سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۶۴ مطلب با موضوع «ب/ تقسیم بر اساس تقویم قمری :: 7- رجب» ثبت شده است

السلام علی محالّ معرفة الله 

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی حسین طاهری

امشب شب گدایی و عرض ارادت است

باب المراد آمده و وقت حاجت است

 

امشب دوباره خنده به لبهای مرتضی است

وقت نزول آیه ی ناب امامت است

 

یک یا جواد گفتم و دل کاظمین رفت

نوکر همیشه در پی طوفِ زیارت است

 

یادش بخیر جامعه خواندم میان صحن

بین بهشت... نه ... حرمت فوق جنت است

 

وقت زیارتت همه در فکر مشهدند

از بس میان این دو عمارت شباهت است

 

حبّ تو را امام رضا هدیه می دهد

با این حساب عاشقتان با سعادت است

 

ما را ولایت تو زآتش نجات داد

خواندی مرا که عادت تو در مروّت است

 

ما سائلان سفره ی پر برکت توایم

هرکس نشد گدای شما بی لیاقت است

 

توحید بی ولای شما کفر مطلق است

دینِ بدون نام تو عین ضلالت است

 

تنها به فعل و سیره تان اقتدا کند...

...امروز اگر که شیعه به فکر برائت است

 

بر خشم و کینه های تو از آن دوتن قسم

لعن عدوی فاطمه هر دم عبادت است

 

صد مرده زنده می شود از نام نامی ات

عیسی دخیل توست که اهل کرامت است

 

با ذکر یا جواد دلم زیر و رو شود

نامت برای قلب سیاهم طهارت است

 

شعرم اگر توان ثنای تو را نداشت

آقا ببخش شاعرتان بی بضاعت است

 

مهدی علی قاسمی ۹۴/۲/۸

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۰۳
مهدی علی قاسمی

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی

 

بی هوا درب خانه ات وا شد

عده ای نانجیب آمده اند

بین سجده، بدون عمامه

پیِ تو ای غریب آمده اند 

 

می کشیدند دست بسته تو را

دل به تقدیر داده بودی تو

دشمنانت سوار بر مرکب

پشت مرکب پیاده بودی تو

 

جان فدایت که روضه خوان بودی

یادِ نور دو عین افتادی

عقب قافله زمین خوردی

یادِ بنتُ الحسین افتادی

 

تا رسیدی به کاخ آن ملعون

پر و بالت تمام خاکی شد

ذره ای از بها نمی افتد

گیرم اصلا امام خاکی شد

 

متوکل شراب آورد و...‌

بعد از آن بی حیا به تو خندید

طعنه زد لااقل بخوان شعری

شعر خواندی... وجودِ او لرزید

 

دل زهرایی ات شکست آن جا

یادت افتاده بود بزم شراب

یاد دندان و خیزران بودی

یادت افتاده بود اشک رباب

 

یادت آمد که چوب دستی خورد

به سر و روی و دیده ی جدت

چشم عباس خیره شد ناگاه

سوی رأس بریده ی جدت

 

می چکید اشکش از نوک نیزه

سوز بغض گلویم این جا بود

دختری زیر لب فقط می گفت:

کاش الآن عمویم این جا بود

 

محمد جواد شیرازی

۹۴/۲/۲

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۱۹
عبدالرقیه

سلام ای حضرت دلبر سلام ای سبط پیغمبر

سلام ای معدنُ الرَّحمه سلام ای شافع محشر

 

کسی که جامعه خوانده دلش در سامرا مانده

چرا قسمت نشد دیگر نماز و اشکِ بالاسر

 

دوباره غربت شیعه دوباره ناله ی زهرا

دوباره دیده گریان شد برای زاده ی حیدر

 

امام شهر سامرا دلم خون است ای آقا

چرا رنگ رُخَت زرد و چرا جسمت شده لاغر؟

 

بمیرم در غمت آقا چه کرده قاتلت باتو

که فرزندت کنار تو زند بر صورت و بر سر

 

دوباره تشنگی افتاده بر جان گل زهرا

دوباره گوشه ی حجره به خود پیچیده یک رهبر

 

الا یا ایهاالهادی فدای غربتت مولا

که می بُردند از خانه تو را با وضع شرم آور

 

نمی دانم چه در ذهنت تداعی گشت وقتی که

شراب آورد و تعارف زد به تو آن پست خیره سر

 

ولی جانها شده برلب برای عمه ات زینب

که در بزم شراب آمد خمیده قدّ و بی معجر

 

اگر چه لحظه ی آخر فقط پیشت حسن بوده

ولی در پیش چشمانت نشد فرزند تو پرپر

 

به روی دست جد تو گلوی اصغرش خون شد

سه شعبه آمد و دیگر نمانده چیزی از حنجر

 

شما را با سر عریان میان کوچه می بردند

ولی دیگر نشد رأست جدا با ضربه ی خنجر

 

امان از عصر عاشورا که شاه دین زمین افتاد

امان از ضربه ی آخر امان از شیون مادر

 

مهدی علی قاسمی - ۹۴/۲/۱

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۱۴
مهدی علی قاسمی

السلام علیک یا محمد بن علی الباقر

 

بی سبب نیست که دل واله و مجنون شده است

آمدی ماه رجب هم به تو مدیون شده است

 

برکتت اذن دخولم شده در ماه خدا

بندگی با شب میلاد تو مقرون شده است 

 

اول ماه رجب تا سحر سیزدهم

از مدینه به نجف راه چه گلگون شده است 

 

شجره نامه ات از ربّ جلی آمده است

فضل در پیش سجایای تو مفتون شده است 

 

خاندانت همگی اهل کرامت هستند

بینتان بنده نوازی است که قانون شده است

 

حوزه ی علمیه یک گوشه ز الطاف شماست

شیعه تا روز قیامت به تو مدیون شده است

 

هر که از دست شما جام ولایت نگرفت

تا خود حشر در این میکده مغبون شده است 

 

لعنت حق به کسی که به شما پشت کند

آن که از دایره ی عشق تو بیرون شده است 

 

دور قبرت همه از ذریه ی طاغوتند

دل ما از غم این فاجعه محزون شده است

 

دل ما سوخت ولی از دل مهدی چه خبر؟

مطمئنا دل زهرایی او خون شده است 

 

طبق فرموده ی ناب پسرت: «پیکرتان...

...در دل تک تک عشاق تو مدفون شده است» 

 

کاش روزی برسد در حرمت سجده کنم

در حریمی که رفیع است و دگرگون شده است

 

 

مهدی علی قاسمی

 ۹۴/۱/۲۹

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۱۶
عبدالرقیه