سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

خوش آمدید

استفاده از اشعار برای تمام ذاکرین و مجالس اهل بیت علیهم السلام مجاز می باشد.

طبقه بندی موضوعی

۹۲۱ مطلب با موضوع «الف/ تقسیم بر اساس نام شعرا» ثبت شده است

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

 

بر جان عاشقان ولایت خبر رسید

نوباوه ی بتول به وقت سحر رسید

از برکتش خدا به گدا بیشتر رسید

امشب ز راه زاده ی زهرا اگر رسید:

 

آمد که حال خسته ی ما را نظر کند

فکری به حال بنده ی خونین جگر کند

 

امشب عجیب سر به هوایم برای او

دنبال ذکر و مدح و ثنایم برای او

من یک گدای بی سر و پایم برای او

مجنونم و اسیر رضایم ، برای او:

 

زشت است اگر که نوکر خود را کند جواب

حاشا به لطف زاده ی پاک ابوتراب

 

ذکر قنوت روز و شب شیعه یا رضاست

روی لبم ترنّم ذکر رضا رضاست

در کشتی نجات فقط ناخدا رضاست

در ربنای هر شب من، آتنا ، رضاست

 

این دل میان مشهد و قم چون کبوتر است

گویا که وقف زاده ی موسی بن جعفر است

 

ما را نوشته اند گدایان مشهدش

روزی خوران سفره ی احسان بی حدش

مجنون بوی عطر ضریح زبانزدش

یک عمر خم شدیم فقط سمت مرقدش

 

دانه ز دست هرکس و ناکس نخورده ایم

دل را فقط به دست جوادش سپرده ایم

 

ما عاشقان غمزده را مال خود کنید

مارا همیشه در به در آل خود کنید

فکری به حال روزیِ اطفال خود کنید

ما را ذبیح کرده و پامال خود کنید

 

امشب دهید دست گدا جام باده را

امضا کنید کرب و بلای پیاده را

 

یا ثامن الحجج نظری هم به ما نما

بر این گدای پشت درت اعتنا نما

یعنی بیا و روزی من کربلا نما

بعدش مرا برای محرم جدا نما

 

یابن شبیب های تو ما را اسیر کرد

هر آنچه کرد روضه ی تکه حصیر کرد

 

#مهدی_علی_قاسمی 

94/6/2

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۴
مهدی علی قاسمی

الا یا اهل العالم ، انَّ جدّی الحسین قتلوه عطشاناً .

الا یا اهل العالم ، انَّ جدّی الحسین طرحوه عریاناً .

الا یا اهل العالم ، انَّ جدّی الحسین سحقوه عدواناً ...

دانلود صوت شعر با نوای حاج میثم مطیعی

امان از بادها... سوزان وزیدند

امان از تیغ ها برّان رسیدند

 

ألا یا اهلَ العالم جد من را

به روی خاک ها عریان کشیدند

 

ألا یا اهلَ العالم اهل کوفه

سرش را با لب عطشان بریدند

 

سواره ده نفر ناپاک زاده

به روی آن تن بی جان دویدند

 

جسارت بر تنش کردند اما

فقط از رأس او قرآن شنیدند

 

سرش را داده اند و با بهایش

نمیدانم چقدری نان خریدند؟!

 

محمد جواد شیرازی

۹۴/۴

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۳۷
عبدالرقیه

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا

 

 

 

کنار چای خود امشب نبات می خواهم

 

قلم به دست گرفتم دوات می خواهم

 

 

 

امان نمی دهد این اشک گفت و گوی مرا

 

میان گریه کمی هم ثبات می خواهم

 

 

 

سپاه خواسته هایم مرا زمین زده است

 

از این هوا و هوس ها نجات می خواهم

 

 

 

ملامتِ من درمانده در مرامت نیست

 

بگیر دست مرا، التفات می خواهم

 

 

 

امان برای شب دفن خویش می خواهم

 

ضمان برای عبور از صراط می خواهم

 

 

 

کریم بودن تو پر توقع ام کرده

 

حضور قلب میان صلاة می خواهم

 

 

 

به راه آمدنم معجزه نمی خواهد

 

نظاره ای عوضِ معجزات می خواهم

 

 

 

شبیه صحن عتیقت بساز قلب مرا

 

برای صحن دلم انبساط می خواهم

 

 

 

کنار آب خوری های صحن گوهرشاد

 

شرابِ کوثر و آب حیات می خواهم

 

 

 

من از تو غیر خودت را دگر نمی خواهم

 

مجاور تو شدن از دعات می خواهم

 

 

 

دخیل پنجره فولاد می نشینم باز

 

برای کرب و بلایم برات می خواهم

 

 

 

ببین که نذر ابالفضل کرده ام امشب

 

بساط روضه کنار فرات می خواهم

 

 

 

به روز دفن مرا هم کسی کفن نکند

 

حصیر پاره ای از یک دهات می خواهم

 

 

 

محمدجواد شیرازی_ 94/4

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۳:۰۱
عبدالرقیه

باز هم بنده ی تو گریه کنان می آید

بر من این دوریِ آقام گران می آید

همه جا جار زدم صاحبمان می آید

ای أجل صبر کن امّید جهان می آید

 

آخرش یار سفر کرده می آید از راه

آید از راه شبی منتقم ثارالله

 

یارب العفو که این بنده ی فرّار آمد

از گنه خسته شد و بر در تو زار آمد

شب قدر است ببین عبد گنهکار آمد

عاشق و در به در حیدر کرار آمد

 

ای خدا با همه ی جرم و خطا آمده ام

به امید کرم و لطف و عطا آمده ام

 

معصیت آخرِ سر نان مرا آجر کرد

بایدامشب به برت توبه ای همچون حُر کرد

نام حیدر صدف سینه ی ما را دُر کرد

رحمت واسعه اش ظرف مرا هم پر کرد

 

امشبی را خودِ الله  عزادار علیست

هرکه را می نگرم بنده ی دربار علیست

 

سر او تا دمِ ابرو چه به هم ریخته است

چشمهایش شده کم سو چه به هم ریخته است

دلش از خاطره ی کوچه به هم ریخته است

یاد خونابه ی پهلو چه به هم ریخته است

 

فکر و ذکرش دم آخر شده زهرای بتول

شکوه ها می برد از امت خود پیش رسول

 

درد و دل با پسرش کرد دم آخر خود

کربلا جان تو و زینب غم پرور خود

قتلگه دور کن او را تو ز دور و بر خود

و بگو خوب ببندد گره معجر خود

 

کوفیان در دلشان کینه ی من را دارند

بعد تو شمر و سنان رو به حرم می آرند

 

#مهدی_علی_قاسمی 

94/4

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۲۱:۰۹
مهدی علی قاسمی

عاشق اگرچه شانه به گیسو نمی زند

بهر نیاز پَرسه به هر سو نمی زند

 

عمری است در خیال قدم رنجه ی علی 

با اشکِ چشم، آب به هر گونه می زند

 

مقصود او نظاره ی رخسار ساقی است

بیهوده بین میکده جارو نمی زند

 

از سیلیِ زمانه اگر سرخ رو شود

جز مرتضی به هیچ کسی رو نمی زند

 

هر کس به ظن خویش شود یار بی نوا

حرف از دلیلِ کوچ، پرستو نمی زند

 

کل صفات ذات خدا جز خدایی اش

با مرتضی علی به خدا مو نمی زند

 

عابد بدون حبِ علی چون کسی است که

شیپور را گرفته و وارونه می زند

 

انگورهای روی ضریحش چه می کند

بیهوده شیخ بین حرم "هو" نمی زند

 

من حاضرم قسم بخورم بر ضلالتش

هرکس نجف رسیده و زانو نمی زند

محمد جواد شیرازی ۹۴/۴/۱۶

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۰۴:۲۴
عبدالرقیه

جامِ مِی عشاق پر از باده ی ناب است

این مستی بی سابقه تقصیر شراب است

هر کس که خمار است و پریشان و خراب است

بر او ز دل میکده اینگونه خطاب است :

 

برخیز و بیا بر در میخانه ی عباس

مِی سر کش و عاشق شو و دیوانه ی عباس

 

از عرش هوادار حسین آمده دنیا

سقا و علمدار حسین آمده دنیا

عباس به دیدار حسین آمده دنیا

می گفت علی یار حسین آمده دنیا

 

او حیدر ثانی و سپهدار حسین است

صاحب علم و ساقی و سردار حسین است

 

بر عرش برین حضرت عباس نگین است

نامش همه جا زمزمه ی اهل یقین است

دریای ادب بود و دلیلش فقط این است :

اول پسر و شیر یل اُم بنین است

 

مادر پدر و هستی نوکر به فدایش

ای کاش شود جان من آخر به فدایش

 

جز ساقی لب تشنه که دلدار ندارم !‌

جز حضرت عباس خریدار ندارم

" گیرم بخرندم به کسی کار ندارم "‌

از نوکری درگه او عار ندارم

 

من کلب سرای حرمش بوده و هستم

محتاج عطا و کرمش بوده و هستم 

 

باز این دل من پر زده تا صحن و سرایش

جانم به فدای سحر کرب و بلایش

ای کاش که آقا بگذارد که گدایش

یک شب بشود زائر ایوان طلایش

 

تا حشر گرفتار علمدار حسینیم

دلسوخته از دوری بین الحرمینیم

 

علی سپهری

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۴ ، ۱۰:۳۳
علی سپهری

گفتند فرق فاتح خیبر شکسته شد

فرقش نه…رکن دین پیمبر شکسته شد

حالا که نیست فاطمه اش، سر شکسته شد

تا زنده بود کِی سر حیدر شکسته شد؟

 

در کوچه فاطمه سپر مرتضاش شد

حالا که نیست اوج غریبیش فاش شد

 

حیدر اگر به بستر خود گریه می کند

در لحظه های آخر خود گریه می کند

تنها برای همسر خود گریه می کند

بر آیه های کوثر خود گریه می کند

 

سی سال قلبش از غم زهرا کباب شد

سی سال با نگاه مغیره عذاب شد

 

فرقش شکست، خانه ولی در خطر نبود

زن پشت درب خانه و آن سو شرر نبود

شکر خدا که دشمن او پشت در نبود

این بار از مغیره و قنفذ خبر نبود

 

شمشیر گرچه تا وسط گونه اش برید

در روز دفن فاطمه آقا قدش خمید

 

عمر علی سرآمده و آخرین شب است

مولا میان بستر خود غرق در تب است

حالا که قلبش از غم و غصه لبالب است

دلواپس حسین و پریشان زینب است

 

عباس تو بمان که نصیحت کند تو را

درباره ی حسین وصیت کند تو را

 

این کینه ها دو مرتبه تکرار می شود

در کربلا حسین گرفتار می شود

در قتلگه که معرکه دشوار می شود

روباه هم شبیه سگِ هار می شود

 

از هر طرف به پیکر او حمله می کنند

در پیش چشم مادر او حمله می کنند

 

تا سعی می کند که به زانوش پا شود

سنگی دوباره سمت جبینش رها شود

با نیزه جسم بی رمقش جا به جا شود

از پشت عاقبت سرش از تن جدا شود

 

عصر دهم به زخم دل ما نمک زنند

طفلان و دختران حرم را کتک زنند

 

علی سپهری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۴ ، ۲۲:۰۵
علی سپهری

السلام علیک یا ابامحمد یا حسن بن علی

 

ما سوی شد سائل دست کریم

هستی ما هست از هستِ کریم

 

نیمه ی ماه خدا حس می کنم

بر سر خود گرمی دست کریم

 

برجمالش ماه هم سجده کُنَد

بسکه نورش هست برجَسته ، کریم

 

گر درون کوچه ای شد ازدحام

رو به روی خانه بنشسته ، کریم

 

سیل سائل ها اگر سویش روند

کی شود از بینوا خسته ، کریم؟

 

بر درِ بیت الحسن دیدم که هست

حاتم طائی تهیدستِ کریم

 

فاش گویم بین اسماء خدا

ذکر من گردیده پیوسته : «کریم»

 

خاک پای آن کسی هستم که هست

خاک پا و واله و مستِ کریم

 

هفت پشت من تماماً بوده اند

سینه چاک و عبد دربستِ کریم

 

من که باشم که دم از حیدر زنم

بر علی گردیده دلبسته ، کریم

 

گر دل ما هست مجنون حسین

این دل ما را گره بسته ، کریم

 

آخرش آن یار می آید زراه

بعد از آن دارد دو گلدسته کریم

 

مهدی علی قاسمی - ۹۴/۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۴ ، ۲۱:۰۶
مهدی علی قاسمی

پادشاه سخا امام رضا

اول و انتها امام رضا

 

دوره گردم که ذکر روز و شبم

یاحسن بوده یا امام رضا

 

پدرم زیر لب میان قنوت

نیمه شب گفت یا امام رضا

 

تا ابد شاکر توام یارب

چون که دادی به ما امام رضا

 

هر کسی خسته شد ز بدحالی

زود باید رود امام رضا

 

از همان روز اولش بوده

راه ما تا خدا امام رضا

 

علت آفرینش باران

خلقت ما سوا امام رضا

 

بین کشتی و در دل طوفان

نوح را ناخدا امام رضا

 

لب دریای نیل هم بوده

ذکر صاحب عصا امام رضا

 

شرط حج استطاعت است اما

حج شاه و گدا امام رضا

 

هر شب جمعه زیر لب گفتم

یا سریع الرضا امام رضا

 

مطمئنم که روزی سفرِ...

کربلا هست با امام رضا

 

زائر او رسید در یک جا

می رسد در سه جا امام رضا

 

جان دردانه اش امام جواد

ربنا آتنا امام رضا

 

محمد جواد شیرازی

۹۴/۴

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۴ ، ۱۶:۳۵
عبدالرقیه

دانلود فایل تصویری شعر با نوای حجت الاسلام میرزامحمدی

دانلود صوت شعر با نوای حاج میثم مطیعی

 

کارم همیشه جرم و خطا بوده از قدیم

کارت همیشه لطف و عطا بوده از قدیم

 

مغلوب نفس گشته ام و خورده ام زمین

تنها سلاحم اشک و دعا بوده از قدیم

 

می ترسم از عذاب و امیدم به فضل توست

راهِ نجات، خوف و رجا بوده از قدیم

 

قلاده ام ببند بمانم کنار تو

بیچاره آن کسی که رها بوده از قدیم

 

شغل گدایی اش به دوعالم نمی دهد

هر کس گدای آل عبا بوده از قدیم

 

می ترسم از فشارِ شبِ دفن خود ولی

دلگرمی ام امام رضا بوده از قدیم

 

نزد کریم هر که فقیر است بُرده است

آقا رئوف با فقرا بوده از قدیم

 

من عاشق تمام ائمه شدم ولی

در سینه جای دوست سوا بوده از قدیم

 

با یا حسین توبه ی آدم قبول شد

ذکرش همیشه عقده گشا بوده از قدیم

 

حب الحسین صوم و صلاة تمام ماست

حب الحسین نیت ما بوده از قدیم

 

در روضه و میان مناجات، حاجتم

برگ برات کرب و بلا بوده از قدیم

 

شب های جمعه ناله ی محزون مادری

بر زخم های رأس جدا بوده از قدیم

 

عالم شکست چون که نوشتند داغ او

سنگین برای ارض و سما بوده از قدیم

 

اموال غارتی همه میراث عترت است

عمامه ی نبی و عبا بوده از قدیم

 

محمدجواد شیرازی

رمضان ۹۴ 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۲۳:۳۱
عبدالرقیه

دانلود صوت شعر با نوای حاج سید مهدی میرداماد

دانلود صوت شعر با نوای حاج مهدی مختاری

 

آمده ماه خدا، حضرت دلدار بیا

از پسِ پرده ، گل حیدر کرار بیا

 

بی تو اصلا به مناجات صفا نیست که نیست

شده دیوارِ غمت بر سرم آوار، بیا

 

بی تو ای دوست چه خاکی به سرم ریخته شد

غصه ها در دل من گشته تلنبار بیا

 

آخر این نفس ، مرا از تو جدا کرد ولی

آمدم توبه کنم محضر غفّار بیا

 

رمضان آمده و چشم به راهت هستم

ای پناه دل این عبد گنهکار بیا

 

چقدَر خیر رسیده است به من از کرمت

چقدَر من شده ام بر تو بدهکار ، بیا

 

ترس دارم که نیایی و بمیرم آخر

لااقل لحظه ی مردن پی دیدار بیا

 

کاش می شد که قدم رنجه کنی مجلس ما

قَسَمت می دهم آقا به علمدار بیا

 

مادرت منتظر آمدنت هست هنوز

ناله ی فاطمه بین درودیوار:بیا

 

روز ها یاد لب جد غریبت هستم

نام او شد به لبم تا دمِ افطار بیا

 

نازدانه به لب تشنه ندا سر می داد

ای عمو دوری تو کرده مرا زار بیا

 

غیرت الله خبر داشته ای بی تو چه شد؟

دشمنت برد مرا بر سر بازار بیا

 

ای عمو خوب ببین صورت من را که شده است

چشمم از ضربه ی سیلی عدو تار بیا

 

مهدی علی قاسمی ۹۴/۳/۲۷

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۳
مهدی علی قاسمی

«السَّلامُ علیکَ حین تَحمَدُ و تَستَغفِر»

 

امشب دوباره مست شدم در هوای تو

امشب دوباره شعر سرودم برای تو

 

مجنونم و جنون من از حد گذشته است

من حاضرم که سر بدهم در هوای تو

 

یک عمر آمدم درِ میخانه ، ای حبیب

کی می شود که من بشوم آشنای تو؟

 

این جشن ها بدون شما گریه آور است

ساقی! میان میکده خالیست جای تو

 

آقا بیا که نیمه ی شعبان رسیده است

دل بسته ایم بر کرم و بر عطای تو

 

حالم بد است و منّت درمان نمی کشم

خود را کشانده ام دمِ مهمانسرای تو

 

از یمن مقدت قلم عفو را کشید...

...بر جرم شیعیان تو امشب خدای تو

 

رحمت بر آن کسی که شده سائل شما

رحمت بر آن که کرد مرا مبتلای تو

 

قربانی رَهَت پدر و مادرم شوند

اصلا تمام زندگی من فدای تو

 

ابلیس هم دوباره شود سر به راه اگر...

...امشب رسد به او برکات دعای تو

 

آیا شود که زنده بمانیم و بشنویم

آید ز سمت خانه ی کعبه صدای تو؟

 

در وقت مرگ منتظر مقدم توام

شاید شود که بوسه زنم من به پای تو

 

وقتی همیشه گریه بر ارباب می کنی

پس واجب است گریه کنم پا به پای تو

 

مهدی علی قاسمی ۹۴/۳/۱۱

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۱
مهدی علی قاسمی

باید که از زمین و زمان دلبری کنی

نامت نهاده اند علی، سروری کنی

 

پروانه ی دلم به تمنای شعله ات

بالش گشوده است که خاکستری کنی

 

بد نیست ای نگار بیایی و لحظه ای

فکری به تنگدستی این مشتری کنی

 

خاتم اگر نبود محمد به انبیاء

جا داشت بین خلق که پیغمبری کنی

 

از مأذنه صدای اذانت رسیده است

تحریر میزنی ز پدر دلبری کنی

 

مفتاح بندگی است اذانی که گفته ای

‌"الله اکبری" که "علی اکبری" کنی

 

فریاد کن به مأذنه "حق مرتضی علی است"‌

تا اهل شهر را همگی حیدری کنی

 

امشب بیا به حال دلم یک نظاره کن

امشب بیا که باز گدا پروری کنی

 

از کودکی همیشه به من گفته مادرم:‌

باید برای آل علی نوکری کنی

 

شرمنده ام که خار، ثناگوی گل شده است

رسمِ شماست این که گدا را جَری کنی

 

محمد جواد شیرازی

۹۴/۳/۹

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۴ ، ۰۴:۱۳
عبدالرقیه

السلام علیکَ یا اول

السلام علیکَ یا آخِر

السلام علیکَ یا باطن

السلام علیکَ یا ظاهِر

 

با همین اشک شوق بر کاغذ

می نویسم امامِ من سجاد

با صدای بلند می گویم

عشقِ شیعه ، ابالحسن .‌.. سجاد

 

من فقیرم ولی به رسم ادب

زندگی ام همه برای شما

خون ناقابلم که هیچ آقا

پدر و مادرم فدای شما

 

پدر و مادر تو را آقا

دوست دارم خودت که میدانی

پدرت فخر عالمین است و

مادرت بانویی است ایرانی

 

در میان مصیبتِ دنیا

تو زبان دعا به ما دادی

هر کجا کار ما گره خورده

یادِ ما ذکرِ ربنا دادی

 

آن کسانی که از شما دورند

بین زندان نفس محبوسند

شیعیانی که اهل دل هستند

با صحیفه همیشه مأنوسند

 

گل سجاده مستِ اذکارت

دل ما برده ای به یک غمزه

ای دمت گرم یاد ما بودی

یاد دادی به ما ابوحمزه

 

توشه باید گرفت در عالم

از مناجات راغبین شما

درِ توبه به روی ما باز است

با مناجات تائبین شما

 

در صلاة تو آمده ابلیس

شکل ماری تو را گزید اما

آنقدر محو ذات حق بودی

آخرش گفت : التماس دعا

 

نیمه شب ها به دوشتان کیسه

همه جا فکر سائلان بودی

ملجأ کودکان درمانده

بهر بیچارگان امان بودی

 

جان فدایت که بعد از عاشورا

کار تو بوده هر کجا گریه

آب می دیدی و دلت می سوخت

حافظ دین شدی تو با گریه

 

وقت ذبح چهارپا گفتی :

"آب خورده است این زبان بسته؟

پدرم گفته بود أنا العطشان

با نوک نیزه شد دهان بسته"

 

دست خالی رسیدم و دارم

چشم، بر رحمت قدیم شما

بعد عمری مزارتان خاکی است

بی حرم، قلبِ ما حریم شما

 

محمد جواد شیرازی _ 94/3/1

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۵۳
عبدالرقیه

عباس عاشقی است که همتا نداشته

کس تاب درک عاشقی اش را نداشته

 

محرابِ ابروان ابالفضل قبله است

گیرم که شهر ، صحنِ مصلا نداشته

 

از جای مهرِ روی جبینش مشخص است

شب ها به جز عبادت و نجوا نداشته

 

علامه بود ، آیت حق بود او ولی

نزد حسین ، دست به فتوا نداشته

 

باب الحسین گشته و کس جز طریق او

راهی به سوی منزل آقا نداشته

 

مدحش همین بس است اگر هم که منصبی

جز نوکری زینب کبری نداشته

 

خُلق و مرام و معرفتش ارث مادری است

ام البنین به وصفِ ادب تا نداشته

 

یا مرتضی علی رجزش بود وقت جنگ

مثل پدر ز واقعه پروا نداشته

 

چون رعد ، بین جنگ سرِ کفر می زده

یعنی شکار وقت تقلا نداشته

 

هر کس که سر زده است به کویش نوشته است

در خانه اش به غیر بفرما نداشته

 

تأثیر تکه نان سر خوان نذری اش

دارُ الشفای حضرت عیسی نداشته

 

باور اگر نمی کنی ... از ارمنی بپرس

طوری شفا گرفته که حاشا نداشته

 

حتی خدا به قدر گدایان کوی او

شب زنده دار در شب احیا نداشته

 

رحمت به سائلی که ز دستان باده ریز

جز معرفت به دوست تقاضا نداشته

 

می خواستم زبان بگشایم به مدح او

ظرفم برای منقبتش جا نداشته

 

قبرش چقدر کوچک و تنگ است پس چرا؟!

سقا مگر که قامت رعنا نداشته؟

 

گفتند تشنه بود حسین و ... نخورد آب

عباس عاشقی است که همتا نداشته

 

مجمد جواد شیرازی

94/2/31

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۵۱
عبدالرقیه


 دستِ خالی را سرِ سالی به آقا بسپرش
شب، شبِ قدرِ فقیران است، کوچک نشمرش

هفت پشتم را نظر کردم تماماً بوده اند
یک به یک عبد و غلام و یک به یک روزی خورش

مادرش حبل المتین است و هدایت می شود...‌
‌...هرکسی کرده توسل بر نخی از چادرش

خانه ای که غالبا وقف حسینیه شود
بوی جنت می دهد هر قطعه و هر آجرش

نسخه ی درمانی ام بوده فقط کرب و بلا
چون شفا خوابیده در هر ذره و هر عنصرش

در نمک زار حرم آخر مرا پاکم کنید
حاجتم بسته به دریا نیست و آبِ کُرش

یا رب اصلا در جدایی از حسینت خیر نیست
پس سرِ قلاده ام را جز به آقا نسپرش

فاطمه جان لطف کن گستاخی من را ببخش
من که می دانم نبوده شعرهایم درخورش

محمد جواد شیرازی
۹۴/۲/۳۱

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۴۹
عبدالرقیه

السلام علیک یا علی بن الحسین

 

مرغ دل باز هم غزل خوان شد

پنجمین روزِ ماه شعبان شد

 

دو سه روزی به کربلا رفت و

حال آمد دخیل سلطان شد

 

اول آمد سراغ خانه ی او...

...هرکسی از ازل مسلمان شد

 

هر که سجده نکرده بر درِ او

آخر از مسلکش پشیمان شد

 

پینه بسته است روی پیشانیش

سید الساجدین دوران شد

 

آنقدَر کیسه روی دوش گرفت

نیمه شب ها گدا فراوان شد

 

از ابوحمزه های او بوده

نفْس بیمار اگر که درمان شد

 

امشب آمد گلی به عالم که

مایه ی آبروی ایران شد

 

کاش بینم بقیع او مثل

بارِگاه شه خراسان شد

 

کار او بود اگر که چشمانم 

چشمه گردید و پر زِ باران شد

 

اصلا از گریه های هرشب اوست

که به روی لبم حسین جان شد

 

تا چهل سال آب را دید و

روضه خوان گلوی عطشان شد

 

تا چهل سال اگر ذبیحی دید 

مشکلش آب دادن آن شد

 

تا که چشمش به شیرخوار افتاد

یاد طفل رباب گریان شد

 

گریه های محرمم از اوست

شال مشکی و پرچمم از اوست

 

مهدی علی قاسمی ۹۴/۳/۳

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۸
مهدی علی قاسمی

سَلامُ اللَّهِ وَ سَلامُ مَلائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیَائِهِ الْمُرْسَلِینَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِینَ وَ جَمِیعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الزَّاکِیَاتُ الطَّیِّبَاتُ فِیمَا تَغْتَدِی وَ تَرُوحُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ

 

سلام ای زاده ی حیدر سلام ای ماه دل آرا

الا یا ایها الساقی ادر کاسا وناولها

 

دمِ میخانه بنشستم اگرچه غافل و پستم

ولی من نوکرت هستم نگاهی کن بر این شیدا

 

اگرچه روسیاهم من اگر چه بی پناهم من

ولی دل بر شما بستم پناه من تویی آقا

 

قمر خوانده شدی اما شده خورشید محتاجت

ز صورت پرده برداری کسوفی میشود پیدا

 

دخیلت خیل آدم شد گدایت پور مریم شد

توسل کرده اند امشب به تو حتی مسیحی ها

 

فدای مادرت گردد همه ذریه ی شیعه

خدا داند که در دنیا ندارد مادرت همتا

 

چه فخری برتر از این که شدی ماه بنی هاشم

تو را ام البنین مادر تو را حیدر شده بابا

 

سه ساله بر تو می نازد سکینه بر تو می بالد

درون کربلا بودی پناه زینب کبری

 

ابوفاضل شدی چون مادرت ام الفضائل شد

جز آن مادر چنین طفلی نزاده مادرِ دنیا

 

همینکه مرتضی چشمش به دستان تو افتاده 

زده بوسه به دستانت شده راز مگو حاشا

 

قیامت در صف محشر یقینا حضرت مادر

به دستان جدای تو شفاعت می کند ما را

 

دخیلک یا ابو فاضل تصدق کن بر این سائل

هوای کربلا دارم در این ساعات و این شبها

 

مهدی علی قاسمی ۹۴/۳/۱

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۰
مهدی علی قاسمی

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین

 

آمد از جانب حق سبط پیمبر امشب

عرش و فرش از قدمش گشت منوّر امشب

 

کوریِ هرچه حسود است به پیغمبر ما

آمده آیه ای از سوره ی کوثر امشب

 

رحمتِ واسعه اش کون و مکان را پر کرد

حاضرم من به هوایش بدهم سر امشب

 

عاشقان میکده باز است بیایید اینجا

همگی سجده نماییم به دلبر امشب

 

انبیا از جلوات نگهش مست شدند

ساقی میکده باشد گل حیدر امشب

 

نام او حک شده در گوشه ی عرشُ الرّحمن

نام او جلوه کند در همه جای قرآن

 

حضرت خضر شده خادم دربار حسین

عالمی مست شده از گل رخسار حسین

 

نام او مایه ی آرامش قلبم شده است

دلم از عالمِ ذَر بوده گرفتار حسین

 

ز ازل هرکه شده عاشق زهرا ، بوده ...

....نوکر و ریزه خور و عبد علمدار حسین

 

گرچه عمری است که در خانه ی او سربارم

دلخوشم من که شدم خار به گلزار حسین

 

امشب از یمن وجودش همه را می بخشند

آمده توبه کند بنده ی فرّار حسین

 

ذکر و تسبیح ملائک همه جا هست حسین

ذکرِ العفو ، در این ماهِ خدا هست حسین

 

هرکسی بر اثر گریه به او بدبین است

بر خود حضرت ارباب قسم بی دین است

 

روز و شب عاشق او اهل بُکاء است بر او

روز با گریه که آغاز شود شیرین است

 

امشب از زمزمه ی اهل سماء فهمیدم

آن که من را دمِ میخانه کشیده این است

 

در دلم خوب نظر کردم و با خود گفتم

عشق من بر پسر فاطمه از دیرین است

 

به خدا گوشه ی شش گوشه ی او جان دادم

آنقَدَر حال و هوای حرمش سنگین است

 

عاشق صحن و سرایِ حرم اربابم

به همه فخر کنم بر کرمِ اربابم

 

بر درِ خوان کرم زوزه کشان می گردیم

فارغ از همهمه ی آدمیان می گردیم

 

مُرده ایم از گنه اما شب میلاد حسین

مثل فطرس همگی در پیِ جان می گردیم

 

هرچه خیر است فقط از طرف ارباب است

روز و شب محضر او سجده کنان می گردیم

 

به خدا رازق ما نیست به جز دختر او

" آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم "

 

هرکسی طعنه به ما زد دمِ محشر بیند

دور ارباب همه سینه زنان می گردیم

 

آفریدند مرا تا که گدایش باشم

آفریدند سگ صحن و سرایش باشم

 

مهدی علی قاسمی ۹۴/۲/۳۰

 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۲۵
مهدی علی قاسمی

وَ رَوَى الشَّیْخُ أَیْضاً بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ:

 نَحْنُ أَصْلُ کُلِّ خَیْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا کُلُّ بِرٍّ....

فضل باسناد خود از حضرت صادق نقل کرده که فرمود :

ما [اهل بیت]اصل هر خیری هستیم و هر خوبی ای  از ما جوانه میزند ....

 بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏24، ص: 304

 

اصل هشتم 

با همین اشک سحر کار تکلم می شود
با وجود چشمه کِی حرف از تیمم می شود؟

 

چشم های نیمه بازم را به لطف خود ببخش
اشکِ بیش از حد دلیل این تورم می شود

 

آنقدَر ضامن شدی آخر حسابش گم شده
باز هم گفتی بیا.‌‌.. این بارِ چندم می شود؟

 

آیه ی تطهیر حق هستید و این هم حاصلش
"طابَتِ الْأرْضُ الّتی فِیهٰا دُفِنْتُم" می شود

 

پادشاهان در ورودی حرم زانو زدند
خودپرستی ها میان این حرم گم می شود

 

بس که حاجت داده شد پشت در باب الجواد
بیشتر از هر دری این جا تراکم می شود

 

رفع حاجت مانده و نذر کبوتر کرده ام
پیرمردی گفت با یک مشت گندم می شود

 

وقت خواهش کم نباید خواست از دست کریم
چون که او هرچیز دارد خرج مردم میشود

 

مثل سلمانی نیشابور، وقت احتضار
 
پیش ما آقا بیا با یک تبسم... می شود؟!

 

هر سؤالی که نکیر و منکر از ما می کنند
استناد ما فقط بر اصل هشتم می شود

 

حب تو حرز است، از آن چه خدا فرموده است:
"آدم و سنگ است در دوزخ که هیزم می شود"

 

این دل من مست اولاد امام کاظم است
یا به مشهد می رود، یا راهی قم می شود

 

هر کجا عاشق رود عرض ارادت می کند
پس سلام از هر کجا منا علیکم می شود

محمد جواد شیرازی  ۹۴/۲ 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۸:۰۸
عبدالرقیه

السَّلامُ عَلَى حُجَجِ اللَّهِ وَ أَوْصِیَائِهِ وَ خَاصَّةِ اللَّهِ وَ أَصْفِیَائِهِ وَ خَالِصَتِهِ وَ أُمَنَائِهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

 

دوباره سائلی آمد به در بار تو یا سلطان

دوباره بر سر خوانت شده ریزه خورت مهمان

 

اگر روزی کند مادر به دردت می خورم آخر

مگر صحن و سرای تو نمی خواهد سگ دربان؟

 

نگاه لطف تو بدکاره را هم بُرد در سجده

تفضل کن بر این عاصی نظر کن از سر احسان

 

برای غربتت آقا شده این روضه ها برپا

که زهرا مادرت باشد برای تو مصیبت خوان

 

دمِ عجل وفاتی را تو ارث از فاطمه داری

شبیه مادرت این روزها جسمت شده بی جان

 

شنیدم در دل زندان شکسته ساق پای تو

شنیدم هتک حرمت شد به اجداد شما آسان

 

لبت از تشنگی مثل دوتا چوب است روی هم 

گریز روضه ای باشد به لبهای شه عطشان

 

تو را با تازیانه در دل زندان عدو می زد

به یاد عمه ات زیر لگد شد دیده ات گریان

 

به یاد غربت و داغ سه ساله ناله می کردی

دلت از گوشه ی زندان رود تا گوشه ی ویران

 

تنت را با غل و زنجیر بسته روی یک تخته

به لب «هذا امام الرافضه» می گفت زندانبان

 

به دور از دیده ی دختر تنت تشییع شد آخر

امان از آن تن بی سر ، رها زیر سم اسبان

 

تن سالار زینب را سه روزی در دل صحرا

رها کردند روی ریگِ داغِ کربلا ، عریان

 

مهدی علی قاسمی

۹۴/۲/۲۳

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۲۴
مهدی علی قاسمی

دانلود بخشی از شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
دانلود صوت شعر با نوای کربلایی سید رضا نریمانی
السلام علی المعذب فی قعر السجون و ظلم المطامیر ذی الساق المرضوض

 از زخم و درد و رنج ها منظومه دارم
از عمر خود پرونده ای مختومه دارم
دردی شبیه مادر مظلومه دارم
امشب هوای دخترم معصومه دارم

 

از اشک، روی گونه ام سِیلی گرفته
بابا کجایی که دلم خیلی گرفته؟!

 

تحقیرهای دشمنم را صبر کردم
زنجیرِ دور گردنم را صبر کردم
خونابه ی روی تنم را صبر کردم
این روزها جان کندنم را صبر کردم

 

کاظم اگرچه من لقب دارم خدایا
عجل وفاتی روی لب دارم خدایا

 

بدکاره آمد تا نظر کردم دلش سوخت
تا یک نگاهِ مختصر کردم دلش سوخت
از غفلتش او را خبر کردم دلش سوخت
وقتی دعایش بیشتر کردم دلش سوخت

 

من معجزه کردم که شد چون بشْرِ حافی
این ها برای قوم غافل نیست کافی

 

 تشنه که بودم حرف از آب خنک زد
وقت نمازم بی هوا من را کتک زد
با ناسزا بر روی زخم من نمک زد
بی احترامی کرد و هی من را محک زد

 

نامرد می داند که چون عباس هستم
بر نام زهرا و علی حساس هستم

 

قدِ تنومند مرا چون دال کردند
ساق پر از درد مرا پامال کردند
جسم نحیفم داخل گودال کردند
ساده بگویم پیکرم را چال کردند

 

حتی برای خم شدن هم جا ندارم
دیگر برای این همه غم جا ندارم

 

باید فقط گریانِ بر کرب و بلا شد
جد غریبم با لب تشنه فدا شد
جانم فدایش که ذبیحاً بِالْقَفا شد
جسمش سه روزی در دل صحرا رها شد

 

با روضه های نعلِ تازه آشنایم
هر استخوان او شده چون ساق پایم

 

جسمم اگر چه رفت روی تخته پاره
دیگر نشد پیراهن من پاره پاره
پیر لعینی باز هم زد استخاره
با قصد قربت با عصا می زد دوباره

 

نامردها جد مرا صد جور کشتند
نامردها جد مرا بد جور کشتند

محمد جواد شیرازی  ۹۴/۲/۲۱

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۵:۱۴
عبدالرقیه

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین

 

دانلود صوت این شعر با نوای کربلایی جواد مقدم

 

هوای وصل دلبر را به سر دارم در این شبها

رسیده جان من برلب دگر سیرم از این دنیا

 

حسین جان بعد تو دیگر خمیده قامت خواهر

بمیرد از غمت زینب همین امروز یا فردا

 

اگر مویم سپید است و اگر من تار می بینم

دلیلش هجر تو بوده ، کجایی ماه بی همتا ؟

 

در این یکسال و نیم از بعد عاشورا شده کارم

بگیرم مجلس روضه ، کنم بزم عزا برپا

 

لباس خونی ات را باز روی سینه ام دارم

دوباره یادم افتاده غروب روز عاشورا

 

به زور ضربه ی نیزه ز روی اسب افتادی

سپاهی حلقه زد دورت شدی در قتلگه تنها

 

خودم دیدم که قاتل خنجری را دست و پا می کرد

خودم دیدم که می آمد به روی سینه ات با پا

 

خودم دیدم ز روی تل که می لرزید دستانش

جدا می کرد رأست را به پیش مادرم زهرا

 

برادر جان پس از تو خیمه هایت سوخت در آتش

عدو خوشحال و طفلانت فراری در دل صحرا

 

به دست دشمنت عمامه و  انگشترت دیدم

میان عده ای بوده سر پیراهنت دعوا

 

مرا با کعب نی از کوفه میزد دشمنت تا شام

به زیر تازیانه ناله ی من بوده : واجدّا

 

به روی نیزه تا دیدم جبینت غرق در خون است

به پای چوبه ی محمل شکستم من سر خود را

 

ز بام خانه های شام آتش بر سرم افتاد

ولی دستان بی جان و کبودم بسته بود آنجا

 

جسارت شد به دختر ها میان بزم و محفل ها

به پیش دیدگانِ خونی و شرمنده ی سقا

 

عدو ما را میان کوچه های شام می گرداند

شکسته شد غرور ما میان آن یهودی ها

 

گدایی می کنم هرشب ، سر کویِ تو یا زینب

گدایی می کنم تا کربلای من شود امضا

 

مهدی علی قاسمی - علی سپهری ۹۴/۲/۱۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۲۲
مهدی علی قاسمی

سرچشمه بود، روشن و پاک و زلال بود
زینب خدایِ بندگی ذوالجلال بود

در قله های معرفت و عاشقیِ حق
زهرا سرشت و عابد و احمد خصال بود

در مدح او بس است همین که نوشته اند
عالِم به بطنِ هر سخن و هر سؤال بود

زهرا که رفت مادر یک خانواده شد
در آن زمانه ای که خودش خردسال بود

او سال های سال کنار حسین بود
یعنی جدایی اش ز برادر محال بود

اما میان کرب و بلا حرمتش شکست
روزی که داغْ دیده و بشکسته بال بود

خود را رساند بر سر گودال پر ز خون
با حالتی که تشنه و آشفته حال بود

صد تازیانه خورد ولی باز هم رسید
زینب تمام فکر و خیالش وصال بود

بی بی جدا نشد ز تن پاره پاره اش
مست شمیم رایحه ی لایزال بود

میگفت ای برادر من، از فراز تل
دیدم برای پیرهنت هم جدال بود

با کعبِ نی زدند بماند بقیه اش
این قد خم نتیجه ی آن انفصال بود

حق داشت بعد کرب و بلا روضه خوان شود
او شاهد مصیبت سخت هلال بود*

مقتل نوشته است "که در شام..." بگذریم
کاش آنچه گفته ابن مقرم خیال بود

آتش گرفت و سوخت در آن شهر بی حیا
آن جا نظر به آل پیمبر حلال بود

داغی چشیده است که محصور واژه نیست
این روضه های سخت برای مثال بود

محمد جواد شیرازی_ 94/2/13

*بیت یازده اشاره به روضه هلال بن نافع دارد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۴۲
عبدالرقیه

یامن أعطیتنی الکثیر تقبل منی هذا القلیل

دانلود صوت شعر با نوای سید رضا نریمانی

قبل از سخن و هر عملی سینه دریده

حتی خود حق بهر علی سینه دریده
سر را نشکسته است ولی سینه دریده
امروز اگر ربّ جلی سینه دریده

معشوق رسیده است، پس این شوق از این است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

هم رتبه ی آب آمده از عالم بالا
بابای تراب آمده از عالم بالا
پرسید: شراب آمده از عالم بالا؟
فی الفور جواب آمده از عالم بالا:

در عشق، شرابِ علوی ناب ترین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

او یاور یکتای هو الله احد شد
در کعبه ی حق مظهر الله صمد شد
خشنود دل مادر او تا به ابد شد
چون بنت اسد بود و دگر ام اسد شد

او قبله و مقصود همه اهل یقین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

گشتند ملائک همه خرسند به دورش
عشاق رسیدند چو اسپند به دورش
حجاج همه وقت طوافند به دورش
قبل از همه چرخید خداوند به دورش

"حق است علی" حک شده بر عرش برین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

قطره همه ی عمر نگاهش پیِ نهر است
هر نهر امیدش همه در وصلتِ بحر است
"دریاست علی" زمزمه ی صاحب دهر است
بر طبق حدیثِ نبوی علم چو شهر است

فرمود که من شهر و علی باب مدینه است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

تا دید علی دست گدا گشته مشخص
انگشترش از زیر عبا گشته مشخص
پس معنی آیات ولا گشته مشخص
با نور علی نور خدا گشته مشخص

خورشیدِ سماواتیِ ربُ الارضین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

حیدر که رجز خواند عدو بی خبر افتاد
در معرکه دیدند هزاران سپر افتاد
با تیغ دو سر، سر پیِ سر ضربدر افتاد
با شیر خدا هر که در افتاد ور افتاد

پس خصم علی تا به ابد نقش زمین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

تنها اسدالله به خیبر شده فائق
مبهوت شدند آن دو فراری منافق
از واهمه گشتند به هر سو متفرق
جا داشت همان لحظه که طاغوت کند دق

نفرین خدا پشت سر آن دو لعین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

تا هست علی هیبت اسلام بماند
اوهام شیاطین همه ناکام بماند
میخواست دل فاطمه آرام بماند
نگذاشت علی فاطمه گمنام بماند

حیدر همه ی دغدغه اش ماندن دین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

بی مهرِ علی کل عبادات تلف شد
ا
مشب دلم از حب علی پر ز شعف شد
پابوسی سلطان نجف باز هدف شد
هرکس که شبی داخل ایوان نجف شد

با مهرِ علی داخل در حصن حصین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

من زار علیاً بنجف صار سعیدا
و مَضْجَعُهُ لیس مِنَ العرش بعیدا
جِبْریٖلُ یُنادِی بِنِدٰاءٍ لَنْ یَبِیٖدَا:
من مات على حبّ علی مات شهیدا

با حب علی هر جگر پاک عجین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

از شهر نجف راهی دربارِ حسینیم
دیوانه و آواره ی بین الحرمینیم
در کرب و بلا غرق غم و شیون و شینیم
مبهوت نظر بر حرم نور دوعینیم

خاک حرم کرب و بلا نقش جبین است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

 

گفتند حسین از کمرش تیر کشیده
گفتند که از پشت سرش تیر کشیده
قطعا همه ی بال و پرش تیر کشده
زینب به روی تل جگرش تیر کشیده

از قتل حسین است که این داغ به سینه است
تا بوده همین بوده و تا هست همین است

محمد جواد شیرازی - 2/94

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۱۳
عبدالرقیه

صَلّی اللّه علیکَ یا أمیرالمؤمنین

 

دانلود صوت این مداحی با نوای کربلایی حسین طاهری

 

عالم فدای خاک درت یا ابوتراب

هستم اسیر و در به درت یا ابوتراب

 

امشب ملائکه همگی صف کشیده اند

بهر طواف دور سرت یا ابوتراب

 

موسی و خضر و یوسف و یعقوب بوده اند

عمری گدای یک نظرت یا ابوتراب

 

عیسی اگر که معجزه اش زنده کردن است

این گوشه ای است از هنرت یا ابوتراب

 

لا فرق بینک....به خدا غرق حیرتم

رب خوانمت و یا بشرت یا ابوتراب(۱)

 

چشم رسول بوده به هنگام کارزار

بر دست های معتبرت یا ابوتراب

 

در مدح تو بس است همین قدر گفته اند:

جوشن نداشت پشت سرت یا ابوتراب

 

بی شک دعای فاطمه در بین جنگ ها

بوده مدافع و سپرت یا ابوتراب

 

یک تکه استخوان بدهی تا ابد بس است

افتاد اگر به ما گذرت یا ابوتراب

 

آیند سوی تو همه ی شیعیان به حشر

همچون گدا به دور و برت یا ابوتراب

 

ما ریزه خوار لطف حسینیم تا ابد

ما سائلیم بر پسرت یا ابوتراب

 

ذُخرالحسین و پشت و پناهش که بوده است

در کربلا به جز قمرت یا ابوتراب؟

 

هر بار آمدم به نجف مست گشتم از 

فیض زیارت سحرت یا ابوتراب

 

از بس نخورده است هوای نجف به ما

گردیده ایم خون جگرت یا ابوتراب

 

ای کاش عاقبت سحری در حریمتان

باشم غلام و رفتگرت یا ابوتراب

 

هر کس ندیده صحن تو را غصه میخورد

هر کس نرفته کرب و بلا غصه میخورد

 

مهدی علی قاسمی ۹۴/۲/۱۰

 

۱)پ ن:

در دعای ماه رجب چنین تعبیری آمده:

«...لافرق بینک و بینها إلّا أنَّهم عِبادُک و خَلقُک...»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۱۹
مهدی علی قاسمی

یا علی گفتم جنونم باز هم بسیار شد

نقطه بودم حب حیدر دور من پرگار شد

 

 

معصیت کردم ولی هربار دستم را گرفت

اولش ستار شد، بعدش خودش غفار شد

 

 

 

بی وفا بودم ولی آقا فقط لطفش رسید

بر گدایی که همیشه بر سرش سربار شد

 

 

 

حب جنت، نه... که مقصود اقتدا بر مرتضاست

در دل شب ها اگر عبد علی بیدار شد

 

 

 

نام مولا چون محمد رکن آیین من است

پس دو باری نام او هم در اذان تکرار شد

 

 

 

حق تعالی خواست تا حیدر مراد ما شود

در قبول هر عمل حب علی معیار شد

 

 

 

روی هر برگِ درختی حک شده نام علی

این علی های رُخَم را فاطمه معمار شد

 

 

 

ذکر هر مرغی در عالم نام زیبای علی است

هر دم و هر بازدم که خارج از منقار شد

 

 

 

دشمنانش هم همه مدح و ثنایش گفته اند

"لافتی إلّا علی..." اصلا مگر انکار شد؟

 

 

 

کار هر کس نیست فتح خندق و بدر و حنین

قصه ها دارد اگر که در لقب کرار شد

 

 

 

وارث علم نبی و حاکم روز جزا...

...سنجش اعمال و سیفِ حضرت قهار شد

 

 

 

یا من أرجوه لکل خیرِ من تنها علی است

باطن اذکار شد، او مخزنُ الاسرار شد

 

 

 

من نمی دانم چه سِری دارد ایوان نجف

هر کسی یکبار آمد بعد از آن بیمار شد

 

 

 

شد بنا قبرش میان قلب هر کس عاشق است

ای بنازم این حرم را کعبه ی سیار شد

 

محمد جواد شیرازی ۹۴/۲

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۰۳
عبدالرقیه

السلام علی محالّ معرفة الله 

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی حسین طاهری

امشب شب گدایی و عرض ارادت است

باب المراد آمده و وقت حاجت است

 

امشب دوباره خنده به لبهای مرتضی است

وقت نزول آیه ی ناب امامت است

 

یک یا جواد گفتم و دل کاظمین رفت

نوکر همیشه در پی طوفِ زیارت است

 

یادش بخیر جامعه خواندم میان صحن

بین بهشت... نه ... حرمت فوق جنت است

 

وقت زیارتت همه در فکر مشهدند

از بس میان این دو عمارت شباهت است

 

حبّ تو را امام رضا هدیه می دهد

با این حساب عاشقتان با سعادت است

 

ما را ولایت تو زآتش نجات داد

خواندی مرا که عادت تو در مروّت است

 

ما سائلان سفره ی پر برکت توایم

هرکس نشد گدای شما بی لیاقت است

 

توحید بی ولای شما کفر مطلق است

دینِ بدون نام تو عین ضلالت است

 

تنها به فعل و سیره تان اقتدا کند...

...امروز اگر که شیعه به فکر برائت است

 

بر خشم و کینه های تو از آن دوتن قسم

لعن عدوی فاطمه هر دم عبادت است

 

صد مرده زنده می شود از نام نامی ات

عیسی دخیل توست که اهل کرامت است

 

با ذکر یا جواد دلم زیر و رو شود

نامت برای قلب سیاهم طهارت است

 

شعرم اگر توان ثنای تو را نداشت

آقا ببخش شاعرتان بی بضاعت است

 

مهدی علی قاسمی ۹۴/۲/۸

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۰۳
مهدی علی قاسمی

دانلود صوت شعر با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی

 

بی هوا درب خانه ات وا شد

عده ای نانجیب آمده اند

بین سجده، بدون عمامه

پیِ تو ای غریب آمده اند 

 

می کشیدند دست بسته تو را

دل به تقدیر داده بودی تو

دشمنانت سوار بر مرکب

پشت مرکب پیاده بودی تو

 

جان فدایت که روضه خوان بودی

یادِ نور دو عین افتادی

عقب قافله زمین خوردی

یادِ بنتُ الحسین افتادی

 

تا رسیدی به کاخ آن ملعون

پر و بالت تمام خاکی شد

ذره ای از بها نمی افتد

گیرم اصلا امام خاکی شد

 

متوکل شراب آورد و...‌

بعد از آن بی حیا به تو خندید

طعنه زد لااقل بخوان شعری

شعر خواندی... وجودِ او لرزید

 

دل زهرایی ات شکست آن جا

یادت افتاده بود بزم شراب

یاد دندان و خیزران بودی

یادت افتاده بود اشک رباب

 

یادت آمد که چوب دستی خورد

به سر و روی و دیده ی جدت

چشم عباس خیره شد ناگاه

سوی رأس بریده ی جدت

 

می چکید اشکش از نوک نیزه

سوز بغض گلویم این جا بود

دختری زیر لب فقط می گفت:

کاش الآن عمویم این جا بود

 

محمد جواد شیرازی

۹۴/۲/۲

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۱۹
عبدالرقیه

سلام ای حضرت دلبر سلام ای سبط پیغمبر

سلام ای معدنُ الرَّحمه سلام ای شافع محشر

 

کسی که جامعه خوانده دلش در سامرا مانده

چرا قسمت نشد دیگر نماز و اشکِ بالاسر

 

دوباره غربت شیعه دوباره ناله ی زهرا

دوباره دیده گریان شد برای زاده ی حیدر

 

امام شهر سامرا دلم خون است ای آقا

چرا رنگ رُخَت زرد و چرا جسمت شده لاغر؟

 

بمیرم در غمت آقا چه کرده قاتلت باتو

که فرزندت کنار تو زند بر صورت و بر سر

 

دوباره تشنگی افتاده بر جان گل زهرا

دوباره گوشه ی حجره به خود پیچیده یک رهبر

 

الا یا ایهاالهادی فدای غربتت مولا

که می بُردند از خانه تو را با وضع شرم آور

 

نمی دانم چه در ذهنت تداعی گشت وقتی که

شراب آورد و تعارف زد به تو آن پست خیره سر

 

ولی جانها شده برلب برای عمه ات زینب

که در بزم شراب آمد خمیده قدّ و بی معجر

 

اگر چه لحظه ی آخر فقط پیشت حسن بوده

ولی در پیش چشمانت نشد فرزند تو پرپر

 

به روی دست جد تو گلوی اصغرش خون شد

سه شعبه آمد و دیگر نمانده چیزی از حنجر

 

شما را با سر عریان میان کوچه می بردند

ولی دیگر نشد رأست جدا با ضربه ی خنجر

 

امان از عصر عاشورا که شاه دین زمین افتاد

امان از ضربه ی آخر امان از شیون مادر

 

مهدی علی قاسمی - ۹۴/۲/۱

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۱۴
مهدی علی قاسمی