سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۹۲۰ مطلب با موضوع «الف/ تقسیم بر اساس نام شعرا» ثبت شده است

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۲ محرم ۱۴۰۳

یالَلعجب چه حال عجیبی است حال من
اینجا کجاست؟ دلهره دارد سؤال من

گفتند کربلا و دلم ریخت بی هوا
حس می کنم تمام شد آخر مجال من

این ها که نخل نیست، همه تیغ و نیزه است
دیدی چه بود عاقبتش، این خیال من

هجده هزار نامه چه شد، وعده ها چه شد؟
پس حق بده اگر شده آشفته حال من

این بوی سیب چیست که پیچیده در نسیم؟
این ماجرا چه بود، شده سهم فال من

عباس و قاسم و علی اکبر رسیده اند
دور و برم که حفظ بماند جلال من

پنجاه و شش بهار، بهارِ دلم شدی
ای دلربای روز و شب و ماه و سال من

خیره شدی به گودی گودال از چه رو؟!
رحمی کن ای حسین به اشک زلال من

حتی کفن برای تنت نیست در حرم
وای از غم تو، دلبرِ نیکو خصال من

قد هلال من به تنت سایه می شود
وقتی سرت شود نوک نیزه، هلال من

سهمم پس از فراق تو، رخت اسیری است
راضی مشو حسین به رنج و ملال من

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۰۳ ، ۲۳:۳۲
عبدالرقیه

دانلود سبک شعر

السلام علیک سیدنا العطشان 
السلام علیکَ سیدنا العریان 
السلام علیکَ شریک القرآن

پیراهنِ خونیه تو شد پرچم به عرش اعلا
میرسه به گوش عالم ناله ی حضرت زهرا

داده آبرو به ما آقا جان شال عزات 
مثل مادر پدرم سینه میزنم برات

السلام علی ساکن کرب و بلا
السلام علی من دفن اهل القری
أَلسلام على مَنْ بَکَتْهُ اهل السَّمآءِ

هرکس که سینه زنت شد خانوادگی اصیله
میشناسن تموم دنیا مارو نوکر عقیله 

موج پرچمت حسین کرده مارو سر به راه 
با اذن خواهر تو سینه میزنیم دو ماه
السلام علیک یا شَّیْبِ الْخَضیبِ
السلام علیک یا خَدِّ التَّریبِ
السلام علیک یا بَدَنِ السَّلیبِ

پر میشه تموم گودال از تیر و نیزه شکسته 
خواهرت میبینه از تل قاتل رو سینه نشسته 

جون میدی تو مضطرب خیره سوی خواهرت 
شاه عالمی ولی عریان میشه پیکرت

محمد مهدی شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۰۳ ، ۱۵:۵۳
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، روز اول محرم ۱۴۰۳

شرمسارم ز محضرت، چه کنم؟
با غم گریه آورت چه کنم؟

روی دارالعماره گریانم
آه، با حال مضطرت چه کنم؟

گریه ام بر غریبی خود نیست
از غم دیده ی ترت چه کنم؟

نامه های دروغشان تا که
نشود بغض خواهرت چه کنم؟

جان مسلم، میا به کوفه حسین
گر شود بسته معبرت، چه کنم؟

نگرانم اسیر کوفه شوند
اهل بیت مطهرت، چه کنم؟

دخترم با نوازشت خوابید
با یتیمیِ دخترت چه کنم؟

تیرهایی که چند پر هستند
بشود سهم اصغرت، چه کنم؟

ارباً اربا شود علی اکبر
جان دهد در برابرت، چه کنم؟

حمله کردند اگر به سوی حرم
بعد داغ برادرت، چه کنم؟

تشنه ماندم اگر، ملالی نیست
بهر خشکی حنجرت چه کنم؟

به فدایت سرم، زبانم لال...
روی نیزه رود سرت، چه کنم؟

غرق خون گر لباس کهنه ی تو
برسد دست مادرت، چه کنم؟

پیکرم رفت بر قناره، اگر
شد اهانت به پیکرت، چه کنم؟

محمد جواد شیرازی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۰۳ ، ۰۵:۱۷
عبدالرقیه

خدا آورده در وصف علی آیات انسان را
به یمن او خدا نازل کند بر خلق، باران را

علی، مجد و شکوه حق، میان طور سینا بود
که شیدا کرد نور جلوه اش موسی بن عمران را

نه تنها بهره ها بردند مردم از بیاناتش
که حتی رام کرده خطبه اش گرگ بیابان را

علی شمشیر بیرون از غلاف حزب توحید است
به برقِ تیغ خود عاجز نموده حزب شیطان را

فقط محبوب خالق یک نفر، آن هم علی باشد
که احمد میل فرماید کنارش مرغ بریان را

کسی که انبیا قاصر ز درک رتبه اش هستند
به روی دوش خود بالا بَرد شأن یتیمان را

نجات انبیا از هر بلا کار علی باشد
امین الله فی ارضه، سزاور علی باشد


علی را در مقام نفس خود، طه پسندیده
علی را از ازل، انسیةالحورا پسندیده

به جای زرق و برق زندگانی، ساقی کوثر...
حیات ساده ای با حضرت زهرا پسندیده

"بگو بر هر که دنبال نشانیِ خداوند است
علی اسم خدا باشد که حق او را پسندیده"

خدا تا که عیان دارد علی فاضل ترین مرد است
برایش زینتی چون زینب کبری پسندیده

نه اینکه قرب او بر حق، به قدر "قَابَ قَوْسَینْ‌ِ" است
خدا او را چنان احمد به "أَوْ أَدْنی‌" پسندیده

قرین با حق شدن یعنی علی حق است و حق با اوست
هر آنچه او پسندد را، خدا یکجا پسندیده

علی اصل و اساس دین و غیر از او فروعش شد
دلم مدهوش خاتم بخشیِ بین رکوعش شد


چه گویم در مقامش که نماند جای افسوسی
علی قدیسی از نور است و از آیات قدوسی

علی را جز علی معنا نخواهد کرد و در بابش
نباشد معنی کامل، میان هیچ قاموسی

میان ظلمت دنیای تیره، تابش حبش
منور کرده قلب شیعیان را همچو فانوسی

نجف وادی امن است و نجات از نار می یابد
مشرف می شود هر کس برای عرض پابوسی

فلانی و فلانی را رها کن تا که بگریزند
علی تا هست در لشگر، نباشد جای مأیوسی

به سجده تیرِ بیرون آمده از پای او می گفت:
عجب دلداده ای هستی، عجب با یار مأنوسی

چرا بنت اسد را حق، اقامت در حرم داده؟
چرا در سجده احمد بر علی حق را قسم داده؟


علی راه خدا، باب خدا، معشوق سبوح است
به نام نامیِ او راه های بسته، مفتوح است

تمام کوه ها غرقند در دریا و نوح ایمن
چرا که نام حیدر، حک شده بر کشتی نوح است

علیِ مرتضی بر پشت خود جوشن نمی بندد
در این یک ویژگیِ منحصر، صد نعتِ ممدوح است

به دور مصطفی روز اُحد چون شیر می چرخد
اگرچه با نود زخمی که خورده، سخت مجروح است

به یمن پاکی دامان مادرها، برای ما
بیان منقبت های علی، آرامش روح است

به سوی هر دو قبله خوانده با احمد نمازش را
به هر خیر اولین است و علی توحیدِ مشروح است

به دست او خدا انوار را تکثیر خواهد کرد
علی را "قل هو الله احد" تفسیر خواهد کرد


خدا روز غدیر خم، چنین بخشیده تفضیلش
امیرالمؤمنین را کرده بر دین، شرط تکمیلش

علی شد شرط ابلاغ رسالت در کلام حق
که علامه امینی ها بیان کردند تفصیلش

بساط بت پرستی در کنار کعبه برپا بود
علی با قهر ابراهیمیِ خود کرد تعطیلش

چنان بی واهمه جای نبی خوابید در بستر
که از سوی خدا مدح و ثنا فرمود جبریلش

سقایت کرد در بدر آن چنان شیر خدا حیدر
هزار و یک ملک رفتند در صحرا به تجلیلش

قوام مسجد کوفه به صوت مرتضی باشد
به قربان مناجاتش، فدای لحن ترتیلش

برای اهل ایمان، حب او اتمام نعمت شد
غدیر خم برای شیعیان، روز ولایت شد


صدف در قعر دریا بود، قدرش را ندانستند
به هر دردی مداوا بود، قدرش را ندانستند

به هر دل خسته و هر سائل و هر طفل درمانده
علی مانند بابا بود، قدرش را ندانستند

که غیر از او لباسش ساده تر از خادمش بوده؟
چقدر این مرد آقا بود، قدرش را ندانستند

بساط سفره ی خیرات مولا بهر سائل ها
همیشه پهن و برپا بود، قدرش را ندانستند

علی بالاترین اعجاز احمد در رسالت بود
علی هارونِ طه بود، قدرش را ندانستند

کلام و سیره اش، حتی سکوتش هم هدایت بود
در او هر خیر پیدا بود، قدرش را ندانستند

چه شد آخر غدیرش را چرا از یادها بردند؟!
چرا هیزم به پشت خانه‌ی خیرالنسا بردند؟!

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۰۳ ، ۲۱:۴۷
عبدالرقیه

ندیدم جز علی شاهی که با ایتام جوشیده
لباس نو به خادم داده و خود کهنه پوشیده

برایش آیه نازل شد که مولی المتقین باشد
کسی که خاتمش را در رکوع خویش بخشیده

بگو بر هر که دنبال نشانیِ خداوند است
علی اسم خدا باشد که حق او را پسندیده

اگر کشتی نوح ایمن گذشت از اوج طوفان ها
بدان نام علی را روی الوارش تراشیده

کسی که مرتضی را از نبی، نفسی جدا داند
یقین دارم که توحید و نبوت را نفهمیده

ندارد شوق دیدار بهشت و حوریانش را
هر آن که صحن حیدر را میان سجده بوسیده

کسی که بوسه بر انگور فردوس ضریحش زد
به باغ سینه اش مِهری بجز حیدر نروییده

شده حاجت روا هر که کلون خانه ی او را
به یاد حضرت ام البنین یک دفعه کوبیده

شیخ مهدی علی قاسمی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۰۳ ، ۲۲:۵۶
عبدالرقیه

چه کرده بود مگر زهر با اباالهادی
که میزد از عطشش دست و پا اباالهادی

میان حجره، پر از درد بود و شد بی تاب
ز بس که با جگر سوخته صدا زد آب

همین که تشنگی اش در حرم مضاعف شد
تسلیِ دلش آوای خنده و دف شد

کسی به خواندنِ ذکری، بر او نشد تسکین
کسی نخواند کنارش دو آیه از یس

بها و ارزش خورشید را ندانستند
زدند و هلهله کردند تا توانستند

شبیه او احدی هم بلا کشیده نشد
وصیتش وسط هلهله شنیده نشد

دوا نداشت مصیبات بی شمار دلش
نداشت خواهری اصلا شود قرار دلش

همین که ریخت زمین آب، داغش افزون شد
چقدر حضرت ابن الرضا دلش خون شد

غمش ستون سماوات را تکان می داد
ز بس که تشنه، شبیه حسین جان می داد

اسیرِ شانه ی چندین غلام شد بدنش
کشان کشان به سوی پشت بام، رفت تنش

چه آمده به سر پیکرش، زبانم لال
مگر که خورده به تیزی، سرش زبانم لال

سه روز مانده تنش روی بام اما باز
نکرد نیزه و شمشیر سینه اش را باز

کبوتران خراسان به محضرش رفتند
برای عرض ادب سوی پیکرش رفتند

زدند جای جسارت، به سینه، سنگش را
که زیر و رو نکند آفتاب، رنگش را

امان ز کرب و بلا و امان ز روز حسین
امان از آن تن عریان و سینه سوز حسین

چه داغ ها که نصیب عزیز زینب شد
تن حسین، پر از رد نعل مرکب شد

گواه این سخنم شخص حضرت زهراست
فقط حسین در عالم مُقطع الاعضاست

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۰۳ ، ۱۰:۰۸
عبدالرقیه

قلبم کبوتر وار سویش پر گشوده
خواب از دو چشمم صوت نقاره ربوده

باب الجوادش بین بن بست زمانه
درهای رحمت را به رویم وا نموده

نوشیدن یک جرعه، چای از چایخانه
در سینه ام انداخت شعری نو سروده

حتی نوای ساعتش مُحیِ القُلوب است
زنگش چنان زنگار از قلبم زدوده

زاغ سیاهی در حرم فهماند بر من
اینجا فقط جای کبوترها نبوده

مغموم می آیند سویش زمره زمره
آرام می گیرند نزدش توده توده

کار کسی چون من ثنایش نیست، وقتی...
روح الامین هر روز و شب او را ستوده

حالم که گشته منقلب را دوست دارم
این روزی لا یَحتَسِب را دوست دارم


با هر گدا مأنوس بودن، این مرامش...
دارد حکایت از سخای مستدامش

جیره خورش هستیم و روزی در ید اوست
برکت گرفته زندگی ما به نامش

فردا زمین خورده نخواهد بود هرکس
امروز برخیزد به رسم احترامش

ترجیح دارد نیم طوفِ مرقد او
بر صد طواف مکه و بیت الحرامش

سلمانی اش گوهرشناس خبره ای بود
در وقت جان دادن، دو دنیا شد به کامش

حس می کند هر کس که از او کربلا خواست
یک روز بوی کربلا را بر مشامش

با روضه خوانی و دم یابن الشبیبش
ابلاغ فرموده به هر نوکر، پیامش

فرمود در هر غصه، با ما هم نوا باش
گریان برای ماجرای کربلا باش


یاد حسین و روضه ای آخر دلم سوخت
یاد غمش نزد علی اکبر، دلم سوخت

وقتی زمین افتاد با گریه میانِ...
داد و هوار و خنده ی لشگر، دلم سوخت

پیش تمام حاصل عمرش زمین خورد
عمامه اش افتاد چون از سر، دلم سوخت

وقتی که هر جا را نظر می کرد، می دید
یک عضوی از آن لاله ی پرپر، دلم سوخت

تا که تمام هستی اش را در عبا چید
وقتی عبا پُر شد از آن دلبر، دلم سوخت

وقتی به زانو رفت تا اینکه گذارد...
گونه به روی گونه اش مضطر، دلم سوخت

پیغمبری کرد و به میدان زد عقیله
طوری صدا زد: "هستی خواهر" دلم سوخت

آه از حسین این داغ اعظم قاتلش شد
داغ علی، زخم عمیقی بر دلش شد

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۰۳ ، ۲۳:۴۸
عبدالرقیه

تقدیم به روح مطهر شهید سید ابرهیم رئیسی

مؤمنی که ساده و بی ادعا سر می کند
عطر ایمانش، جهانی را معطر می کند

جای دل خوش کردنِ بر جایگاه و منصبش
تکیه بر الطاف اهل بیت اطهر می کند

خادمی در آستان نور، کاری ساده نیست
لطف مولانا رضا آن را میسر می کند

ذره هم زانو زند در محضر خورشید اگر
رحمت خورشید، او را ذره پرور می کند

نوکری که طعنه خورد و صبر کرد و دم نزد
مدح او را حق تعالی، نقل منبر می کند

هر که مانند شهیدان، یار محرومان شود
حق شهادت را به تحسینش مقدر می کند

داغ خود را می برد از یاد با داغ حسین
چشم نوکر را غم کرب و بلا، تر می کند

دیدن فرزندِ افتاده میان قتلگاه
تا قیامت خون به قلب و جان مادر می کند

شمر با چکمه رسیده در بر جسم حسین
پیکرش را پشت و رو در پیش خواهر می کند

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۰۳ ، ۰۰:۵۵
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها ۱۴۰۳

 

ای رحمت بی انتها، ای گوهر عشق
عرض سلامم خدمتت، ای خواهر عشق

مثل برادر، صاحب خیر کثیری
معصومه، ای خورشیدِ ذره پرور عشق

یا فاطمه، از نسل زهرایی و قطعا
خالق، چشانده بر تو هم از کوثر عشق

ای باب حاجت، دختر باب الحوائج
الگوی دخترهای مؤمن، دختر عشق

صحن و سرایت، صحن کل اهل بیت است
پیداست تحت قبه ات، هر مظهر عشق

وجهی ز عشق اهل ایران قلب طوس است
در قم تجلی کرده وجه دیگر عشق

از عارفان و سالکانِ سیر حق شد
هر کس تلمذ کرد در قم، محضر عشق

ای صاحب شأن و مدارج، بین جنت...
منت گذار و این گدا را کن شفاعت


تا دوخت چشمش را به چشمان سیاهت
آرامش موسی بن جعفر شد نگاهت

بس که برادر بوسه بر پیشانی ات زد
بوی خراسان می وزد از بارگاهت

وقتی پدر فرمود جان من فدایش
بر اهل معرفت عیان شد جایگاهت

مرغ دلم هرجایی و سر به هوا بود
افتاد تا راهش به قم، شد سر به راهت

هر دل که در آن نیستی بی سرپناه است
فارغ شدم از هر بلایی در پناهت

بهر شهادت روسفید و لایقش کن
تا که نمرده این غلام روسیاهت

بانو قسم بر وعده ی صادق کمک کن
تا که شوم از شیعیان دل بخواهت

هجران چشیده، هجر مهدی کشته ما را
خم کرده این اندوهِ سنگین، پشت ما را


بی یوسف زهرا غم ما بی شمار است
وضعیت ما، بین دنیا گریه دار است

ای که چشیدی سال ها دوری دلبر
با ما بگو کِی آخر این انتظار است؟

بیچاره آن عاشق که دور از مرقدت ماند
خوشبخت آن عاشق که با تو همجوار است

دلتنگی و اشکم به یاد بارگاهت
لطفی است که از جانب پروردگار است

آرامش و گرما و شور بین صحنت
کهف و پناه امن من، در روزگار است

رخصت بده تا نوکرت باشم همیشه
نوکر شدن بهر کریمان افتخار است

رزق دو چشمم را محرم، بیشتر کن
قلبم برای ماه ماتم بی قرار است

ای نور، بر تاریکی قلبم جلا ده
رزق زیارت، یک سحر در کربلا ده

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۰۳ ، ۱۰:۲۱
عبدالرقیه

تقدیم به روح مطهر شهید حاج حسن طهرانی مقدم

فتح و ظفر را دید طهرانی مقدم
در آسمان خندید طهرانی مقدم

امنیت و آسایش ما اتفاقی نیست
یک عمر، سختی دید طهرانی مقدم

با آن همه کمبودهای روزگار خود
پای هدف، جنگید طهرانی مقدم

امروز پیروزیم چون که سال‌ها قبل
این نسخه را پیچید طهرانی مقدم

در آسمان پر غبارِ مسجد الاقصی
نور رخش تابید طهرانی مقدم

چون کوه راسخ بود و زور اعتقاداتش
بر ظالمان چربید طهرانی مقدم

بر کهنه زخمی که علی در روز خیبر زد
از نو نمک پاشید طهرانی مقدم

حقش شهادت بود و آخر پای این مکتب
در خون خود غلطید طهرانی مقدم

او پرچمش بالاست و در خاطر ایران
شد تا ابد جاوید طهرانی مقدم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۰۳ ، ۰۸:۳۵
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۲۹ ماه رمضان ۱۴۰۳

آمد ندا که وقت اقامت تمام شد
چشمی بهم زدیم و ضیافت تمام شد

یار دلم، دعای ابوحمزه الوداع
صد حیف، انس ما به چه سرعت تمام شد

کم می کنیم زحمتِ خود را و می رویم
ای میزبان ببخش، اذیت تمام شد

مانند ابرهای بهاری دلم پر است
ماه نجات و بخشش و رحمت تمام شد

ای وای اگر دوباره شوم تحبس الدعا
باید چه کرد، ماه اجابت تمام شد

هر شب به یاد صحن نجف مست می شدیم
شب های دلنشین زیارت تمام شد

گفتم: نماز و روزه و حجم فقط علی است
گفتند: با علی است که دینت تمام شد

او یکه جانشین بلافصل مصطفاست
روز غدیر، بر همه حجت تمام شد

هنگام مرگ کاش بگویند در برم
دلتنگی اش به وصل شهادت تمام شد

وقت وداع آمد و زینب به یار گفت:
ایام، زود طی شد و فرصت تمام شد

بوسه به حنجرت زدم و گریه ام گرفت
پنجاه و شش بهار، چه راحت تمام شد

رفتی و پیر کرد مرا داغ غربتت
ذبحت حسین، بعدِ سه ساعت تمام شد

رفتی حسین، داغ اسارت شروع شد
رفتی و حفظ عزت و حرمت تمام شد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۰۳ ، ۰۴:۰۵
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۲۶ ماه رمضان ۱۴۰۳

خوان جود و رحمتش را میزبان انداخته
سفره را از بی کران تا بی کران انداخته

دعوتم در میهمانی لیک دستم بسته است
نفسِ بد بر دور دستم ریسمان انداخته

شرح من شرح کسی باشد که از نادانی اش
توبه اش را پشت گوشش هر زمان انداخته

با که گویم از خطایم هیچ کس بویی نبرد
بس که پرده بر گناهم، غیب دان انداخته

مِنُ و مِن کردن، نشان از بازگشت کودک است
این زبانم را خجالت از بیان انداخته

شرمِ از حق جای خود اما بغل وا کردنش
شوق توبه در دل پیر و جوان انداخته

شب نشینان، شادمان باشید چون شاه نجف
کیسه بر دوشش به عشق سائلان انداخته

ساقی من آن یداللّهی است که بر مرقدش
دستِ زهرا، طرح انگور از جنان انداخته

کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ، باقی است مولانا علی
سر به سجده محضرش هفت آسمان انداخته

تا ابد پرسه فقط دور سرایش می زنم
بس که بی منت برایم استخوان انداخته

یاد عشاق امیرالمؤمنین، وقت سحر
دانه ی تسبیح را صاحب زمان انداخته

سفره ی افطار شد پهن و لب خشک حسین
از غذا خوردن مرا وقت اذان انداخته

صوت تسبیحش چه شد دیگر نمی آید به گوش؟!
از صدا آخر گلویش را سنان انداخته

خواهرش بی تاب شد تا دید بر انگشترش
وقت غارت، گوشه چشمی ساربان انداخته

چوب دستِ بی حیا بر جای لب های نبی
آن قدر کوبید، رد خیزران انداخته

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۰۳ ، ۰۱:۲۳
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۲۲ ماه رمضان ۱۴۰۳

مولایَ یا مولای، سرتاپا گناهم
عذری ندارم، شرمسارم، روسیاهم

مولایَ یا مولای، بیرونم مینداز
چیزی نمی خواهم، گدای یک نگاهم

قلبم به ذکرت زنده می ماند حبیبم
ای منتهای حاجتم، ای تکیه گاهم

تا پای من لغزید، دستم را گرفتی
از کودکی دادی نجات از پرتگاهم

قدری مصیبت، های و هویم را در آورد
غافل ازین بودم که هستی خیرخواهم

مولایَ یا مولای، با قبرم چه سازم؟!
دلواپسِ تاریکی آن جایگاهم

از مادریِ فاطمه بالانشینم
بیرون کشیده بارها از قعر چاهم

شاهم فقط مولا علی باشد ولاغیر
دور از ضلالت با علی در شاهراهم

مولایَ یا مولای، از هجرش خرابم
دلتنگِ ایوان طلا و صحن شاهم

یاد وداع آخرش با بچه هایش
در پشت درب خانه اش افتاده راهم

مولایَ یا مولای، کوفه بی علی شد
چون پیر مرد کوفه غرق اشک و آهم

پشتم شکسته گرچه، شکرش باز باقی است
بین کفن پیچیده شد پشت و پناهم

کوفه کفن هم داشت پس! ماندم که از چه
بهر حسینش بوریایی شد فراهم؟!

بیچاره ام کرده غمش، گریان برای...
آن جسم گرمادیده بین قتلگاهم

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۰۳ ، ۲۳:۲۱
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۱۴ ماه مبارک رمضان ۱۴۰۳

دانلود صوت شعر با نوای حاج محمود کریمی_ ماه مبارک رمضان ۱۴۰۳

دانلود صوت شعر با نوای حاج سیدرضا نریمانی

عبد ضعیف، تابِ قهر و تشر ندارد
جز آستانِ ربّش، جایی دگر ندارد

بنده رسیده اما با کوله بار خالی
نزد رئوس الأشهاد، جز چشم تر ندارد

بیچاره تر کسی از این تحبسُ الدعا نیست
درد است که دعایم دیگر اثر ندارد

لطفی مرا کشانده بر آستان توبه
این لطف از کجا بود؟! روحم خبر ندارد

حُسن توکلم بر دست دعای زهراست
گرچه محبی از من آلوده تر ندارد

خیر و صلاح طفلِ خورده زمینِ خود را
هرگز شبیه مادر، کس در نظر ندارد

شب زنده دار بودن، کار علی و زهراست
جز اقتدا به عشقش، عاشق هنر ندارد

آقایی علی را هر سائلی چشیده
او از گناهکاران هم چشم برندارد

مستیِ ناب، از چیست؟ انگور مرقد او
حتی درخت فردوس، چون آن ثمر ندارد

راه نجات یعنی کرب و بلا، زیارت
قلبم جز آن حوالی شوق سفر ندارد

فیض سحر تماما از گریه بر حسین است
بی فیضِ ذکر روضه، فیضی سحر ندارد

زهرا رسیده نزد جسم حسینش اما
جسم عزیز زهرا، ای وای سر ندارد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۰۳ ، ۰۴:۳۵
عبدالرقیه

آمدم ای خدای بخشنده
با دلی از گناه، آکنده
کرده غفلت مرا سرافکنده
شده ام بر درت پناهنده

ای که خیرت همیشه شد نازل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

گرچه آلوده است دامانم
از گناهان خود پشیمانم
حق من، آتش است می دانم
یا سریعَ الرضا نسوزانم

گرچه یک عمر بوده ام غافل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

خواب بودم، مرا صدا کردی
به رویم باب توبه وا کردی
از بدی ها مرا جدا کردی
با مناجاتت آشنا کردی

ملجأ آخرینِ هر سائل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

همه ی عمر، تا دم مردن
دلبرم حیدر است منحصراً
ای خدا قدرِ یک سر سوزن
حب او را مگیر از دل من

عمر، بی حب اوست بی حاصل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

قلبِ بی حبِ مرتضی، سنگ است
صَدَقَ اللهِ بی علی، ننگ است
بی ولایش کمیت ها، لنگ است
من نجف لازمم، دلم تنگ است

برسانم دگر بر آن منزل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

خیر و الطافِ بی حدش عشق است
آستانِ زبانزدش عشق است
تابش نور گنبدش عشق است
طرح انگور مرقدش عشق است

به علی، چاره سازِ هر مشکل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

من خرابم ولی خرابِ حسین
ذره ام ذیل آفتاب حسین
مستم از لطف بی حساب حسین
پس مرانم ز پشت باب حسین

نیستم گرچه بر غمش قابل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

شاهراه وصالِ من، عباس
ماه نیکو جمالِ من، عباس
أحسن الحالِ حالِ من، عباس
ذکر تحویل سالِ من، عباس

به لب تشنه ی ابوفاضل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

آه از آن لحظه که پریشان شد
ماند بی دست و سخت حیران شد
مشک او را زدند، گریان شد
شرمسار از حسین و طفلان شد

حقِ آهی که او کشید از دل
رحم کن ای خدا بر این جاهل

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۰۲ ، ۲۲:۵۶
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۶ ماه رمضان ۱۴۰۳

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی

حمد شایسته ی ربّی است که نامحدود است
او که هر جا که بر آن می نگری موجود است

گرچه دیر آمدم و عمر هدر شد اما
بخشش صاحب این خانه، همیشه زود است

آخر کبر، تباهی است، گواهش این بس
پشه ای قاتل خودکامگیِ نمرود است

دل اگر نشکند و اشک مهیا نشود
توبه و ذکر و دعا بی ثمر و بی سود است

آخر سال، همه خانه تکانی کردند
دل من مانده که بدجور غبارآلود است

برسانید مرا زود به ایوان نجف
طفلِ آواره کنار پدرش خشنود است

بارها با مددش پا شدم از روی زمین
در همه زندگی ام لطف علی مشهود است

کاش تا هست زمان، کرب و بلایی بشوم
که اجل پشت سرم هست و زمان محدود است

روزه و ذکر و مناجات بهانه است رفیق
گریه بر تشنه لبِ کرب و بلا مقصود است

دید زینب بدن زخمی و بی جان حسین...
ته گودالِ بلا، بین سنان مفقود است

تشنه لب رفت به گودال و یقین دارم که
خونِ جاری ز تنش بر عطشش افزوده است

گیسویش هست معطر به شمیم مادر
شمر بس کن، مبر آخر سوی آن گیسو دست

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۰۲ ، ۰۴:۵۲
عبدالرقیه

... لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ

چنان لبخند زد در اولین دیدارِ بابایش
که شد جبریل از عرش برین محو تماشایش

کسی را که شود ممسوس حق، باید علی نامید
علی جانم فدای او و اسم با مسمایش

چه تصویری، تصور کن به روی دست، ثارالله...
علیِ اکبر خود را نشان داده به سقایش

قسم بر طور سینا و قسم بر تین و بر زیتون
مراد از أحسنِ تقویم باشد روی زیبایش

شبیه مصطفی خَلقش، شبیه مصطفی خُلقش
شبیه مصطفی حتی کلام و نطق و آوایش

همه یاد نبی افتاده، باور کن که حق دارند
امینِ وحیِ حق، هم خوانده او را گاه طاهایش

یقین دارم که جان داده اذانش بر دل عیسی
که تکبیر علی اکبر نمود او را مسیحایش

اگر انگور می خواهد علی، حق می کند نازل
جناب شاهزاده، میوه ی جنت گوارایش

بدان بانوی پر فضل و اصیلی مادر او بود
بخوان این جلوه از انوار را فرزند لیلایش

تمام عمر دست و پای بابا را علی بوسید
که روزی تا ابد سر را گذارد زیر پاهایش

چنین آرامش قلب و چنین فرزند رعنا را
چرا باید پدر روزی ببیند ارباً اربایش؟!

کفن نه که فقط سطح کسای اهل بیت وحی
شرف دارد برای پهن گشتن زیر اعضایش

فَدَینا آیه ی ذبح حسین و بچه های اوست
سرم نذر علی اکبر، به قربان فَدَینایش

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۰۲ ، ۲۰:۳۱
عبدالرقیه

شب نزول انوارِ رحمت حسین است
سلام هر رسولی، به ساحت حسین است

به هر شکسته بال و شکسته دل بگو که
بیا کنار فطرس، ولادت حسین است

چنان صدف که گوهر نشسته در وجودش
میان ظرف قلبم، محبت حسین است

در این جهان تیره، فروغ در مسیرم...
چراغ روشنایِ هدایت حسین است

عروج عرشیان است، طواف کربلایش
بهشت، گوشه ای از عمارت حسین است

علاج هر حجابی که بر دلم نشسته
به گریه، سجده کردن به تربت حسین است

اگر که خیرخواهِ کسی شود خداوند
نشانه اش عطای زیارت حسین است

شده است جلوه ای از خدا، قدیم الاحسان
که این صفت، تجلیِ قدمت حسین است

هر آن که را ببخشد حسین، حق ببخشد
رضایت خدا در رضایت حسین است

بهای آن عبادت که نیست هم ترازش
بهای گریه ی بر مصیبت حسین است

شلوغی و هیاهو به دور قتلگاهش
مجالِ ذکر دلدار و خلوت حسین است

میان خون سه ساعت، حسین تشنه لب بود
دلیل گریه ام آن سه ساعت حسین است

عیان کند به عالم، نوای یالثارات
ظهور، امتدادی ز نهضت حسین است

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۰۲ ، ۱۹:۱۱
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب شهادت موسی بن جعفر علیه السلام، حرم مطهر رضوی

قعر مطامیری و عمامه سرت نیست
یک جای سالم بر روی بال و پرت نیست

درد غل و زنجیرها هیچ است وقتی
معصومه را دلتنگی اما دخترت نیست

از جلوه ی ماهت فقط مانده هلالی
گویی که در بین عبایت، پیکرت نیست

طوری شکسته ساق پایت بین زنجیر
دیگر علاجی بر غم زجرآورت نیست

خَلّصنی یا رب، روضه ی در پرده ی توست
این ناله ها، جز یاد داغ مادرت نیست

بر خاک نمناک استخوانت نرم گشته
بی علت این آه و فغان آخرت نیست

بر روی تخته پاره جسمت رفته اما
این وزن سنگین، وزن جسم لاغرت نیست

خوبیِ تخته پاره در این است، دیگر
در زیر پا، جسم به خون غوطه ورت نیست

قعر سیهچالت کجا و قعر گودال!
کُندیِ خنجر لااقل بر حنجرت نیست

حداقل دلواپسیِ دخترانت
ساعات آخر در وجود مضطرت نیست

هر چند در این جا غریبی، باز خوب است
چشمان ساربان، پی انگشترت نیست

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۰۲ ، ۰۶:۰۵
عبدالرقیه

ثواب شعر تقدیم به روح مطهر شهید حاج احمد کاظمی

نور دل زهرای اطهر، ام کلثوم
سبط پیمبر، بنت حیدر، ام کلثوم

ای میوه ی بر شاخه ی طوبی، دخیلک
ای هم رکاب زینب کبری، دخیلک

هر چند کمتر در غمت هیئت گرفتیم
اما ز لطفت بارها حاجت گرفتیم

بر خشکسال جان ما باران رساندی
فرش غبارآلود دل ها را تکاندی

مظلومیت یعنی قلم هم شرم دارد
از صحبتِ در باب این غم، شرم دارد

ازچه نفهمیدند برخی ها مقامت؟!
در باب تزویجت، شکستند احترامت

بر لب نخواهم برد اصلا حرف بد را
بانو ببخش آن حرف های بی سند را

تو دختر تطهیر و نور و هل أتایی
نوری نهان، تابیده از عرش خدایی

ای جلوه ی پنهان حق، ای قدر مکتوم
ای دختر خیرالنساء، یا ام کلثوم

مانند زینب باده ی غم را چشیدی
چه روضه هایی را به چشم خویش دیدی

دیدی چگونه بلبل از گلشن جدا شد
دیدی علی اصغر سرش از تن جدا شد

دیدی که تشنه، آب را دلبر صدا زد
دیدی که در خون، بین مقتل دست و پا زد

بودی کنار زینب و نزد ربابه
در شهر کوفه چون پدر کردی خطابه

نیش کلام پست ها را صبر کردی
داد و هوار مست ها را صبر کردی

بر دور ناقه، مردمی بدنام دیدی
خیلی جسارت بین شهر شام دیدی

دروازه ی ساعات آتش زد به جانت
هر لقمه ی خیرات آتش زد به جانت

نام حسینت را به هر جایی که بردی...
افتادی از پا بس که کعب نیزه خوردی

یاد جراحات زیادش گریه کردی
تا آخر عمرت به یادش گریه کردی

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۰۲ ، ۰۴:۵۰
عبدالرقیه

ثواب شعر هدیه به روح مطهر شهید سیدرضی موسوی

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی سید رضا نریمانی

منم همان که به عصیان، شکست پیمانش
همان که جهل، کشیده به سمت کفرانش

امام عصر، منم بنده ای که یک عمر است
فریب خورد و به پایان رسیده دورانش

از آسمان نگاهت، مرا گناه انداخت
کشید و برد در اعماق چاه خسرانش

مرا نخواست کسی و نبود خواهانم
خوشا کسی که تویی خواستار و خواهانش

بیا و حال خوشی را که رفته از دستم
به یک دعای سحرگاه، بازگردانش

رسید بعد فراقت، به وصل آغوشت
هر آن که پای ولایت، گذشت از جانش

طواف آخر نوکر، به دور شش گوشه است
خوشا به روزیِ سیدرضی و رضوانش

به دل ولای علی هست و از ازل شده ام
به اذن فاطمه از طیف ریزه خوارانش

خدا کند که به یک گوشه چشمِ خود مادر
به نوکران برساند نَمی از احسانش

اگر شروع شود کارها به نام علی
به لطف حضرت زهرا خوش است پایانش

چه منتی است به هر کس شده است فرزندش
چه مادری است، همه مادران به قربانش

روا نبود چنین، مادری حسینش را...
به روی نیزه ببیند، شود پریشانش

روا نبود که در ازدحام مجلس شام
میان طشت ببیند شکسته دندانش

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۰۲ ، ۱۳:۰۹
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، فاطمیه دوم ۱۴۰۲

با گریه و بدون صدا غسل می دهم
دارم شبانه جسم تو را غسل می دهم

سرو علی، به جلوه ی محراب رفته ای!
ای آبروی من، چقدر آب رفته ای؟!

شرمنده کرده رنگ رخت تا ابد مرا
زخم عمیق روی پرت می کشد مرا

کل حصیر حجره ی ما لاله گون شده
آبی که ریختم به پرت، رنگ خون شده

یادش بخیر جنگ اُحد که تمام شد
از زخم ها که در بدنم ازدحام شد

لبخند بر رخ منِ خیبرشکن زدی
مرهم به روی کل نود زخم من زدی

می خواستم برای تو جبران کنم، نشد
گفتم که زخم های تو درمان کنم، نشد

زهرا پسر عمویت ازین داغ خسته شد
در ظرف چند ماه، دو رکنم شکسته شد

پلکت چنان کبود شده، وا نمی شود
بازوی زیر و رو شده ات تا نمی شود

این داغ سخت، تاب مرا سر می آورد
رد غلاف، داد مرا در می آورد

ریحانه ی علی، علی افتاده از نفس
چیزی بگو دوباره به فریاد من، برس

ویرانه می شود حرمم، از حرم نرو
ای لیله ی مبارکه ام، از برم نرو

گرچه شکسته، ظرف وجودِ علی بمان
تنها دلیل بود و نبودِ علی بمان

زهرا ببخش اگر که علی در غمت نمرد
در پیش دیده ام به رخت تازیانه خورد

ای نور خانه ام به خدا می سپارمت
پیش حسین بین کفن می گذارمت

دیگر جز این دو تا، کفنی نیست فاطمه
جز این دو، غیر پیرهنی نیست فاطمه

زهرا، حسین سهم تنش تکه بوریاست
روزی که روی ریگ بیابانِ کربلاست

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۲ ، ۰۶:۴۱
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، فاطمیه دوم ۱۴۰۲

الا که در همه جا حاضر و هویدایی
چه خوانمت که ز توصیف من مبرایی

اگرچه دیر به درگاهت آمدم اما
به سوی بنده ی شرمنده، زود می آیی

چقدر وقت معاصی شتاب کردم و تو...
به حلم و مرحمتت کرده ای شکیبایی

قرار بود مقرب شوم به درگاهت
ولی حجاب شد این پرده های دنیایی

دلم هوای نجف کرده یا ولی الله
هوای نیمه شبِ آن دیار رؤیایی

حلال کن که ندیدی به نامه ام خیری
نداشتم بجز اشک دو دیده، دارایی

خدا کند که همین اشک های ناقابل
به قلب غرق به خونت دهد تسلایی

به زیر چوبه ی تابوتِ نیمه ی جانش
علی است مات و زمینگیرِ داغ عظمایی

"به عزت و شرف لا اله الا الله"
شده است نغمه و صوتِ غریب مولایی

به زیر چوبه به خود گفت: مردم نامرد...
گرفته اید ز بیت علی چه زهرایی

تمام بستر و دیوار و دسته ی دستاس
تمام زندگی ما شده گل آرایی

دری که سوخته با یک اشاره می افتاد
نداشت هیچ نیازی به ضربه ی پایی

چه زود شد سحر و رفت لیلة القدرم
کنار این همه غم مانده ام به تنهایی

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۲ ، ۰۶:۳۰
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، فاطمیه ۱۴۰۲، حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام

از بس که در پیکر، جراحت داشت زهرا
آه و فغان ساعت به ساعت داشت زهرا

پای امیرالمؤمنین و حق مولا
پرداخت هر آنچه بضاعت داشت زهرا

شاهد طلب کردند از صدیقه، ای وای
قلبی شکسته از اهانت داشت زهرا

هر کس به یک قصدی عیادت رفت اما
چشمی پر آب از هر عیادت داشت زهرا

زن ها به هم گفتند با طعنه که روزی...
چون سروِ رعنا قد و قامت داشت زهرا

چرخاند حتی بسترش را رو به دیوار
از دیدنِ برخی کراهت داشت زهرا

پهلوی او نه، محور دین را شکستند
بر دین خاتم، محوریت داشت زهرا

ضربات سختی خورد پشت در، اگرچه...
مانند ریحانه لطافت داشت زهرا

نه فکر حالش بود و نه دربند جانش
جان امامش، ارجحیت داشت زهرا

می بست با شال نبی پیشانی اش را
بدجور با دیوار اصابت داشت زهرا

پهلوی ضربه خورده کاری کرد با او
در هر تکان خوردن مشقت داشت زهرا

اُمّ الشهید خانه شد قبل از شهادت
چون غنچه ای بهر شهادت داشت زهرا

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۰۲ ، ۲۲:۵۸
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، فاطمیه ۱۴۰۲، حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی سید رضا نریمانی

طوری حجاب روی جرمم خدا کشیده
گویی که اصلا از من معصیتی ندیده

رویی برای برگشت، بر درگهش ندارم
از این همه خجالت، رنگ از رخم پریده

نه یاد مرگ بودم، نه فکر تنگی قبر
پس کِی به خود می آیم عمرم که سر رسیده

وقت گناه اصلا از او حیا نکردم
وای از فریب نفس و از سستیِ عقیده

خواهم امان ز روزی که دیده ها ببینند
ظالم به آه حسرت، دستان خود گزیده

بار خرابم اما در کیسه ی کریمم
ما را سوا نکرده، زهرا خودش خریده

از کودکی به لطف دامان پاک مادر
قلبم به حب حیدر، در سینه ام تپیده

پایان ندارد اصلا بی تابی از فراقش
هر کس که از شراب صحن علی چشیده

باید بمیرم از غم، بودند بین یثرب
هم مرتضی وحید و هم فاطمه وحیده

گویای لطف زهرا، آن محور وجود است
اشکی که در عزایش بر گونه ام چکیده

می رفت سوی مسجد حق را اقامه دارد
می رفت محکم اما با قامت خمیده

گفتند با تمسخر، صدیقه شاهدت کو؟!
آزرده شد ازین حرف صدیقه ی شهیده

ناگاه بین صحبت، شد منقطع کلامش
انداختش به زحمت، پهلوی ضرب دیده

یک روز هم می آید پیش تن حسینش
بر روی نی ببیند زهرا سرِ بریده

پایان ظلم دنیا روز ظهور مهدی است
این شب ادامه دارد تا سر زند سپیده

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۰۲ ، ۰۹:۵۵
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی فاطمیه اول ۱۴۰۲

دانلود صوت شعر با نوای کربلای سید مهدی حسینی

بمیرد زینبت مادر، چرا از درد می نالی؟!
گذشته چند ماه اما کماکان ناخوش احوالی

چنان گیسوی من احوال بازویت پریشان است
نزن موی مرا شانه، ندارد هیچ اشکالی

چه معنا دارد این که در جوانی قدکمان باشی؟!
چه معنا دارد اصلا این علامات کهنسالی؟!

شنیدم که شبانه رفته ای تا خانه ی انصار
شنیدم که دلت خون شد از ایمان های پوشالی

طلوعت را مگیر اینقدر از شام سرای ما
تمام روز می بندی چرا بر صورتت شالی؟!

دو ماه و نیم، دلتنگِ لب خندان تو بودم
شنیدم پیش اسما خنده کردی، جای من خالی

پرت سرخ و رخت زرد و تبت پایین نمی آید
نمانده از جراحاتت برای دخترت حالی

حسین آبی طلب کرد و پریشان گشت احوالت
مزن بر سینه ات با اینچنین وضع پر و بالی

تو خود در قتلگه رفتی به پشت در ولی مادر
در این اوقات پایانی فقط در فکر گودالی

الهی هیچ وقتی بر سر پیراهنی را که...
به زحمت بافتی، اصلا نبینم هیچ جنجالی

الهی سم مرکب ها به دور از دلبرم باشند
نبینم که شود جسمش ته گودال پامالی
 

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۰۲ ، ۱۷:۱۳
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی فاطمیه اول ۱۴۰۲

رهم نداد کسی، صاحب الزمانم داد
به نفحه ی علوی اش دوباره جانم داد

تمام عمر چنان مادری، گل نرجس
هر آنچه بود در آن خیرِ من، همانم داد

هزار بار مرا دید در گناه اما
به حلم و حوصله اش، مهلت و زمانم داد

فدای او که مرا قبل وقت تلقینم
جلوتر از دم جان کندنم، تکانم داد

چه ورطه های مهیبی که از تمامی شان
دعای نیمه شبش بارها امانم داد

دلم کجا و ولای ابوتراب کجا؟!
امام عصر، ازین نعمت گرانم داد

شراب ساخت ازین غوره ی نپخته و بعد
بهشت را سر کوی نجف نشانم داد

مرا که خورده زمینم سپرد بر زهرا
حواله بر دل پر مهر آسمانم داد

فدای فاطمه، فرمود: غربت حیدر
میان شهر پدر، داغ بی کرانم داد

امان ازین همه لاله، خجالتم ز علی...
دوباره زخم رسیده بر استخوانم داد

به خنده گفت به اسماء، طرح تابوتت
برای پر زدن، آرامش روانم داد

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۰۲ ، ۱۷:۱۰
عبدالرقیه

ثواب شعر تقدیم به روح مطهر شهید مدافع حرم نوید صفری

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی سید رضا نریمانی

منم و حسرت یک عمر پر از پرده دری
باورم نیست ولی آبرویم را ببری

قبح تأخیر مرا از کرمت زود ببخش
چون نمانده است ازین عمر، دگر آنقدری

هر کجا رفتم و دیدم که پناهم ندهند
بازگشتم به سرایت، به امید نظری

ضرر عمر هدر رفته، شود سود کلان
اگر از بنده ی خسران زده ات درگذری

جز در فیض علی را نکنم دَق الباب
همه ی خیر، فقط هست در اینگونه دری

اشک هایم همه از دوری صحن نجف است
کاش قسمت بشود دیدن صحن پدری

تازه فهمیده ام از سیر مرام شهدا
کارِ بی خصلتِ اخلاص، ندارد اثری

آرزویم همه این است شوم نذر حسین
سر دهم پای غمش مثل نوید صفری

کاش مادر بدهد کرب و بلایم را تا
تحت قبه بنشینم شب جمعه سحری

جگرم سوخته از صوت بُنَیّ، حتما...
فاطمه کرده میان حرمش نوحه گری

همه با بغضِ علی ضربه زدند اما شمر
رفت سوی بدنش با غضب بیشتری

رفت زینب به حرم سر بزند تا برگشت
پیش چشمان ترش رفت روی نیزه سری

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۰۲ ، ۱۰:۳۳
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شهادت حضرت به روایت ۴۵ روز ۱۴۰۲

خوردی زمین و خورد زمین لشگر علی
خاکی شدی و ریخت چه خاکی سر علی

نشناختند قدر تو را قدر مرتضی
تکثیر خیرهای علی، کوثر علی

غم نیست، غصه نیست سلامم کسی نکرد
کافی است یک سلام کند همسر علی

هجده بهار دیده ی من، با علی بگو...
از ساقه از چه خم شده نیلوفر علی؟!

کُشتی مرا به نافله های نشسته ات
ای در عبادت دل شب یاور علی

تا صبح ناله کردی و تا صبح سوختم
حوریه ی بهشتیِ نوحه گر علی

گرچه شبیه سایه ولی سایه ی سری
زهرا تویی پناه دل مضطر علی

قلبم شکست، روی مگیر از منِ غریب
پوشیه می زنی ز چه رو محضر علی؟!

تو پا به ماه بودی و ماه علی ببخش
خوردی زمین مقابل چشم تر علی

هر بار با نفس زدنت وقت پاشدن
تکرار می شود غم زجر آور علی

وقتی که بار بستی و از خانه می روی
از سینه می رود نفس آخر علی

شکر خدا سرت روی دامان زینب است
وای از سر حسین و دل دختر علی

این سه کفن برای تو و مجتبی و من
سهمش حصیر شد پسر دیگر علی

محمد جواد شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۰۲ ، ۲۱:۴۲
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی سید رضا نریمانی

ویران شدم که از نو دلم را بنا کنی
می سوزم آن قدر که کمی اعتنا کنی

بر التماس من احدی هم دعا نکرد
درمانده ام، مگر تو برایم دعا کنی

ای وارث کسای یمانی، مرا بس است...
یک گوشه چشم بر منِ یک لاقبا کنی

دست مرا رها بکنی غرق می شوم
دست مرا بگیر، مبادا رها کنی

شرمنده ام... نه از بدی فعل دشمنان
از این که از گناه رفیقان حیا کنی

ای کاش زیر تابش خورشید، در نجف
امراضِ لاعلاج دلم را دوا کنی

بر آستان شاه نجف سجده می کنم
تا نزد شاه، سنگ دلم را طلا کنی

ای خوش به روزی عجمیان و آرمان
در راه خویش، کاش مرا هم فدا کنی

وقتش رسیده تا که در این ظلمت جهان
با نور اشک، پلک مرا آشنا کنی

با عجز و التماس فقط گریه می کنم
تا قسمتم زیارت کرب و بلا کنی

قابل که نیستیم ولی از کرامتت
ما را برای روضه ی مادر سوا کنی

آه و فغان میان دل ما شود به پا
تا خیمه های فاطمیه را بپا کنی

خون می شود دلت، به فدایت که ملتهب
چشمت به روی باغ پر از لاله وا کنی

داغت یکی نبوده و یاد "حسین" هم
وقتی شکفت غنچه روی "بوریا" کنی

محمد جواد شیرازی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۰۲ ، ۱۶:۳۴
عبدالرقیه