بر ملا


ایشالا به زودی، میلرزه سعودی

می گیری تقاص از، بت های یهودی


ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته

علم علمدار، روی شونه هاته


آقای من بیا، یابن الحسن بیا

______


تو که قبله ی تموم عالمینی

بدجوری اسیر تربت حسینی

تو شب زیارت مخصوص ارباب

من یقین دارم تو بین الحرمینی


یا اباصالح، ذکر جد شما

یا اباصالح، خوانده زینب تو را

وا شده حتی، با همین نغمه ی

یا اباصالح، گره انبیا




ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته

علم علمدار، روی شونه هاته


آقای من بیا، یابن الحسن بیا


حاج مجتبی قاسمی

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۵۹
محمد جواد شیرازی

تضمینی بر غزل استاد لطیفیان


غفلت از راه تو بی یار  شدن هم دارد

 غرق در درهم و دینار شدن هم دارد

خواب شهوانی ما عار شدن هم دارد

"غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن زار شدن هم دارد"


هر که از غیر خبر داد محلش ندهند

هر که از عشق شد آزاد محلش ندهند

نزند بنده چو فریاد محلش ندهند

"هر که از چشم بیافتاد محلش ندهند

عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد"


درد اینجاست که هر صبح نمی بینیمت

غم عظماست که هر صبح نمی بینیمت

سینه غوغاست که هر صبح نمی بینیمت

"عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

چشم بیمار شده تار شدن هم دارد"


ما ز هجران تو در اوج غریبی هستیم

ما گرفتار بلایای عجیبی هستیم

در به در، بی سر و سامان نهیبی هستیم

"همه با درد به دنبال طبیبی هستیم 

دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد"


دینمان گم شده ای یار دلت با ما نیست؟

نشده موعد دیدار؟ دلت با ما نیست؟

نوه ی حیدر کرار دلت با ما نیست؟

"ای طبیب همه انگار دلت باما نیست

بدشدن حس دل آزار شدن هم دارد"


اشک ها در اثر هجر شما جمع شده

خون دل در دل مردان خدا جمع شده

سوز و تاثیر ز الحان دعا جمع شده

"آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده

این همه عقده تلمبار شدن هم دارد"


همه ی ندبه کنان سائل این درگاهند

از عطش سوخته افتاده میان راهند

منتظر در صف دیدار رخت ای شاهند

"از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد"


خسته ایم از غم هجران و جدایی آقا

ذکر ما صبح وشب این است کجایی آقا

کی رسد بر سر ما دست شفایی آقا

"نکند منتظر مردن مایی آقا

این بدی مانع دیدار شدن هم دارد"


ما فقیریم فقیر غم دنیا هستیم

در جوانی همه گیر غم دنیا هستیم

بی سبب نیست شهیر غم دنیا هستیم

"ما اسیریم، اسیر غم دنیا هستیم

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد"


حاج مجتبی قاسمی

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۰۸
محمد جواد شیرازی


بر نفس خود دچارم، یابن الحسن اغثنی
عبدی خرابکارم، یابن الحسن اغثنی

در غفلت از قیامت، با شعله ی جهالت
آتش گرفته بارم، یابن الحسن اغثنی

تاریک و روسیاهم، افتاده قعر چاهم
ای شمس روزگارم یابن الحسن اغثنی

از شرم ناگزیرم، از شرم سر به زیرم
از شرم بی قرارم، یابن الحسن اغثنی

جز رحمت نگاهت، جز گرمی پناهت
آرامشی ندارم، یابن الحسن اغثنی

ای ذوالکرم می آیی؟ بالاسرم می آیی...
هنگام احتضارم؟ یابن الحسن اغثنی

هستم فقیر خوانت، بر لطف بی کرانت
خیلی امیدوارم، یابن الحسن اغثنی

مانند والدینم، گریه کن حسینم
این است اعتبارم، یابن الحسن اغثنی

عقده گشایی ام کن، کرب و بلایی ام کن
دلتنگ آن دیارم، یابن الحسن اغثنی

محمد جواد شیرازی
۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۰۸
محمد جواد شیرازی

میان چاه ظلمت دلم عذاب می شوم

مریضم و دخیل نور آفتاب می شوم


خودم دلیل این همه جدایی و مصیبتم

خودم برای دیدن شما حجاب می شوم


همیشه از گناه بی شمار خویش غافلم

ولی فریب خورده ی کمی ثواب می شوم


توکلم بدون یاد تو ضعیف می شود

تو را ز یاد می برم پر اضطراب می شوم


برای تحبس الدعا شده کمی دعا کنید

اگر مرا دعا کنید، مستجاب می شوم


به گنبد علی قسم اگر به من نجف دهی

تُرابِ پای زائران بوتراب می شوم


کنار دیگران به خود چقدر فخر می کنم

برای روضه آمدن که انتخاب می شوم


چهل شبانه روز خرج حاجتم نمی کنم

دو بیت روضه خوانِ اصغر و رباب می شوم¹


بس است سینه ی مرا چقدر چنگ می زنی؟!

بس است اصغرم که از خجالت آب می شوم


عزیز تشنه ام کمی به مادرت نگاه کن

ببین چگونه از غریبی ات کباب می شوم


محمد جواد شیرازی


۱. آیت الله حق شناس رحمة الله علیه می فرمودند: "یکبار در حین خواندن زیارت عاشورای چهل روزه مشکلی پیش آمد و نتوانستم آن را بجا آورم. برای همین خیلی ناراحت شدم و به ابا عبدالله (علیه السلام)متوسل شدم، ناگهان دیدم آقا تشریف آوردند و فرمودند: آمیرزا عبدالکریم چه شده است. ایشان قضیه را عرض کرده بودند. آقا فرمودند: حق شناس چرا به علی اصغر ما متوسل نمی شوی؟ مگر شما علی اصغر ندارید؟ آقای حق شناس هم در خواب عرض کرده بود که آقا صبر کنید روضه خوان صدا کنم. امام فرمودند نمیخواهد  روضه خوان بگویید، خودت روضه علی اصغر را بخوان"

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۳۸
محمد جواد شیرازی

خوشم از رعایای شمس الشموسم
گرفتار عشق انیس النفوسم

کجا بی پناهم در این وادی عشق
پناهنده ی لطف سلطان طوسم

اگر بدترین بنده باشم که هستم
میان حریمش سراپا خلوصم

شفا می دهد خاک روی لبانم
اگر خاک صحن رضا را ببوسم

ز بس با شراب محبت عجینم
بدون محبت خمارم، عبوسم

دهان وا نکردم به مدح بزرگی
فقط حرف سلطان شود، چاپلوسم

امیر عطوفم سلامٌ علیکم
امام رئوفم سلامٌ علیکم


چه خوب است پشت و پناهم تو هستی
همیشه فقط تکیه گاهم تو هستی

اگر رو سپیدم غلام تو هستم
امیدم اگر رو سیاهم تو هستی

چه پیوند خوبی است بین من و تو
منم رعیت و پادشاهم تو هستی

کسی که برایم نموده همیشه
بساط دعا را فراهم، تو هستی

نمی خواهم از تو به غیر از خودت را
تمنای اشک نگاهم تو هستی

جنون من از حد گذشت و پس از این
تمام ثواب و گناهم تو هستی

خودت تا به مشهد دلم را کشاندی
غبار دلم را به لطفت تکاندی


به این دل که پر زد سویت عاشقانه
بده گوشه ای از حرم آشیانه

رضاجان، رضاجان، رضاجان، رضاجان
شده ذکر تسبیح مان دانه دانه

رسیده به ما عشق، سینه به سینه
کشیدیم این بار، شانه به شانه

نوای مرا می خری از کرامت
میان نواهای نقاره خانه

ز بس جامعه خوانده ام، هر فرازش
شده بین آب و گلم جاودانه

رئوفی و طاقت نداری ببینی
شود اشک چشم گدایی روانه

به من دل بریدن نمی آید اصلا
به تو راندن من نمی آید اصلا


دلت را شکسته گناه زیادم
ولی آمدم، پشت باب الجوادم

زمین خورده ام من، ولی با نگاهت
به شوق طواف حرم ایستادم

همیشه زدم بوسه بر آستانت
سرم را به خاک سرایت نهادم

بزرگانِ خدامِ صحنِ شمایند
خلیل و سلیمان و یعقوب و آدم

تو عیسی دمی؟! نه... به قرآن قسم که
مسیح است در معجزاتش رضا دم

زمانی که جان می رسد بر دهانم
بیا و برس آن دقیقه به دادم

چه کم می شود از تو من را بخوانی؟
مرا مثل سلمانی خود بدانی؟


امان از دمی که مصیبت چشیدی
زمین خوردی اما زمین را ندیدی

اباصلت بر صورتش زد همین که
عبا را به روی سر خود کشیدی

چه تکرار سختی است در بین کوچه
نشستی... دویدی... نشستی... دویدی...

الا ای امیری که شمس الشموسی
چه خاکی شدی تا به حجره رسیدی

لبت تشنه بود و چنان اشک شمعی
به یاد غریبی جدت چکیدی

خودت روضه خواندی که ای شمر ملعون
لبِ تشنه جد مرا سر بریدی

چه خوب است در لحظه ی احتضارت
جواد الائمه رسیده کنارت

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۵۴
محمد جواد شیرازی

شهر سرور آل عبا، سُرَّ مَن رَأیٰ
خوش گفته اند نام تو را سُرَّ مَن رَأیٰ

بی تاب وصل کرده مرا جان هل اتیٰ
شش گوشه ی جدید تو یا سُرَّ مَن رَأیٰ

امشب بپاست جشن و سروری در آسمان
در هرکجای عرش خدا، سُرَّ مَن رَأیٰ

با این کریم های کرم زاده ات شدی
کهف تمامی فقرا سُرَّ مَن رَأیٰ

از سختی زمانه که درمانده می شویم
هستی همیشه عقده گشا سُرَّ مَن رَأیٰ

قم، کاظمین، زینبیه، شهر ری، نجف
مشهد، مدینه، کرب و بلا، سُرَّ مَن رَأیٰ...

این ها تمام دلخوشی ما فقیرهاست
ای منتهای حاجت ما سُرَّ مَن رَأیٰ


محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۵۰
محمد جواد شیرازی

موسای آل احمدم و برگزیده ام
جای وصال، غربت و دوری خریده ام
با اشتیاق جام بلا سر کشیده ام
چون زینبم، حماسه ی صبر آفریده ام

در قعر چاه، سِیر صعودی به من رسید
رخسار زرد و چشم کبودی به من رسید
از آن زمان که مرد یهودی به من رسید
قدر تمام عمر، مصیبت چشیده ام

امشب دوباره قلب مرا گردِ غم گرفت
از درد هجر فاطمه ام گریه ام گرفت
اصلا نباید آه مرا دستِ کم گرفت...
...چندی گذشته و پسرم را ندیده ام

زنجیرها از این همه آزار خسته اند
دیگر، تمام نافله هایم نشسته اند
هر صبح و شام حرمت من را شکسته اند
آن قدر، ناسزا من از این ها شنیده ام

خورشیدِ خاک خورده ی هفتم شدم اگر
این روزها به گریه تجسم شدم اگر
در لابه لای جامه ی خود گم شدم اگر
مانند شمع، در کف زندان چکیده ام

من را به زورِ سلسله بسیار می کشند
تا آن سیاهچالِ دل آزار می کشند
از ساق پای درهم من کار می کشند
گودال تنگ و پیکر قامت خمیده ام؟!

شِکوه ز داغ مستمر خود نمی کنم
اصلا نظر به دردسر خود نمی کنم
گریه بر آتش جگر خود نمی کنم
گریان داغِ تشنه لبِ سر بریده ام

با جسم چاک چاک، سری در بدن نداشت
در زیر آفتاب، به تن یک کفن نداشت
یک عمر، یادِ این که لباسی به تن نداشت
با اشک و آه، جامه ی خود را دریده ام

 

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۱۳
محمد جواد شیرازی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
دانلود صوت شعر با نوای حاج مهدی رسولی


تسلیمم ای کریم که زندانی ام کنید
فکری برای بی سر و سامانی ام کنید

بخشش بس است، عمر من بی نوا گذشت
من را مؤاخذه به هوسرانی ام کنید

 باشد... به رو سیاه، نگاهی نمی کنید
حداقل نظر به پشیمانی ام کنید

بال مرا تعلق نفسم شکسته است
از خود تهی کنید مرا، فانی ام کنید

آتش زدم به بال و پرم پیش چشم تان
تا که توجهی به  پریشانی ام کنید

من حاضرم قسم بخورم خوب می شوم
ای مهربان اگر که خراسانی ام کنید

تاریکم و به جلوه ی شمس الشموسی اش
با هر فرازِ جامعه نورانی ام کنید

تنها خوشم به بابِ جوادالائمه اش
آن دور و بر مرا سگ دربانی ام کنید

گریان شدن برای حسین است آبرو
با سوز و آه و زمزمه بارانی ام کنید

تشنه، هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد
یاد عزیز فاطمه قربانی ام کنید

من را ببخش اگر که از این غم نمرده ام
من را حلال، بهر گران جانی ام کنید

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۴۳
محمد جواد شیرازی


ترجیع بند مدح امیرالمؤمنین علیه اسلام

خوشم با حب حیدر قد کشیدم
دلم را از همه عالم بریدم

به غیر از مرتضی چیزی ندارم
به غیر از مرتضی چیزی ندیدم

چه شوری در دلم افکنده عشقش
پر از عشقم، پر از از خوف و امیدم

خوشم حلقه به گوش این سرایم
به هر محفل ثنایش را شنیدم

حیاتش ساده تر از بندگان بود
عجب شاه و امیری برگزیدم

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه
علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه
***

صد و ده بار ذکر هو گرفتم
از این دنیا و اهلش رو گرفتم

مگر عقلم کم است از او نخوانم
مگر کم آبرو از او گرفتم

دل من زیر و رو شد از شبی که
به دستم در حرم جارو گرفتم

خراسان و نجف، این آبرو را
هم از این سو، هم از آن سو گرفتم

علی گفتم کمی زهرا بخندد
چه پاداشی از این بانو گرفتم

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه
علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه
***

خدا رو کرد با او گوهرش را
تجلی صفات و مظهرش را

زمان وحی نور قل هو الله
میان کعبه خوانده مادرش را

نبی هم در شب تاریک فتنه
به حیدر می سپارد بسترش را

میان اوج پرواز نمازش
به سائل می دهد انگشترش را

همه بی تاب بر سجده می افتند
اگر افشا نماید قنبرش را

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه
علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه
***

نجاتم داده استغفارهایش
دلم را برده با رفتارهایش

شده سرتاسر نهج البلاغه
نَمی از باطن پندارهایش

ملائک از شعف هو می کشیدند
همیشه لحظه ی پیکارهایش

نبی دلگرم بازوی علی بود
به جای تک تک سردارهایش

چنان از قلعه در را مرتضی کند
ترک برداشت تا تالارهایش

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه
علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه
***

رها کردن مرامِ پیر من نیست
به دست دیگران زنجیر من نیست

مرا دیوانه می خوانند مردم
اگر مجنون شدم تقصیر من نیست

اگر از مرتضی کمتر بخوانم
اثر بر ناله ی شبگیر من نیست

بدون گوهر حب ولایت
به غیر از معصیت تکبیر من نیست

گره خورده دلم با حب حیدر
به جز این عشق در تقدیر من نیست

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه
علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه
***

ازل از جام خود بر ما چشانده
همین باده دل ما را کشانده

زمان خلقت آب و گل ما
کمی خاک عبایش را تکانده

کسی که روی دوش مصطفی رفت
یتیمان را سر دوشش نشانده

خدا هم از زبان مرتضایش
پیمبر را شب معراج خوانده

به شوق وعده ی " یا حارَ هَمْدان..."
برایم طاقت و صبری نمانده ¹

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه
علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه
***
برای مؤمنین یعسوب دین است
خداوند کرم روی زمین است

عبای وصله دار کهنه ی او
تجلی همان حِصن حصین است

نشستن زیر ایوان طلایش
برایم بهتر از خلد برین است

اگرچه منکرانش هم نفهمند
فقط حیدر امیرالمومنین است

به یمن شیر پاک مادر خود
تمام عمر، حرفم این چنین است

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه
علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه
***
۱. امیر المومنین علیه السلام فرمودند:
یا حار همدان! من یمت یرنی
بحار الانوار، ج 6، ص 160

محمد جواد شیرازی


۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۲۵
محمد جواد شیرازی

"مسمط تضمینی"

تضمینی بر غزل آقای علی کاوند


ساقی رسید و حب می تبلیغ می کرد
بر ما فقیران شرب می  تشویق می کرد
معشوق گشت و قلب ما تحریق می کرد
"باید که شرب خمر را تصدیق می کرد
یا حکم این تحریم را تعلیق می کرد"


ما و گدایی علی شکی نداریم
بر پیشوایی علی شکی نداریم
بر کبریایی علی شکی نداریم
"ما در خدایی علی شکی نداریم
ای کاش شیخ شهر هم تحقیق می کرد
"


عالم سراسر غرق خوی مادری بود
 لبریز از جام سبوی کوثری بود
توحید جن و انس تنها حیدری بود
" ایمان اهل شهر طور دیگری بود
قرآن اگر رسماً از او تبلیغ می کرد
"


هر کس که آمد روبروی او لعین است
جنگیدنش والله تحسین آفرین است
با ذوالفقارش باعث تحکیم دین است
"این «لا فتی الا علی» معنیش این است
در جنگ ها او را خدا تشویق می کرد
"


حیدر رسید و کعبه کرده باز آغوش
افلاکیان از نور او هستند مدهوش
عمار مسلم شد به عشق تیغ ابروش
"سلمان فقط روزی سه بار از روی گیسوش
تمرین رسم الخط نستعلیق می کرد
"



با غیر حیدر  تا قیامت کی شوم دوست؟
قلبم اسیر ذکر یا زهرا و یا هوست
لشگر همه مبهوت از آن ضرب بازوست
"ابزار رزمش بیشتر اخم دو ابروست
یک درصد از پیکار را با تیغ می کرد
"


هو یا علی، لاسیف الا ذوالفقارش
کرده قیامت مرتضی یا ذوالفقارش؟
زهره ترک شد دشمنش با ذوالفقارش
"جمع سپاه متحد را ذوالفقارش
در کمتر از یک ثانیه تفریق می کرد
"


حاج مجتبی قاسمی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۱۵
مجتبی قاسمی